در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وجود زامبی در بازیهای رایانهای به موضوعی عادی تبدیل شده است و زامبیکشی یکی از تفریحات بازیکنندهها به حساب میآید. به همین دلیل است که حتی در بازیهای بزرگی مثل «ندای وظیفه» یا «سرخپوست مرده: رستگاری» هم از زامبیها استفاده و اتفاقا با واکنش مثبت علاقهمندان هم روبهرو میشود. بازی «جزیره مردگان» هم با استفاده از همین اصل، زامبیکشی دیگری را برای ما به ارمغان آورده است. داستان بازی در جزیره خیالی به نام Banoi اتفاق میافتد. قهرمان داستان که از بین 4 شخصیت انتخاب است، با حالتی گیج و گنگ در هتلی واقع در جزیره به هوش میآید و متوجه میشود که جزیره دچار بحران شده و همه مردم زامبی شدهاند. نکته جالب اینجاست که این چهار نفر به طرز مرموزی نسبت به ویروس زامبیزدگی مقاوم هستند. حالا وظیفه این گروه این است که به بازماندگان کمک و راهی برای خروج از جزیره پیدا کنند. اولین نقطه ضعف بازی در شخصیتپردازی آن است، طوری که نه تنها چیزی راجع به شخصیت انتخابیتان نمیدانید، بلکه در طول بازی هم ارتباطی با آن برقرار نخواهید کرد. فقط شخصی است که ماموریتهای محوله را انجام میدهد. از اخلاق، خصوصیات، احساسات و دیگر چیزهایی که برای ارتباط با شخصیتتان در یک بازی با گیمپلی حداقل 12ساعته نیاز دارید، خبری نیست. در ضمن طراحی شخصیتهای بازی هم چنگی به دل نمیزند. همه آنها زشت و نچسب هستند و به طور قطع بعد از مدتی از یاد تمام بازیکنندهها میروند. جزیره مردگان مثل اکثر بازیهایی که عناصر نقشآفرینی هم در آنها دخیل است، دارای ماموریتهای داستانی و ماموریتهای فرعی است. ماموریتهای داستانی در این بازی بیشتر به نجات بازماندگان، احیای مکانهای از دست رفته و تامین آذوقه مورد نیاز است و ماموریتهای فرعی مثل نجات شخصی خاص، بیرون آوردن افراد یک خانواده از خودرویی که دچار سانحه رانندگی شده است یا حتی پس گرفتن عروسک یک دختر بچه 28 ساله! که همه آنها صرفا برای به دست آوردن امتیاز، تجربه بیشتر برای ارتقا یا سرگرم شدن است. انجام ماموریتهای داستانی 12ساعت بیشتر طول نمیکشد ولی اگر کسی بخواهد همه ماموریتهای فرعی را هم انجام دهد بین 30 تا 35 ساعت میتواند در جزیره مردگان سرگرم شود. بیشتر این زمان صرف رفت و آمد بین مناطق مختلف جزیره میشود. البته مدتی که از بازی میگذرد به لطف مکانیک کمپ، استفاده از وسایل نقلیه مهیا میشود و زمانی که همه نقشه جزیره را باز کنید، امکان سفر سریع هم برایتان میسر میشود، طوری که در یک چشم به هم زدن میتوانید فاصله 2 کمپ را طی کنید. ماموریتهایی هم در بازی وجود دارد که به صورت دنبالهدار هستند و هیچ وقت تمام نمیشوند. مثل رساندن بطریهای آب به شخص خاصی برای گرفتن بدون
چون و چرای امتیاز تجربه و وجه نقد و دادن بطریهایی به شخص دیگر در ازای گرفتن مواد آتشزا. نحوه انتخاب ماموریتها جالب است، چون بعد از این که توضیحات ماموریتدهنده را گوش میکنید، جزئیات ماموریت روی کاغذی به شما نشان داده میشود و میتوانید با دیدن مقدار جایزه و امتیاز تجربه آن ماموریت را بپذیرید یا آن را انجام ندهید. البته بدیهی است که تمام ماموریتهای داستانی بازی را باید بپذیرید، چون در غیر این صورت نمیتوانید بازی را به اتمام برسانید. هرقدر شخصیتهای اصلی بیروح هستند، ولی بعضی ماموریتها در بازی وجود دارند که احساسات بازیکننده را برمیانگیزند. صحنهای که یک نفر تمام اعضای خانوادهاش را میکشد تا خودش زنده بماند یا مادری فرزندش را که زامبی شده از بین میبرد، سپس به زندگی خودش هم پایان میدهد، واقعا تاثیرگذار است. فاصله شما تا ماموریتتان در نقشه مشخص است و این موضوع باعث میشود تا بازیکننده در نقشه سردرگم نشود. در کل HUDبسیار ساده و کارآمد است. درگیریها بسیار ساده انجام میشود و نکته خاصی ندارد، فقط ضربه به سر دشمنان با دیگر اعضای بدنشان فرق میکند و آسیب بیشتری میرساند. قهرمان داستان علاوه بر سلاحهایی که دارد از مشت و لگد هم میتواند استفاده کند و زامبیها را از بین ببرد. اگر بازی را به 2 قسمت تقسیم کنیم، در قسمت اول کلا از سلاحهای سرد استفاده میشود و در قسمت دوم بازی که باید با آدمهای دیگری هم غیر از زامبیها درگیر شوید، اسلحه گرم هم به بازی اضافه میشود. برای بازگشت سلامت خود باید از نوشابههای انرژیزا، شکلات، ساندویچ و میوه استفاده کنید. ابتدا 3 جای خالی برای حمل سلاح دارید که با ارتقای ترازتان، به 8 جای خالی دسترسی پیدا میکنید. کولهپشتی هم ابتدا 12جای خالی دارد که با ارتقای تراز میتوانید تا 18 جای خالی برای آن باز کنید. در کولهپشتی غیر از انواع سلاحها میتوانید بطریهای آب، بستههای کمک اولیه و مواد منفجره هم قرار دهید. در مکانهای مشخصی میتوانید سلاحهایتان را تعمیر کنید، ارتقا دهید و با استفاده از ابزارهایی که جمعآوری کردید سلاحهای جدید و کارآمدی بسازید. برای درست کردن سلاح مورد نظرتان دقیقا مثل بازی «شورش مردگان» باید ابتدا دستورالعمل آن را به دست بیاورید، در غیر این صورت نمیتوانید سلاح جدیدی بسازید. بعضی از سلاحها هستند که کمیابند و از قدرت بالایی هم برخوردارند. این سلاحها اگر مدام تعمیر شوند و ارتقا یابند تا انتهای بازی عصای دستتان خواهند بود. البته همه این کارها هزینهبر است و باید از دلارهایی که از جیب و ساکهای مردم زامبی شده برمیدارید برای آن استفاده کنید. در هر منطقه از نقشه افرادی هستند که به خرید و فروش میپردازند و کمک بسیار خوبی هستند برای به دست آوردن آیتمهای کمیابی که برای ساخت سلاحهای جدید نیاز دارید و پیدایشان نمیکنید. بازیکننده با کشتن زامبیها و انجام ماموریتها امتیاز تجربه به دست میآورد و به وسیله آن در 3 دسته میتواند قابلیتهایش را ارتقا بدهد؛ بقا، مبارزه و خشم. در ستون بقا، قابلیتهایی نظیر بازگشت خودکار سلامت، باز کردن قفلهای سخت و کمتر آسیب دیدن قابل ارتقا هستند. در ستون مبارزات میتوانید مهارتهای مربوط به سلاحهای سرد و گرم خود را تقویت کنید و در ستون خشم قابلیتهایی به دست میآورید که با آن میتوانید دشمنان خیلی قویتر از خود را با یک ضربه از بین ببرید.
فرهنگ هدایتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: