ترکیب داوران و سلیقه آنان در انتخاب بهترینهای هر رویداد سینمایی نقشی اساسی دارد؛ نکتهای که در اغلب جشنوارههای فیلم همواره خبرساز بوده است. در جشنواره سال گذشته ونیز هم وقتی هیات داوران به ریاست کوئنتین تارانتینو، یکی از جوایز خود را به سوفیا کاپولا (نامزد تارانتینو و دختر فرانسیس فورد کاپولا) اهدا کرد، تا مدتها حواشی این انتخاب گریبان داوران را گرفت و بحث اصلی رسانههای سینمایی بود، اما امسال دارن آرنوفسکی، کارگردان آمریکایی و صاحب آثاری چون کشتیگیر و مرثیهای بر یک رویا، ریاست هیات داوران را به عهده دارد که در کنارش تاد هاینس (تهیهکننده و کارگردان آمریکایی)، ماریو مارتونه (نویسنده و کارگردان ایتالیایی)، آلبا رورواچر (بازیگر ایتالیایی)، دیوید بیرنه (آهنگساز انگلیسی) و اجیا لیسا آتیلا (متخصص جلوههای ویژه فنلاندی) قرار گرفتهاند.
جشنواره ونیز به دلیل قدمت بیشتر آن نسبت به دیگر جشنوارههای اروپایی همواره برای فیلمسازان جهان از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
کشتاری بدون خونریزی
فیلم تازه رومن پولانسکی براساس فیلمنامه اقتباسی از نمایشنامه برنده جایزه تونی نوشته یاسمین رضای فرانسوی ساخته شده است.
این کارگردان کهنهکار در فیلم خدای کشتار از کیت وینسلت، جودی فاستر و کریستوف والتز بازی گرفته است. بسیاری از کارشناسان یکی از دلایل موفقیت این فیلم را ترکیب بازیگرانش میدانند که هر سه آنان تاکنون جایزه اسکار را از آن خود کردهاند.
داستان نمایشنامه خدای کشتار، مثل همه آثار رضا، قصهای عادی و روزمره دارد. داستان خدای کشتار درباره دو خانواده است که برای حل و فصل دعوای دو پسرشان در مدرسه با همدیگر ملاقات میکنند، اما در نهایت درگیری سخت و البته بدون ضرب و جرح و خونریزی بینشان در میگیرد.
پدر و مادر روشنفکر، امروزی و متمول این دو پسر در این دیدار قرار است تا در کمال آرامش و حسننیت برگه تقاضای «تامین خسارت و پرداخت هزینه دندانپزشکی» را پر کنند و تحویل شرکت بیمه دهند، اما در این دیدار، تنها مسالهای که مورد بررسی قرار نمیگیرد، پرکردن برگه تامین خسارت است.
خدای کشتار، اثری است که با جهان ما و زندگی شهری و هر روزمان ارتباط غریب و هراسناکی برقرار میکند. با وجود دور از ذهن بودن اتفاقاتی که در یک شب بین دو خانواده میافتد، آنچه در نهایت واقعنمایی و باورپذیری به ما منتقل میشود، نوع زندگی امروزی در شهرهای بزرگ است که اگر از آن جدا شده و از دور دوباره نگاهی به آن بیندازیم، بسیار عجیب و مضحک به نظر میرسد. نگاهی به کارنامه پولانسکی قرابت کمنظیر کشتار را به فضای ذهنی این کارگردان و آثارش نشان میدهد. علاقهمندان سینما این کارگردان را با آثاری همچون چاقو در آب، بچه رزماری، مکبث، مستاجر، ماه تلخ، دروازه نهم و نویسنده در سایه میشناسند. به اعتقاد آنها امسال نیز بیشترین بخت دریافت شیر طلایی از آن این کارگردان لهستانی است.
فیلمسازی از صمیم قلب
فیلم «زندگی بدون اصول اخلاقی» ساخته جانی تو، کارگردان مشهور هنگکنگی است. این فیلم داستان یک صندوقدار بانک و کارشناس اقتصادی، یک دزد ناشی و یک افسر متوسط پلیس است که زندگیشان به واسطه 5 میلیون دلار با یکدیگر درمیآمیزد.
نکته: جشنواره ونیز به دلیل قدمت بیشتر آن نسبت به دیگر جشنوارههای اروپایی همواره برای فیلمسازان جهان از اهمیت ویژه ای برخوردار است
کارگردان زندگی بدون اصول اخلاقی، آخرین بار سال 2007 با فیلم «کارآگاه دیوانه» در بخش مسابقه جشنواره ونیز حضور داشت. جانی تو که یکی از مطرحترین فیلمسازان هنگکنگ در سینمای پلیسی است، تخصص زیادی در ساخت آثار دلهرهآور جنایتکارانه دارد.
این فیلمساز پرکار که در آسیا بسیار محبوب است و در خارج از این قاره هم هواداران سرسخت دارد، امسال یکی از اعضای داوران جشنواره فیلم کن نیز بود.
در طول چند سال گذشته تعداد زیادی از تهیهکنندگان سرشناس خارجی از این فیلمساز صاحب سبک خواستهاند که فیلمهایی را در اروپا و آمریکا کارگردانی کند، اما جانی تو ترجیح داده با بررسی تمام پیشنهادها، کاری را انتخاب کند که بتواند آن را از صمیم قلب بسازد. این فیلمساز هنگکنگی با فیلم تازهاش (زندگی بدون اصول اخلاقی) این شانس را دارد که امشب روی صحنه اختتامیه جشنواره برود تا بتواند با شیر طلایی ونیز عکس یادگاری بگیرد.
رقابت و رفاقت 2 روانکاو
در روزهای ابتدایی جشنواره وقتی اکران فیلم تازه دیوید کراننبرگ به پایان رسید، برگههای نظرسنجی همه حکایت از این داشت که برنده بیچون و چرای جشنواره امسال، این فیلمساز کانادایی است. این استقبال از یک شیوه خطرناک در حالی صورت گرفته بود که فیلم تازه پولانسکی هنوز اکران نشده بود. با این حال، با اکران خدای کشتار چیزی از علاقه منتقدان و تماشاگران به فیلم کراننبرگ کم نشده است.
یک شیوه خطرناک اثری اقتباسی براساس یک نمایشنامه است که به دوستی میان زیگموند فروید و کارل گوستاو یونگ میپردازد. این فیلم با بازی ویگو مورتنسن، کایرا نایتلیو میشائل فاسبیندر به ارتباط پرفراز و نشیب این دو روانشناس بزرگ میپردازد.
کراننبرگ، درنشست مطبوعاتی فیلم جدیدش به شوخی گفت: فکر کنم بازیگران من احتیاج زیادی به روانکاوی داشتند و راستش دلیل واقعی برای انتخاب آنها همین بود؛ این که متوجه شوند واقعا به کمک نیاز دارند.
با این که منتقدان زیادی از تغییر روش کراننبرگ در فیلمسازی صحبت میکنند، اما به لحاظ مضمونی و جهانبینی، فیلم تازه او نیز ادامه همان راهی است که با فیلمهای اولش شروع کرده بود.
چهارمین سیاستمدار مخرب
فیلم «فاوست» اقتباس سینمایی الکساندرا سوکورف از نمایشنامه معروف گوته است. او فیلمسازی است که از او همواره با عنوان « تارکوفسکی دوم» یاد میشود.
این چهارمین و آخرین قسمت از مجموعه فیلمهای موضوعی این فیلمساز روس درباره تاثیرات مخرب و منفی قدرت سیاستمداران است.
سوکوروف در سال 1999 آدولف هیتلر را در فیلم «مولوخ»، در سال 2000 لنین را در فیلم «تائوروس» و در سال 2004 امپراتور ژاپن (هیروهیتو) را در فیلم «خورشید» به تصویر کشیده بود.
سینمای شاعرانه سوکوروف مانند اغلب سینماگران روشنفکر روسیه، فضایی تلخ، تیره و تار دارد. با این حال فیلمهای سرشار از آرامش و سکون او، مانند هموطنش آندره تارکوفسکی طرفداران ویژه خود را دارد.
اکران فیلم تازه او در بخش مسابقه جشنواره ونیز هم مورد استقبال هوادارانش قرار گرفت. هر چند شیوه روشنفکرانه فیلمسازی او ممکن است به مذاق تماشاگران این جشنواره پرزرق و برق خوش نیاید، اما میتوان از او هم به عنوان یکی از شانسهای دریافت شیر طلایی جشنواره ونیز یاد کرد.
میثم اسماعیلی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: