در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او بیش از 12 سال است که به فیلمنامهنویسی هم میپردازد و فیلمنامههای بیش از 10 سریال و چند تلهفیلم را نوشته است. مامور بدرقه (سعید سلطانی)، باغ شیشهای (مهدی مظلومی) و موج و صخره (مجید صالحی) از جمله فیلمنامههای او در سالهای اخیر است. با او که 2 سریال کلید اسرار و ییسان را در زمینه دوبله در حال پخش دارد، گفتوگوی کوتاهی انجام دادهایم.
وقتی برای گویندگی در کلید اسرار دعوت شدی، میدانستی که قرار است به جای چه کسی صحبت کنی؟
وقتی دعوت میشوم، معمولا سوال میکنم که در چه کاری و به جای چه کسی قرار است صحبت کنم. گاهی هم وقتی سر کار میروم، مشخص میشود. در کلید اسرار مدیر دوبلاژ ـ آقای نظامی ـ نگفت که نقشم چیست و بعدا فهمیدم.
شما اطلاع داشتی که قبلا افشین زینوری، بهمن هاشمی و حمیدرضا آشتیانیپور به جای راوی این سریال صحبت کرده اند؟
بله. من در بعضی از قسمتهایی که آقای قنبری دوبله کرد و زینوری نقش راوی را به عهده داشت، گویندگی کردم. مدتی بعد از این که آقای آشتیانیپور مدیر دوبلاژ این سریال شد، مرا دعوت کرد و چون قبلا با او کار کرده بودم نپرسیدم که نقشم چیست. استدلال وی این بود که راوی جوان تر شده و صدای من بیشتر از صدای خودش مناسب او است.
در چنین مواردی لازم میدانی که از دوبلور یا دوبلورهای قبلی اجازه بگیری؟
بله زیرا عرف است هر چند اخیرا کمتر رعایت میشود. اگر آقای آشتیانیپور به جای راوی صحبت نکرده بود، از دوبلورش اجازه میگرفتیم.
از کار راضی هستی؟
کلید اسرار را دوست ندارم زیرا هم ساختارش ضعیف است و هم محتوایش ایراد دارد. تحجر دارد و پیامهایش را خیلی رو ارائه میکند. بعضی از قصههایش به خرافات تبدیل میشود و بیشتر بیننده را تحمیق میکند تا این که به رشد باورهای مذهبی او کمک کند.
این سری، ضعیفترین سری کلید اسرار است و زمان ساختش 10 تا 15 سال پیش از سریهای قبلی است. با اکراه در آن گویندگی میکنم.
پس چرا ادامه میدهی؟
چند قسمت ابتدایی آن بد نبود، اما رفتهرفته ضعیفتر شد. از نظر حرفهای چون چند قسمت را کار کردهام. باید ادامه بدهم و درست نیست که دست مدیر دوبلاژ را در پوست گردو بگذارم.
البته یک خوبی دارد، این که باعث میشود صدایت شناخته شود درست است؟ هرچند که به اندازه سریهای قبلی بیننده ندارد و زمان پخش نیز مناسب نیست.
بله و تنها انگیزه ادامه دادنم همین است.
تابستان امسال یکی از سریالهای قدیمیات به نام گیوم تل دوباره پخش شد. ماجرای گویندگی ناتمامت در این سریال چیست؟
این سریال را آقای قنبری سال 81 دوبله کرد، زمانی که کمتر از 2 سال از ورود من به دوبله میگذشت. نقشی را میگفتم که بعد از حدود 24 قسمت آن را به آقای ربیعی دادند. نقش، سخت و حجمش زیاد بود و عدهای معتقد بودند صدایم برای آن جوان است، اما من از پس آن برآمدم. پیش از آن و در دوران کارآموزی یکی از بلندترین نقشهایی که گفتم در فیلم عدالت شخصی بود که آقای تهماسب دوبله کرد. نقشی که چندین صفحه دیالوگ داشت و گاهی بیوقفه حرف میزد. ما خوب شروع کردیم، اما ترمزهایی را کشیدند تا به اصطلاح پررو نشویم و دور بر نداریم!
شما که در دانشگاه، بازیگری و کارگردانی خوانده بودی چطور شد که به فیلمنامهنویسی و دوبله روی آوردی؟
به عشق تئاتر و به خاطر بازیگری شروع کردم، اما آن زمان وضعیت درآمد تئاتر خوب نبود. شرایط بد اقتصادی باعث شد از تئاتر فاصله بگیرم. میخواستم دوام بیاورم و به آرزوهایی که داشتم برسم. آن زمان به راحتی اجازه نمیدادند کارگردان شویم و چون نمایشنامه و قصه مینوشتم و شعر میگفتم. از سال 78 فیلمنامهنویسی را شروع کردم و شیفتهاش شدم و اکنون هیچ چیز مثل نوشتن مرا راضی نمیکند. دوبله از کودکی جزو علایقم بود. صداهای زیبا را دوست داشتم و از آنها خاطره داشتم. یک سری از صداها و کاراکترهای فیلمها و کارتونهای آن زمان جذبم میکرد. مثلا نقش کسلر در ارتش سری را به خاطر صدای آقای تهماسب دوست داشتم. به نظرم دوبله ماهیت جادویی و سحرآمیز دارد.
صداها و آواهای ایرانی با کاراکترهای خارجی و جهانی مخلوط میشود و حالتی سحرآمیز به وجود میآید. معتقدم در ایران بعد از بازیگری، دوبله بیشترین طرفدار و شیفته را دارد، هم به دلیل ماهیت خود دوبله و هم به خاطر تعدادی از پیشکسوتان که جنس صدایشان فوقالعاده و آسمانی است، هرچند بسیاری از صداها هم چون زیاد شنیده شدهاند، خوب به نظر میرسند.
محمدرضا کلانتر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: