در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کیهان:موج دوم انقلاب درخاورمیانه
«موج دوم انقلاب درخاورمیانه»عنوان یادداشت روز روزنامهی کیهان به قلم مهدی محمدی است که در آن میخوانید؛از یک منظر راهبردی موقعیت فعلی بهترین وضعیت برای استدلال در این باره است که موج دوم انقلاب های اسلامی منطقه خاورمیانه آغاز شده است. موج دوم به معنای پایان موج اول نیست. در واقع چنین گسستی اساسا در هیچیک از حرکت های اجتماعی «بزرگ مقیاس»، واقع نمی شود و همیشه نوعی حالت در هم تنیدگی میان موج های چندگانه آنها وجود دارد. موج دوم، مرحله متکامل تر و پیشرفته تر از موج اول است که در آن با زدوده شدن پیرایه ها و اضافات، هسته اصلی و ماهیت واقعی حرکت هر چه بیشتر خود را آشکار کرده است.
بازیگران مختلف اکنون صریح تر شده اند، به لحاظ تاکتیکی و استراتژیک تا حدودی تکلیف خود را با زوایای مختلف موضوع روشن کرده اند و هر کدام به نوبه خود یک برنامه عمل برای بیشینه کردن منافع و کمینه کردن تهدیدهایشان در این صحنه پیچیده طراحی نموده اند. موج دوم، محصول ترکیب این پدیده هاست که امکان بازی های مبهم و در پیش گرفتن استراتژی «زندگی در سایه» را از بسیاری از طرف های دخیل در موضوع ستانده است.
به یک معنا می توان گفت که موج دوم انقلاب های منطقه با سقوط قذافی آغاز شده است اما نقش پدیده لیبی در ایجاد آن چیزی بیش از پر کردن یکی از خانه های خالی پازل بزرگ بازی استراتژیک در منطقه نیست. خانه بزرگتر زمانی پر شد که بیش از 600 اندیشمند موثر جهان اسلام به تهران آمدند و پای صحبت مردی نشستند که دقت ارزیابی های او از منشا، روند و هدف تحولات منطقه همچنان یگانه و بی نظیر باقی مانده است. با این حال لیبی الگویی است که به ما کمک می کند سرشت تحولات منطقه و نوع راهبردی را که غرب برای مواجهه با آن اتخاذ کرده بهتر بشناسیم به این شرط که الگوی لیبی با الگوهای مصر و سوریه تلفیق شود. اشتباه بزرگی خواهد بود اگر تصور کنیم که غرب اکنون یک راهبرد منسجم، اندیشیده و دارای نقشه راه درباره تحولات منطقه است. از ابتدا چنین چیزی وجود نداشته و هنوز هم وجود ندارد. آنچه هست صرفا این است که اکنون غربی ها تا حدودی تکلیف خود را با پدیده ای که با آن مواجهند روشن کرده اند و به همین دلیل می بینیم که با کم کردن از لفاظی های اولیه درباره حمایت از دموکراسی و شوخی هایی از این دست، بر غلظت عنصر عملگرایی در سیاست منطقه ای آنها افزوده شده است.
بر این مبنا، این یادداشت تلاش می کند یک تصویر از موج دوم انقلاب های اسلامی منطقه ترسیم کند. این یک تصویر ابتدایی است که باید آن را از طریق سنجش متناوب نسبت به آنچه رخ می دهد و آنچه بازیگران مختلف می خواهند رخ بدهد، دقیق تر کرد.
به طور بسیار خلاصه می توان گفت که موج دوم انقلاب های اسلامی در منطقه خاورمیانه دارای ویژگی های زیر است.
1- قبل از هر چیز، انچه باعث می شود بتوان تحولات جاری را آغاز یک موج جدید خواند این است که مردم دوباره به صحنه بازگشته اند پس از آنکه آمریکایی ها همه تلاششان را برای فرو کردن این پیام در سر آنها کردند که: همه چیز تمام شد، به خانه برگردید! مردم منطقه می خواهند بگویند نه فقط داستان تمام نشده بلکه تازه آغاز شده است. اگر انقلاب های منطقه خاورمیانه فقط یک نتیجه راهبردی داشته باشد آن نتیجه این است که مردم دریافته اند وقتی تصمیم بگیرند که دیده شوند کسی نمی تواند آنها را نادیده بگیرد و به هر میزان که در این تصمیم خود پافشاری بیشتر بکنند حکومت ها صرف نظر از اینکه چقدر سرکوبگر هستند، ناچار به افزایش سهم و نقش آنها در تصمیم گیری های بزرگ تن می دهند. به نظر می رسد بازگشت دوباره مردم به کف خیابان های منطقه لااقل به 5 دلیل زیر رخ داده است.
اول- مهم ترین هدف این بازگشت جلوگیری از رجعت دوباره دیکتاتورها در پوشش ها و چهره های جدید است. مردم مصر اکنون می فهمند که آمریکا در صدد بازسازی سیستم مبارک در پوشش ارتش است بنابراین اهمیتی نمی دهند که ارتشی ها مثلا در دادگاه علیه مبارک شهادت می دهند یا نه.
دوم- هدف بعدی جلوگیری از تحریف اهداف انقلاب توسط نیروهای خارجی با مرتبطان داخلی آنهاست. رهبری فرمودند که انحراف در انقلاب ها از انحراف در شعارها آغاز می شود و این هشداری است که به نظر می رسد مردم منطقه خوب دریافته اند.
سوم- سومین هدف سرعت دادن به روند تحقق اهداف انقلاب است که برخی تیپ های محافظه کار سعی می کردند آنها را بلند مدت و پرهزینه جلوه بدهند. مصری ها اکنون نشان می دهند که گوشمالی دادن اسراییل را تکلیفی برای همین امروز می دانند نه آینده ای که معلوم نیست کی فراخواهد رسید.
چهارم- هدف بعدی جلوگیری از مسلط شدن استعمارگران خارجی است که مدت های طولانی شریک دیکتاتورهای منطقه بوده اند و هنوز هم تا جایی که بتوانند هستند. این موضوع را به خوبی می توان در لیبی دید. ناتو اکنون به روی خود نمی آورد اما به خوبی دریافته اند که نبردی بسیار سخت تر از آنچه با قذافی انجام داد، با مردمی که خواهان تشکیل نخستین حکومت اسلامی در غرب جهان اسلام هستند، در پیش خواهد داشت.
پنجم- و نهایتا مردم بازگشته اند چون می بینند که فرایند اسقاط نظام های دیکتاتوری به سرانجام رسیده و فرایندی مهم تر به نام نظام سازی آغاز شده است. باور عمومی در منطقه خاورمیانه که خود را در تخمین های اخیر غربی ها نشان داده این است که همانطور که تا وقتی آنها به خیابان نیامده بودند دیکتاتورها بساط خود را جمع نکردند، حالا هم اگر از «حضور در میدان» کم بگذارند، معلوم نیست به نام دموکراسی چه سیستم حکومتی به آنها تحمیل خواهد شد.
2- ویژگی دوم، موج جدید تحولات منطقه شفاف شدن ایدئولوژی نظم جایگزینی است که مردم منطقه در پی آن هستند. غربی ها از روز اول در مقابل پذیرش این ایده که این انقلاب ها نهایتا رنگ و بوی دینی و اسلامی خواهد داشت سخت مقاومت کردند و به اصرار تمام گفتند که با پدیده ای سکولار مواجهند. حقیقت دینی انقلاب های منطقه اکنون در حال تحمیل خود به همه کسانی است که وجودش را انکار می کردند و این امر دلیل روشنی هم دارد و آن هم این است که پذیرش یا عدم پذیرش غرب تغییری در این حقیقت ایجاد نمی کند که انقلابیون منطقه مسلمانند پس لاجرم ایدئولوژی انقلاب آنها اسلام خواهد بود چرا که اساسا اکنون در جهان هیچ ایدئولوژی انقلابی دیگری به جز اسلام که برانگیزاننده توده ها باشد، وجود ندارد.
3- ویژگی سوم موج دوم انقلاب های منطقه شکست پروژه مدل سازی لائیک برای این انقلاب هاست. ترک ها که نیامده می خواستند بروند، تصور می کردند با چند مانور رسانه ای می توانند سرنخ تحولات منطقه را به دست بگیرند و به دوستان آمریکایی خود هم ظاهرا اطمینان داده بودند که از دل مدل ترکیه جز «لائیسیته» چیز دیگری بیرون نخواهد آمد. یکی از مهم ترین ویژگی های موج دوم این است که این پروژه رهبرسازی قلابی را افشا می کند و کنار می گذارد. ترک ها در چند هفته گذشته میزبانی سپر دفاع موشکی ناتو را پذیرفته اند، به صراحت گفته اند که یک الگوی لائیک را به کشورهای منطقه توصیه می کنند و حتی در موضوع چالش با اسراییل نشان داده اند که هدف آنها بیشتر نوعی غرور ملی است تا نزاع ایدئولوژیک، بنابراین ساده ترین نتیجه این است که ترکیه نمی تواند رهبر قیام های منطقه باشد.
4- ویژگی بعدی موج دوم تحولات منطقه سرعت گرفتن تغییرات ژئوپلتیکی است. اکنون مسئله فلسطین در وضعیتی مرزی قرار گرفته است (و آمریکا از ترس تحولات منطقه قادر به حمایت صریح از اسراییل و وتوی ایده فلسطینی ها نیست) ، آمریکا قادر به نهایی کردن راهبرد خود در افغانستان و پاکستان نبوده است، عراقی ها تحت تاثیر تحولات منطقه به تمدید حضور اشغالگران در خاک خود روی خوش نشان نمی دهند، معاهده کمپ دیوید و ثبات مئنظر آنها در صحرای سینا کاملا متزلزل شده است، سوریه خود را برای دور جدید از نقش آفرینی در محور مقاومت آماده می کند، سرنوشت یمن دیر یا زود ثبات در عربستان را تحت تاثیر قرار خواهد داد و نهایتا هیچ راهی برای سد کردن آنچه به طور سنتی نفوذ ایران خوانده شده، پیدا نشده است.
5- پنجمین ویژگی دور شدن انقلابیون منطقه از گرایش های ناسیونالیستی و قومی و توجه بیشتر به الگوی ایران و درخواست برای شریک شدن در تجربه آن است.
6- ویژگی ششم موج دوم انقلاب های اسلامی منطقه، صریح شدن ماهیت ضد آمریکایی و ضد اسراییلی آنهاست، گویی مردم منطقه تصمیم گرفته اند حالا که از نوچه ها فارغ شدند سراغ اربابان بروند. تردیدی نیست که حمله به جاسوس خانه های آمریکا و اسراییل در منطقه رونق خواهد گرفت و از این به بعد این مکان ها به جای اینکه خانه امن باشند یک «هدف» خواهند بود. کار اسراییل به جایی رسیده است که سفیرانش چفیه بر سر می کنند و شبانه از کشورهای منطقه می گریزند و همه اینها در حالی است که تیم نتانیاهو در اسراییل اساسا خردمندی لازم برای مواجهه با این صحنه پیچیده را ندارد و آمریکایی ها هم روز به روز بیشتر در گرفتاری های داخلی فرو می روند.
7- هفتمین ویژگی این موج جدید شکست واضح راهبردی است که آمریکایی ها برای مدیریت موج اول در پیش گرفتند. آمریکایی ها در موج نخست، اولا سعی کردند به تعبیر زیبای رهبر معظم انقلاب سرها را نگهدارند و بدن ها را تغییر بدهند. اکنون مردم منطقه دریافته اند که این بدن های جدید اگر مراقبت نشود می تواند همان سرهای منحوس قبلی را بازتولید کند. ثانیا آمریکا نتوانست پروژه حمله به لیبی را آنگونه که می خواست به ایجاد ثبات ختم کند. ثالثا محور مقاومت که تضعیف آن یکی از مهم ترین هدف های آمریکا در موج اول بود، اکنون شرکایی جدید پیدا کرده و سوریه نیز برای مشارکت جدی تر در آن انگیزه هایی تازه یافته است. رابعا آمریکایی ها برخلاف آنچه تا چند ماه پیش تصور می کردند قادر به ارتباط گیری موثر با گروه هایی مانند اخوان المسلمین در جهان اسلام نبودند و خامسا شکاف میان آمریکا و متحدان سنتی اش مانند عربستان هر روز به دلیلی جدید سر باز می کند.
آنچه در اینجا ارائه شد فقط یک تصویر ابتدایی است که مهم ترین نتیجه آن انفعال هر چه بیشتر آمریکایی ها و افزایش روز افزون هراس اسراییل درباره تبعات نظم جدید منطقه خواهد بود. در این باره بیشتر بحث خواهیم کرد.
خراسان:هدف؛ساخت تمدن جدید اسلامی
«هدف؛ساخت تمدن جدید اسلامی»عنوان سرمقالهی روزنامهی خراسان به قلم کورش شجاعی است که در آن میخوانید؛برگزاری نخستین اجلاس بین المللی بیداری اسلامی در کشورمان از ابعاد گوناگون قابل بررسی و تحلیل است و بی گمان چنین نشستی در این سطح و در شرایط حساس و سرنوشت ساز کنونی می تواند دست آوردهای مثبت و موثری بر تداوم، هدف گیری و آینده خیزش های مردمی کشورهای اسلامی منطقه، شمال آفریقا و حتی معادلات منطقه ای و بین المللی داشته باشد.
بنابراین اولا بررسی و تحلیل دقیق برگزاری این اجلاس بین المللی و ثانیا جمع بندی وتحلیل مسائل و مباحث طرح شده در این اجلاس و انتشار به موقع و صحیح نظرات کارشناسی و نتایج این اجلاس در بین نخبگان و افکار عمومی، خصوصا کشورهای قیام کرده علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی ضروری به نظر می رسد ثالثا پی گیری برای ادامه چنین اجلاسیه هایی در کشورهای مختلف اسلامی نیز می تواند از جمله مسائل مورد توجه پس از برگزاری اجلاسیه بزرگ تهران باشد.
بر این اساس در این مقال به صورت اجمالی، نکاتی چند مورد اشاره قرار می گیرد.
۱ - برگزاری نخستین اجلاسیه بین المللی بیداری اسلامی به میزبانی کشورمان آن هم در شرایط حساس کنونی منطقه و کشورهای اسلامی بیش از هر چیز از ابتکار، دوراندیشی و همه جانبه نگری نظام اسلامی ایران خصوصا رهبری انقلاب حکایت می کند چراکه این اجلاس در شرایطی برگزار می شود که برخی قدرت های فرامنطقه ای که تا دیروز و قبل از پیروزی خیزش های مردمی به صورت آشکارا از دیکتاتورها و نظام های استبدادی حمایت می کردند، امروز به شدت و با استفاده از شیوه های گوناگون در صدد مدیریت خیزش های مردمی و مصادره این انقلاب ها در جهت حفظ منافع خود هستند و متاسفانه حتی برخی از سران کشورهای به ظاهر اسلامی منطقه نیز هنوز نمی خواهند از خواب غفلت بیدار شوند و همانند برخی کشورهای فرامنطقه ای از هیچ تلاشی برای سرکوب و یا منحرف کردن خیزش های مردمی و بر سرکار نگاه داشتن حکومت های غیرمردمی و تنی چند از دیکتاتورهای باقیمانده فروگذار نمی کنند.
بر این اساس در چنین شرایطی که خیزش های مردمی در کشورهای مهمی مانند مصر و لیبی به مراحل بسیار حساس خود رسیده است، برگزاری نشست بین المللی بیداری اسلامی برای صحه گذاشتن و تاکید مجدد تعداد زیادی از چهره ها و شخصیت های اسلامی بر این اصل بنیادین و زیربنایی که عامل اساسی و اصلی این خیزش چیزی جز بیداری اسلامی و خواست توده های مردم نیست، بی گمان می تواند تاثیر به سزایی در افکار عمومی کشورهای منطقه و حتی کشورهای فرامنطقه ای داشته باشد و این واقعیت را که خیزش های مردمی در بیداری اسلامی مردم ریشه دارد را روشن تر کند.
۲ - برگزاری این اجلاس بین المللی در تهران و حضور ۷۱۰نفر از چهره ها و شخصیت های متفکر، اندیشمند و مشهور جهان اسلام از ۸۰کشور جهان اعم از شیعه و سنی در این اجلاس که پیش از برگزاری حضور ۶۰۰شخصیت پیش بینی شده بود همچنین از «نفوذ معنوی» کشورمان بر افکار عمومی مردم و اذهان نخبگان و شخصیت های فکری، فرهنگی و سیاسی کشورهای اسلامی حکایت می کند، استقبال گسترده شخصیت های فکری، فرهنگی و سیاسی از اجلاسیه بین المللی تهران علاوه بر تایید و تصدیق این واقعیت که مردم، شخصیت ها نخبگان و متفکران کشورهای منطقه، اساس تحولات و خیزش های مردمی را مبتنی بر بیداری اسلامی می دانند از نکته مهم دیگری نیز حکایت می کند و آن مهم این که مردم و شخصیت های فکری، فرهنگی و نخبگان این کشورها ، ایران و مردم ایران را به عنوان دوست قابل اعتماد و اطمینان خود می شناسند که خواستار رهیدن از چنگ استبداد داخلی و استعمار خارجی مردم تحت ستم خصوصا مسلمانان است و اهداف انسانی و متعالی همچون بازگشت عزت و کرامت مردم این کشورها و بازیابی مجدد عظمت و عزت در کشورهای اسلامی و تشکیل «امت واحده اسلامی» و «تمدن اسلامی جدید» را برای همه کشورهای اسلامی دنبال می کنند و نه مانند قدرت های فرامنطقه ای که صرفا برای منافع خود به اقدامات گوناگون دست می زنند و از انجام هیچ جنایتی برای رسیدن به اهداف خود فروگذار نمی کنند.
۳ - شرکت مسئولان بلندپایه ایران در نخستین اجلاسیه بین المللی بیداری اسلامی و خصوصا حضور و سخنرانی رهبر فرزانه انقلاب در این اجلاسیه نیز از اهتمام بسیار جدی کشورمان در جهت حمایت واقعی و معنوی از خیزش ها و حرکت های مردمی و اسلامی کشورهای منطقه حکایت می کند همچنین این حضور و آن بیانات بسیار مهم و سرنوشت ساز و خداباورانه که آشکارا و در نهایت صداقت، شفافیت، دقت، هوشمندی و جامعیت از تریبون اجلاسیه ای بین المللی مطرح شد علاوه بر ژرف اندیشی و آینده نگری، از نوع دوستی، انسان دوستی، عزت خواهی، تعالی خواهی و کرامت خواهی، برای تمامی مردم خصوصا مسلمانان و از همه مهمتر تحقق اتحاد و انسجام و همدلی و هم گرایی واقعی و همیشگی مسلمان شیعه و سنی و نگاه برادرانه به یکدیگر و البته صف آرایی در مقابل دشمنان اسلام و مسلمین حکایت می کند.
۴ - پرداختن به فرازهای بسیار مهم بیانات رهبری در اجلاسیه بین المللی بیداری اسلامی می تواند و باید موضوع ده ها و صدها مقاله و نشست و جلسه علمی باشد چرا که ایشان با دقت و سنجیدگی هر چه تمام تر، مجموعه بیانات مهم و سرنوشت ساز خود را در این اجلاسیه در ۳ بخش ۱ - نگاهی اجمالی به هویت قیام ها و انقلاب های (اخیر منطقه و شمال آفریقا)۲ - خطرات و آسیب های بزرگی که بر سر راه آن ها قرار دارد ۳ - پیشنهادهایی برای علاج و پیشگیری از آسیب ها و خطرها دسته بندی و مطرح کردند. هریک از این موضوعات نه تنها می تواند موضوع چندین مقاله و گفت وگوی علمی باشد بلکه با دقت در بیانات مطرح شده حتی می توان کتاب هایی با همین موضوعات به رشته تحریر درآورد.
اما نکاتی که در این مقال می گنجد و به نظر نگارنده از اهمیت بیشتری برای پرداختن برخوردار است را می توان چنین برشمرد.
تأکید رهبری در بخش ماهیت انقلاب ها بر مردمی بودن خیزش ها و این که مهمترین عنصر این انقلاب ها را حضور واقعی و عمومی مردم در میدان عمل و صحنه مبارزه و جهاد دانستند و بر این نکته تأکید کردند که تنها انقلاب هایی که توده های مردم صحنه گردان اصلی آن ها هستند قابلیت و ظرفیت پیروزی واقعی و ماندگاری و رسیدن به اهداف اصلی خود را دارند چون «این مردم هستند که شعارها را می سازند، هدف ها را تعیین می کنند، دشمن را شناسایی و معرفی و تعقیب می کنند، آینده مطلوب را -گر چه به اجمال- ترسیم می کنند و در نتیجه اجازه انحراف و سازش با دشمن و تغییر مسیر را به خواص سازشکار و آلوده و به طریق اولی به عوامل نفوذی دشمن نمی دهند» این بخش «بیانات رهبری به اضافه آن بخش مبنی بر اعتماد به جوانان و دمیدن روح اعتماد به نفس در جوانان، مثل همیشه از باور خامنه ای خلف صالح خمینی مبنی بر اعتماد به مردم و جوانان و سپردن کار و محول کردن امور به مردم و همیشه دیدن مردم در همه امور در واقع و نه در شعار حکایت می کند و شاید این نکته یکی از اساسی ترین نکات و مولفه های مردم سالاری دینی و از ممیزات مردم سالاری دینی با دموکراسی مورد ادعای دیگران باشد. تأکید بر این نکته علاوه بر این که از احترام به خواست و اراده و عزم مردم حکایت می کند از نقش اساسی و بی بدیل مردم در ایجاد خیزش ها و انقلاب های مردمی، به ثمر رسیدن و تداوم آن ها تا تحقق ایده آل ها و نقش مردم در جلوگیری از ایجاد انحراف در شعارها و اهداف نیز حکایت می کند، که این نکته ای بس درس آموز و قابل تأمل است.
تأکید رهبری بر بازخوانی دائمی اصول انقلاب و تنقیح شعارها و اصول و تطبیق آن ها با مبانی و محکمات اسلام و همچنین تأکید ایشان بر این که استقلال، آزادی، عدالت خواهی و تسلیم نشدن در برابر استبداد و استعمار، نفی تبعیض های قومی و نژادی و مذهبی، نفی صریح صهیونیزم ارکان نهضت های امروز کشورهای اسلامی و همه برگرفته از اسلام و قرآن است نیز از فرازها و توصیه های مهم ایشان در این اجلاسیه بود.
تأکید رهبری بر حفظ اصالت ها و این که مردم کشورهای انقلاب کرده اجازه ندهند که دشمنان اصول آینده نظام آنها را بنویسند از دیگر نکات مهم سخنان ایشان بود.
رهبری با تأکید بر این که نگذارید اصول اسلامی در پای منافع زودگذر قربانی شود به صراحت گفتند که «انحراف در انقلاب ها از انحراف در شعارها و هدف ها آغاز می شود» و در ادامه تأکید کردند هرگز به آمریکا، ناتو و قدرت هایی که تا دیروز کشورهای شما را میان خود تقسیم و غارت کردند اعتماد نکنید و به آن ها سوءظن داشته باشید و لبخند آن ها را باور نکنید، پشت این لبخندها و وعده ها، توطئه و خیانت نهفته است» و جان کلام این که فرمودند: «راه حل خود را خود با بهره گیری از سرچشمه های فیاض اسلام به دست آورید و نسخه های بیگانه را به خودشان پس دهید» و این همه یعنی پایبندی به شعارها و خواست ها و اهداف اسلامی و تأمین و سپردن آینده کشورها به دست مردم و اداره امور با قوانین مستحکم و نورانی اسلامی و مبتنی بر آموزه های قرآنی و لاغیر.
اما یکی از جان مایه های اساسی سخنان رهبری در اجلاسیه بین المللی بیداری اسلامی، تأکید ایشان بر پرهیز از اختلافات مذهبی، قومی، نژادی، قبیله ای و مرزی بود، ایشان به صراحت گفتند تفاوت ها را به رسمیت بشناسید و آن را مدیریت کنید و تأکید کردند که آن ها که آتش تفرقه مذهبی را با تکفیر این و آن دامن می زنند، اگر خودشان هم ندانند مزدور و عمله شیطانند و اوج کلام این که فرمودند: «تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است»
تأکید رهبر فرزانه انقلاب بر این مهم نیز از لزوم توجه جدی مردم این کشورها به اتحاد و همدلی و هم گرایی خصوصا بین مذاهب و قومیت های گوناگون حکایت می کند آتشی که متأسفانه امروز با پشتوانه های غربی خصوصا آمریکایی علاوه بر این که می تواند آینده انقلاب های مردم منطقه را تهدید کند همچنان زیر خاکستر نگاه داشته شده و هر از گاهی شعله های گدازنده آن عده ای از مسلمانان را در خود می سوزاند و تا آن هنگام که عده ای نقاب از چهره برندارند و خود را از مزدوری و عملگی شیطان های جنی و انسی نرهانند و با حربه تکفیر این و آن مسلمان کشی را تعطیل نکنند دود و شعله های این آتش همچنان مسلمان سوز خواهد ماند و قهقهه مستانه اربابان این مزدوران را به دنبال خواهد داشت. پس بی راه نیست که جان کلام این بخش سخنان رهبری را در اجلاسیه این می دانم که «تفاهم میان مذاهب اسلامی کلید نجات است» هم کلید نجات انقلاب مردم منطقه و شمال آفریقا از آسیب ها و هم نجات مسلمانان از دامی که دشمنان اسلام و مسلمانان برای آنان همچنان گسترده دارند.
رهبری در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر تفاوت اسلام گرایی با تحجر و افراطی گری و تأکید بر نظام سازی و پرهیز از الگوگیری از نظام های لائیک، مارکسیستی، لیبرالیستی و ناسیونالیسم افراطی برای نظام سازی به صراحت افزودند که هدف نهایی را باید امت واحده اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی جدید بر پایه دین و عقلانیت و علم و اخلاق قرار داد و این نکته خود توصیه ای بس مهم و سرنوشت ساز و ترسیم آینده ای روشن و هدفی متعالی برای همه کشور انقلاب کرده و بلکه همه کشورهای اسلامی در سراسر جهان است که باید هدف نهایی خود را بازگشت دوران مجد و عظمت و عزت اسلام و مسلمانان و تشکیل تمدن جدید اسلامی بر پایه دین و عقلانیت و علم و اخلاق و آموزه های ناب اسلامی بدانند و مهر ابطال بر نظریه هایی مانند «پایان تاریخ» بزنند.
جمهوری اسلامی:تکرار غفلت ممنوع!
«تکرار غفلت ممنوع!»عنوان سرمقالهی روزنامهی جمهوری اسلامی است که درآن میخوانید؛داغترین بحث سیاسی منطقه خاورمیانه، که مشتاقان زیادی نیز در سطح جهان اسلام دارد، موضع قیامهای مردمی در کشورهای عربی و شمال آفریقاست، موضوعی که این روزها نخستین گردهمائی مربوط به آن تحت عنوان "بیداری اسلامی" در تهران جریان دارد.
مهمترین نکتهای که درباره قیامهای مردمی در کشورهای عربی و شمال آفریقا مورد کنکاش است اینست که ماهیت این قیام چیست؟
پاسخ گردهمائی تهران به این سئوال را میتوان از نام و عنوان این گردهمائی به دست آورد. عنوان "بیداری اسلامی" با صراحت و به روشنی میگوید ماهیت این قیامها اسلامی است.
عدهای در خود جهان عرب و همچنین در غرب تلاش میکنند اسلامی بودن این قیامها را انکار کنند و آنها را صرفاً عربی و یا دموکراتیک بدانند. آقای رجب طیب اردوغان، نخستوزیر ترکیه، نیز در سفر به مصر و لیبی بارها تلاش کرد با ارائه ترکیبی جدید، و البته نامأنوس، اعلام کند این قیامها میتوانند از یک ترکیب "عربی - ترکی" برخوردار باشند. وی اصرار دارد برخورداری این قیامها از ماهیت دینی را انکار کند و اذهان ملتهای عرب را به سابقه حکومت مشترک عثمانی و کشورهای عربی معطوف دارد، غافل از اینکه اولاً یادآوری این سابقه در اذهان اعراب، مترادف با خلافت و حکومت دینی است و ثانیاً فشارهای طاقتفرسای حاکمان عثمانی بر ملتهای عرب که سرانجام منجر به همکاری آنها با قدرتهای استعماری غربی برای فروپاشی عثمانی شد هنوز از حافظه مردم این کشورها پاک نشده و این مردم بطور طبیعی، بازماندگان عثمانی را پس میزنند و در برابر آنها واکنش نشان میدهند.
با قطع نظر از تحرکات رجب طیب اردوغان و دولتمردان ترک برای نفوذ در کشورهای انقلاب کرده عربی و شمال آفریقا و سوار شدن بر موجهای به راه افتاده در این کشورها، واقعیت اینست که این انقلابها ترکیبی از اسلام، ملی گرائی و دموکراسی خواهی هستند. هر چند نسبتها و درصدهای هر یک از این سه عنصر در این انقلابها را نمیتوان با دقت و قاطعیت تعیین کرد، لکن آنچه در این میان تردیدناپذیر است تأثیری است که ملتهای عرب از آرمانهای مطرح شده توسط امام خمینی برای قیام علیه سلطه گران بین المللی و لحکومتهای خودکامه داخلی گرفتهاند.
شیوه بکار گرفته شده توسط ملتهائی که اکنون در حال قیام و انقلاب در کشورهای عربی و شمال آفریقا هستند نیز دقیقاً همان شیوه ایست که امام خمینی به ملت ایران آموخت، یعنی قیام بدون استفاده از سلاح و در قالب راه پیمائی، تظاهرات، تجمعات و اعلام خواستههای خود در همین تجمعات. این واقعیت قابل انکار نیست که به نتیجه رسیدن این شیوه که نوع بدیعی از انقلاب بود، برای ملتهای منطقه به یک الگو تبدیل شد و آنها نیز با استفاده از همین شیوه توانستند بر دیکتاتورها غلبه کنند و کشورهای خود را از سلطه استعمارگران آزاد نمایند.
این واقعیت نیز قابل انکار نیست که در تمام کشورهای درحال انقلاب، بخش قابل توجهی از مردم با شعارهای اسلامی به صحنه آمدند و خواستار بازگشت به هویت اسلامی خویش شدند. این، هویتی است که دیکتاتورهای دست نشانده غرب و صهیونیسم در طول چندین دهه تلاش کردند آنرا از مردم این کشورها سلب کنند و با ترویج فرهنگ مورد نظر خود، میان ملتهای مسلمان و تعالیم اسلامی فاصله بیاندازند. در همین مدت طولانی نیز مقاومتهای زیادی در برابر این توطئه صورت گرفت، لکن فشارها بقدری زیاد بود که هر مقاومتی سرکوب و همه راهها مسدود میشد.
درست در همین شرایط سخت بود که نهضت امام خمینی باتکیه بر نیروی بیبدیل مردمی و سیاست بدیع و مستقل "نه شرقی، نه غربی" در ایران به نتیجه رسید و راه صحیح مبارزه با استعمارگران خارجی و دیکتاتورهای داخلی را به ملتها نشان داد. طبیعی بود که استعمارگران و مهرههای منطقهای آنها نیز برای جلوگیری از سرایت این نهضت به سایر کشورها همهی توان خود را بکار بگیرند و با تحمیل جنگ و انواع فشارها بر ملت ایران و سرکوب ملتهای منطقه و امنیتی کردن فضای کشورهای عربی و اسلامی مانع تکرار انقلاب اسلامی در سایر کشورها شوند.
آنها تصور میکردند راه مقابله با نفوذ افکار امام خمینی به سایر کشورها اینست. این، همان اشتباه بزرگی بود که دیکتاتورها و اربابان آنها مرتکب شدند و بدین ترتیب راه برای سقوط نزدیکترین دیکتاتور به مرزهای ایران یعنی صدام هموار شد و این حرکت با فاصلهای چند ساله در سایر کشورهای منطقه ادامه یافت و قطعاً تا یکسال دیگر ترکیب سیاسی خاورمیانه عربی چیز دیگری خواهد شد، درست نقطه مقابل خاورمیانه جدیدی که مورد نظر آمریکا بود.چ
در شرایط کنونی، بحث بر سر اینکه قیامهای کشورهای عربی، اسلامی است یا عربی و یا دموکراتیک، برای محافل نظریه پردازی خوب است، اما دولتمردان و کسانی که در صحنه عملیاتی و اجرائی حضور دارند نباید وقت خودرا به این مباحث اختصاص دهند، زیرا از قافله عقب خواهند ماند. اکنون این قافله که در یک سر آن آمریکا و صهیونیستها و کشورهای چپاولگر اروپائی قرار دارند و در سر دیگر آن ملی گراهای عرب درحال طراحی برای مصادره انقلابهای مردم هستند و در همین حال، عناصری مانند اردوغان از راه میرسند و الگوهائی از قبیل ترکیب "ترکی - عربی" میدهند، به سرعت در حرکت است. ایستادن و تماشا کردن این قافله و شمردن حلقههای آن، هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد. باید به ملتهای درحال انقلاب الگوی عملی نشان داد و آنها را در تدوین قانون اساسی و پایه ریزی نظام سیاسی آینده یاری کرد. ما نباید غفلتی را که نسبت به همسایگان شمالی خود بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مرتکب شدیم درباره همسایگان عرب خود تکرار کنیم.
وقتی جمهوریهای آسیای میانه از شوروی جدا شدند، ما حرفهای زیادی زدیم اما ترکیه و آمریکا وارد عمل شدند و اقتصاد و سیاست این جمهوریها را دردست گرفتند. مردم این جمهوریها به دلیل اینکه سرزمین هایشان در گذشته بخشی از ایران بزرگ بود تعلق خاطر و گرایش زیادی به ایران داشتند و دارند ولی در هیچ زمینهای ما نتوانستیم خواستههای آنها را برآورده کنیم و در نهایت، میدان را به رقبا واگذار کردیم. این تجربه ناموفق نباید در مورد کشورهای عربی تکرار شود.
جمهوری اسلامی ایران، با توجه به قانون اساسی خود که سلطه پذیری و سلطه گری را نفی میکند، در هوس تسلط بر هیچ کشوری نیست، اما نباید از تلاش برای تأثیرگذاری فکری و فرهنگی بر ملتهای منطقه و ارائه الگوی موفق انقلابی به آنها برای جلوگیری از بازگشتشان به دامن ارتجاع و استعمار و دیکتاتوری، خودداری کند. این هدف، با شعار دادن و حرف زدن محقق نخواهد شد. امروز باید کاری کنیم که نگذاریم خواستههای دشمنان اسلام در نظام سیاسی این کشورها نهادینه شود. ما اجازه نداریم غفلتی که در آسیای میانه مرتکب شدیم را تکرار کنیم.
رسالت:توصیه به انقلابیون منطقه
«توصیه به انقلابیون منطقه»عنوان سرمقالهی روزنامهی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن میخوانید؛همزان با ورود انقلابیون لیبی به سرت و اعلام شمارش معکوس برای مرگ دیکتاتوری در لیبی، این امیدواری وجود آمده که ان شاءالله قذافی سالم به دست انقلابیون بیفتد و مردم بتوانند با محاکمه وی شاهد پیروزی را در آغوش بگیرند. نخست وزیر انگلیس و رئیس جمهور فرانسه در یک اقدام فرصتطلبانه به طرابلس رفتند و با مصطفی عبدالجلیل در حالیکه دست او توسط این دو بالا برده شده بود عکس یادگاری گرفتند.
غرب با بلوکه کردن 150 میلیارد دلار از داراییهای ملت لیبی در بانکهای اروپایی و آمریکایی از آن به عنوان یک گروگان برای تنظیم مناسبات آتی با انقلابیون لیبی استفاده میکند. لیبی با 7 میلیون نفر جمعیت و یک میلیون حافظ قرآن بیشترین همگرایی را با بیداری اسلامی درمنطقه دارد. تقریباً از هر 7 نفر در لیبی یک نفر حافظ قرآن است و این نشان دهنده علاقه ملت لیبی به اسلام و آموزه قرآن است. رهبران جدید لیبی و انقلابیون همواره به مردم وعده دادهاند شریعت اسلامی مبنای قانونگذاری در نظام آینده لیبی خواهد بود.
با تصرف لانه جاسوسی صهیونیستها در قاهره توسط انقلابیون مصری بیداری اسلامی در این کشور وارد مرحله جدیدی شده است. مردم بی صبرانه منتظر پاسخگویی نظامیان و دولت مصر به مطالبات آنها هستند و بزودی نظم جدیدی در این کشور شکل میگیرد اوضاع در یمن، تونس، بحرین، کویت و اردن با اندک تفاوتی همین طور است. مردم در اشتیاق بیداری اسلامی حکومتهای جدیدی را میطلبند که در آن آزادی ملت و استقلال کشور تضمین شود و نظمی اسلامی با بهرهگیری از احکام حیات بخش اسلام مستقر شود.
مردم منطقه امروز در طرد ارتجاع و استبداد در کشورهای خود تردید ندارند. مردم منطقه نیک میدانند استبداد در داخل توسط جریان نیرومندی در غرب حمایت و پشتیبانی میشد. لذا همت خود را مصروف دو وجه اصلی مبارزات رهایی بخش نهادند. وجه مبارزه با استبداد و وجه مبارزه با استعمار خارجی.
دیروز اجلاس جهانی بیداری اسلامی در تهران با نطق شورانگیز وآگاهی بخش رهبر معظم انقلاب اسلامی آغاز شد.
بیش از 700 اندیشمند جهان اسلام از 80 کشور اسلامی و با حضور 400 متفکر ایرانی درتهران گرد هم آمدند تا ضمن بررسی موج بیداری اسلامی با تعامل مثبت آینده تحولات را مورد مداقه قرار دهند و یک آسیب شناسی جدی با استفاده از تجربیات انقلاب اسلامی داشته باشند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با استناد به حکم قرآنی و لا تطع الکافرین و المنافقین از رهبران بیداری اسلامی خواستند هرگز به آمریکا، ناتو و بویژه رژیمهای جنایتکار انگلیس، فرانسه و ایتالیا اعتماد نکنند. رهبر انقلاب اسلامی در یک نگاه آسیب شناسانه از رهبران بیداری اسلامی در منطقه خواستند روی هویت اصلی این قیام و انقلاب الهیو آسیبهایی که بر سر راه آن قرار دارد، علاج جویی و پیشگیری از آسیبها درنگ کنند.
رهبر انقلاب اسلامی روی مردمی بودن این انقلابها تکیه کردند و فرمودند: مردم شعارها را میسازند، هدفها را معین میکنند، دشمن را شناسایی و تعقیب میکنند و آینده را ترسیم میکنند. لذا اجازه انحراف و سازش و تغییر مسیر را به خواص سازشکار و آلوده و نیز عوامل نفوذی دشمن نمیدهند.
رهبر انقلاب از ملت آگاه مصر به عنوان یک ملت بیدار که الهام بخش حرکت بیداری اسلامی در کشورهاست تجلیل کردند و چند مشخصه اصلی را در حرکت مردم مصر و دیگر کشورها مورد شناسایی قراردادند.
1-احیاء و تجدید عزت و کرامت ملی
2- برافراشتن پرچم اسلام
3- مبارزه با رژیم غاصب صهیونیستی
4- ایستادگی در برابر نفوذ آمریکا و اروپا
با این مقدمه، مقام معظم رهبری توصیه هایی براساس تجربیات انقلاب اسلامی خطاب به مردم و رهبران انقلاب در منطقه مطرح میکنند.
الف- توکل به خدا و اعتماد و حسن ظن به وعدههای الهی
ب- بازخوانی دائمی اصول انقلاب و انطباق آن با مبانی و محکمات اسلام
ج- لبخند کفار و منافقین را باور نکنید به غرب و آمریکا سوء ظن داشته باشید.
د- از اختلافات مذهبی، قومی و نژادی پرهیز داشته باشید.
هـ- کاربزرگ و اصلی شما نظام سازی است و به این کاربزرگ و پیچیده و دشوار همت گمارید.
و- از تحمیل الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی یا ناسیونالیسم افراطی یا گرایشهای چپ مارکسیستی در امر نظام سازی جلوگیری کنید.
ز- هدف نهایی ایجاد امت واحده اسلامی و ایجاد تمدن اسلامی است.
ح- آزادی فلسطین از چنگال صهیونیستها هدف بزرگی است. تحقق این هدف عملی است.
ط- به نسل جوان خود اعتماد کنید این نسل ظرفیت این را دارد که کارهای بزرگ انجام دهد.
ی- نظام مردمسالاری دینی از مطالبات اصلی مردم منطقه است. مراقبت شود این را با دموکراسی لیبرال اشتباه نگیرید.
و آخرین توصیه هم این بود که اسلام گرایی با تحجر و قشری گری و تعصبهای جاهلانه و افراطی اشتباه نشود. مرز این دو باید پررنگ باشد.
امیدواریم ملتهای منطقه به همراه رهبران جهان اسلام با به کارگیری این رهنمودها و توصیه ها فصل جدیدی از حیات اسلام را در منطقه تجربه کنند.
ایران:استعمار را جایگزین استبداد نکنید
«استعمار را جایگزین استبداد نکنید»عنوان سرمقالهی روزنامهی ایران به قلم محمد رحمانی است که در آن میخوانید؛شاید آن روز که رسانههای منطقهای و ملی از پوشش وقایع تونس سر باز میزدند، هرگز پیشبینی وقوع یک رخداد بینالمللی را در ذهن خود نمیپروراندند.
اما در سکوت مطلق، اراده مردم به پیروزی رسید تا جهان اسلام شاهد وقوع رخدادی بزرگ در جهان باشد. دومینوی انقلابهای مردمی در کشورهای عربی، دیکتاتورها را یکی بعد از دیگری به مرحله سقوط رساند تا تئوری پیروزی خون بر شمشیر که در پیروزی انقلاب اسلامی نمایان شد، برتری خود را بار دیگر به اثبات رساند. سرانجام بغض لگدمال شده هویت ملی و مذهبی مردم منطقه منفجر شد تا با بیداری اسلامی فصلی نو در دنیای معاصر رقم خورد.
اما آنچه پیش از هر امری نگرانی اندیشمندان اسلامی را برانگیخته است، تکرار وقایعی تلخ از جنس انقلاب مشروطه یا کودتای 28 مرداد است. در نگاهی سطحی شاید حساسیت اندیشمندان اسلامی از نظر مردم منطقه کمی بدبینانه به نظر برسد لیکن باید اذعان داشت این حساسیت و بدبینی ناشی از تجربههای تاریخی ملت ایران است.
شاید برای مردم تونس، مصر، لیبی، یمن و بحرین حساسیت اندیشمندان اسلامی از دخالت نیروهای فرامنطقهای امری عجیب به نظر رسد اما مرور برخی از تجربیات جامعه ایرانی میتواند منبع روشنی از حقایق برای ملتهای منطقه باشد. بیش از یکصد سال پیش ملت ایران علیه دیکتاتوری قیام کرد.
آن روز هم به مانند امروز بوی پلو از سفارت انگلیس بلند شد. شاید اگر در آن ایام به متحصنین در سفارت انگلیس میگفتند که انگلیس برای شما چه خوابی دیده است، هیچ کس باور نمیکرد اما واقعهای تلخ به وقوع پیوست. نتیجه اعتماد به غربیان دیکتاتوری پلیدتر و ملعونتر از سلسله قاجار را به ارمغان آورد. اما این امر برای تجربه آموختن کفایت نکرد. دیگر بار اعتماد به امریکا در حکم تمدید حکومت پهلوی بود.
اگر امروز مقام عظمای ولایت خطاب به ملتهای منطقه میفرمایند: «هرگز به امریکا، ناتو و رژیمهای جنایتکار انگلیس، فرانسه و ایتالیا اعتماد نکنید» حاصل تجربیات تلخ یک ملت است. تجربیاتی که ملت فهیم ایران دوست ندارد تکرار آن را در کشورهای منطقه مشاهده کند. امروز بعد از رهایی از بند استبداد خطر جدی سقوط در چاه استعمار، ملتهای منطقه را تهدید میکند. امروز برخی با نگاهی متکبرانه در حال نسخهپیچی برای منطقه هستند. قطع به یقین، مردم هوشمند منطقه هرگز حمایت نیروهای فرامنطقهای را از دیکتاتورها فراموش نمیکنند.
کنفرانس بیداری اسلامی در تهران تأکیدی بر این مهم است که مسلمانان بیدار و آگاه راه روشن اسلامگرایی و مبارزه با دشمنان اسلام را با جدیت تداوم خواهند داد.
سیاست روز:توطئه اسلام لائیک
«توطئه اسلام لائیک»عنوان سرمقالهی روزنامهی سیاست روز به قلم محمد صفری است که در آن میخوانید؛دو رویکرد مقابل انقلابیون کشورهای اسلامی قرار دارد. کشورهای اسلامی ـ عربی که در آنها انقلاب روی داده و در برخی از آن کشورها دیکتاتورهای حاکم وابسته به غرب سرنگون شدهاند، اکنون دستخوش تحولات و تغییراتی هستند که آینده مردم این کشورها را رقم خواهد زد.
کشورهایی همچون مصر، تونس و حتی لیبی که سران آنها سقوط کردهاند اسلام آمریکایی را در کشور خود پیاده میکردند. علت اصلی قیامهای مردمی در این کشورها هم همین نوع از اسلام بود. اسلام سکولار، اسلام لیبرالی و به تعبیر دقیقتر و عمیقتر حضرت امام(ره)، اسلام آمریکایی بود که در این کشورها پیاده میشد.
اسلامی که وابسته و اسیر دستورات دیکته شده غرب و آمریکا بود. اسلامی که با رژیم صهیونیستی روابط برقرار میکرد و به موضوع مهم جهان اسلام یعنی سرزمین و کشور فلسطین خیانت میکرد.
مردم کشورهای اسلامی منطقه از وابستگی به رژیم صهیونیستی وابستگی به آمریکا و غرب به ستوه آمده بودند. آنها اسلام انقلابی را میخواستند که دست به انقلاب زدند، اما اکنون همین کشورهای انقلابی در خطر هستند. خطری که آنها را تهدید میکند اسلامی است که به واسطه ترکیه و با هدایت آمریکا برای ترویج آن در این کشورها تلاش میشود.
اکنون اسلامی که در ترکیه پیاده میشود اسلام لیبرالی و سکولار است. غرب به دنبال اجرای این الگو در کشورهایی همچون مصر، تونس و لیبی است.
سفر اردوغان و مطرح کردن اسلام لائیک در این کشور تایید کننده این ادعاست. اردوغان سفر دورهای خود را از مصر آغاز کرد و به تونس رفت و قرار است تا به لیبی نیز برود. وی در سفر به مصر طرح اسلام لائیک را مطرح کرد که البته با واکنشهایی روبهرو شد. گروه اخوان المسلمین در بیانیهای تاکید کرد که اردوغان در امور داخلی مصر دخالت نکند. واکنش مردم انقلابی مصر به روابط این کشور با رژیم صهیونیستی نیز پاسخی است به درخواست اردوغان. حتی مردم ترکیه نیز نسبت به سیاستهای اعمالی توسط دولت اسلامگرای خود معترض هستند.
مردم این کشور پس از تظاهرات در مقابل محل سکونت بازیکنان تیم فوتبال رژیم صهیونیستی و سردادن شعار «مرگ بر اسرائیل» در ورزشگاه محل برگزاری بازی این تیم تجمع کرده و خواستار خروج صهیونیستها از کشورشان شدند. این اقدام مردم ترکیه نشان دهنده اعتراض و مخالفت با سیاستهای دولت حاکم این کشور است.
اکنون که اردوغان با پرچم اسلام لائیک قصد دارد رهبری کشورهای انقلابی منطقه را در دست بگیرد، تنها مردم انقلابی این کشورها هستند که میتوانند از نفوذ این جریان و تفکر جلوگیری کنند.
هر چند تحلیلهای تحلیلگران غربی بر کم شدن نفوذ و تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر خیزشهای اسلامی منطقه استوار است، اما باید گفت این جریانی است که از سوی رسانههای غربی و تحلیلگران آنها دنبال میشود و آنگونه که تصور آنهاست، وجود ندارد.
مردم مسلمان کشورهای انقلابی، در صورت انحراف دولتهای موقت خود، دوباره دست به انقلابی دیگر خواهند زد. دولتهای موقت و انتقالی این کشورها نیز باید به خواستههای مردم خود تن دهند و راه دیگری ندارند.
به همین خاطر است که ولی امر مسلمین در سخنانشان در نخستین اجلاس بیداری اسلامی به بررسی هویت قیامها و انقلابهای منطقه، مخاطرات و آسیبهای پیشروی انقلابها و راهکارهای علاججویی و پیشگیری از آسیبها پرداختند و خطاب به انقلابیون کشورهای اسلامی فرمودند؛ «نظامسازی کار بزرگ و اصلی شماست. این کاری پیچیده و دشوار است نگذارید الگوهای لائیک یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی، یا گرایشهای چپ مارکسیستی خود را بر شما تحمیل کند.»
کشورهای انقلابی منطقه باید به این موضوع مهم واقف باشند که خیزش اسلامی و اسلامخواهی واقعی در جهان اسلام، شیعه و سنی نمیشناسد. مباحث ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی، توطئهای است که سالها از سوی آمریکا با روی کار آوردن دولت های دست نشانده پیگیری میشد و اکنون با سرنگونی این دولتها باید به این اختلافاتی که غرب و آمریکا با دستاویزهای گوناگون در پی آن بود پایان داد. خیزشهای اسلامی، با رویکرد اسلامخواهی واقعی در جریان است و تفاوتی بین شیعه و سنی ندارد.
حمایت:مبارزه با مفاسد اقتصادی و حقوق ملت
«مبارزه با مفاسد اقتصادی و حقوق ملت»عنوان یادداشت روز روزنامهی حمایت است که در آن میخوانید؛طی روزهای اخیر رویدادهای مهمی در کشور بوقوع پیوست که برخی از آنها شایسته تامل و تدبر جدی هستند.
در آغاز این هفته برگزاری اولین اجلاس بین المللی بیداری اسلامی و سخنرانی رهبر معظم انقلاب رویداد مهمی بود که در عرصه تحولات دارای اثر فراملی قابل بررسی است و قطعا رسانه های مختلف بدان می پردازند ،در میان دیگر تحولات داخلی قطعا موضوع اختلاس کلان کشف شده در سیستم بانکی کشور توجهات بالایی را برانگیخت بنحوی که سوای اظهارنظرهای مسوولین بانکی ،وزیر اقتصاد،وزیر اطلاعات ،رئیس سازمان بازرسی کل کشور،شخص رییس جمهوردر سفر استانی اخیر به استان اردبیل در این خصوص اظهارنظرداشت.
متعاقب آن در خطبه های نماز جمعه های سراسر کشور به این موضوع اشاره شد، از جمله خطیب نماز تهران در این مورد مقایسه ای کرد که وقتی جوانان مملکت برای اخذ یک وام ساده ازدواج کلی دوندگی اداری باید انجام دهند، اختلاس سه هزار میلیاردی واقعا جای بررسی همه جانبه دارد تا معلوم شود که چه علل و عواملی باعث بروز چنین پدیده وحشتناکی شده ومی شود.از مجلس شورای اسلامی نیز خبر می رسد که قرار است در جلسه غیر علنی امروز امرخود به بررسی ابعاد این موضوع بپردازند.رییس محترم قوه قضاییه نیز در
نامه ای خطاب به دادستان کل کشور به وی ماموریت دادند که نظارت جدی بر روند پیگیری ورسیدگی قضائی پرونده مطروحه اختلاس اخیر اعمال کند.
در نامه اخیر اعلام شد که پرونده رسیدگی به اختلاس مورد بحث از دادگستری خوزستان به دادسرای تهران احاله شود و لازم است که همه دستگاهها همکاری لازم را به عمل آورند تا قوه قضاییه رسیدگی دقیق منطبق با قانون داشته باشد. رسانه ها نیز طی روزهای اخیر مرتبا به کند و کاو در این خصوص پرداخته و هر یک از منظر نوع نگرش سیاسی خود تحلیلی در این خصوص عرضه داشته اند .
نظر به اهمیت این امر و ضرورتهایی که برای یادآوری برخی نکات مهم در این موضوع خودنمائی می کند، به شرح زیر تأملی در این خصوص انجام می شود.امید است برای بهبود امور مفید واقع شود.در اندیشه اسلامی و سیره اولیای دینی، بیت المال و اموال عمومی جایگاه بس برجسته و مهمی دارد بنحوی که بالاترین واکنش ها را از سوی پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام برای حفاظت از اموال عمومی می توان مشاهده کرد.
نمونه های مختلفی از رویکرد امام علی (ع)در این خصوص را مخاطبان مختلف بارها شنیده اند و نیاز به تکرار نیست. همین چارچوب فکری در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز منعکس شده است به نحوی که در اصول سوم و چهل و سوم ،تعهدات کلان حاکمیت برای تامین اقتصاد مناسب و بدور از مفسده و در جهت تامین نیازهای اساسی مردم و هدف گذاری های مهم دیگر را به روشنی می توان مشاهده کرد.
همچنین در اصول45و49 قانون اساسی نوع نگرش مهمترین قانون موضوعه کشور نسبت به ثروت های عمومی خداداد و یا درآمدها و مقابله با ثروت های ناشی از مفسده اعم از ربا،غضب،رشوه،اختلاس،سرقت،قمار،
سوءاستفاده از موقوفات،سوءاستفاده از مقاطعه کاری ها و معاملات دولتی و...را براحتی می توان ملاحظه کرد و در جهت اجرای این مفاد قانونی، ضوابط و مقررات مختلفی را می توان احصاء نمود که در مجموعه قوانین عادی کشور طی سه دهه گذشته به تصویب رسیده اند تا ثروت های عمومی در جهت مصالح عامه مردم بکار گرفته شوند و مفاسد مختلف شکل نگیرند و اگر ظهور و بروز یافتند با قاطعیت مورد برخورد قانونی قرار گیرند.
اولین نکته قابل تامل این است که چه شده که از این معیارها در موارد مختلفی فاصله گرفته و امروزه شاهد برخی مفاسد هستیم که به تعبیر عامیانه سر آدم سوت می کشد. قطعا متولیان امور و کارشناسان و اهل فن این جنبه از آسیب شناسی موضوع را باید جدی مورد واکاوی قرار دهند تا مشخص شود که چه بی تدبیری ها یا سهل انگاری ها در تصمیم گیری های اقتصادی، اجتماعی،فرهنگی،سیاسی،و حتی در حوزه اعتقادات دینی و اخلاقی مردم باعث شده که در سطح کلان شکاف ها وگسست هایی نمود پیدا کند که از طریق همین مجاری، سوءاستفاده گران در سطح مختلف انواع بهره ها را از اموال عمومی و بیت المال برده یا می برند. پاسخ گویی به این پرسش اگر بیطرفانه و بدور ازحب و بغض ها و دقیقا مبتنی بر مستندات و شواهد عینی انجام نشود هیچ فایده ای ندارد بلکه فضا را آلوده تر می کند و فضای آلوده طبیعتا امکان بیشتری برای دزدان و غارتگران بیت المال فراهم می سازد.
نکته دوم که بنحوی به جمله آخر مطلب فوق الذکر مربوط می شود ولی ذکر مستقل آن لازم است اینکه متاسفانه در کشور ما به لحاظ اینکه احزاب جدی ریشه دار و شفاف ودارای پشتوانه سازمان یافته مردمی و کارکرد حرفه ای شناخته شده در سطح جهانی وجود ندارند و بیشتر محفلهای سیاسی هستند که طیف بن ی احزاب و گروه های ما را نشان می دهند،در هر مسله ای شاهد خلط ابعاد کارشناسی و فنی موضوعات با تحلیل و تفسیرهای سیاسی محافل متولی حوزه احزاب و گروه های سیاسی وعناصر آنها در ساختار قدرت یا رسانه ها هستیم .
همین امر باعث می شود که در هر زمینه ای تا بحثی کارشناسی و علمی مطرح شود بلافاصله کافی است از سوی محافل سیاسی مورد تحلیل خاصی قرار گیرد تا جبهه بندی ها شکل گرفته و به صورت کورکورانه عناصر دلبسته هر گروه از دیدگاه محفل وابسته خود حمایت کنند و دیدگاه محافل دیگر را رد نمایند.
این عارضه در حیطه های مختلف مدیریت کشور نیز دیده می شود و آثار بسیار زیادی در پی دارد از جمله این که گاه تلاش های خوب و ارزشمند در این تحلیل های محفلی سیاسی ذبح و بد نام جلوه داده می شوند و گاه کارهای ضعیف وغیر قابل توجه، برجسته شده و به عنوان دستاورد، مهم معرفی می گردند . در این میان خیلی از افراد سست عنصر و بی دغدغه نسبت به مصالح کشور و حقوق مردم در پرتو انتساب به این طیف فکری سیاسی یا آن طیف فکری نان می خورند و به ریش همه می خندند که عجب فضایی است که می توان بیشترین برداشت را برای منافع مادی خود بعمل آورد.
در بحث حفاظت از اموال عمومی و توجه به بیت المال و پیشگیری از مفاسد اقتصادی و مبارزه همه جانبه با علل و عوامل بروز مفاسد و عناصر مباشر و معاون ارتکاب مفاسد، قطعا این آسیب را همه باید مورد توجه قرار دهند تا به تقویت آن کمک نکنند بلکه بالعکس دست به دست هم داده روز به روز این آسیب را از کشور دور کنیم تا هر یک از مسوولان یا فعالین اجتماعی نه بر مبنای وابستگی فلان فرد به طیف فکری سیاسی من یا شما بلکه بر مبنای معیارها و اصول و مستندات داوری کنند و تحلیل های خود را حول انطباق یا عدم انطباق با قوانین و مقررات کشور و معیار های ارزشی به عمل آورند. اگر این بستر کلی را فراهم سازیم (که البته بسیار سخت است)خدمت بزرگی به سالم سازی امورکرده ایم که به سرعت نتایج مطلوب خود را نشان می دهد.
نکته سوم که به واکنش مسوولان ،رسانه ها و عموم مربوط می شود اینکه همه توجه نمائیم که اعتماد عمومی به حاکمیت قانون و کارآمدی سازوکارهای قانونی ،سرمایه بسیارمهم و بی بدیلی است که اگر آسیب ببیند عملا بنیان بسیاری از امور را فرو می ریزد و نمی توان در یک فرآیند منطقی و خصوصا در شرایط امروز زیست بشری که رقابت سنگینی بین جوامع مختلف نیز حکم فرماست ،به سر منزل مقصود نائل آمد.
اگر این تلقی در جامعه ایجاد شود که اکثر مسوولان به اموال عمومی بی توجه هستند و قانون را فقط در مورد دیگران لازم الاجرا می دانند و نه خود یا مرتبطین خود و اگر این تلقی ایجاد شود که سازو کارهای قانونی اراده جدی برای رفع مشکلات و مفسده ها را ندارند یا توان آن را ندارند ،عملا نوعی هرج و مرج بر امور حکمفرما می شود که هر کس تلاش می کند نگرش ابزاری به قوانین و مقررات و ساز و کارهای متصدی امور داشته باشد و به شکل های مختلف بهره خاص خود را ببرد.
با توجه به این آثار وحشتناک، همه موظفیم ضمن روشن گری و شفاف سازی امور که خدمت بزرگی در جهت سالم سازی اداره کشور است ودر جهان امروز از جمله ضرورتهای حکمرانی شایسته تلقی می شود،مراقب باشیم که به جای اثر گذاری مثبت ریشه های اعتماد را نسوزانیم و ناامیدی را در فضای جامعه نگسترانیم .بنابراین می بایست در هر مورد نقد وارزیابی، صاحبان تریبون ها و اثرگذاری ها دقت و خویشتن داری لازم را در نقدها و ارزیابی ها بکار گیرند تا جنبه های مثبت و منفی توأمان دیده شود و دغدغه اصلی این باشد که همه نسبت به اموال عمومی و حقوق عامه حساس تر شویم و عملکرد های خود را بهبود بخشیم و بدانیم که حول قانون و مقررات است که می توان امور کشور را به مقاصد مطلوب رساند.
سخن آخر
در این تردیدی نیست که علیرغم همه دستاوردها ، هنوز اشکالات متعددی در قوانین و مقررات کشور در حوزه حفاظت از اموال عمومی و جلوگیری از بروز مفاسد اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی و سیاسی وجود دارد که لازم است با همدلی و همفکری اشکالات و نارسایی های قانونی را رفع کرد . در این حوزه، وظایف مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان برجسته می شوند. بدیهی است هر چه نمایندگان مردم سالم تر ودانا تر وعالم تر به امور کشور داری مناسب باشند طبیعتا تلاشها در حیطه قانونگذاری موثر تر خواهد بود .
در بخش دیگر، تردیدی نیست که قوه مجریه به لحاظ اینکه منابع و امکانات کشور عمدتا در اختیار این قوه است و در حوزه های مختلف در سراسر کشور هزاران نیرو و کارمند و تشکیلات دارد،لازم است دائما نظارت های درونی متنوعی را برای حفظ سلامت کاری متصدیان امور اجرائی بکار گیرد و هم چنین از نظارت های قانونی مقرر درقانون اساسی توسط مراجع دیگر از قبیل دیوان محاسبات،سازمان بازرسی کل کشور،کمیسیون اصل نود و نظارت کلی مجلس شورای اسلامی دائما استقبال و بهره برداری شایسته نماید واز هر گونه سو برداشت یا جبهه گیری های صنفی وبخشی به شدت بپرهیزد ونهایت اینکه مسوولان ومتصدیان امر قضا وظیفه سنگینی دارند که اولا بر اساس بند 5اصل156 برای پیشگیری از بروز جرایم مختلف از جمله مفاسد اقتصادی و سوءاستفاده های از بیت المال اقدام مناسب را شناسایی و اتخاذ نمایند، ثانیا پس از بروز جرایم مختلف از جمله در حیطه اموال عمومی ،نهایت قانونمندی را در گفتار و عمل بکارگیرند تا هم حقوق متهمین رعایت شود و هم جامعه از اجرای عدالت و بیطرفی واقعی وکارآمدی مراجع قضایی مطمئن گردد.
دستور اخیر رییس قوه قضاییه به دادستانی کل کشور وتاکید بر هفت نکته مهم، نوع نگرش عالی ترین مقام قضایی به پرونده اخیر مطروحه را نشان می دهد و البته اشاره پایانی نامه خطاب به مردم که قوه قضائیه در انجام وظایف خود با کارشکنی هائی از ناحیه صاحبان قدرت وثروت روبروست قابل تامل جدی است ونیازمند تحلیل بیشتر تا معلوم شود که این فشارها از ناحیه چه افراد یا نهاد هائی صورت گرفته است.
فارغ از وظایف قوای سه گانه حکومتی ودیگر نهادهای رسمی،رسانه ها نیز طبیعتا وظیفه دارند اخبار صحیح و مستند را منتشر کنند و از دامن زدن به شایعات و تحلیل های بی پشتوانه و مخل به مصالح عمومی اجتناب ورزند وعموم مردم نیز لازم است با هوشیاری وآگاهی بر امور نظارت داشته وحساسیت لازم را در قبال عملکردهای مختلف از خود نشان دهند وهمواره محرک مسئولین به بهبود فعالیتها باشند.
صادقانه باید گفت وپذیرفت که اگر این حلقه ها با هم و توام با همبستگی وبا محوریت ناخدای این کشتی که بسیار بر مبارزه با مفاسد مختلف از جمله مفاسد اقتصادی تاکید داشته ودارند ،به پیش نروند برای تامین جامعه سالم باز با مشکل روبه رو خواهیم بود و روند حصول دستاوردها به تعویق خواهد افتاد. با امید همدلی و همبستگی و التزام همه قوای سه گانه و رسانه ها به عنوان قوه چهارم در حفاظت از اموال عمومی و جلوگیری از هر گونه سوءاستفاده و مبارزه همه جانبه و ریشه ای با عوامل و عناصر موثردر مفاسد اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی.
آفرینش:نگاه دیپلماسی ایران به لیبی
«نگاه دیپلماسی ایران به لیبی»عنوان سرمقالهی روزنامهی آفرینش به قلم حمیدرضا عسگری است که در آن میخوانید؛با شروع موج اعتراضات در لیبی و قیام مردم برعلیه قذافی هریک از کشورهای جهان با توجه به اهداف وسیاست های کلی کشورشان مواضعی خاص نسبت به وقایع لیبی اتخاذ کردند و در حوزه عمل هم با توجه به برآوردهای خود از آینده لیبی اقداماتی را انجام دادند.
آمریکا از همان ابتدای اعتراضات، مخالفت علنی خود را با قذافی اعلام کرد و با شدت گرفتن آتش درگیری ها اعضای شورای امنیت را مجاب کرد طی قطعنامه ای منطقه پرواز ممنوع را در لیبی به اجرا درآورند. آمریکا و دیگر همراهان اروپاییش در قالب ناتو مسئولیت عملیات نظامی در لیبی را برعهده گرفتند. در همراهی با ناتو کشورهایی همچون قطر و امارات نیز مشارکت داشتند و نسبت به آینده لیبی اهداف و سیاست هایی را در نظر گرفته بودند که با سقوط قذافی و افتادن قدرت به دست انقلابیون میسر خواهد شد.
باید به این نکته توجه داشت که امروزه دیپلماسی سیاسی تبدیل به وسیله ای برای پیشبرد سیاست های اقتصادی کشورها تبدیل شده و آینده نگری و پیشبینی معادلات سیاسی در جهان کمک بزرگی به جایگاه کشورها می کند. نوع اتخاذ سیاست های کشورهایی همچون ترکیه و قطر در تحولات اخیر منطقه سبب شد تا هم جایگاه آنها در عرصه بین الملل ارتقا یابد و هم به لحاظ اقتصادی فرصت های بسیاری را برای خود ایجاد کنند.
در مورد لیبی ترک ها در ابتدا با اتخاذ سیاستی دوپهلو از یک سو از انقلابیون به عنوان نیروهای مردمی که خواسته هایی از حکومت خود دارند حمایت کردند و از سوی دیگر به هیچ وجه حکومت قذافی را نامشروع نمی دانستند. اما با بالا گرفتن درگیری ها و حضور مستمر نیروها خارجی در لیبی تشخیص دادند که دیر یا زود قذافی رفتنی است و باید نقش خود را در مقابل دست اندر کاران حکومت بعدی لیبی پررنگ کنند.
با سقوط طرابلس حتی خوشبینانه ترین حامیان قذافی سقوط وی را حتمی دانستند و بیش از 30 کشور از جمله چین،عراق، اردن، بحرین و ... شورای انقلابیون لیبی را به رسمیت شناختند اما هنوز ما موضعی آشکار و صریح در مورد لیبی اتخاذ نکرده و به بیانیه ای ساده بسنده کرده ایم و اخیرا کمسیون سیاست خارجی مجلس از مسولان وزارت خارجه خواستند تا شورای انتقالی را به رسمیت بشناسند.
وقتی ما در برنامه ها و چشم اندازهای تعیین شده جایگاه کشور را در رتبه اول منطقه تعریف می کنیم باید از حالا وبا استفاده از چنین فرصت های مناسبی برای ایفای نقش به عنوان یک قدرت منطقه ای در شطرنج سیاسی جهان بازی کنیم . انقلاب های اخیر درحوزه کشورهای اسلامی رخ داده است و ایران نیز به عنوان یک قدرت بزرگ اسلامی که داعیه ام القرایی دارد باید به عنوان یکی از تاثیرگذار ترین بازیگران منطقه به ایفای نقش بپردازد. منظور از شرکت در تحولات منطقه دخالت در امور کشورها نیست اما در مقایسه دیپلماسی کشورمان با کشورهای همسایه همچون ترکیه و قطر باید قبول کرد که سرعتمان کند بوده است.
ما هیچ نقش و تاثیری را در عرصه تحولات لیبی نداشته ایم و حتی پس از اینکه قذافی سقوط کرد و علنا شورای انقلابیون قدرت را به دست گرفت نیز موضع مشخص و قطعی را از خود نشان نداده ایم. لذا نمی توان انتظار داشت که حکومت آینده لیبی نگاه گرم و عمیقی به جایگاه کشورمان داشته باشد.
مردم سالاری:فساد و جیووانی فالکونه
«فساد و جیووانی فالکونه»عنوان سرمقالهی روزنامهی مردم سالاری به قلم علی ودایع است که در آن میخوانید؛فساد در بدنه حکومت و جامعه، پدیده شومی است که پس از تشکیل نخستین تمدن ها و دولت ها وجود داشته است. موضوعی که باعث اعتراضات گاه و بی گاه و حتی شورش بر حاکمان شده است. فساد پدیده ای است که همچون موریانه پایه های استحکام هر دولتی را می خورد و باعث عدم اجرای صحیح قوانین و اصول حاکمیتی می شود که در نهایت به قدرت رسیدن گروه های الیگارشی خارج از عرف دموکراسی را در پی دارد. این گروه های قدرتمند تا جایی قدرتمند هستند که پارلمان یک کشور را وادار به تصویب قوانینی در راستای اهداف خود می کنند.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، گروه های مافیایی فساد جنسی زنان و پولشویی که تجارت مواد مخدر را به عنوان یک تفریح انجام می دهند آنچنان کرملین را تحت سیطره خود درآورده اند که در برخی موارد تسویه حساب های گروه های گانگستری توسط حکومت انجام می شود یا نیروهای دولتی چشم خود را بر جنایات گروه ها علیه یکدیگر می بندند.
اما معروفترین فساد در ایتالیا وجود دارد; کشوری که امروز نخست وزیر خود را به عنوان یک فاسد تمام عیار که گاه تیتر یک جراید جهان است می بیند. کوتوله پوپولیست رم به هیچ نوع فسادی رحم نمی کند و دستی در آتش می برد. از پولشویی گرفته تا ماجرای واردات مواد مخدر به ایتالیا و رابطه نامشروع با زنان و پرداخت مبالغ گزاف به آنها تا خرید رای از نمایندگان پارلمان ایتالیا که این را با چالشی آبروبر در قاره سبز مواجه می کند.
اما به راستی چگونه کشوری با قدرت اقتصادی بالا و جای داشتن در قاره اروپا این گونه گرفتار حاشیه است تا بالا ترین آمار بیکاری و کمترین رشد اقتصادی در میان غول های اقتصادی جهان را داشته باشد؟ کورلئونه نامی است که ذهن بسیاری در ایران را به یاد فیلم تاریخی پدرخوانده می اندازد; پسرکی که در سال 1925 در دهکده کورلئونه متولد شد و دوران طلا یی مافیایی سیسیل ها را رقم زد.
وی آرام پس از جنگ دوم جهانی به مرد سایه های خانواده مافیا تبدیل شد. مردی که به طور مستقیم مسبب مرگ 500نفر شده بود. در سال 1987 جنگ خشونت آمیز مافیایی سیسیل درگرفت تا 29 ماه ایتالیا شاهد خون ریزی، قتل و تسویه حساب های مرگبار باشد و در این بین مسوولین حکومتی با کوچکترین مقاومتی در این بین کشته می شدند. ژنرال دالا کینر اهم جان خود را برای مبارزه با گروه های مافیا و به خصوص بریگارد سرخ از دست داد تا پس از وی جیووانی فاکلونه وارد گود شود.
فالکونه 474 تن از رهبران مافیا را به پای میز دادگاه کشاند و با 8607 پرونده به همراه میلیون ها برگ حساب های اختلا س مالی و پولشویی که شمار آنها از عدد خارج بود بزرگترین محاکمه ضدمافیایی تاریخ را رقم زد. این محاکمه با کارشکنی دولت رم نگذاشت اهداف فاکلونه و بورسالینو به جایی برسد; درسال 1992 انتقام جویی مافیا جیووانی را در یک بمب گذاری مهیب به قتل رساند.
ایتالیا و حتی بسیاری از مخالفین مافیا از فاکلونه یک قهرمان بزرگ ساختند اما متاسفانه تنها این اعضای رده پایین بودند که به زندان رفتند و سران مافیای ایتالیا از دادگاه و زندان گریختند. تلا ش های آن روز جیووانی فالکونه و همرزمانش به نتیجه نرسید تا امروز سیاستمداران ایتالیایی با حرکت های موزون خاص دست خود و پشت درهای بسته به یکدیگر بگویند «بسته سفارشی که برایتان فرستاده بودم را تحویل بگیرید و خوب مراقبت کنید تا رشد کنند». این جمله کاربردی برای افراد وابسته است که در پست های حساس منصوب شوند و رشد کنند تا مقاصد مافیا در بلند مدت و کوتاه مدت تامین شود. مافیا در کشورهای جهان اعم از فرانسه، بریتانیا، ایالا ت متحده، مکزیک، کلمبیا و آلمان حضور محسوس و نامحسوس دارند و سیاست های پلید خود را برای انباشت ثروت به پیش می برند.
البته در این بین صهیونیست های آمریکایی پس از خاندان قدیمی مافیا نقش اساسی ایفا می کنند. در سال های پیش از انقلا ب اسلا می در ایران هم گروه های مافیایی با نزدیکی به خاندان پهلوی و سو» استفاده از رانت قدرت خاندان سلطنتی همانند همزادان خود درغرب دست به پولشویی، تجارت مواد مخدر، و حتی تسویه حساب با خلا فکاران دیگر می زدند.
اشرف پهلوی نمونه بارز این سبک از مافیای حکومتی در ایران بوده است. پس از پیروزی انقلا ب اسلا می دست بسیاری از گروه های مافیایی حکومتی قطع شد اما بعد از دو دهه از استقرار جمهوری اسلا می ایران زمزمه هایی از وجود مافیای اقتصادی شنیده شد. برخی جراید همچون کیهان و سلا م مطالبی راعلیه فساد اقتصادی منتشر کردند. در دهه هشتاد پرونده شهرام جزایری جنجالی تاریخی به پا کرد که با قاطعیت دستگاه قضا مواجه شد. اما حالا زلزله ای به پا شده است که تاریخ نظام بانکی ایران تا کنون طعم تلخ و گزنده آن را نچشیده بود.
3 هزار میلیارد تومان اختلا س شده است در حالی که ایران با معضل بیکاری و فقر دست به گریبان است. این مبلغ بین 600 هزار تا یک میلیون شغل می توانست ایجاد کند و میلیاردها گره ای که می شد با این مبلغ از زندگی مردم گشوده شود. این که چه کسی یا کسانی پشت پرده هستند را باید مقامات قضایی ایران اسلا می مستقل از هر نهاد و شخصی برای جامعه روشن کند و با قاطعیت به پیش روند تا بذر فساد در ایران اسلا می همان طور که خواست مقام معظم رهبری است ریشه کن شود. اما یک سوال تلخ هم در این بین مطرح است. چرا باید یک سرماخوردگی ساده به یک غده سرطانی تبدیل شود؟
چرا زمانی که از وجود رانت جریان منتسب به آقای خاص صحبت به میان آمد کسی در پی کشف جریانات مالی وی برنیامد؟ چرا صحبت برخی دلسوزان نظام برای پیگیری سرچشمه تامین منابع مالی بانک های خاص که با سرمایه های میلیاردی در عرض چند ماه رشد کردند جدی گرفته نشد؟چگونه می شود زمزمه های نفوذ افراد حاشیه ای این گروه در همه جا شنیده شود در حالی که اصلی ترین اصول مقدس نظام جمهوری اسلا می را به سخره می گیرند؟ امروز آقای محسنی اژه ای مسوول رسیدگی به بزرگترین پرونده اختلا س شده است.
دادستان محترم! ایران اسلا می اکنون نیازمند یک جیووانی فالکونه دیگر است که با حمایت مقام معظم رهبری و مردم به جنگ مفاسد اقتصادی و مافیایی برود که در حال شکل گیری است. فساد، فساد می آورد; خواه ایران اسلا می ما باشد خواه کشوری دیگر. ما که داعیه دار حکومت اسلا می هستیم باید با شدت و قدرت بیشتری با مغرضین و مفسدان برخورد کنیم.
مافیای خودرو، مافیای میوه، مافیای موبایل و مافیاهایی با نام های دیگر مفهومی است که ظرف چند سال گذشته مورد توجه معاندین نظام قرار گرفته است که باید پس از بهانه تلخ اختلا س بانکی به جنگ آنها رفت که آیا وجود دارند یا ماحصل تراوشات ذهنی مخالفین است; خواه برای تخریب نظام، خواه کسب مشروعیت. در این بین برخی گفته اند که موضوع نباید به صورت علنی پیگیری شود در حالی که اگر قوه قضائیه که مستقل ماجرا را پیگیری می کند موضوع را آشکارا مورد بررسی قرار دهد و آنگونه که سخنگوی قوه قضائیه وعده داده، مردم را به طور دقیق در جریان بررسی پرونده قرار دهد اطمینان مردم به نظام افزایش می یابد.
تهران امروز:بیداری باورها و بسط ایدئولوژی توحیدی
«بیداری باورها و بسط ایدئولوژی توحیدی»عنوان یادداشت روز روزنامهی تهران امروز به قلم سجاد نوروزی است که در آن میخوانید؛«بیداری اسلامی» بهترین گزارهای است که میتوان آن را در تحلیل قیامهای حقطلبانه اخیر در منطقه به کار برد. «بیداری» در برابر «خمودگی» و «غفلت» معنا مییابد و بیشک قیامهایی اینچنین سهمناک و بنیانکن، خروشی است علیه غفلتزدگی مستبدانه حکام عرب و بیداریای است در برابر خمودگی که سالها کوشیده میشود در تحلیل سبک زندگی اعراب مسلمان به کار برده شود.
اکنون خاورمیانه یکسره غرق در جوش و خروش انقلابی است که احیاگری و اعاده روندهای حقطلبانه را پیگیری میکند. روندهایی که عطف به ساختار هویتی کشورهای اسلامی صرفا و تنها درچارچوب ایدئولوژیک اندیشه اسلامی قابلیت طرح دارد. از لیبی تا یمن و از مصر تا تونس این «حقیقتگرایی اسلامی» بود که بر «دروغ استبداد» فائق آمد و نوید بسط روندهای توحیدی را در سپهر عقیدتی این جوامع داد.
اکنون در مصر و تونس و لیبی، این «حق» و «حقیقت» است که راه آزادی و آزادگی را گشوده است. از اینروست که امروز در کشورهایی که قیام کردهاند صدای پرطنین اسلامگرایی است که شنیده میشود، نه نجواهای سکولاریستی و منفعلانه.
از اینروست که این تحدی و مبارزهطلبی مستمری را که امروز به ویژه در مصر نمو دارد، نمیتوان در چارچوب فکری پارادایمهای سکولار مورد بحث قرار داد. این قیامها تجلی «خودآگاهی ملی و دینی» ملتهای تحت ستم در برابر حکام «سکولار» بود. بنابراین سخن گفتن از اینکه این جنبشها از اسلامگرایی به دورند، گزافهای بیش نیست. این جنبشها برای اعاده نظم دینی در تنظیم روابط میان «حاکم و ملت» نضج گرفتند، روابطی که به علت «غیر دینی» بودن خصلت استبدادی به خود گرفته بودند.
در چارچوب هویت یک کشور مسلمان دیانت مترادف با آزادی است و این بیدینی است که استبداد و طاغوت را در حکومت به ارمغان میآورد. بنابراین این انقلابها برعکس آنچه که غربگرایان می گویند جنبشهای عمیقا دینی و عمیقا ملی محسوب میشوند و افق نگاهشان معطوف به «حقیقتگرایی سیاسی» نه «نسبیگرایی»و در چارچوب این حقیقتگرایی است که آزادی سیاسی و اجتماعی حاصل میشود.
در این میان آسیبهایی نیز قطعا بر سر راه این انقلابات وجود دارد. غرب همانند انقلاب ایران، با یک خصم معرفتی در این انقلابها مواجه است؛ «نفی بیگانه» و «تاکید بر مبانی بومی و دینی». بنابراین پرواضح است که غرب میکوشد با تاویلهای آنچنانی از این رخدادها آنها را در ماهیت اصلی خود تهی کند و امری «دیگر» را به جای آنها بنشاند. این «دیگر» فیالجمله در مصر بهبست خورده است و استمرار عقلانیت انقلابی مردم مصر اجازه یکهتازی به این قشر نداده است. با این وصف باید به انتظار نشست و در انتظار فتوحات دیگری بود، تحولات یمن، تونس و حتی مراکش و الجزایر و اردن این روزها نویدهای جدیدی را به پیروان بیداری اسلامی میدهند؛ نوید روزهایی بدون استبداد و دیکتاتوری.
ابتکار: سرقفلی آبدارچی بخشداری... واگذار میشود
«سرقفلی آبدارچی بخشداری... واگذار میشود»عنوان سرمقالهی روزنامهی ابتکار به قلم غلامرضا کمالیپناه است که در آن میخوانید؛غلامحسین الهام، سخنگوی سابق دولت گفت: «چندی قبل کسی به یک نفر گفته بود شما میلیون تومان بدهید تا مسئول فلان بخش شوید. این یعنی آن حوزه مدیریتی آنقدر فساد مالی و درآمدهای نامشروع دارد که یک نفر میگوید اینقدر به من بدهید تا به آن سمت برسید.»
همین سخن آقای الهام را در کنار گفته دیگرشان که میگذاریم، مخ آدم سوت میکشد و زبان و بیان از توصیف و تحلیل عاجز میماند و قلم در وادی نقد سرگشته میشود که چه بنویسد.
جمله شرطی آقای الهام این است: «اگر واقعاً فساد مالی ضد ارزش باشد، خوب است، نه الان که در جامعه ما یک نُرم فراگیر شده است.»
قسمت اول گفته سخنگو به فساد گسترده در بخشی از سیستم اداری کشور اشاره میکند و بخش دوم سخن ایشان ضمن صحه گذاشتن بر قسمت اول، یعنی فساد فراگیر در بخشی از سیستم اداری، باز به موضوع دردناک دیگری در قالب عبارت شرطی تأکید میکند. اینکه هنوز برای مسئولان مشخص نشده که «فساد مالی» «ضدارزش» است و در تردید بهسر میبرند، واقعاً نوبر است. با این همه تأکید روی «ارزشها» و افتخار به این موضوع در نزد دولتمردان، حالا یکی از تئوریپردازان و حامیان سرسخت دولت که روزی همهکاره بوده، در اینکه فساد اقتصادی را ضدارزش بهشمار آورد، تردید به خرج میدهد.
این در حالی است که دولت با شعار مبارزه با فساد مالی و اقتصادی و ریشهکن کردن این معضل بزرگ، پا در میدان مبارزه نهاد و سوار کار شد. آیا هرچیزی که در جامعه «نُرم فراگیر» شده، «ارزش» بهحساب میآید و اصولاً چه عواملی موجب شده که اختلاس، دزدی و دستاندازی به اموال عمومی، مثل آبخوردن راحت و فراگیر شود؟ از نظر عقلی که عامه مردم فساد مالی را ضدارزش میدانند و تاجاییکه اطلاع داریم، شرع مبین اسلام نهتنها تجاوز و ستم را مذموم دانسته، بلکه بهشدت با آن مبارزه کرده است. میماند برخی مسئولان و صاحبان قدرت که هماکنون سرچشمه قدرت و ثروت را بهدست گرفتهاند. رهبری هم بارها هشدار داده است که نوشیدن از این سرچشمهها و گرفتن ساغر از دست اصحاب قدرت و ثروت ممکن است بدمستی بیاورد و نتیجهاش ناخوشایند باشد.
با تأسف آنچه تاکنون در زبان عامه رایج بوده، هماکنون از لسان پردهدار و رازدان دولت، یعنی آقای الهام، جاری میشود. کار به جایی رسیده است که مناصب و مسئولیتها براساس موجودی و جیب مشتریان تقسیم میشود. هرکسی پول بیشتری داشته باشد و رشوه بیشتری بتواند به کلیدداران مناصب بدهد، امکان دستیابی وی به منصب و پست دلخواهش بیشتر است. پول هم پول میآورد. از آن طرف شخص رشوهدهنده از قِبَل منصبی که خریده است، راههای درآمدزایی را بهسمت جیب خویش هموارتر خواهد کرد. چنین شخصی هم از توبره میخورد هم از آخور. هم از منابع دولتی و عمومی، هم از اربابرجوع جبران مافات میکند و از هر تخمی که کاشته، صد دانه برداشت مینماید.
اما عمق فاجعه آنجاست که بعضیها در ارزش و ضد ارزش بودن اختلاس، فساد مالی، دروغ، تهمت و... دچار تردید شدهاند. دراینصورت عامه مردم چه حال و روزی خواهند داشت؟ یا اکنون که درصد زیادی از مردم پی بردهاند که میتوان پول داد و منصب و ریاست خرید، بازار دلالان «ریاستفروشی» حسابی رونق خواهد گرفت. راستی دراینصورت سرقفلی آبدارچی بخشداری... چقدر خواهد بود؟
ملت ما:فاصله گیری از ادبیات سهم خواهانه
«فاصله گیری از ادبیات سهم خواهانه»عنوان سرمقالهی روزنامهی ملت ما به قلم سید محمود علوی است که در آن میخوانید؛جبهه ایستادگی برای دفاع از گفتمان اصولگرایی و احترام به همه اصولگرایان تشکیل شده است و بنا دارد از کرامت انسانی حمایت کند. بر این اساس این جبهه بنا ندارد با نفی دیگران خودش را اثبات کند و برای نشان دادن مقبولیت و توانمندی به خود رجوع میکند و دیگران را مورد هجمه قرار نمیدهد. در این زمینه تلاش شده است تا در کنار حمایت و احترام به همه اصولگرایان نظرات و رفتارهای سیاسی آنها به نقد کشیده شود تا شاهد پایایی بیشتری در جبهه اصولگرایی باشیم.
زیرا بر این باوریم که نوع برخورد با گفتمان اخلاق محور جبهه ایستادگی در اخلاق سیاسی فعالان این عرصه اثرگذار خواهد بود و این سوال را طرح میکند که آیا نجابت و اخلاق سیاسی نیز در فضای سیاسی کشورداری موثر است یا خیر؟ که در نهایت به نتیجه رسیدن جبهه ایستادگی با گفتمان اخلاقیاش نشان میدهد که با اخلاق و نجابت سیاسی نیز میتوان به نتیجه رسید و نیازی به ادبیات تحکمی و عامرانه نخواهد بود.
از نظر اعضای این جبهه، ولایتمدار کسی است که نظرش وقتی مغایر با نظر ولی فقیه است به نظر مقام معظم رهبری احترام میگذارد و خواسته خود را رها میکند. بر این اساس همیشه این انتظار را از 7+8 بهویژه دو شخصیت فرهیخته و محوری اصولگرایی یعنی حضرت آیتالله مهدویکنی و آیتالله محمد یزدی ابراز کردهایم که برای این جبهه حق حضور در 7+8 قائل باشند و نحوه حضور آن را در 7+8 تعریف کنند.
اما به لحاظ داشتن نماینده خاص به نام جبهه ایستادگی درخواستی نکردهایم تا از ادبیات سهم خواهانه فاصله گرفته باشیم و نمایندهای نیز معرفی نکردهایم تا برای 7+8 محذور اخلاقی ایجاد نکرده باشیم. اما آنچه که قابل اعتنا است توجه به این نکته است که فرآیند عدم نتیجهگیری جبهه ایستادگی به سود کلیت نظام نیست.
زیرا در صورتی که گفتمان اخلاقی تشکلهایی مانند جبهه ایستادگی به نتیجه نرسد، چنین تداعی میکند که فضای سیاسی کشور فضای نجابتبرداری نیست و حق گرفتنی است و برای گرفتن حق باید از دایره ارزشهای اخلاقی خارج شد و این فرآیند به سود کلیت نظام و فضای سیاسی آن نخواهد بود و لذا بر این باوریم چون7+8 با هدایت دو شخصیت اخلاقی راه خود را دنبال میکند، گفتمان اخلاقی جبهه ایستادگی پاسخ مثبت خواهد داد.
استراتژی جبهه ایستادگی در آستانه انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی تنها حضور در این انتخابات نیست و نباید آن را یک تشکل و سازمان سیاسی یا یک جریان فصلی برای شرکت در انتخابات قلمداد کرد بلکه این جبهه اهداف بلندمدتی را دنبال میکند ضمن اینکه انتخابات نیز یکی از اتفاقات مهم عرصه سیاسی کشور است و ما نمیتوانیم نسبت به آن بیتفاوت باشیم.
سیاست کلی ما برای انتخابات آتی مجلس رعایت اخلاق سیاسی است و هیچ قصدی برای قدرت طلبی و سهم خواهی در جبهه ایستادگی وجود ندارد. جبهه ایستادگی در مقام سرباز ولایت فقیه است و موضع این جبهه، ایستادگی در برابر جریان فتنه و انحرافی از نظر رهبر انقلاب است بهطوری که هر کس از نظر رهبری زاویه بگیرد با جبهه ایستادگی زاویه خواهد داشت.
آنچه مسلم است هدف جبهه فضاسازی رسانهای برای پیشبرد اهداف انتخاباتی نیست بلکه تلاش دارد با سعه صدر و محور قرار دادن اخلاق سیاسی برنامههای خود را دنبال کند. لذا عینیت بخشیدن به این واقعیت که جبهه ایستادگی متشکل از 12 حزب است و برخلاف آنچه که شایع شده است از چند نفر تشکیل نشده است یکی از مواردی است که درخور تامل است.
دنیای اقتصاد:نظام بانکی و شرط حفظ شغل
«نظام بانکی و شرط حفظ شغل»عنوان سرمقالهی روزنامهی دنیای اقتصاد به قلم دکتر سید احمد میر مطهری است که در آن میخوانید؛صاحبنظرانی در سالهای اخیر بحران بزرگ مالی جهانی را کالبد شکافی کرده و به این جمعبندی رسیدهاند که منبع اولیه وقوع و شیوع بحران ناشی از اقدامات فعالان بازارهای پول و سرمایه است.
بهعنوان نمونه، بسیاری از بانکها که دارای مدیریت ریسک ضعیف، سرمایهگذاری ناکافی و غیراستاندارد بودند، زمینه ساز بروز بحران مالی شدهاند.
با این سابقه تاریخی، نگاهی به شرایط کنونی نظام بانکی کشور کنید: شمار بانکهای کشور در سالهای اخیر به 33 بانک رسیده است.
بانک مرکزی پس از صدور مجوز، پذیرهنویسی و آغاز فعالیت آنها بعد از چند سال، اخیرا بررسی صلاحیت مدیران بعضی از بانکها را آغاز کرده است؛ به این ترتیب نقصهای نظارتی در نظام بانکی تا آنجا بوده است که در هفتههای اخیر بانک مرکزی از کشف اختلاس حدود 3 هزار میلیارد تومانی سخن میگوید که ظاهرا 8 بانک دولتی و خصوصی در آن درگیر هستند.
از سوی دیگر، مطالبات معوق سیستم بانکی به حدود 35 هزار میلیارد تومان یا بیشتر رسیده است که وصول این مقدار منابع بانکی، سالها به درازا میکشد. در تصمیمی دیگر، بانک مرکزی پس از اصلاح ناگهانی نرخ ارز، یک شبه از این اصل عدول کرده و نظام ارزی دو نرخی را در کشور ایجاد میکند.
پس از آن، صحبت از تامین نیاز واقعی ارز میکند، اما نمی گوید چه کسی قرار است نیاز واقعی را تشخیص دهد. از سویی، بسته پولی بانک مرکزی را بدون توجه به واقعیتهای اقتصادی کشور با نرخهای دستوری به اقتصاد ملی تحمیل میکند. افزون بر همه اینها، با وجود تراکم غیر عادی شعب شبکه بانکی نسبت به ارزش سپردهها هر روز مجوز ایجاد شعبهای جدید از بانکی در هر محله، کوچه و خیابان شهرها میدهد.
حال با این توصیف، آیا این نظام بانکی میخواهد موتور توسعه اقتصاد ملی شود؟ آیا با این سیستم بانکی میخواهیم منابع مالی برای فعالیتهای اقتصادی را تامین کنیم؟ آیا قرار است این بانک ها، پساندازها را تجهیز و سرمایه مورد نیاز سرمایهگذاران را تامین کرده و با ایجاد اشتغال،رشد اقتصادی را تضمین کنند؟ آیا وقت آن نرسیده است که مدیران بانکها بدانند حفظ شغل آنها به شیوه عمل آنها بستگی دارد؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: