هفته قبل مردی سالخورده به دادسرای عمومی تهران رفت و با شکایت علیه یک زن جوان به نام مریم گفت: من مرد ثروتمندی هستم که تنها زندگی میکنم و به یک همدم و مونس احتیاج دارم، تا اینکه با زنی جوان آشنا شدم و دوستی ما عمیق شد و من به این نتیجه رسیدم که این زن میتواند همسر مناسبی برایم باشد البته ما با هم اختلاف سنی داشتیم و احتمال میدادم همین مساله باعث شود به من جواب رد بدهد.
شاکی ادامه داد: مریم بالاخره خودش زمینه را طوری فراهم کرد که خواستهام را مطرح کنم بعد هم به خواستگاریام جواب مثبت داد وما یکدیگر را ملاقات میکردیم من در چند مرحله به بهانههای مختلفی که مریم مطرح میکرد به او پول دادم. جمع این رقم به 200 میلیون تومان میرسد اما مریم بعد از گرفتن این پولها فراری شد و تازه فهمیدهام که او یک زن شیاد و کلاهبردار است.
بعد از ثبت این شکایت و به جریان افتادن پرونده، ماموران با اطلاعاتی که مالباخته از مریم در اختیارشان گذاشته بود به ردیابی این زن پرداختند و توانستند او را به دام بیندازند. متهم در بازجوییها به جرمش اعتراف کرد و گفت بعد از اینکه فهمید مالباخته مردی بسیار پولدار است نقشه کلاهبرداری از او را طراحی و با وعده ازدواج نقشهاش را عملی کرد.
بنا به این گزارش متهم اکنون در بازداشت به سر میبرد و تحقیقات از او ادامه دارد.
سرقت با آبمیوه مسموم
مردی که با خوراندن آبمیوه مسموم به طعمهاش از او سرقت میلیونی کرده بود در بازجوییها اتهامش را گردن گرفت.
این پرونده زمانی به جریان افتاد که مردی به پلیس اگاهی استان سمنان رفت و در شکایتی گفت: من همراه مرد دیگری که با واسطه یکی از اقوامم با او آشنا شده بودم برای خرید به سمنان آمدم. آن روز بشدت خسته بودیم و دیگر توان راه رفتن هم نداشتیم برای همین تصمیم گرفتیم در یک پارک استراحت کنیم در آنجا همراهم به نام رضا به من یک پاکت آبمیوه تعارف کرد بعداز خوردن آن به شدت احساس خوابآلودگی کردم و بعد از آن دیگر متوجه هیچچیز نشدم.
شاکی ادامه داد: وقتی به هوش آدم دیدم از رضا خبری نیست وقتی وسایلم را بررسی کردم فهمیدم همه سه میلیون و 800 هزار تومانی را که همراه داشتم به سرقت رفته است من شک ندارم این دزدی کار رضا است.
ماموران بعد از شنیدن حرفهای این مالباخته، تجسسهایشان را شروع کردند و با ردیابی متهم به اطلاعاتی دست یافتند که نشان میداد او در تهران پنهان شده است به این ترتیب کارآگاهان با گرفتن نیابت قضایی راهی پایتخت شدند و رضا را بازداشت کردند.
متهم که در ابتدای بازجوییها حاضر نبود سرقت را گردن بگیرد اما در تحقیقات تخصصی به جرمش اعتراف کرد و گفت: من با یکی از اقوام مالباخته اختلاف داشتم برای همین تصمیم گرفتم از این طریق به او ضربه بزنم من آبمیوه را از قبل با داروی بیهوشی مسموم کرده بودم و آن روز وقتی همراهم به خواب رفت پولهایش را برداشتم و فرار کردم.
این متهم اکنون در بازداشت به سر میبرد و پرونده وی در اختیار مرجع قضایی قرار گرفته است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم