اینکه موضوع به مخاطبان یک یا چند فیلم خاص محدود نمیشود و مخاطبشناسی سینمای ایران در یک سال گذشته از اساس تغییر کرده است. مخاطبانی که تا دیروز برای دیدن کمدیهای مبتذل جلوی گیشه سینماها صف میکشیدند، حالا طنز هوشمندانه «ورود آقایان ممنوع» را انتخاب و با استقبال گرمشان از این فیلم، همه رکوردهای فروش را جابهجا میکنند. به هر حال این نخستین سالی است که 3 فیلم رکوردشکن تا پیش از پایان تابستان روی پرده رفتهاند و این استقبال در نهایت به رونق سینما خواهد انجامید.
پیش از این گفته میشد فیلمسازانی مثل کیارستمی برای مخاطبان خاص در داخل و خارج از کشور فیلم میسازند و مردم هم حوصله دیدن فیلمهای آنان را ندارند؛ همانطور که آنها هم توقع ندارند مردم تماشاگر آثار ثقیل و دشوارشان باشند. اما حساب فیلمسازانی مثل اصغر فرهادی و بهرام توکلی در کنار چند کارگردان جوان و خوشفکر دیگر از کیارستمی و فیلمسازانی مثل او جداست. به عنوان نمونه، اینجا بدون من فیلمی است که کاملا و آشکارا برای مخاطبان عادی سینما ساخته شده و هیچ ادعای روشنفکرانهای هم ندارد، اما حتی سختگیرترین منتقدان سینما هم نمیتوانند ارزشهای سینمایی و فرهنگی آن را انکار کنند. یعنی یک فیلم فرهنگی و باارزش، ضمن آن که کیفیت سینمایی و تکنیکی بالایی دارد و محتوایش بسیار عمیق است، جذابیتهای سرگرمکننده هم دارد و میتوانند با گروه گستردهای از مردم عادی ارتباط برقرار کند. این نوع فیلمسازی که در این سالها جاافتاده متکی بر ستارههای مشهور و قصههای جذاب است، وجوه سینمایی را جدی میگیرد و برای جذب مخاطب، ویترین جذابی میچیند. اینجا دیگر خبری از سینمای ثقیل و فیلمهای ضدقصه و روشنفکرانه نیست. فیلمها قصه و ماجرا و حادثه دارند و بازیگران مشهور جای نابازیگران را در آنها گرفتهاند. از این سبک فیلمها بزودی آثاری چون «سعادتآباد» (مازیار میری) و «یه حبه قند» (رضا میرکریمی) نیز اکران خواهند شد که مسلما رواج اینگونه فیلمها نتیجه مستقیم موفقیت آثاری چون «جدایی نادر از سیمین»، «اینجا بدون من» و پیش از همه اینها «درباره الی» است.
با این همه باید باور کرد خواستهها و سطح آگاهی مخاطبان سینما در کشورمان بالا رفته و توقع بیشتری از فیلمهای روی پرده دارند. اکنون خیلی از معادلههای فرهنگی، اقتصادی و حتی جامعهشناختی حوزه سینما تغییر کرده و برنامهریزان باید برای این گروه جدید از مخاطبان که به دیدن فیلمهای خوب و جذاب فرهنگی عادت کردهاند خوراک مناسب تهیه کنند. به همان نسبت که اکران این فیلمها رونق دارد، کمدیهای سخیف تجاری شکست میخورند و مردم از آنها روگردان شدهاند. این یک اتفاق مثبت در سینمای ماست و باید از سوی دولت و نهادهای مسوول تشویق شود. مهمترین نحوه تشویق این جریان هم میدان دادن به تولید آثار مستقل فرهنگی، اعتماد به فیلمسازان خبره و سینماشناس، سرمایهگذاری و حمایت از تهیهکنندههای مستقل و در نهایت اختصاص ظرفیتهای تبلیغات و نمایش فیلم به اینگونه آثار است. مطمئنا با برنامهریزی و مدیریت صحیح و دلسوزانه، آینده فرهنگی سینمای ایران بسیار روشنتر از چیزی خواهد بود که اکنون پیشبینی میشود.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم