نروژ و اتحادیه اروپایی
اروپای دیگر ، اروپای بدون یورو
نروژ یکی از نیرومندترین نظامات پولی را در جهان داراست ، در حالی که فاقد بدهی ملی و دیون
خارجی است نروژی ها اگر سالانه دوبار به سفرهای تفریحی نروند ، احساس خستگی می کنند پر ادگار کوکولد: گردانندگان اتحادیه اروپایی با مردم خود درباره آنچه انجام می دهند مشورت
نکرده اند.
کد خبر: ۴۲۸۶۷
آنها به آلمانی ها اجازه نمی دهند تا بگویند آیا می خواهند عضو اتحادیه اروپایی باشند
یا خیر. زیرا آنها می دانند تنها 27 درصد مردم با آنها موافقند. یک گروه نخبه سیاسی وجود دارد که
می خواهد ما را فریب دهد دوبار نروژی ها امکان عضویت در اتحادیه اروپایی را منتفی ساخته اند. نروژی ها مانند سوئیس یکی دیگر از ثروتمندترین کشورهای اروپا تردیدهایی را در این باره می پرورند که امروز به طور روزافزونی به عرصه ظهور می رسند.
«ما نیازی نداریم که به اتحادیه اروپایی بپیوندیم». این اظهارات بارد سولجل (BARD SOHLJEL) سی و یک ساله دبیر حزب سوسیالیست نروژ است. او می گوید:«جمهوری چک و لتیوانی این کار را کردند و اگر من در ترکیه مسوولیت داشتم ، من هم این کار را در ترکیه می کردم ; ولی ما نروژی ها از الحاق به اتحادیه اروپایی از نظر اقتصادی سودی نخواهیم برد. از همه اینها گذشته ، ما در طول چهار یا پنج سال گذشته حدود 15 میلیارد دلار (9 میلیارد پوند)
مازاد درآمد داشته ایم ، در حالی که کشور ما تنها چهار و نیم میلیون نفر جمعیت دارد».
پر ادگار کوکولد (PER EDGAR KOKKVOLD) دبیرکل اتحادیه روزنامه نگاران نروژ گفت: «ما کشور مرفهی داریم که رفاه آن بر یک سیستم نیرومند مالیاتی استوار است. اگر ما به عضویت
اتحادیه اروپایی دربیاییم ، آنها بر ما فشار فراوانی وارد خواهند کرد تا میزان مالیات ها را کاهش
دهیم. مشکل دیگر این است که در صورتی که به عضویت اتحادیه اروپایی دربیاییم ، دیگران برای قرنها درباره سرنوشت ما تصمیم گیری خواهند کرد بنابراین مشکل است که نظریه الحاق در
نروژ خریدار داشته باشد».
پر ادگار کوکولد افزود:«ببینید ما پول بیشتر و زندگی بهتری داریم ، آنچنان که هیچ کس مانند آن را
در اروپا ندارد. ما همه ساله مازاد بودجه هنگفتی داریم ، چیزی حدود 7 درصد; در حالی که آلمان
و فرانسه نتوانسته اند چیزی حدود 3 درصد کسر بودجه را که نازلترین سطح در اتحادیه اروپایی
است حفظ کنند. این آسان است که بگوییم چرا نروژی ها با زندگی خودشان خوشند؛ آنها به
آسانی با پول خود به آنچه می خواهند می رسند. معدود کشورهایی وجود دارند که در آنها
روزنامه نگاران نقش آفرینی نظیر پر اگیل هگ (PER EGIL HEGGE) دبیر روزنامه آفن پوستن
(AFTEN POSTEN) بتوانند بگویند: اینجا پول فراوانی وجود دارد تا بتوانید جمع کنید! در
حقیقت آنقدر زیاد که کار ویلوچ (KARE WILOCH) نخست وزیر محافظه کار سابق نروژ
می گوید: اگر نروژی ها نتوانند بیش از سالی دوبار به تعطیلات تفریحی در مدیترانه بروند ، احساس
دلتنگی می کنند. دلیل این وضع نیز روشن است: رفاه نروژی ها نتیجه منابع نفت و گاز آنهاست».
جین ماتلاری (JANNE MATLARY) استاد روابط بین المللی در دانشگاه اسلو ، می گوید:«ما سومین صادرکننده خالص نفت در جهان هستیم ، هنوز دوسوم صادرات ما نفت و مشتقات آن است و ما تامین کننده یک چهارم گاز طبیعی قاره اروپا هستیم ما احتمالا ثروتمندترین کشور
جهان هستیم».
تریگ هگنر (TRYGVE HEGNAR) می گوید:«نه تنها برای نهمین سال است که درآمد نروژ موجب شگفتی می شود ، من می گویم ما می توانیم از طریق نفت درآمدهای لازم را برای 50 ، 60 و
حتی 70 سال آینده تامین کنیم».
تریگ هگنر ، غول رسانه ای که در ضمن سردبیر بزرگترین مجله تجاری نروژ است ، می افزاید:
«مردم غالبا می گویند شرایط رفاه اقتصادی تنزل پیدا خواهد کرد ، در حالی که در حقیقت آنان به
منابع تازه ای دسترسی پیدا می کنند». او در پاسخ به این سوال که اتحادیه اروپایی برای چند سال
دیگر دوام خواهد آورد ، می گوید:«من می گویم برای 20 سال آینده ، ولی برای 50 سال آینده
مطمئن نیستم».
وقتی سخن از گاز طبیعی به میان می آید، باید گفت منابع نروژ حتی غنی تر است.
متخصصان پیش بینی می کنند صادرات گاز نروژ از هم اکنون برای 150 سال دیگر ادامه خواهد
یافت.
نتیجه این انباشت ثروت و فراوانی نعمت (1) آن بوده که در طول 13 سال گذشته ، نروژ درآمدهای
حاصل از فروش نفت را به گونه ای ذخیره و انباشته کرده که می تواند هزینه بهداشت و تامین
اجتماعی جمعیت مسن و سالخورده خود را پوشش بدهد ; به صورتی که با هر نوع محاسبه ای
این هزینه ها کمتر از 70 میلیارد پوند نبوده است.
لازم به یادآوری نیست که نروژ بدهی خارجی و قرضه ملی ندارد و پول رایج این کشور یکی از
قوی ترین پولهای جهان است. اضافه بر همه اینها ، نروژ دارای منابع فراوان صید ماهی در طول
سواحل خود به عرض 200 مایل آبهای ساحلی این کشور است.
اورجان اولسویک (ORJAN OLSVIK) رئیس شرکت ترومسو
(TROMSO) که در صنعت ماهیگیری و آبجوسازی فعالیت می کند ، می گوید:«اگر اتحادیه اروپایی بر مناطق صید ماهی ما کنترل داشت ، این منابع تاکنون از بین رفته بود و ناوگان صیادی اسپانیا همه چیز را در اختیار خود گرفته بود». او همچنین می داند این یکی از عواملی است که می تواند صنعت ماهیگیری بریتانیا را تخریب کند.
من با اولسویک در خانه ییلاقی او در دره خوش آب وهوایی در ترومسو در تعطیلات آخر هفته به
سر بردم. یکشنبه صبح ، همسایه آنها که یک تعمیرکار اتومبیل بود ، چهل دقیقه برای ماهیگیری به
ساحل رودخانه رفت و با 25 ماهی برگشت. برخی از این ماهی ها بزرگ و گوشتالو بودند. او به
هیچ وجه فکر نمی کرد صید آن روز او چیز فوق العاده ای بوده است و مانند همه ماهیگیران از آن
ماهی درشتی سخن می گفت که از تور ماهیگیری در رفته است.
استینر باستیسن ، نماینده اهالی ساحلی نروژ در مجلس نمایندگان این کشور گفت:«ما از نظر منابع
طبیعی یک ابرقدرت هستیم». رومانیا (ROMANIA) نیز می گوید:«بنابراین کاملا روشن است
که چرا سیاستمداران بروکسل به عضویت نروژ در شبکه اتحادیه اروپایی علاقه مندند بنابراین
آنها باید نروژی های کارکشته را تشویق کنند که به عضویت این باشگاه (EU) درآیند».
در سال 1992 نروژ آمادگی الحاق به بازار اتحادیه اروپا و پیروی از راهبردها و مقررات آن را
داشت ، به شرط آن که در مواردی نظیر کشاورزی و ماهیگیری تابع مقررات ملی خود باشد برای
مقبول و مطلوب بودن باید بهایی پرداخت. نروژی ها باید در تامین هزینه های اتحادیه اروپایی
مشارکت کنند. این میزان در شرایط کنونی همه ساله حدود 240 میلیون پوند است که می تواند در
سالهای آینده بیشتر هم شود.
این در حقیقت بخش کمی از میزان مشارکتی است که نخست وزیر نروژ که از حزب کارگر بود ، انتظار داشت به وسیله آن بله را از مردم نروژ برای عضویت کامل در اتحادیه اروپایی با همه پرسی
سال 1993 بگیرد. در مقابل ، انتخاب کنندگان آب پاکی را روی دست او ریختند. علی رغم این که
او بدین ترتیب سوژه ای برای داستان های ترسناک در مورد پیدایش فدراسیون اروپا شد ، حتی
کسانی که خواهان عضویت نروژ در اتحادیه اروپایی هستند نیز قبول دارند که نتیجه همه پرسی 1993
یک افتضاح بود.
کار ویلوچ می گوید:«من همیشه طرفدار الحاق بوده ام ، اما دیدگاه عمومی در این باره آنچنان یک
طرفه نبود که ما القاء کرده بودیم. همه پرسی 1993 واقع شرم آور بود. طرفداران الحاق ، تصویر
ترسناکی از پیامدهای عدم الحاق آفریده بودند ; ولی حتی رای دهندگان معمولی نیز می دانستند
که این تصویر درست نیست».
اسلاگ هاکا دیپلمات سابق که اکنون حزب را رهبری می کند ، داستان را چنین بازگویی می کند:«به
ما گفته می شد اگر نروژ به عضویت اتحادیه اروپایی درنیاید ، به سوی انهدام منابع و دارایی هایش
پیش می رود ، ولی چنین چیزی اتفاق نیفتاد. این واقعیت که ما به عضویت اتحادیه اروپایی
درنیامدیم ، به هیچ وجه اقتصاد ما را نابود نکرد ; درست برعکس ، هم اکنون تعداد بیکاران ما از
نصف نرخ متوسط بیکاری در اتحادیه اروپایی نیز کمتر است. در عین حال ما به هیچ وجه منزوی
نیز نشده ایم ، آنچنان که طرفداران الحاق به اتحادیه اروپایی تبلیغ می کردند. در حقیقت خارج از
اتحادیه اروپایی قرار گرفتن ، کمک خوبی برای داشتن ارتباطات بین المللی بهتر است. ما در
فرآیندهای صلح خاورمیانه و سریلانکا به گونه ای قرار گرفته ایم که اگر عضو اتحادیه اروپایی
بودیم ، نمی توانستیم چنین نقشی را ایفا کنیم. من هیچ ضرری از سوی عدم الحاق به اتحادیه
اروپایی احساس نمی کنم البته نخست وزیر و وزیر امور خارجه ما دوست دارند با آدمهای
کله گنده در بروکسل گپ بزنند (2) اما این همان چیزی است که همه نخبگان سیاسی در پی آنند.
غیر از این است؛».
هنوز تعداد فراوانی از نروژی ها هستند که معتقدند الحاق به اتحادیه اروپایی برای کشورشان
نامناسب است ; زیرا آنها احساس می کنند در صورت الحاق ، کشورشان به صورت یک خراجگزار
درخواهد آمد که دیگران از خارج از نروژ برای آن تصمیم گیری می کنند و فرامین آنها بر قوانین
پارلمان نروژ حاکمیت خواهد داشت و پارلمان نروژ نمی تواند به آنها بگوید: نه!.
ایویندود (EIVIND VAD) یک دانشجوی اروپاگرا در دانشگاه اسلو (UNIVERSITY OSLO) گفت:«در این صورت قوی ترین پیکره قانونگذاری در نروژ یک دستگاه دورنگار است که
در وزارت امور خارجه نروژ قرار دارد و رهنمودهای بروکسل را دریافت می کند».
احساس دیگری نیز وجود دارد که از یک منظر اخلاقی سرچشمه می گیرد و آن منظر در این
پرسش مستتر است که آیا امتناع نروژ از الحاق به اتحادیه اروپایی حاکی از نوعی حس
استقلال طلبی پسندیده است یا ناشی از نوعی بخل است که نمی خواهد دیگران در ثروتش سهیم
شوند؛.
اورجان اولسویک گفت:«من معتقد نیستم که منابع طبیعی ما صرفا باید صرف نروژ شود. من با
این که نفت ما به سوی اتحادیه اروپایی برود تا به کشورهای فقیرتری که به عضویت این اتحادیه
درآمده اند کمک شود ، موافقم.
اگر منابع طبیعی عظیم خود را صرفا خرج خود کنیم ، تصویر خوبی که از ما در جهان وجود دارد ، نابود می شود. کسانی که احساس مذهبی لطیف تری دارند ، نگران تاثیر ثروت نروژی ها بر احساسات معنوی و
روحی آنها هستند. اولاف کورون (OLAF KORVEN) وزیر توسعه بین المللی نروژ گفت:«من از خودم می پرسم آیا اگر ما به اتحادیه اروپا ملحق نشویم می توانیم سلامت معنوی خود را حفظ کنیم؛».
کورون همچنین معتقد است به دستاویز استقلال آویزان شدن می تواند نروژ را از عرصه رقابت
دور نگهدارد. او می گوید:«نفت ، بستر نرمی است که می توان بر آن آسود ، در عین حال این یک
خطر جدی است که ما بتدریج تحرک خود را از دست بدهیم».
کشاورزان نروژی به طور متوسط سالانه 16500 پوند رایانه دریافت می کنند. یارانه محصولات
کشاورزی غذای نروژی ها را نسبت به غذای سوئدی ها 3 برابر گرانتر کرده است.
بالاخره یک نکته تردیدبرانگیز از نظر انزوای فرهنگی و سیاسی وجود دارد. پر اگیل هگ
(PEREGILHEGGE) می گوید:«ما ارتباطات خود را با قاره اروپا از دست خواهیم داد». او
چنین گفت:«شما اگر با سوئدی ها و دانمارکی ها صحبت کنید یا با سیاستمداران آنها در تماس
باشید ، احساس می کنید آنها همه چیز را درباره نهادهای اروپایی می دانند ، در حالی که شما از این
جریان برکنار مانده اید. ما معمولا رئیس جدید اتحادیه اروپایی را در نخستین هفته آغاز کارش در
دفتر کارش می دیدیم ; ولی مردم ما آنچنان نسبت به تحولات اروپا بی تفاوت بودند که
برلوسکنی (BERLUSCONI) را تا نیمه دوران خدمتش ندیدند. کسانی هستند که این را
خسارت قابل توجهی نمی دانند». ماهیگیران و کشاورزان بیش از دیگران حرفهایی برای گفتن
دارند. گانر هانس در خارج از قایق ماهیگیری اش در بندر ترومسو گفت:«اتحادیه اروپایی آشغال
است.
60 سال پیش هیتلر آمد که نروژ را بقاپد و حالا هیتلرهای دیگر آمده اند تا ما را زیر سلطه
بگیرند ، نه با تفنگ بلکه با روزنامه!».
ایوار جنسن (IVAR JENSSEN) یک ماهی فروش پرکار دیگر که مشغول فروش ماهی
صید شده هالیبوت بود ، گفت:«من اتحادیه اروپایی را دوست ندارم و فکر می کنم اتحادیه اروپایی چیزی شبیه به اتحاد جماهیر شوروی جدید است. صد سال پیش آنها کشورهای دیگری را تسخیر کردند. مثل لیتوانی و استالین که می گفت : همه شماها مال من هستید. این درست همان کاری است که امروز اتحادیه اروپایی انجام می دهد. انگلستان عضو این اتحادیه نمی شود ، چون می داند این اتحادیه چه خواهد بود».
کشاورزان نیز کمتر از ماهیگیران احساس خطر نمی کنند. اسگایر اسلاتنس (ASGEIR SLATTNES) که مزرعه ای در کوالویا در حاشیه ترومسو دارد ، گفت:«الحاق به اتحادیه اروپایی کشاورزی ما را نابود خواهد کرد!».
او 35 هکتار زمین کشاورزی در مالکیت شخصی خود دارد و 35 هکتار زمین نیز اجاره کرده است
و بدین ترتیب مزرعه او بزرگترین مزرعه در منطقه ترومسو است. چهل سال پیش 200 کشاورز در
این منطقه مشغول کشت و کار بودند ولی امروز تنها 20 کشاورز در اینجا (WHALE ISLAND) کار می کنند.
اسلاتنس می گوید:«مخارج ما به قدری بالاست که قیمت نهایی محصولات ما سنگین تمام
می شود ، ولی میزان یارانه ای که دریافت می کنیم ، سال به سال کمتر می شود».
او همچنین می گوید اتحادیه اروپایی از او خواسته تا ظرف 20 سال آینده یک واحد تولید شیر
جدید بسازد که 250 هزار پوند هزینه در بر خواهد داشت. در این صورت با توسعه گاوداری او ،
گاوها در محیط وسیع تری خواهند چرید ، مفت چنگ گاوها! ولی او این سرمایه را از کجا بیاورد؛
همسرش ریتا نیز از اتحادیه اروپایی و کارهای آنها خشمگین است. او می گوید:«ما احساس می کنیم اگر به هر تقدیر عضو اتحادیه اروپایی شویم ، هر ماه هر کسی از ما خواهد خواست که چه
بکنیم و چه نکنیم».
برای کسانی که از پرداخت یارانه ها شکایت دارند و می گویند این یارانه ها قیمتهای تمام شده را
بالا می برند اسلاتنس یک جواب آماده دارد و می گوید:«در سال 1958 چهل درصد درآمد
نروژی ها خرج تغذیه آنها می شد ، در حالی که حالا تنها 12 درصد درآمد آنها صرف تغذیه
می شود. به طور متوسط اگر نروژی ها روزانه 2 ساعت و 17 دقیقه کار کنند ، می توانند مخارج تغذیه خود را
تامین نمایند. به هر تقدیر جهانگردانی که از نروژ بازدید می کنند درباره کشور ما چگونه قضاوت
می کنند اگر مشاهده کنند کشاورزان خود را با عدم پرداخت یارانه به آنها ناچار کرده ایم از کار
خود دست بکشند؛».
ریتا می گوید:«اگر ما از کشاورزی دست بکشیم و دنبال کار دیگری برویم ، از این همه مزرعه و
کشت و کار، تنها چوب و چوب باقی خواهد ماند!».
در آن سوی جنگل پر شاخ و برگ «اروپا گریزی» تروند گیسک (TROND GISKE) عضو
پارلمان نروژ از حزب کارگر قرار گرفته است که قبول دارد کشاورزان جدا از بقیه مردم درباره اعمال
نظرها و توصیه های اتحادیه اروپایی گزافه گویی و غلو می کنند و می گوید:«قسمت عمده این
توصیه ها جنبه تکنیکی و فنی دارد».
آنچه واقعا سبب برانگیختگی و نگرانی می شود، این است که مخالفان الحاق احساس می کنند
اتحادیه اروپایی به صورت بی رحمانه ای به شکل ایالات متحده اروپا در می آید. این چیزی است
که مردم از آن احساس خطر می کنند.
پر ادگار کوکولد گفت:«من جزو رهبران گروه های طرفدار الحاق در اولین رفراندم که در سال 1993
برگزار شد ، بودم ، اما نتوانستم ایمانم را به حقانیت این اتحادیه حفظ کنم آنها درباره آنچه
می خواهند انجام دهند ، با مردم خود مشورت نمی کنند. آنها به آلمانی ها اجازه نمی دهند که بگویند آیا طرفدار این اتحادیه هستند یا نیستند!؛ زیرا آنها می دانند که چیزی در حدود 27 درصد مردم از این اتحادیه و الحاق به آن حمایت می کنند. یک گروه از نخبگان سیاسی هستند که می خواهند ما را فریب دهند!».
در حال حاضر موضوع عضویت در اتحادیه اروپایی به دستور دولت از دستور کار خارج شده است.
2 سال پیش اعضای ائتلاف فعلی محافظه کاران ، دمکرات مسیحی ها و لیبرال ها چیزی را به وجود آوردند که امروزه «میثاق ملی خودکشی» نام گرفته است . این نام عجیب به ضرورت پرهیز از خودکشی سیاسی اشاره دارد. اولاف کورون توضیح داد:«در میثاق خود کشی ، ما تصمیم گرفته ایم تا پیش از انتخابات 2005
موضوع الحاق به اتحادیه اروپایی در دستور کار قرار نگیرد».
دلیل این احتیاط نیز همان طور که او خود توضیح می دهد ، روشن است:«اگر این موضوع را در
دستور کار داشته باشید ، دولت سقوط خواهد کرد».
هیچ حزبی نمی خواهد به این مساله دامن بزند زیرا هر یک از آنها با هرنوع گرایش موافق یا
مخالف آن اندازه شجاعت دارند که از الحاق نامی به میان نیاورند.
پر اگیل هگ (PER EGIL HEGGE) گفت:«احزاب سیاسی ما به مردمی می مانند که چونان خرسهای قطبی در اتاقهای نشیمن نشسته اند و به یکدیگر دندان نشان می دهند! اما آنها تصمیم گرفته اند تا هنگامی که این مساله دردسر آفرین است ، آن را مطرح نکنند. این ، همان راهی است که ما برای برخورد با اتحادیه اروپایی در پیش گرفته ایم».
انتخابات 2005 نقطه پایانی در برابر «میثاق خودکشی» خواهد گذاشت زیرا در آن هنگام هر یک
از احزاب محافظه کار و کارگر نشان خواهند داد که آیا موضوع الحاق را به صورت یک سوژه
انتخاباتی در خواهند آورد یا خیر ; براساس آخرین نظرخواهی ها ، نگاه نروژی ها همچنان به مساله الحاق ، مانند گذشته منفی است ; اما با اغلب کسانی که من (نویسنده مقاله) با آنها سخن گفته ام ، مساله اصلی زمان الحاق است. آنها
می گویند سال 2005 مشکل است که بتواند سال الغای استقلال نروژ باشد. پراگیل هگ گفت:
«یک دلیل آن این است که سال 2005 صدمین سال الغای اتحاد ما با سوئدی هاست. در این
صورت مراسم جشن یادبود صدمین سال استقلال نروژ با زاد روز محو استقلال نروژ همزمان
می شود. چیزی که هیچ کس برای آن سینه چاک نمی کند!».
تریگ هگنر (TRYGE HEGNAR) گفت:«از نظر من موضوع الحاق به اتحادیه اروپایی در پارلمان بعدی نیز قابل طرح نخواهد بود زیرا فکر نمی کنم هیچکدام از احزاب سیاسی آمادگی ریسک در این زمینه را داشته باشند بنابراین ما دو مرتبه به شرایط 10 تا 15 سال پیش برمی گردیم».
آنچه درباره احساسات عمومی مردم نروژ جلب توجه می کند ، اعتقاد راسخ به امتناع از الحاق به
اتحادیه اروپاست. بویژه پس از ماجرای همه پرسی آنچه در سیمای طرفداران الحاق دیده
می شود احساس ناامیدی است!.
جین ماتلری (GANNE MATLARY) گفت:«مساله این است که چگونه الحاق به اتحادیه
اروپایی را به مردم نروژ بقبولانیم؛ ما نمی خواهیم بگوییم که می خواهیم از شر شما ملت راحت
شویم. ما همچنان نمی توانیم به نتایج اقتصادی درخشان الحاق در کوتاه مدت اشاره کنیم ما
می دانیم چه دارایی هایی داریم ، ولی نمی دانیم از طریق الحاق چه به دست خواهیم آورد؛.
تابستان گذشته همسر سفیر اتحادیه اروپایی در بیمارستانی در نروژ زایمان کرد و بیمارستان به او
یک پرچم نروژ هدیه داد. همه چیز در این ماجرا سمبلیک است!».
کار ویلوچ اگر چه به الحاق علاقه مند است ، ولی همچنان معتقد است مضرات عدم الحاق
محدود است و می گوید:«تاریخ به ما این درس را می دهد که امپراتوری ها صعود و سقوط دارند.
همان عواملی که موجب صعود تمدنها می شود ، همان ها باعث سقوط آنها می شود بنابراین سقوط آنها هم امکان پذیر و هم اجتناب ناپذیر است. اتحادیه اروپایی نشان داده است که توانایی حل مشکلاتش را داشته ، ولی آینده نامعلوم است».
اورجان اولسویک نیز علاقه مند به عضویت در اتحادیه اروپایی است اما به شرط آن که
سیاست های مربوط به صید ماهی ، از ترومسو هدایت شود نه از بروکسل. او گفت:«کسانی که به
نهادهای اتحادیه اروپایی می روند ، بهترین سیاستمداران نیستند. آنها تفنگهایی با باروت های
نم کشیده هستند! آنها ناگزیرند که اتحادیه اروپایی را به وسیله بروکرات ها اداره کنند و در عوض
خود خوب بخورند و خوب بنوشند و حقوق کلان بگیرند. من همچنان نمی دانم چرا اینقدر
اتحادیه اروپایی فاسد است ! شاید اگر سیاستمداران بهتری در این اتحادیه داشتیم ، آنها به خاطر
حفظ موقعیت خود فساد را از این اتحادیه ریشه کن می کردند. قوانین و مقررات بروکسل که ما
می بینیم ، هیچکدام ارزش عملی ندارند. این تصور که اگر ما به اتحادیه ملحق شویم همه چیز
درست خواهد شد ، سرابی بیش نیست. در صورتی که طرفداران الحاق موفق شوند که حرف
خود را پیش ببرند ، معلوم نیست بتوانند به نفع نروژ کاری کنند. من با توقف مخالفت با الحاق
مخالف نیستم و با آن مشکلی ندارم».
کارل آی هاگن (CARL I HAGEN) رهبر حزب پیشرفت می گوید:«من می پرسم چه تضمینی وجود دارد که 15 سال بعد بروکسل نگوید باید مالیات نفت خود را به ما بدهید؛» این پرسش می تواند افکار عمومی را یکشبه در نروژ تغییر دهد. این حقیقت که هم نروژ و هم سوئیس می خواهند خارج از اتحادیه اروپایی بمانند ، قابل تامل است. این هر دو کشور ، کشورهای موفقی
هستند. هر دو شانس اظهارنظر را به مردمشان داده اند. برای همه آنها که نمی خواهند به ایالات
متحده اروپا وابسته شوند، هر دو مدلهای جانشین و جالبی هستند.
تحلیلی از: گراهام ترنر
دهم ماه می 2003 دیلی تلگراف
ترجمه و تنظیم: مرکز منطقه ای صدا و سیمای جمهوری اسلامی لندن
1- CORNCOPIA
2- در متن ، عبارت «گیلاس خوردن با پسران و دختران بزرگ آمده است» که به معنی میل به
معاشرت با آدمهای سرشناس و متنفذ است