«یک روش خطرناک »برای فتح گیشه

دیوید کراننبرگ، فیلمساز سرشناس سینمای کانادا از روش‌های کاری خاص خود در دنیای فیلمسازی صحبت می‌کند. این فیلمساز بتازگی درام‌ دلهره‌آور «یک روش خطرناک» را کارگردانی کرده که همراه با آن در دور جدید جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز شرکت دارد. منتقدان سینمایی از تازه‌ترین ساخته این هنرمند کانادایی به عنوان یک افسانه سیاه اسم می‌برند که حال و هوایی روانکاوانه دارد.
کد خبر: ۴۲۸۰۱۶

 به همین دلیل پیش‌بینی می‌شود روان‌شناسان و دوستداران امور مربوط به علم روان‌شناسی از فیلم جدید کراننبرگ استقبال خوبی کنند؛ در حالی که خود فیلمساز می‌گوید در یک روش خطرناک به دنبال آن نبوده که دیدگاه‌های زیگموند فروید یا کارل یونگ (این استادان علم روان‌شناسی)‌ را به چالش بکشد. به گفته این کارگردان، فیلم او قصد دارد بیننده‌اش را سرگرم کند و در عین حال، چند درس روان‌شناسی هم به او بدهد. از همین نظر، کراننبرگ این فیلم را دنباله‌ای منطقی بر ساخته‌های قبلی خود ارزیابی می‌کند. با این حال، هم خود فیلمساز و هم منتقدانی که فیلم را دیده‌اند بر این باورند که یک روش خطرناک سبک تازه‌ای در کار فیلمسازی کراننبرگ به شمار می‌رود و تماشاگران با دیدن آن با کار جدیدی از هنرمندی روبه‌رو می‌شوند که تا پیش از این، مشابه آن را ارائه نکرده است. به اعتقاد منتقدان سینمایی، کراننبرگ این کار را آگاهانه و عامدانه کرده و تلاش دارد به بیننده خود بگوید قصه‌های فیلم‌های جدید وی را با نگاه تازه‌ای تماشا کرده و مورد بحث و قضاوت قرار دهند.

کراننبرگ می‌گوید: «آن تماشاگرانی که فیلم‌هایم را دوست دارند و کارهایم را دنبال می‌کنند، الزاما نباید یک روش خطرناک را هم مثل فیلم پرسروصدا و پرفروش «مگس» که سال 1986 ساختم، دوست داشته باشند. این دو فیلم تفاوت‌های زیادی با یکدیگر دارند. قبول دارم که فیلم‌هایم را در ژانرهای متفاوت سینمایی ساخته‌ام و عموم آنها با نظر مثبت منتقدان و تماشاگران روبه‌رو شده است، اما شاید این بار به جای دوستداران معمولی فیلم‌های سینمایی، طرفداران فروید و یونگ مشتری و بیننده اصلی فیلم من باشند. مطمئن هستم به دلیل مباحثی که در طول قصه فیلم مطرح می‌شود آنها خیلی این درام پرتنش را بپسندند و دوستش داشته باشند. فکر می‌کنم با این فیلم بخش تازه‌ای را به جمع هواداران خودم اضافه کرده‌ام! من قصه فیلمنامه‌ام را از ماجراهای واقعی گرفتم و سعی کردم به واقعیت‌های تاریخی وفادار بمانم. قصه فیلم من زندگی مرد روشنفکری را تعریف می‌کند که با دیدگاه‌های علمی و فلسفی خود جان تازه‌ای به زندگی مردم جهان داد و حرف‌های تازه‌ای را در علم روان‌شناسی مطرح کرد. ساخت فیلمی که برگرفته از زندگی آدم‌های واقعی است و قرار است جذابیت‌های سینمایی را برای جلب توجه تماشاچی معمولی داشته باشد، اصلا کار ساده‌ای نبود و باید بگویم سختی‌های بسیاری به همراه داشت. به همین دلیل هنوز باورم نمی‌شود که کار تولید این فیلم تمام شده و تماشاگران می‌توانند به تماشای آن بنشینند.»

یک روش خطرناک، قصه زندگی زیگموند فروید و فعالیت‌های علمی او را تعریف و دنبال می‌کند. لحن شرح حال گونه قصه فیلم با زبانی پرتنش (و برخی اوقات دلهره‌آور)‌ این ماجرای درام را به تصویر می‌‌کشد. ویگو مورتننسن، بازیگر کانادایی مورد علاقه کراننبرگ در کار تازه او در نقش فروید ظاهر شده است. کایدا نایتلی، مایکلی فاسبیندر و
وینسنت پرز هم در دیگر نقش‌های اصلی فیلم بازی کرده‌اند. منتقدان به این نکته اشاره می‌کنند که کراننبرگ با فیلم‌های شرح حال گونه چندان هم بیگانه نیست و خود فیلمساز می‌گوید: «از برخی نظرها نمی‌توانم بگویم این فیلم اولین کار سینمایی‌ام است که قصه زندگی یک آدم واقعی را به تصویر می‌کشد. من با دنیایی که در آن واقعیت‌ها با تخیلات ادغام می‌شوند بیگانه نیستم.»

آقای باترفلای (درباره یک دیپلمات فرانسوی که دلباخته یک هنرمند اپرای چینی می‌شود)‌ و «غذای عریان» (که درباره زندگی ویلیام اس باروگز بود)‌ می‌توانند فیلم‌هایی شرح حال گونه معرفی شوند و قصه هر دو درباره آدم‌هایی واقعی بود که با افسانه و خیال مخلوط شده بودند. هنگام ساخت یک فیلم، همه تلاش شما این است که یک آدم را دوباره خلق و احیا کنید و همین کار را هم با فضا و موقعیت‌ها می‌کنید. شما در زندگی هریک از این آدم‌ها چیزهایی می‌یابید که احساس می‌‌کنید باید آنها را به زبان تصویر برگردانید و با شکافتن روح و روان آنها به یک آرامش روحی دست پیدا می‌کنید. اما این آدم‌ها همیشه از واقعیت‌ها سر بلند می‌کنند.»

منتقدان و تحلیلگران اقتصادی سینما عقیده دارند یک روش خطرناک به یکی از موفق‌ترین و پرفروش‌ترین کارهای سینمایی کراننبرگ در جدول گیشه نمایش سینماها تبدیل خواهد شد. علت اصلی این مساله را هم در نام زیگموند فروید می‌دانند که قصه فیلم براساس قصه زندگی او نوشته شده است. معمولا تماشاگران سینما نسبت به شخصیت‌های واقعی حساسیت خاصی دارند و دوست دارند ببینند صنعت سینما قصه زندگی آنها را به چه شکلی روی پرده سینما به نمایش می‌گذارد. البته به گواه جدول گیشه نمایش سینماها، فیلم‌های شرح حال گونه الزاما فیلم‌های موفق و پرفروشی نیستند و فقط آن دسته از فیلم‌های این ژانر با استقبال عمومی همراه می‌شوند که قصه واقعی خود را با زبانی رویاگونه و تخیلی تعریف کرده و برای سرگرم کردن بیننده خود، برخی ماجراجویی‌های خیالی و غیرواقعی را به آنها اضافه می‌کنند. این همان کاری است که کراننبرگ با قصه زندگی زیگموند فروید در فیلم خود کرده است و حال باید دید واکنش تماشاگران نسبت به آن چه خواهد بود.

کیکاووس زیاری/ منبع: اسکرین اینترنشنال

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها