معنویت گرایی درشکوفایی تمدن

اگرچه 25 سال عمر جمهوری اسلامی ایران برای نیل به تمدن نوین اسلامی زمان کوتاهی است، اما ضروری است در پایان ربع قرن از پیروزی انقلاب اسلامی، میزان موفقیت این انقلاب در ایجاد بنیان های لازم نیل به تمدن نوین اسلامی ارزیابی شود.
کد خبر: ۴۲۸۶۲

مرحوم دهخدا در تعریف تمدن این گونه می نویسد: «تحقق به اخلاق شهر و انتقال از خشونت و همجیه و جهل به حالت ظرافت و انس و معرفت».
همچنین وی منظور از متمدن بودن را «دارای تربیت بودن ، شهرنشین بودن ، در مرحله کامل تربیت اجتماعی قرار داشتن و خلاف بربریت» می داند.
بنابراین تعریف متمدن یعنی شهرنشین و تربیت شده در شهر؛ در مقابل وحشی (لغتنامه دهخدا).صرف نظر از تعریف لغوی ، هر گروه از دانشمندان علوم اجتماعی بنا به زاویه دید خود تعریفی از تمدن ارائه کرده اند. وجه اشتراک همه این تعاریف در هویت فرهنگی تمدن است.
هانتینگتون تمدن را بالاترین گروه بندی فرهنگی و گسترده ترین سطح هویت فرهنگی که انسان از آن برخوردار است ، می داند. (هانتینگتون نظریه برخورد تمدن ها، ترجمه و ویراسته مجتبی امیری. دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه. ص.48 چ.1. 1374)
ویل دورانت نیز تمدن را عبارت از نظمی اجتماعی می داند که در نتیجه وجود آن ، خلاقیت فرهنگی امکان پذیر می شود و جریان پیدا می کند. (تاریخ تمدن.ویل دورانت. جلد اول.ص 3) در این 2 تعریف با 2 واژه مهم مواجه می شویم:
یکی واژه هویت فرهنگی به عنوان عنصر اساسی شکل گیری تمدن و دیگری خلاقیت فرهنگی به عنوان نشانه وجود یک تمدن. خلاقیت در حوزه فکر و اندیشه ، بویژه هنگامی که در طول زمان امتداد پیدا کند.
به رونق و نشاط فکری در جامعه می انجامد و رونق و نشاط فکری مقدمه لازمی برای هر نوع تحول و پیشرفت در عرصه های مادی و معنوی حیات بشری است.
از این تعاریف چنین استفاده می شود که برای دستیابی به یک شرایط تمدنی برتر باید به عوامل و موانع شکل گیری هویت فرهنگی و ظهور و بروز خلاقیت فرهنگی اندیشید و در پی تقویت عوامل و حذف موانع بود.
ویل دورانت در کتاب خود تاریخ تمدن به 4 رکن و عنصر اساسی اشاره می کند که عبارتند از: پیش بینی و احتیاط در امور اقتصادی ، سازمان سیاسی ، سنن اخلاقی و کوشش در راه معرفت و بسط هنر.
او همچنین ظهور تمدن را هنگامی امکان پذیر می داند که هرج و مرج و ناامنی پایان پذیرفته باشد. صرف نظر از این که ما نیز همین عوامل و موانع مورد اشاره آقای ویل دورانت را بپذیریم یا این که پیشنهاد اصلاحی و تکمیلی بر آن داشته باشیم ، آنچه مهم است این که دستیابی به شرایط برتر اقتصادی ، سیاسی ، اخلاقی و هنری به عنوان زمینه های موثر در شکل گیری تمدن ، جز با زمینه سازی برای رونق در تولید فکر و اندیشه امکان ندارد.
انسان روشنفکر و دارای اندیشه خلاق در زمان حال زندگی می کند، اما به آینده می اندیشد. این گونه اندیشیدن هر روز افقهای جدیدی از علم و معرفت و هنر را پیش روی او می گشاید.
با توجه به هویت فرهنگی تمدن ، آنچه تمدنها را چه در طول تاریخ و چه در عرض جغرافیایی از یکدیگر متمایز می کند، زیرساخت ها و مبانی فکری و فرهنگی آنهاست.
این تفاوت در صورت تعامل مثبت می تواند موجب رشد و بالندگی تمدن بشری شود و در صورت تعامل منفی و تخاصم موجب رویارویی به قصد از بین بردن یکدیگر. شرایط امروز جهانی و رقابت سر قدرت به گونه ای شده است که حاکمان جهان برای حفظ سلطه خویش به هر عاملی دست می زنند.
از جمله این عوامل ، ایجاد زمینه رویارویی تمدن ها با هدف حذف و میراندن تمدنی است که به ایجاد ساختارهایی از حکومت و قدرت انجامیده که سیادت و سیطره جهانی آنها را با مخاطره روبه رو ساخته است.
بنابراین ، در جامعه جهانی امروز، توجه به هویت تمدنی به طور روزافزون اهمیت بیشتری پیدا می کند. از همین روست که ما اصرار داریم جامعه اسلامی به عنوان پایه گذار تمدن نوین اسلامی باید در بیست و پنجمین سال تولدش به مروری بر توفیقاتی که برای بسترسازی و شکل گیری این تمدن داشته بپردازد تا با آگاهی از دستاوردها و شناخت عوامل این توفیقات و نیز فرصتهایی را که به دلیل موانع گوناگون از دست داده ، با چشمی باز آینده ای روشن را دنبال کند.
از نمونه دستاوردهای قابل ارزیابی در این دوره 25 ساله به چند مورد اشاره می کنم:


آزادی و امنیت
رونق اندیشه جز در سایه «آزادی اندیشه و تفکر» و «امنیت» شکل نمی گیرد.
آزادی فکر موجب رشد اندیشه های فردی و جمعی و بروز استعداد و خلاقیت و شکل گیری و رونق جنبش نرم افزاری در جامعه می شود. امنیت نیز ضامن دوام و بقای آزادی است.
همان طور که نظام اسلامی باید با وضع قوانین و مقررات آزادی اندیشه را تضمین کند، به همین ترتیب باید شرایط اخلال در آزادی و امنیت فکری را نیز از بین ببرد. هرج و مرج ناشی از بدسلیقگی برخی از گروهها و احزاب سیاسی در گرم نگاه داشتن بازار رقابت های حزبی ، از جمله آفتهای آزادی و رشد اندیشه است.
در فضایی این چنین ، خشونت و بی نظمی و فرار از قانون جای استفاده از عقل ، فکر،استدلال و اندیشه و ابتنای به قانون در نقد یکدیگر و رقابت سیاسی را می گیرد.


استقلال
یکی دیگر از ثمرات این انقلاب عزیز، گسسته شدن زنجیرهای مادی و معنوی وابستگی به بیگانگان است.
وابستگی معنوی به دیگران هویت ملی را مخدوش می کند و روحیه عدم اعتماد به قابلیت های خودی را پدید می آورد. و این حالت نیز رکود اندیشه ورزی را به دنبال دارد و جامعه را مصرف کننده اندیشه های تحمیلی دیگران می کند.
توجه داریم که وابستگی و پیوستگی دو مقوله کاملا متفاوتند؛ در اولی اراده خودی سلب می شود و عنان اختیار انسان به دیگری سپرده می شود و در دومی پیوند و تراکم اندیشه ها و تجربیات به سرعت تحولات بشری کمک می کند.


مردم سالاری دینی
مردم سالاری دینی در شکل کامل شده خود، یکی از مظاهر تمدن اسلامی است که انقلاب اسلامی پایه ریزی آن را از 25سال پیش آغاز کرد.
در این نظام مردم با محوریت دین از یک سو از عنایت خاص الهی برخوردار می شوند و از سوی دیگر به دلیل اعتقاد به نظارت غیبی و بازتاب قیامتی اعمال و رفتار انسان ها و همچنین تکلیفی که دین برای نظارت عموم مردم قائل شده ، مردم سالاری رنگ فریب و نیرنگ به خود نمی گیرد تا همانند آنچه امروز در غرب می گذرد به نقابی برای فریب مردم تبدیل شود.
بنابراین ، انقلاب اسلامی ظرفیت ها و زمینه های لازم برای ایجاد تمدنی بزرگ را فراهم آورده است.
مسوولان کشور به عنوان امنای مردم ، با درک درست از تمدن و هویت فرهنگی آن و ضرورت ایجاد زمینه خلاقیت فرهنگی به منظور توفیق در همه عرصه های علمی و فرهنگی و هنری ، باید در برنامه ریزی های خود به این مساله توجه داشته باشند و شرایط را برای شکوفایی این تمدن که معنویت و یکتاپرستی رکن اصلی و محوری آن محسوب می شود فراهم کنند.

علی اکبر اشعری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها