به یک جلسه هم اشاره کردیم؛ یک جلسه خانوادگی که هرکس حرف و نظرش را بگوید، تا این تغییر برنامه هم باب میل همه افراد خانه باشد(البته در حد امکان) و دوم آنکه هرکس گوشهای از کار را برعهده بگیرد تا در این چند هفته اول به کسی بیش از حد سخت نگذرد.
البته مادرها از همین حالا میدانند بیشتر مسوولیت بر عهده آنهاست و باید با صبر و پشتکار(همان صفتهای همیشگی مادرها) کار را پیش ببرند.
اگر این قسمت را در هفته گذشته خوانده باشید و اگر یادتان باشد، بحثمان تا ناهار و اهمیت آن پیش رفت.
نخستین نکتهای که امروز به آن اشاره میکنیم و سریع هم از آن میگذریم، وعده عصرانه برای بچههای مدرسهای است.
عصرانه دوست داشتنی
بد نیست به بچههایی که سالهای ابتدایی مدرسه را میگذرانند عادت دهیم پس از ناهار، قدری استراحت کنند؛ این عادت هم فرصت مناسبی برای مادر فراهم میکند تا به کارهای خانه برسد و هم بچهها را آماده میکند تا با انرژی بیشتری کارهای مدرسه را انجام دهند.پس از این استراحت و انجام تکالیف، معمولا بچهها گرسنه هستند؛ پس باید یک عصرانه باب میلشان برای آنها تدارک ببینید.
این صفت بابمیل بودن، برای بچههای کوچکتر مهمتر است تا این وعده غذایی را هم با اشتها بخورند.
پس خوب است در همان جلسه خانوادگی، در فهرست غذاهای هفتگی، ستونی را هم به عصرانه اختصاص دهید.
یادمان باشد که عصرانه مناسب، به معنای پرهزینه یا وقتگیر بودن نیست.
شاید همین برنامه فرصت خوبی برای تغییر ذائقه بچهها به سوی غذاهای سالمتر باشد؛ پس لطفا ساندویچ سوسیس و کالباس را در برنامههای غذایی جا ندهید.
شامهای سبک و رنگین
آخرین وعده غذایی انسانها شام است؛ یک مثل قدیمی چنان این وعده را بد میداند که میگوید آن را باید به دشمن بدهیم؛ اما به نظر میرسد معنای این مثل هم نخوردن کامل شام(حداقل برای بچهها و نوجوانان) نیست؛ ولی این وعده باید در حد امکان سبک باشد؛ اما سبک بودن هم منافاتی با رنگین و خوشمزه بودن ندارد، پس برای همین وعده سبک، باید بیشتر فکر کرد.
میتوان از مواد سبکی مانند سبزیجات، لبنیات، صیفیجات و... غذاهای سبک، ساده و خوشمزهای تهیه کرد.
لامپ اضافی خاموش
پس از وعده شام باید مدتی صبر کرد و بعد به رختخواب رفت؛ این زمان بهترین فرصت برای دور هم بودن خانواده و گفتن، شنیدن و گپ زدنهاست؛ پس بچهها را طوری عادت دهید که پیش از صرف شام، کارهای مدرسه را تمام کرده باشند.
نیم ساعت تا 45 دقیقه بعد از شام، بچهها باید بخوابند.این هم از کارهای مهمی است که نیاز به برنامهریزی و در حقیقت فرهنگسازی دارد.
بهنظر میرسد ما ایرانیها در این مورد خیلی موفق عمل نکردهایم، اما میتوانیم این کار را از خانواده خود شروع کنیم.
نوبتهای بعدازظهری
شاید مادرهایی که بچههایشان در نوبت بعدازظهر درس میخوانند با مشکل بیشتری برای داشتن یک برنامه مناسب غذایی، درسی و خانوادگی مواجه باشند؛ تازه گروهی هم هستند که یکی از بچهها در نوبت صبح است و دیگری در نوبت بعدازظهر.
اما این موضوع نه گناه بچههاست و نه گناه مادرها، فقط امیدواریم آنها که باید فکری برای این موضوع بکنند، زودتر این کار را انجام دهند.
تربیت مناسب بچهها تنها وظیفه والدین نیست؛ این موضوع یک نیاز عمومی است که به هماهنگی تمام نهادهای اجتماعی نیاز دارد.
تفاوت نوبتهای تحصیلی بچهها در یک خانه، بار کاری مادران را چند برابر میکند، اما بالاخره مسوولیت بچهها با شماست؛ باید بنشینید و باز هم با همکاری همه افراد خانواده، فکری برای این موضوع کنید.
مرضیه عالمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم