ریمانیچ که در منطقهای مرزی بین کرواسی، ایتالیا و اسلوونی به دنیا آمده است از 18 سالگی بال چپ فیکس تیم ملی یوگسلاوی سابق بوده و به همراه این تیم در رقابتهای اروپایی و جهانی درخشیده است.
پس از آن به مدت 16 سال در تیمهای باشگاهی مردان و زنان کشور نروژ کار کرد. سرمربیگری تیمهای بایسن، نوردستراند، لارویک، اولتچیم، فایلینگن و استاوانگر مسوولیت ریمانیچ در شمال اروپا بوده است.
او که به چند زبان زنده دنیا تسلط دارد پیش از ورود به ایران، سالها در برخی کشورهای آسیایی مربیگری کرده است که از جمله میتوان به هدایت 2 ساله تیم السالمیه کویت، حضور یک ساله در عربستان و همچنین سرمربیگری دو ساله تیم ملی ژاپن اشاره کرد.
او در طول دوران چندماهه حضورش در ایران ضمن برگزاری اردوهای متعدد برای ملیپوشان، سفرهای زیادی به نقاط دور کشور برای کشف و شناخت بازیکنان مستعد و برگزاری دورههای آموزشی فشرده انجام داده است تا فعالیتی چشمگیر از خود نشان دهد.
ضمن این که دیدگاههای فنی این مربی که در هندبال اروپا به تخصص در سازماندهی مشهور است در اجرای برنامههای فدراسیون نقش بارزی داشته که از جمله آنها میتوان به حضور فعال این سرمربی در کنار تیم جوانان ایران اشاره کرد که به درخشش این تیم در رقابتهای جهانی و کسب عنوان دوازدهمی دنیا انجامید.
هرچند هنوز برای برآورد و ارزیابی عملکرد این مربی زمان مناسبی سپری نشده و تیم ملی هندبال ایران با هدایت وی در هیچ تورنمنتی شرکت نکرده است ولی رایزنیهای وی در اروپا بسیار نتیجهبخش بوده و در شرایطی که انجام دیدارهای تدارکاتی با تیمهای مطرح برای هر یک از تیمهای ورزشی ما به رویا شباهت دارد او توانسته تدارک بازی با بهترینهای هندبال جهان نظیر سوئد، کرواسی، مصر، نروژ، دانمارک و... را فراهم کند.
در آستانه 3 رویداد مهم شرکت در رقابتهای کسب سهمیه المپیک، شرکت در تورنمنت بزرگ اروپا و شرکت در رقابتهای جام ملتهای آسیا (انتخابی جامجهانی) گفتوگویی مفصل با سرمربی آرام و خوشمشرب تیم ملی هندبال نکات فنی فراوان و ارزشمندی برای علاقهمندان این رشته جذاب و پرتحرک ورزشی به ارمغان میآورد.
مربیای که دل پرخونی از عدم همکاری یک باشگاه مشخص و کمتوجهی آنها به تیم ملی کشورشان داشت و از این که ناچار شده قید حضور بهترین ملیپوشان خود را بزند و با افرادی تازهوارد، همه چیز را از نو شروع کند عمیقا تاسف میخورد. ضمن این که رضا چلنگر مترجم ورزشی آشنا برای همه ورزشدوستان ایرانی، کمکی شایان و در خور تحسین در انجام روان و شفاف این گفتوگو به خرج داد.
شما در بازیهای آسیایی دوحه، روی نیمکت مربیگری تیم ملی ژاپن نشسته بودید و به عنوان یک رقیب، راهیابی ما به نیمهنهایی را شاهد بودید، پس مربی بیشناختی از هندبال ما نبودهاید؛ پیش از شروع فعالیت در تیم ملی ایران، چه ارزیابی از آن داشتید؟
من پیش از آن و در بازیهای غرب آسیا که در دوحه قطر برگزار شد نیز تیم ایران را دیده بودم و حتی پیشتر از آن هم چون همواره تحولات هندبال در نقاط مختلف را دنبال میکنم نسبت به ایران ناآشنا نبودم.
با چنین پیشینهای، چه ارزیابی از کار ما داشتید؟
جالب اینجاست که الان ماههاست در ایران سخت مشغول کارم و حتی با مربیان خارجی پیشین تیم ملی از جمله ماچیک هم به بحث و تبادل نظر در مورد این تیم پرداختهام. کمتر نکته ریزی است که از چشمم پنهان مانده باشد، ولی دقیقا همان نظری را راجع به هندبال ایران دارم که همان زمانها داشتم. یعنی من فکر میکنم شما به خوبی پتانسیل بسیار بالای درخشش در سطح آسیا و حضور قدرتمندانه در عرصههای جهانی هندبال را دارید به شرطی که شایستهترینها در تیم ملی گزینش شوند.
چه ویژگیهایی در بین هندبالیستهای ایرانی وجود دارد که شما را به این ارزیابی رسانده است؟
فیزیک بسیار خوب و وجود بافت فرهنگی در خور احترامی که نهتنها برای موفقیت در ورزش هندبال بلکه برای موفقیت در دیگر ورزشهای تیمی دارای توپ و تور نظیر بسکتبال و والیبال هم بسیار مفید و موثر است. به عبارت دیگر باید بگویم ایرانیها دارای فیزیک بدنی و همچنین فرهنگی هستند که میتواند آنها را در والیبال، بسکتبال و هندبال به مرتبههایی خیلی بالاتر از شرایط فعلی رهنمون کند. فقط همین.
مختصات فرهنگی ما را چگونه ترسیم میکنید؟
من از دیرباز به تاریخ ایران باستان علاقه زیادی داشتهام و مطالعات زیادی در این زمینه کردهام. شوش باستان، شیراز و تختجمشید همیشه برایم جالب بوده است و معتقدم مردم شما از پایه فرهنگی قدرتمندی بهره میبرند و در طول تاریخ، همین ریشه بلند و وسیع، آنها را یاری کرده است.
شما همین الان هم شاید مهماننوازترین مردم دنیا باشید، به این دلایل من از حضور در ایران، حسی متفاوت و کاملا مثبت دارم.
نقطهضعفهای ما در هندبال چیست؟
مهمترین نقطهضعف شما، ایرادهایی است که در سازماندهی وجود دارد و از این جهت تیم ملی نیز در جایی میلنگد. اصلا اکنون در اروپا این نکته بین مربیان ورزشی تسری پیدا کرده است که ایران ورزشی با پتانسیل بسیار قوی و ورزشکارانی بسیار خوب در اختیار دارد که در امر تشکل و سازماندهی، خیلی عقب هستند.
میتوانید بیشتر توضیح دهید؟
میخواهم از هندبال و تیم خود جدا نشوم و یادآوری کنم ایران در 3 دوره پیاپی، راهیابی به جام جهانی را تنها با اختلاف یک گل و به واسطه موقعیتهای متعددی که در گلزنی از دست داده، به حریفان واگذار کرده است در حالی که میتوانست فقط با اندکی کوچینگ یا مدیریت روحی ـ روانی قویتر یا به تعبیر دیگر، سازماندهی بهتر راهی جامجهانی شود و آنجا ارزشها و تواناییهای ناب هندبال ایران را به دنیا نشان دهد.
این کار را شما میکنید؟
من با تمام قدرت در حال انجام این کار مهم و لازم هستم و در این کار آنقدر جدی هستم که بیشتر وقتها، بازیکنان از واکنشهایم بر سر تمرین متحیر میمانند. آنها هر چه میخواهند فکر کنند. من اینجا هستم که دیگر آنها دچار نقص تکنیکی نباشند و اگر حرکتی مثلا شوت را ضعیف و ناقص اجرا کنند واکنش شدید مرا خواهند دید. آخر تا چند دوره پیاپی دیگر، باید شاهد خراب کردن موقعیتهای پیاپی گلزنی و نرفتن تیم شایسته خود به جام جهانی باشیم؟
یعنی شما قول رفتن به جام جهانی از طریق بالا رفتن از سکوی جام ملتهای آسیا را میدهید؟
من برای انجام همین کار و شاید از آن دشوارتر راهیابی به المپیک لندن به ایران آمدهام و اگر به چنین توانی نزد شاگردانم اعتقاد نداشتم، این مسوولیت را قبول نمیکردم. همه میدانند کره جنوبی قدرت برتر و بلامنازع هندبال آسیا و از تیمهای مطرح جهان است. ما باید تا یک ماه دیگر در کره جنوبی به مصاف حریفانی از جمله کره برویم در حالی که فقط یک تیم، مستقیما سهمیه المپیک را دریافت میکند و تیم دوم آن رقابتها نیز در پلیآف با یک تیم مدعی دیگر جهان هندبال که هنوز مشخص نشده است، روبهرو میشود. با این حال، ما اصلا ناامید نیستیم و خود را در وهله اول برای حضور قدرتمندانه در کره جنوبی و سپس حضور در رقابتهای جام ملتهای آسیا که مقدماتی جامجهانی نیز هست، مهیا میکنیم.
برخی کارشناسان مطرح هندبال مدعی هستند با توجه به امید کمرنگ ما در رقابتهای راهیابی به المپیک، کاش لیگ را زودتر آغاز میکردیم و تمرکز خود را روی جام ملتهای آسیا (مقدماتی جام جهانی) که زمستان امسال برگزار میشود، میگذاشتیم. نظر شما به عنوان مسوول اول فنی تیم ملی چیست؟
این نکته مهمی است. از شما میپرسم آیا ممکن است قدرتهای درجه اول هندبال آسیا در تورنمنتی مثل رقابتهای کسب سهمیه المپیک، همه توان خود را به کار نگیرند؟ از آنجا که شما در جایگاه پرسش قرار دارید و من باید پاسخگو باشم میگویم که نه. هیچ تورنمنتی در جهان ورزش جایگاه و اعتبار المپیک را ندارد و همه کشورها با تمام قدرت به دنبال راهیابی به این رویداد مهم دنیا هستند. پس در چنین شرایطی است که حریفان ما در کره با تمام قوای خود ظاهر میشوند و ضمن نشان دادن تمام نقاط قوت و ضعف خود، جایگاه حقیقی ما را هم نشان میدهند تا بتوانیم در فرصت باقیمانده به جام ملتهای آسیا، خود را کاملا صیقل دهیم و استارت دوبارهای برای کسب سهمیه جام جهانی بزنیم.
به هر حال یک یا حداکثر دو تیم به المپیک راه پیدا میکنند در حالی که برای جام جهانی شانس بیشتری وجود دارد و 3 تیم از آسیا، جواز صعود این رویداد را دریافت خواهند کرد. در شرایطی که تیم ما در بازیهای آسیایی گوانگجو به مدال نقره رسیده، سطح توقعات از این تیم بسیار بالا رفته و شاید برای اولین بار، مردم از این تیم انتظار راهیابی به المپیک و جام جهانی را پیدا کردهاند.
این از طرفی برای ما خوب است و از طرف دیگر هر دوره و تورنمنتی شرایط خاص خود را دارد و ما نباید در خواب نقره گوانگجو به سر ببریم و فکر کنیم حریفان در دیدارهای بعدی ما هم با همان شرایط، روبهرویمان خواهند ایستاد. این که شما میگویید ما در جام ملتهای آسیا به دلیل صعود 3 تیم، شانس بیشتری داریم درست است، ولی نباید فراموش کرد ما در آن بازیها در گروه موسوم به مرگ با کره جنوبی، ژاپن، کویت و فکر میکنم ازبکستان همگروه شدهایم و واقعا برای صعود باید بهترین بازیهای ممکن را انجام دهیم. با این حال، متاسفانه من مبارزه با این حریفان قدرتمند را مبارزه ثانویه خود میدانم و معتقدم در وهله نخست باید مبارزه سختتر را با شرایط به وجود آمده در داخل پشتسر بگذارم.
هر وقت یک مربی خارجی از چنین مسائلی گلایه میکند، برخی همکاران ما عادت دارند بگویند آن مربی در دریافت امتیازات و مطالبات مالی خود دچار چالش شده است. شما از لحاظ مالی و پشتیبانیهای سختافزاری تشکیلات ورزش و فدراسیون رضایت دارید؟
بله. خوشبختانه تا این لحظه از این جهات همه چیز به خوبی پیش رفته و من هیچ گلایهای ندارم.
پس مشکل چیست؟
این برای من بسیار سخت و تعجبآور است که افرادی، تیم ملی خود را به عنوان اولویت نخست درک نکنند و اهمیت چندانی به موفقیت آن ندهند، ولی متاسفانه این حقیقت تلخ وجود دارد. با این حال، من مایل نیستم در مقابل این موضوع، ماتم بگیرم، افسردگی پیشه کنم و خود را از پیش باخته ببینم، بلکه نگاهم به این اتفاق تلخ، نگاهی مبارزهجویانه است و میخواهم در برابر این اتفاقات بایستم و بجنگم با این امید که بر این مشکلات فائق آیم.
ممکن است واضحتر صحبت کنید؟
ببینید اخیرا باشگاه سپاهان که اغلب ملیپوشان ما عضو این تیم هستند، یک مربی مصری به استخدام خود درآورده است که من به آنها تبریک میگویم. آنها باید بزودی به عنوان نماینده ایران در جام باشگاههای آسیا شرکت کنند و من برای این تیم آرزوی موفقیت و کسب بهترین نتایج را میکنم، ولی مشکل اینجاست که در شرایطی که ما شاید در حساسترین برهه تاریخ هندبال ایران قرار داریم و 3 تورنمنت بسیار مهم جام ملتهای آسیا، گزینشی المپیک و بینالمللی کرواسی را پیشرو داریم، مربی جدید این باشگاه تصمیم دارد بازیکنان خود را در اختیار داشته باشد و به اردوی تیم ملی نفرستد! در این شرایط واقعا من چه قولی میتوانم بدهم؟ شما مطمئن باشید اگر همه بازیکنانم را در خدمت داشته باشم، ایران را میتوانید در جایگاه واقعی خود به عنوان قدرتی مطرح در آسیا ببینید.
و اگر بازیکنان به شما تحویل داده نشوند؟
ریمانیچ: تا زمانی که بازیکنان شاخص ایرانی تنها محصور در رقابتهای باشگاههای داخلی و آسیایی باشند دنیا آنها را نخواهد دید و هندبال ما از لایه کنونی خود خارج نخواهد شد. باید آنها را لژیونر کنیم تا سقف کنونی هندبالمان را بشکافند
به هر حال نمیتوانم خیلی معطل تکمیل شدن تیم خود بمانم و ناچارم بلافاصله جای بازیکنان نامی خود را به جوانهای آیندهدار هندبال بدهم و با آنها راهی تورنمنت کرواسی، مسابقههای کسب سهمیه المپیک و جام ملتهای آسیا شوم. به هر حال من پیش از این اتفاق هم نگاهی به جوانها داشتم و طرحم این بود که حال و آینده هندبال ایران را به موازات هم پیش ببرم و در ترکیب اصلی تیم فیزیکی، 2 جوان شایسته را به کار گیرم، ولی اکنون و با این شرایط، ناچار میشوم قدری از حال بگذرم و به آینده توجه بیشتری کنم. البته باز هم امیدوارم، شرایط حاد و حساس کنونی بیشتر درک شود و همه در خدمت منافع و مصالح تیم ملی قرار گیریم. بازیکنانی که در اختیار تیم قرار نگرفتهاند امیدهای من برای موفقیت بودند و آنها هم اعتماد خوبی به کادر فنی پیدا کرده بودند.
باز هم تاکید میکنم این چالش را نه یک مشکل بلکه یک مبارزه مثبت برآورد و ارزیابی میکنم، ولی هنوز از چنین اتفاقاتی متحیرم چون به یاد میآورم وقتی مربی باشگاهی بودم اگر یک مربی ملی در تمریناتم حاضر میشد یا بازیکنانم را به خدمت دعوت میکرد بسیار خوشحال میشدم و به این واقعیت پی میبردم که ثمره زحماتم به بار نشسته است.
به تورنمنت اروپا اشاره کردید. دعوت ایران به این تورنمنت در شرایطی محقق شد که در ماههای اخیر، انجام دیدارهای تدارکاتی بینالمللی برای تیمهای ورزشی کشورمان، بسیار مشکل شده است ولی ارتباطات شما در این اقدام مهم، خیلی مثمرثمر بود.
بله. من کارهای نهچندان قابل طرحی انجام دادم ولی فکر میکنم بیش از آن که چه کسی در این اقدام نقش داشت، شرکت ایران در چنین سطح بسیار بالایی از مسابقههای هندبال است که تاکنون سابقه نداشته است. در این تورنمنت، کشورهای سوئد، کرواسی، اسلوونی، اتریش و مصر که همگی از قدرتهای برتر المپیک، جهان و اروپا به شمار میآیند با ما روبهرو میشوند و این به معنای ایجاد رشدی شگرف در تیم ملی ما در تقابل با بهترینهای دنیاست و در وهله بعدی این که، آنجا بازیکنان ما به دقت رصد میشوند و این زمینهساز جذب بازیکنان ایرانی در باشگاههای مطرح اروپایی اعم از بوندسلیگا، فرانسه، کرواسی و دیگر باشگاههای معتبر این قاره است که این اقدام هم از دیگر برنامههایی است که به طور جدی آن را دنبال میکنم.
پس نگاه ویژهای به اعزام لژیونرهای ایرانی به هندبال اروپا دارید؛ کاری که 2 سال پیش با دعوت از برادران استکی به بوندس لیگای آلمان و دانمارک جرقه زده شد، ولی بنا به دلایلی عملی نشد!
اتفاقا یکی از دوستان من، برادران استکی را به بوندس لیگا دعوت کرده بود. همین الان هم 3 دعوتنامه برای جذب بهترین گلزن جوانان جهان (سجاد استکی) به باشگاههای اروپایی در اختیار دارم و فکر میکنم باید تعدادی از بازیکنانمان را لژیونر کنیم تا سقف کنونی هندبالمان را بشکافند و با حضور در فضایی حرفهای، هندبال ایران را به طبقهای بالاتر ببرند. باید این نگاه کلان و حرفهای در هندبال ایران به وجود بیاید که ما در صورت حضور در عرصه رقابتهای جهانی، المپیک یا تورنمنتهای بزرگی مثل تورنمنت پیش روی اروپا میتوانیم استعدادهای شاخص خود به جهان را نشان دهیم و زمینه حضور آنها در باشگاههای مطرح اروپا را فراهم کنیم. تا زمانی که این بازیکنان، تنها محصور در رقابتهای باشگاههای داخلی و آسیایی باشند دنیا آنها را نخواهد دید و هندبال ما از لایه کنونی خود خارج نخواهد شد.
جدای از استفاده از ارتباطات شخص شما، فکر میکنید چه انگیزهای تیمهای بزرگی مثل کرواسی، مصر، سوئد و... را راضی به بازی با تیمی مثل ایران کرده است؟
آنها خود مایل به بازی با ما بودهاند چون اولا همان طور که گفتم اکنون ورزش ایران در اروپا به برخورداری از بازیکنان بااستعداد ولی دارای کمبود سازماندهی مشهور شده است و از طرفی چون استیل و سبک بازی آسیاییها با دیگر تیمهای دنیا متفاوت است، کشورهای اروپایی تمایل زیادی به بازی با تیمهای قدرتمندتر آسیایی از جمله کره جنوبی و ایران دارند. در همین راستا جالب است ما دعوتنامههای دیگری از کشورهایی چون نروژ و دانمارک که قهرمان اروپا بوده است نیز در اختیار داریم. همچنین کشورهای آسیایی مثل قطر و چین هم ما را دعوت کردهاند.
بله در عین حال کتمان نمیکنم من علاقه زیادی به مطرح شدن نام ایران در نقشه اروپا و فاصله گرفتن از فضای محدود فعلی هندبال ایران دارم و این را بخش مهمی از راهبردهای کاری خود برای پیشرفت چشمگیر هندبال ایران میدانم، اما در این بین، دیواری یخی وجود داشت که اگر بشکند، مسوولان باشگاهها و فدراسیونهای اروپایی دعوتهای مکرری از تیمها و بازیکنان ما به عمل خواهند آورد.
چه موانعی سر راه لژیونر شدن استعدادهای ما وجود دارد؟
ببینید تیم ملی جوانان ایران در رقابتهای اخیر قهرمانی جوانان جهان، شگفتیساز شد و گلزن اول و دوم این مسابقهها را به دنیا معرفی کرد. بدین ترتیب که سجاد استکی اول و جمالی رتبه دوم برتر گلزنان را به خود اختصاص دادند. من هم از آن تیم، 6 نفر را به تیم ملی دعوت کردم ولی نکته اینجاست که آنها باید بیایند و در تیم ملی آنچنان قدرت خود را تحمیل کنند که به بازیکنانی دارای قدرت رهبری تبدیل شوند. فقط در آن صورت است که این بازیکنان میتوانند در هندبال باشگاهی اروپا، موفق باشند و جایگاه ویژه و موفقی به خود اختصاص دهند یعنی آنها اکنون در حساسترین مرحله هندبال خود قرار دارند و باید خود را به ملیپوشانی شاخص و بسیار تاثیرگذار تبدیل کنند. اگر در همین مراحل اشباع شوند، دیگر نمیتوانند جذب هندبال حرفهای دنیا شوند یا بلافاصله پس زده خواهند شد. قسمت غمناک قضیه این است که در چنین مرحله مهمی، به دلیل برخی روابط مبهمی که هنوز بر من پوشیده است، چهرههای شاخصی مثل اللهکرم استکی در اختیار سرمربی تیم ملی قرار ندارند و از بین بازیکنان سپاهان فقط سجاد استکی آن هم به دلیل آن که او سرباز است، خوشبختانه در اختیار تیم ملی است.
اما بازیکنان ما رضایت چندانی از درآمد خود ندارند و معتقدند در قیاس با بازیکنان رشتههایی مثل والیبال و بسکتبال، دارای درآمد خیلی پایینی هستند که این دغدغه روحی، نقشی منفی در موفقیتهایشان ایجاد میکند. شما در این مورد چه نظری دارید؟
نگاهی به بازیهای پیشین ایران بویژه مسابقههای جام ملتهای آسیا، مشکل روحی و فکری بازیکنان ما را کاملا نشان میدهد. وقتی تیمی بارها تنها با اختلاف یک گل به جام جهانی نمیرسد باید مشکلات روحی را در بین بازیکنانش جستجو کند. فکر میکنم مسوولان باشگاهها برای تقسیم بودجه به سلیقه خود ارقامی را به ورزشهای مختلف از جمله فوتبال، والیبال، بسکتبال و هندبال اختصاص میدهند. به نظر میرسد از دید بیشتر آنها فوتبال تنها ورزش در خور سرمایهگذاری است و هندبال خیلی کمتر. در حالی که اگر آنها بدانند چقدر ما در این ورزش پتانسیل موفقیت و صعود به ردههای بالای قارهای و جهانی را داریم، نگرش متفاوتی خواهند یافت و سرمایهگذاری مناسبتری خواهند کرد.
به موفقیت تیم ملی بدون سرمربی جوانان ایران در رقابتهای جهانی اشاره کردید، شما به عنوان مرد اول فنی هندبال ما چه نقشی در این تیم ایفا کردید و آیا مستقیما روی نیمکت این تیم نشستید؟
اول این نکته را بگویم که قهر کردن سرمربی و همراهی نکردن با تیم، به قول ایرانیها توفیقی اجباری برای تیم شد و ما از این بابت خیلی سود کردیم، چون لجاجت و عناد مثبتی را در تیم جوانان ایران بیدار کرد. ناری همان طور که به من، ماچیک و مسوولان فدراسیون ایرادهای زیادی گرفته بود، دستیاران و شاگردانش را نیز بینصیب نگذاشته بود و این عاملی شد که آنها برای اثبات خود از جان و دل مایه بگذارند و ما در رقابتهای جهانی شگفتیساز شویم. نقش من در آن مسابقهها این بود که با شناخت و آنالیز حریفان، مناسبترین برنامهها و لازمترین تغییرات را به دو مربی تیم که دستیاران سابق ناری بودند، ارائه دهم. با این شرایط که آنها مختار بودند تا چه حد از این توصیهها و پیشنهادها استفاده کنند.
ما در شروع بازیها، با اختلاف سنگینی بازی را به حریف واگذار کردیم، در حالی که در آن بازی و بازی بعد، کامران نصرتی 17 ساله به عنوان بهترین بازیکن میدان انتخاب شد؛ ولی در ادامه به موازات افت جمالی نصرتی و استکی، تیم ما با صحبتهای خیلی زیاد متوجه این شد که چیزی از حریفان کم ندارد و میتواند به روند موفقیت برگردد و همین بازگشت اعتماد به نفس، ما را در مسیر استفاده از تواناییهای خود قرار داد. همین برنامه به طور اختصاصی روی آن 3 بازیکن تاثیرگذار ما هم به عمل آمد و آنها هم خیلی سریع، دوره افت خود را پشت سر گذاشتند و به شرایط معمول برگشتند. به هر حال با چنین شرایطی، تیم ما نتایج بیسابقهای در رقابتهای جهانی جوانان به دست آورد و در برابر آلمان، قهرمان جهان و پرتغال نایب قهرمان اروپا بسیار خوش درخشید.
ما در دورههای گذشته همواره از کمبود آمادگی جسمانی رنج برده بودیم و تیمهای نوجوانان و جوانان ما در برابر حریفان جهانی نیمه نخست مسابقههای خود را با نتیجهای خوب به پایان میرساندند؛ ولی رفتهرفته با نزدیک شدن به پایان مسابقه، میدان و نتیجه آن را کاملا واگذار میکردند. آیا برنامه ویژهای برای رفع نقیصه همیشگی به کار بردهاید؟
با توجه به زمانی که در اختیارمان بود، چنین کاری در رقابتهای جوانان جهان ممکن نبود و نمیتوانستیم معجزهای در آمادگی جسمانی به وجود آوریم، پس تصمیم گرفتیم از تاکتیکهایی استفاده کنیم که کمترین فشار جسمانی را به بازیکنان وارد میکرد و در عین حال بالاترین بهرهوری را برایمان به ارمغان میآورد. در تیم ملی بزرگسالان نیز از این نکته ظریف غافل نیستیم و با مدیریت تاکتیکی، اجازه روبهرویی با معضل جسمانی نمیدهیم. همچنین من معتقدم برای اینکه بازیکن بتواند از آمادگی جسمانی نهفته خود بهترین استفاده را بکند، باید با ایجاد شرایط مثبت روحی ـ روانی، اعتماد به نفس او را زنده کرد؛ همان کاری که ماچیک بخوبی در گوانگجو انجام داد و نتیجهاش را گرفت. من 6 بازیکن از آن تیم موفق را به تیم ملی دعوت کردهام و حتما دستکم یکی دو نفر را در ترکیب اصلی قرار خواهم داد.
از مشکلات تیم ملی ما این است که در مقابل کشورهای عربی به خوبی دیدارهایش با ژاپن و کره ظاهر نمیشود. این را میپذیرید؟
باید این باور را به طور ریشهای و فرهنگی اصلاح کنیم و به بازیکنان بقبولانیم که حریف ضعیفی در مقابل ما قرار نمیگیرد باید آنها را عادت دهیم که مثل دیدارهایشان با کره و ژاپن، با تمام قدرت و دقت مقابل قدرتهای خطرناک دیگری مثل عربستان، قطر، کویت و بقیه کشورهای مدعی عربی قرار بگیرند.
از دیرباز با معضل وحشتناک داوری هندبال در قاره آسیا آشنا بودهاید. نگرانیای از این جهت ندارید؟
خوشبختانه چندسالی است داوری در هندبال آسیا پیشرفت چشمگیری پیدا کرده است و اکنون توکلی داور شاخص ایرانی ریاست کمیته داوران آسیا را برعهده دارد تا تنشهای کشورهای مختلف در این زمینه به میزان بسیار زیادی فروکش کند. مطمئنم مشکلی در این مورد برایمان به وجود نمیآید و هیچ تیمی بدون اثبات عادلانه قابلیتهای خود دچار برتری نخواهد شد.
قرارداد شما تا چه زمانی اعتبار دارد؟
تا اواخر اردیبهشت سال آینده قراردادم ادامه دارد و قرار است فروردین آینده در این زمینه با فدراسیون مذاکرهای انجام دهیم که آیا قرار است در ایران بمانم یا خیر.
خود مایل به ماندن هستید؟
با وجود آنکه از خانواده دور هستم و این برایم راحت نیست، ولی عاشق همکاری با تیم ملی و موفقیت در این کار هستم. من برای آینده این تیم و موفقیتهای مرحله به مرحلهاش، برنامه بلندمدت هم دارم، ولی به قولی عشق باید دوطرفه باشد وگرنه محکوم به شکست خواهد بود. در حقیقت باید دید آیا طرف ایرانی وجودم را مفید و موثر ارزیابی میکند یا خیر.
مجید عباسقلی
گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم