انرژی را حراج نکنیم

بی تردید منابع انرژی بویژه انرژی های تجدیدناپذیر یا فسیلی از مسائل پیش رو و چالشهای اساسی بیشتر کشورهای دارنده و فاقد این منبع ارزشمند طبیعت است و همواره به طور وسیع در سطح ملی
کد خبر: ۴۲۶۳۴
و بین المللی مباحثی را به خود اختصاص داده است.
اهمیت این بخش از انرژی تا حدی است که حتی برای دستیابی به آن ممکن است نسلی از میان برود تا نسلی از آن بهره مند شود.
باتوجه به این که دامنه موضوع انرژی وسیع بوده و پرداختن به جنبه های گوناگون آن مستلزم دید کارشناسانه و ژرف نگری است ، بنابراین در این مقاله فقط به ماهیت و چگونگی مصرف و تقاضای انرژی همچنین قیمت گذاری فرآورده های نفتی در ایران اشاره می کنیم.
سپس برخی پیامدها و رهیافت های یارانه انرژی از دیدگاه کارشناسان بیان می شود.


یکی از مواهب ارزشمند طبیعت ، منابع انرژی است که به دو صورت تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر یافت می شود.
انرژی های تجدیدپذیر مانند باد، خورشید و نیروی آب از منابع مهم و قابل احیاؤ هستند، اما هزینه استحصال و بهره برداری از آنها به هیچ وجه با منابع انرژی فسیلی یا تجدیدناپذیر مانند نفت ، گاز و زغال سنگ قابل قیاس نیست.
به همین دلیل نفت و گاز طبیعی امروزه بهترین منبع انرژی در طبیعت هستند که از فرآوری شان محصولات گوناگون مورد نیاز بشر به دست می آید.
رقابت ناپذیری منابع انرژی تجدیدپذیر یا فسیلی خود سبب شده که منابع نفت و گاز و سپس زغال سنگ از منابع بسیار ارزشمند تلقی شده و تلاش برای ستیابی به این منابع و تامین امنیت عرضه بلندمدت آن به قیمت ارزان همچنان ادامه داشته باشد.
تصور این موضوع که اگر روزی منابع انرژی های تجدیدناپذیر به پایان برسد، شرایط زندگی انسان در کره زمین در چنین شرایطی چگونه خواهد بود،بسیار دشوار و دردناک است.
باوجود این که هر از گاهی اخباری درخصوص کشف منابع نفتی و گازی در گوشه و کنار جهان منتشر می شود، اما منابع انرژی فسیلی محدود هستند و تا امروز هیچیک از انواع انرژی که بشر کشف کرده است قابلیت رقابت و جایگزینی با نفت و گاز را نداشته اند و به همین دلیل اهمیت انرژی های تجدیدناپذیر را صدچندان کرده است.
در نیم قرن اخیر بشر از علم و فناوری خود برای بهینه سازی و استخراج ، فرآوری و مصرف انرژی های فسیلی استفاده کرده و توانسته علاوه بر تامین سوخت مورد نیاز، هزاران نوع فرآورده ارزشمند از این منابع به دست آورد که اهمیت آن از جنبه های گوناگون غیرقابل انکار است.
باوجود اهمیتی که منابع انرژی فسیلی بویژه نفت در حیات اجتماعی - سیاسی انسان دارد و باتوجه به محدودیت منابع انرژی کشورهای دارای منابع نفت و گاز می بایست از این انرژی خدادادی در راه توسعه اقتصادی خود بخوبی بهره برداری کنند.
هر بشکه نفتی که استحصال و مصرف می شود تا قرنها بعد قابل جایگزین نیست ;بنابراین می بایست این ثروت ملی به عنوان سرمایه در اقتصاد کشورها تلقی و برای اهداف اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی سرمایه گذاری و بهره برداری شود.
باید گفت بهره گیری از فرآورده های نفتی در کشورهای در حال توسعه ازجمله ایران بدرستی صورت نمی گیرد و چه بسا این گونه منابع به هدر می رود.
تلاش برای دستیابی به فناوری های نوین استحصال ، فرآوری و مصرف ارزی های فسیلی برای این گونه کشورها می بایست به عنوان یک وظیفه ملی در دستور کار همگان اعم از دولت و مردم قرار گیرد.
برای کشورهایی نظیر ایران که درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز بهترین منابع انرژی است ، اهمیت و جایگاه انرژی های فسیلی دوچندان می شود، زیرا این کشورها برای تامین نیازهای گوناگون اقتصادی و اجتماعی خود نیازمند درآمد نفتی هستند و با اتمام منابع نفت و گاز هیچ منبع ارزان قیمتی برای جایگزینی آن در تامین نیازهای سرمایه گذاری شان ندارند، این در حالی است که بخش قابل توجهی از انرژی استحصالی در کشور به هدر می رود و انگیزه زیادی برای بهینه سازی استخراج ، فرآوری و مصرف انرژی وجود ندارد انگار که هیچ کس ارزش اقتصادی این منابع را هنوز درک نکرده و هیچ وظیفه ای در این زمینه احساس نمی کند.
در سالهای اخیر که بحث اقتصادی درخصوص قیمت فرآورده های نفتی باتوجه به محدودیت درآمد ارزی کشور و کمبود سرمایه گذاری بیشتر مطرح شده ، موضوع یارانه انرژی نیز به عنوان دلیل اصلی مصرف غیربهینه فرآورده های نفتی پیش کشیده شده است.
وجود یارانه های انرژی و حذف ، افزایش یا کاهش آن دارای نظرات موافق و مخالف بوده و به عقیده برخی کارشناسان وجود یارانه های انرژی از چند جهت برای اقتصاد ملی زیانبار است.

تقاضا و مصرف انرژی
به طور کلی فعالیت بخش انرژی کشور (انرژی های تجدیدپذیر و تجدیدناپذیر) به استثنای سازمان انرژی اتمی در دو وزارت نفت و نیرو متمرکز شده است.
در ایران طی دهه های گذشته ، تقاضای داخلی فرآورده های نفتی همواره افزایشی بوده است ; اما در همین حال این تقاضای رو به رشد همواره با یمتهایی نازل از سوی این بخش تامین شده است ، هرچند به طور معمول توسعه اقتصادی با رشد تقاضای انرژی (چه در بخش تولید و چه در بخش مصرف خانوار) همراه است ، اما در کشور ما تقاضای انرژی با پایه زیاد و نرخ رشد سریع چالشی اساسی را پیش روی قرار داده است.
این چالشها از محدودیت منابع ریشه نمی گیرد; چرا که ذخایر نفت و گاز ایران میان کشورهای جهان به ترتیب در رتبه پنجم و دوم قرار دارد و مروری کوتاه بر نسبت ذخایر کشف شده به تولید فعلی ، در سال 1379 نشان می دهد با همین روند برداشت کشور برای 70 سال آینده ذخیره نفت و برای 300 سال ذخیره گاز در اختیار دارد.
در حقیقت این چالش چند وجهی بوده و بیشتر از ناحیه زیر مورد توجه است.
نخست آن که ، در اینجا اتلاف زیاد است و محیط زیست ، هوا، آب و خاک در معرض تهدید قرار گرفته است. دوم این که مصرف داخلی زیادتر از استانداردها و نرمهای کارکردی دیگر کشورهاست ، زیرا کارایی انرژی پایین تر است.
سوم آن که ، قیمت فروش داخلی حاملهای انرژی ، به نسبت بسیاری از قیمت های قابل مقایسه طی چند دهه پایین نگه داشته شده و تولید و فروش داخلی این حاملها به یک فعالیت یارانه ای بسیار پرهزینه اجتماعی تبدیل شده است که این هزینه حتی با منافع اجتماعی قابل انتظار از آن نیز هیچ گونه همخوانی ندارد.
چهارم آن که کل میزان استخراج در بخش نفت در هر دوره با تصمیم اوپک محدود می شود و در نتیجه تامین تقاضای بالا و فزاینده داخلی ، مترادف با کاهش امکانات صادرات و کاهش درآمدهای ارزی کشور است.
پنجم آن که در همین حال کشور از پتانسیل عظیمی برای استفاده از انرژی های پاک و تجدیدپذیر خورشید و باد برخوردار است که استفاده از آن برای پاسخگویی به تقاضای داخلی ، علاوه بر کمک به پالایش محیط کشور می تواند درآمدهای صادرات نفت را افزایش دهد.
شدت انرژی کشور در چندین دهه گذشته مرتب افزایش یافته است ، این یعنی کارایی مصرف انرژی در کشور رو به نزول بوده است.
تنها از سال 1376 نشانه هایی در کاهش شدت انرژی قابل مشاهده است ضمن آن که مقدار این شاخص در این سالها بسیار بالاست.
همچنین همان طور که در جدول زیر می بینیم کشور ما از نظر مقایسه تطبیقی با بسیاری از کشورها در وضعیت مناسبی از این نظر (شدت مصرف انرژی) قرار ندارد.


قیمت گذاری فرآورده های نفتی
تعیین قیمت انرژی و بخصوص فرآورده های نفتی در بازار داخلی ، مهمترین موضوع تصمیم گیری اقتصاد انرژی و در همین حال یکی از مهمترین تصمیم گیری های اقتصادی در سطح کشور است و اهمیت موضوع قیمت گذاری فرآورده های نفتی از آنجا مطرح می شود که بازار فرآورده های داخلی ضمن آن که یک بازار کاملا انحصاری و متمرکز دولتی است ، اقتصاد انرژی نیز بر درآمدهای صادراتی کشور، تولید ناخالص داخلی و عملکرد دیگر بخشهای اقتصادی کشور اثر حیاتی دارد.
از آنجا که بازار داخلی نفت کاملا انحصاری است قیمتهای طبیعی یا رقابتی در این بازار وجود ندارد.
اما قیمتهای رایج از قیمتهای طبیعی بسیار فاصله دارند. دلیلش آن است که قیمتهای داخلی از قیمتهای بین المللی بسیار کمتر است.
همچنین در بیشتر کشورها قیمتهای داخلی به مراتب از قیمتهای بین المللی بیشتر است. از سوی دیگر باید گفت در بیشتر بازارها تفاوت زیادی بین انواع فرآورده های نفتی سوختی وجود ندارد، اما در کشور ما قیمت های نسبی این فرآورده ها نابسامان است.


چالشها و پیامدهای یارانه انرژی
به عقیده کارشناسان یارانه انرژی در ایران معمولا از 2 عامل نشات می گیرد.

1- قیمت نفت خام تحویلی به پالایشگاه ها
2- نرخ تسعید ارز در صنعت نفت ، گاز و برق

نفت خام بازار جهانی دارد و قیمت آن مشخص است. از تولید نفت ایران 40درصد به بنگاه های داخلی و 60درصد آن به اسکله های صادراتی تعلق می گیرد.
40درصد سهم پالایشگاه های داخلی به قیمت پایین در اختیار شرکت ملی نفت قرار می گیرد تا آن را پالایش و توزیع کند. این شرکت در صورت وجود مازاد در هر یک از حاملهای انرژی می تواند به صادرات اقدام کند و درآمد حاصل را به واردات اختصاص دهد.
به بیان دیگر 40 درصد نفت خام تولیدی کشور به پالایشگاه های داخلی تزریق می شود که در هیچ جای بودجه کشور منعکس نمی شود.
به عقیده کارشناسان ، وجود یارانه های انرژی که تنها در سال 1375 بخش سوخت آن 2برابر بودجه عمرانی کشور بوده 5 و سال 1378 بنا به اظهارات اتحادیه صادرکنندگان و فرآورده های نفتی در گفتگو با هفته نامه قلم سبز ایران نسبت به تولید ناخالص داخلی 16 درصد عنوان شده 6 با احتساب مجموع رایانه کالاهای اساسی که تنها امسال معادل 28436/7 میلیارد دلار اعلام شده 7 از جهات زیادی برای اقتصاد ملی زیانبار است و با هیچ منطق و نظریه اقتصادی مطابقت ندارد.
دسترسی آسان و ارزان به فرآورده های انرژی ، انگیزه برای پژوهش ، مطالعه و بهره گیری از روشهای بهینه سازی استخراج ، تولید و مصرف انرژی را تحت الشعاع قرار داده و سرمایه گذاری برای دستیابی به فناوری های نوین ، مصرف فرآورده های نفتی را غیرضروری کرده است.
محاسبات اقتصادی برخی کارشناسان نشان می دهد که سالانه 10 الی 13 میلیارد دلار (براساس قیمتهای بازار نفت ) یارانه انرژی در ایران پرداخت می شود; یارانه ای که نقش اقتصادی در خورتوجهی در توسعه پایدار ندارد و چه بسا فرآیند توسعه را به تعویق انداخته است.
در حالی که با سرمایه گذاری 10 میلیارد دلار در اقتصاد ملی یا 8000 میلیارد تومان می توان گفت دست کم 800 هزار فرصت شغلی (با متوسط هزینه سرمایه گذاری 10 میلیون تومان برای هر شغل ) ایجاد کرد که بیش از هدف برنامه سوم سالانه کشور یعنی 700 هزار شغل است.
به عبارتی با حذف یارانه انرژی بیکاری در کشور ریشه کن خواهد شد. شاید نخستین دلیلی که در حمایت از ارزان فروشی و پرداخت یارانه انرژی مطرح می شود، عدالت اجتماعی و حمایت از اقشار آسیب پذیر جامعه در مقابل افزایش قیمت فرآورده ها و اثرات تبعی بر سطح عمومی قیمتها بوده است ; اما بررسی ها نشان می دهد که میزان بهره مندشدن گروههای مختلف درآمدی از یارانه های انرژی ، نه تنها یکنواخت نیست بلکه عملا سهم دهکهای درآمدی پردرآمد از یارانه های انرژی دهک های کم درآمد بسیار بیشتر است . برای مثال نگاهی به جدول زیر این واقعیت را روشن می کند.
سهم گروههای پردرآمد در مناطق شهری حدود 18 برابر گروه های کم درآمد است و سهم گروههای پردرآمد مناطق روستایی حدود 16 برابر گروههای کم درآمد روستایی است.
از این رو به عقیده برخی کارشناسان یارانه انرژی برای تامین منابع گروههای خاص (اقشار پردرآمد) بوده و نه تنهادر تحقق عدالت اجتماعی موثر نیست ، بلکه به شکاف اجتماعی نیز دامن زده و برای اقتصاد ملی نیز زیانبار است ; چرا که الگوی مصرف در این شرایط به سمت نامناسبی تمایل پیدا کرده و انگیزه برای پژوهش ، مطالعه و بهره گیری از روشهای بهینه سازی استخراج ، تولید و مصرف را از میان برده است.
بنابراین دولت با توجه به موارد مطرح شده به لحاظ ضعف قدرت خرید اکثریت و بیشتر باهدف حمایت از اقشار محروم و تحقق عدالت اجتماعی در بخش انرژی پرداخت یارانه را عهده دار شده که بخش قابل توجهی را نسبت به بودجه عمرانی و تولید ناخالص داخلی به خود اختصاص می دهدو البته این رویه اگر چه فقط به نفع قشر خاصی (افراد و حوزه های اقتصادی پردرآمد) است ولی زیان و عواقب نامطلوب آشکار و پنهان ناشی از پرداخت یارانه همچون اتمام منابع تجدیدناپذیر ناشی از عرضه ارزان و زیاد، شکاف طبقاتی میان اقشار جامعه ، تورم ، فشار روانی تحمیلی به افراد و عدم ثبات قیمتهای عمومی متاثر از نوسانات ارز و دلار، عدم احساس نیاز به پژوهش و تحقیق پیرامون منابع انرژی دیگر به لحاظ عرضه کاذب و بهره مندی آسان افراد از این منابع ، ترویج الگوی تولید و مصرف نامطلوب ، کاهش توانمندی اقتصادی دولت و انحراف سرمایه گذاری از طریق دولت در جایگاه غیر مولد و کاهش توان سرمایه گذاری در موقعیت های کارافرین و اشتغالزا (به علت پرداخت سوبسیدهای اضافی ) خیلی وسیع و پردامنه بوده و همه زمینه های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی را تحت تاثیر قرار داده است و دولت در حالت تعارض میان حذف ، پرداخت یا نپرداختن یارانه قرار گرفته و از ناحیه مسوولان و کارشناسان با این پرسش روبه رو می شود که اساسا با توجه به ناکارایی سیاست فعلی پرداخت یارانه انرژی و عرضه ارزان آن نسبت به قیمت بین المللی و از طرف دیگر ضعف قدرت خرید و بنیه اقتصادی اکثریت افراد جامعه که لازم است درباره آنها نیز چاره اندیشی شود.
چه راهکارهایی می توان در پیش گرفت که هم به اقشار کم درآمد فشار مالی وارد نشودو از این منابع بهره مند شوند و هم ارز و سپرده ناشی از تخفیف یارانه های انرژی در جایگاه های مولد و اشتغالزا سرمایه گذاری شود؛
همچنین منابع انرژی نیز تخفیف یارانه های انرژی در جایگاه های مولد و اشتغالزا سرمایه گذاری شود همچنین منابع انرژی نیز دست کم نزدیک به قیمت واقعی آن به فروش برسد و با طرح و نقشه های جهانی همچون (مذاکرات تجارت آزاد و نفت ،WTO GATT) که بتازگی در سطح بین المللی در ارتباط با نحوه معاملات انرژی مطرح شده مشکلی دامنگیر این بخش نشود.
واقعیت این است که موضوع قیمت و یارانه انرژی و سیاستگذاری در این زمینه از چالشهای پیش روی بیشتر کشورهاست و از عوامل و مولفه های ملی و بین المللی زیادی متاثر می شود.
با وجود این کارشناسان برخی از مهمترین رهیافت ها در بخش یارانه و انرژی کشور را که به نظر می رسد می تواند درسیاستگذاری های آتی این بخش مثمرثمر واقع شود، به شرح زیر می دانند:

1- پرداخت یارانه نقدی (به طوری که تمام یارانه ها در مرحله اول حذف و معادل یارانه پرداختی به انرژی طی یک سال به صورت نقدی به خانوارها پرداخت شود).
2- تلاش در کاربردی کردن انرژی های نو و تجدیدپذیر با الهام از تجربیات کشورهای موفق از جمله آلمان که 90 درصدانرژی مصرفی از منابع انرژی هسته ای تامین می شود و مصرف زیاد این منبع به نوعی بازیافت و بازتولید انرژی محسوب می شود.
3-اصلاح قیمت حاملها براساس نرمهای علمی و کاربردی
4- نشر مجدانه تحقیقات برای هدایت بخش خصوصی در زمینه صرفه جویی انرژی
5- تعقیب جدی روشهای پاسخگویی و شفاف سازی ساختار هزینه های بخش انرژی
6- خصوصی سازی و برقراری نظام بهره مالکانه که تحت این شرایط بهای نفت خام و گاز طبیعی ورودی به سیستم پالایش کشور به طور واقعی منعکس می شود.
7- برپایی شورای انرژی فعال کشور و شفاف سازی امور برای تصمیم گیران سیاسی از طریق شورای انرژی
8- توسعه و اعمال سیاست های قیمت تبعیضی موثر
9- برقراری نظام های کارا در حمایت های اجتماعی
10- بهینه سازی الگوی تولید و مصرف

دکتر فروزنده
کارشناس اقتصادی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها