در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خداحافظی با کاراکتری که بیش از 10 سال با آن زندگی کردهاید، چطور بود؟
طبیعتا خیلی سخت، ولی از همان روز اول میدانستم که چنین روزی از راه خواهد رسید و همه ما باید با این مجموعه فیلم و کاراکترهای آن خداحافظی کنیم. در طول این سالها روزهای خوب و بد زیادی داشتیم و تجربیات خوب و جذابی کسب کردم. گر چه جدا شدن از هریپاتر برایم سخت است، ولی حالا فرصت آن را دارم که نقشها و کاراکترهای تازهای را تجربه کنم. بازی در مجموعه فیلم هریپاتر مانع از آن شد که به فعالیتهای دیگر بپردازم. برنامههای زیادی برای آینده دارم که میخواهم هر چه زودتر آنها را به انجام برسانم.
از بازی در این نقش خوشحال بودید؟
من با این نقش وارد دنیای سینما شدم و طبیعی است که حس خاصی نسبت به آن دارم. هری، یک کاراکتر فانتزی بود و از بازی کردن این نقش خیلی لذت بردم.
از بین 8 فیلم هریپاتری که بازی کردید، کدام یک را بیشتر دوست دارید؟
جواب دادن به این سوال خیلی مشکل است. واقعا نمیدانم کدام را اسم ببرم. آنها یک مجموعه فیلم دنبالهدار هستند که بدون یکدیگر، هیچ معنی و مفهومی ندارند. همه آنها برایم به یک اندازه ارزش دارند و هیچکدام بر دیگری برتری یا مزیت ندارند.
دوست نداشتید جی کی رولینگ ـ خالق هری پاترها ـ بازهم ماجراجوییهای قصهاش را ادامه میداد و شما باز هم بیشتر نقش این کاراکتر ماجراجو را بازی میکردید؟
نمیدانم! فکر میکنم هر چیزی باید بالاخره پایانی داشته باشد و در یکجا ماجراجوییهایش به یک پایان و نتیجه مشخص برسد. در مورد هری پاتر هم میشد ماجراجوییهای او را ادامه داد، اما رولینگ به این نتیجه رسید که همان هفت قسمت برای مجموعه کتابی که مینوشت، کافی است. او خالق این مجموعه کتاب است و بهتر از هر کسی میداند که آن را کجا باید تمام میکرد. احساس میکنم به این طرز تفکر باید احترام گذاشت. شاید اگر او این قصهها را ادامه میداد، جلدهای بعدی کتابش دیگر فاقد آن جذابیتهای لازم میبود.
در صحبتهایی که با جی کی رولینگ داشتید هیچ وقت به او پیشنهاد نکردید که قصهها را ادامه دهد؟
خیر. در صحبتهایمان همیشه درباره آنچه که او نوشته بود حرف میزدیم. صحبتها بیشتر درباره کتابهای چاپشدهاش بود تا این که بخواهیم درباره کارهای آیندهاش بحث کنیم.
زمانی که برای نقش هری پاتر انتخاب شدید را به یاد میآورید؟
بله. آن روز بهترین روز زندگیام بود. چطور میتوانم آن را فراموش کنم. من هم مثل خیلیهای دیگر تست گریم داده و منتظر جواب بودم. یک روز معمولی بود که داشتم کتاب میخواندم. پدرم آمد و گفت: «حدس بزن آنها برای نقش هری پاتر چه کسی را میخواهند؟» و من شروع کردم به گریه کردن! وقتی اولین قسمت فیلم قرار بود اکران عمومی شود، بشدت عصبی و نگران بودم. نمیدانستم مردم آن را ـ همچنین بازی مرا ـ دوست خواهند داشت یا خیر. خودم در نمایش خصوصی، خیلی آن را پسندیده بودم. زمانی که نام خودم را در تیتراژ فیلم دیدم گریه کردم. باورم نمیشد که این من هستم که دارم روی پرده، نقش هری را بازی میکنم. بازی در این مجموعه فیلم باعث شد تا با تعدادی از بهترین آدمهای صنعت سینما آشنا و دوست شوم. این آشنایی کمک کرد تا در کارم پیشرفت کنم. حالا که به آن روزها نگاه میکنم، میبینم چقدر پیشرفت و تغییر کردهام. «هری پاتر»ها برای من حکم یک سند رویایی، اما واقعی و شگفتانگیز را داشت. مطمئن هستم که آن تجربه، دوباره تکرار نخواهد شد.
در این مجموعه فیلم با فیلمسازان مختلفی هم همکاری کردید.
بله. یکی از محسنات بزرگ کار همین بود. تعدادی از بهترین فیلمسازان سینما قسمتهای مختلف هری پاتر را کارگردانی کردند و گروهی از بهترین بازیگران سینما و تئاتر در نقشهای مختلف آن ظاهر شدند. شما کدام فیلم را میتوانید اسم ببرید که مثل این فیلم بتواند از همکاری این بهترینها بهره ببرد؟ هر قسمت هری پاتر یک کلاس درس شیرین و آموزنده بود و من همیشه سعی داشتم در این کلاس شاگرد خوبی باشم.
هری پاترها طرفداران زیادی پیدا کردند. آنها باعث آزردگی خاطر شما نمیشدند؟
اصلا. آنها برایم اهمیت خیلی زیادی داشته و دارند. البته در اوایل کار، کنار آمدن با این مساله کمی سخت بود. وقتی پس از بازی در هر قسمت به مدرسه برمیگشتم، با هزاران سوال روبهرو بودم و همکلاسیهایم با کنجکاوی میخواستند بدانند سر صحنه فیلمبرداری چه اتفاقاتی افتاده است، اما کمکم این مساله برایم عادی شد. نه هیجان زدهام میکرد و نه ناراحت.
هری پاتر بودن و با این لقب زندگی کردن چگونه بود؟
رادکلیف: مطمئن هستم که انگ هریپاتر بودن همیشه با من باقی خواهد ماند ولی فکر میکنم اگر سخت کار و تلاش کنم، میتوانم این ذهنیت را به وجود بیاورم که مرا در نقشهای دیگر هم قبول کنند
همیشه فکر میکردم که یک آدم کاملا معمولی هستم و هیچوقت تلاش نکردم چیزی جز آن باشم. من در حال بازی کردن در یک مجموعه فیلم سینمایی بودم و نمیخواستم بگذارم این مساله، تاثیری روی زندگیام بگذارد. البته در این بین، بیشترین کمک و راهنمایی را از پدر و مادرم گرفتم. روزهای اول کمی سخت بود، ولی بهتدریج همه چیز شکل طبیعی به خودش گرفت. پس از حضور جلوی دوربین و بازی در نقش هری پاتر، به مدرسه میرفتم و مثل بقیه بچهها سر کلاس درس نشسته و درسهایم را میخواندم. با دوستانم بازی میکردم و مثلا به سینما میرفتیم، در تمام این سالها، دقیقا همان کارهایی را میکردم که بچههای همسن و سال من انجام میدهند. خیلیها فکر میکردند من نمیتوانم از خانهام بیرون بیایم، بدون این که جمعیت زیادی از طرفداران مجموعه فیلم هری پاتر دور و برم حلقه بزنند، اما این واقعیت نداشت. زندگی من بسیار عادیتر و طبیعیتر از آن چیزی بوده و هست که اغلب مردم فکر میکنند یا ممکن است فکر کنند.
نگران این نکته نیستید که مردم و تماشاگران، شما را به عنوان هریپاتر به یاد بیاورند؟
مطمئن هستم که انگ هریپاتر بودن همیشه با من خواهد ماند، ولی فکر میکنم اگر سخت کار و تلاش کنم، میتوانم این ذهنیت را به وجود بیاورم که مرا در نقشهای دیگر هم قبول کنند و بپذیرند که به عنوان یک بازیگر، توانایی آن را دارم که در نقش کاراکترهای دیگری هم ظاهر شوم.
بازیگری را دوست دارید؟
احساس خیلی خوبی دارم که در شغلی مشغول به کار هستم که دوستش دارم و از کار کردن در آن حرفه لذت میبردم. من هر بار که جلوی دوربین میروم وارد یک دنیای رویایی میشوم و کمی بعد، دوباره به زندگی عادیام برمیگردم.
در مورد مشهور بودن و مشکلات مربوط به آن چه فکر میکنید؟
از مشهور بودن متنفرم، ولی واقعیت این است که من هم بخشی از این موضوع هستم. خود من هم به عنوان یک آدم معمولی، کنجکاوم که درباره چهرههای سرشناس بخوانم و ببینم دارند چه کار میکنند. مردم همیشه از چهرههای مشهور چیزهایی را میخواهند که شاید آنها نتوانند این چیزها را انجام دهند. مشهور بودن و همیشه مورد توجه دیگران بودن، چیز خوبی نیست، ولی وقتی در آن گیر افتادی، دیگر راه بیرون آمدن و بازگشت نداری.
همان زمانی که هری پاترها را بازی میکردید، به حضور روی صحنه تئاتر علاقه نشان دادید.
حضور روی صحنه تئاتر برایم جذابتر از بازی مقابل دوربین سینماست. روی صحنه مجبوری نقش را به بهترین شکل ممکن بازی کنی و باید خیلی مراقب باشی که کار خودت را درست انجام بدهی. تو نمیتوانی برداشت مجدد کنی و نباید خبری از خراب کردن باشد. دوربین سینما ضعفهای آدم را میپوشاند، ولی صحنه تئاتر به تو یاد میدهد کجای کارهایی که میکنی اشتباه است. بازی در تئاتر، یک بازی بدون نیرنگ است و جذابیت آن هم در همین نکته است.
اولین فیلم غیر هریپاتری شما «زن سیاهپوش» بزودی آماده نمایش میشود. فکر میکنید تماشاگران سینما در قبال نقش جدیدتان چه عکسالعملی نشان خواهند داد؟
نمیدانم، ولی امیدوارم واکنش معقولی داشته باشند. آنها باید هریپاتر را فراموش کنند و هنگام تماشای زن سیاهپوش به خودشان نگویند این همان کسی است که تا سال قبل در حال بازی در نقش هری پاتر بود. فکر میکنم همین اتفاق هم بیفتد. ما آدمها خیلی زود چیزی را که تمام شده فراموش میکنیم و فقط خاطرهای از آن به یادمان میماند.
فعالیت تئاتری را هم به صورت جدی دنبال می کنید؟
صد درصد. در آینده مرا بیشتر از آن که روی پرده سینما ببینید، روی صحنه تئاتر خواهید دید. هری پاتر به من کمک کرد تا به آنچه میخواهم دست پیدا کنم. آرزوی اصلیام حضور دائمی روی صحنه تئاتر است و در چند سال آینده به این خواسته کاملا دست پیدا خواهم کرد.
آسوشیتدپرس / مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: