در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این فیلم تلویزیونی با بنمایهای از موقعیتهای طنز، روایتگر تعقیب و گریزهایی است که در برشی یکروزه از زندگی آدمهای داستان به نمایش گذاشته میشود. آنچه میخوانید گفتوگویی است با چند نفر از عوامل آن که در پشت صحنه این فیلم تلویزیونی انجام شده است.
فروشگاهی شلوغ با ویترینی که رنگ غالب اجناسش آبی فیروزهای است، یکی از لوکیشنهای اصلی تلهفیلم خدا تو را دوست دارد است؛ جایی که حوادث اصلی داستان در آن اتفاق میافتد.
عوامل تولید، بخشی از پیادهرو را محصور کردهاند تا با فراغ بال به ضبط تصاویر خارجی و قراردادن میزانسنها بپردازند.
امیرحسین صدیق، به همراه بهزاد رحیمخانی و رامتین کبریتی داخل فروشگاه مشغول تمرین فیلمنامه هستند. کارگردان و عواملش دور مانیتور کوچکی حلقه زدهاند و میزانسنهای داخلی را بررسی میکنند. در میان گروه تولید، رابعه اسکویی نیز حضور دارد که در این تلهفیلم علاوه بر بازی در نقش اول زن، طراحی صحنه و لباس را نیز عهدهدار است.
این فیلم تلویزیونی دارای لوکیشنهای متعددی است؛ از جمله امامزاده 5 تن ازگل، مسجد لویزان، لوکیشنهای داخلی خانه شخصیتها در پونک و البته فضاهای خارجی که بخش اعظمی از تصویربرداری این تلهفیلم مربوط به همین لوکیشنهای خیابانی است.
آرش داوودی (دستیار اول کارگردان و برنامهریز) درباره این انتخابها میگوید: «انتخاب لوکیشن برای هر پروژهای دارای چند مرحله است که ابتدا توسط گروه تولید و پس از مطالعه فیلمنامه و آنچه در ذهنیت گروه شکل میگیرد به گروه کارگردانی، طراح صحنه و لباس پیشنهاد میشود و در نهایت مورد تایید قرار میگیرد.»
خدا تو را دوست دارد، داستان جوانی است به نام افشین که پس از آزادی از زندان، به ازای طلبی که از صاحب یک عتیقهفروشی دارد، قرآن نفیسی را از مغازه او به سرقت میبرد و در ادامه و ورود شخصیتهای دیگر، تعقیب و گریزهایی اتفاق میافتد که ماجراهایی را در پی دارد.
سیدمحسن میرحسینی (کارگردان این اثر) معتقد است: «این فیلم با وجود رگههایی از طنز اجتماعی و پرهیز از کمدی کلامی و رفتاری میتواند مخاطبان را در روز عید فطر پای تلویزیون بنشاند. به عنوان کارگردان، این فیلم را صرفا اثری مذهبی نمیدانم، بلکه معتقدم همسوشدن با فضای مناسبتی و یادآوری برخی المان خاص مذهبی برای تغییر حال و هوای بیننده کفایت میکند و دلیلی برای بهرهگیری از ریتم کند یا فضای محزون نمیبینم.»
وی همچنین به ساختار این اثر اشاره میکند و استفاده از نماهای اکتیو، کاتهای سریع و پلانهای کوتاه را از جمله ویژگیهای این کارمناسبتی میداند. میرحسینی میگوید: «تلاش میکنم نسبت به متن و دیالوگهای موجود در فیلمنامه پایبند باشم در ضمن خانم سلیمانی به عنوان نویسنده این کار حساسیت بسیاری روی دیالوگ دارند، چون معتقدند هر یک را به صورت کاربردی و در موقعیتی نتیجهبخش طرحریزی کردهاند.»
فهیمه سلیمانی که طرح اولیه فیلمنامه را در کارگاه فیلمنامهنویسیاش با همکاری علی رهبر تصویب کرده است، درباره شکلگیری این اثر میگوید: «مهمترین ویژگی که یک فیلمنامه مناسبتی را از تکرار و شعارزدگی نجات میدهد، نزدیک شدن به واقعیات جامعه است. در این کار سعی کردهام ماجراها واقعگرایانه باشند و آنچه در اطرافم میگذرد و از زندگی روزانه مردم دریافت میکنم در بطن فیلمنامه وارد کنم.»
سلیمانی دیگر ویژگی نوشتاری این تلهفیلم را بهرهگیری از جزئیات روایی میداند و اضافه میکند: «وقتی شروع به نوشتن میکنم، بدون صرف زمان اضافی کار را به پایان میرسانم. در نوشتن طرح نیز تلاش میکنم جزئیات را مد نظر قرار دهم تا در نوشتن فیلمنامه کامل، زمان کمتری صرف شود. به طور کلی فیلمنامهنویس باید از تجربیات نوشتاری گذشتهاش بهرهمند شود و کمتر به رویدادهای آنی زمان حال خود تکیه کند.»
یک منفی دوست داشتنی
بهزاد رحیمخانی را در سریال و تلهفیلمهای بسیاری به یاد داریم که در اغلب آنها در قالب شخصیتهای رئال حضور داشته و خدا تو را دوست دارد، فرصتی است برای این بازیگر قدیمی تا کنار کارگردانی خلاق، بخشی از لحظات مفرح و شیرین داستان را خلق کند.
رحیمخانی میگوید: «این لوکیشن در حقیقت محل کسب و کار فردی است به نام آقای نقدی که بنده نقش او را ایفا میکنم. این تلهفیلم داستان خوبی دارد و به نظرم میان آثار تولیدشده برای این ایام کاری نامتعارف است، یعنی قصهای مبتنی بر عشقی دم دستی و دعواهای خانوادگی نیست. شخصا از حضور در این پروژه لذت میبرم و از همکارانم در این گروه تشکر میکنم.»
بخشی از برداشتهای تمرینی امروز به پایان رسیده است و بازیگران در گوشهای از پیادهرو مشغول استراحت هستند. عوامل نور و صحنه، پروژکتورها را روشن کردهاند و دیگران مقدمات برداشتهای بعدی را مهیا میکنند. گاهگداری عابری از روی کنجکاوی نزدیک میآید و چشمی میچرخاند و میرود.
امیرحسین صدیق، کمی دورتر از همکارانش روی سهپایهای نشسته است و خود را برای گفتوگوی کوتاهی آماده میکند. آثاری چون زیزی گولو، کتابخانه هدهد، خودرو تهران11، هتل مروارید و... از جمله ساختههایی است که نگاه خاص امیرحسین صدیق به طنز موقعیت را نمایان میکند. کارهایی که در زمان خود با اقبال خوبی از سوی تماشاگر مواجه شدند و صدیق را به عنوان بازیگری در عرصه طنز معرفی کردند. این بازیگر، اما موفقیتش را در عرصه بازیگری مرهون اتفاق دیگری میداند: «بخش عظیمی از توفیق بنده در این کارها مربوط به کارگردانی خانم برومند بوده که منجر به دیده شدن بازی و حضور من شده است.»
این را صدیق میگوید و ادامه میدهد: «در انتخاب تلهفیلمها بیشترین وسواس را نسبت به فیلمنامه، کارگردان و چینش بازیگران دارم و فکر میکنم توجه تماشاگر نسبت به بازیام، مسوولیتی را در پی خواهد داشت که باعث میشود در انتخابها، سلیقه مد نظر مخاطبم را اعمال کنم.»
وی که در تلهفیلم خدا تو را دوست دارد ایفاگر نقش افشین است، درباره این شخصیت میگوید: «افشین آدم تنهایی است که در انزوا با تمام مشکلاتش دست به گریبان است و در پی ماجراهای داستان، مسائل شیرینی را وارد قصه میکند و همین ویژگی باعث شد تا بازی در این نقش را بپذیرم.»
صدیق همچنین درخصوص نوع دیالوگهای این کار میگوید: «حسن بزرگ فیلمنامه این کار است که بازیگران کمتر دیالوگ دارند و بیشتر صحنهها بر پایه اکت و ریاکشن استوار است و چنین ویژگیای برای بیننده جذاب خواهد بود. ضمن اینکه در برخی سکانسها، شوخیهای لطیف و شیکی صورت میگرفت که با صلاحدید خانم سلیمانی، جنس دیالوگها را به طنز کلامی مردانه و نزدیک به جامعه مردان تغییر دادیم.»
رابعه اسکویی در این تلهفیلم ایفاگر نقش همسر افشین است؛ زنی باردار که در روزهای پایانی تولد فرزندش قصد ترک خانه و زندگی را دارد و با رجعت افشین از زندان و ...
اسکویی میگوید: «این زن از طریق خیاطی امرار معاش میکند و چون همسرش را دوست دارد، حاضر به جدایی از او نمیشود، اما به دلیل مشقت زندگی و حرف و حدیث همسایهها تصمیم به ترک خانه میگیرد که در لحظات آخر و با بازگشت همسرش، از این کار منصرف میشود.»
اسکویی درخصوص طراحی صحنه و لباس در این پروژه میگوید: «در کارهای مناسبتی، بهرهگیری از رنگها و طراحی المانهای خاص به مراتب سختتر از کارهای معمول است؛ بخصوص این تلهفیلم که داستانی را در شبهای احیا روایت میکند و از طرفی برای روز عید سعید فطر آماده پخش میشود.» او ادامه میدهد: «تلاش کردهام رنگها به پایه رنگ مشکی نزدیک باشد و چون دستمان در انتخاب طیف وسیع و تنوع رنگی باز نیست، کار کمی مشکل میشود. در این شبهای عزیز رنگ غالب پوشش مردم سیاه است، ولی ما نمیتوانیم فقط سیاهی را به تصویر بکشیم.»
در لوکیشن عتیقهفروشی، رامتین کبریتی و بهزاد رحیمخانی بیشترین بازی را دارند. کبریتی که به عنوان شاگرد این مغازه در خرید و فروشهای غیرقانونی صاحب فروشگاه شرکت دارد، درخصوص نقش کامبیز چنین توضیح میدهد: «این شخصیت در داستان در حقیقت رل منفی تلقی میشود که به عنوان یکی از شخصیتهای اصلی به تعقیب و گریز افشین میپردازد. خیلی از بطن اجتماع دور نیست و مشابه این شخصیت را شاید بسیار در اجتماع دیده باشیم.»
رامتین کبریتی که در حال حاضر مشغول بازی در فاز دوم مجموعه ستایش است، میگوید: «مدت زیادی بود که در نقش منفی حاضر نشده بودم و این تلهفیلم فرصت خوبی بود تا دوباره حضور در قالب یک شخصیت منفی ـ خاکستری را تجربه کنم.»
تهیهکنندگان: سیدمحسن میرحسینی و فهیمه سلیمانی، تصویربردار: علیرضا رنجبران، صدابردار: سیدمهدی حسینی، طراح صحنه و لباس: رابعه اسکویی، طراح چهرهپردازی: تینا افشار، منشی صحنه: مارال فتحی، مدیر تولید: آرش داوودی.
بازیگران: امیرحسین صدیق، رابعه اسکویی، مهران رجبی، نفیسه روشن، بهزاد رحیمخانی، حسام بیگدلو، ابوالحسن علیاحمدی، فرشید عاشوری، رونیا حاجییوسفی، شهلا مداحی، کاوه نوید، حسن مالمیر و رامتین کبریتی.
آزاده خواجهنصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: