در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
واقعیت این است که این پرسپولیسی که در میدان میبینیم اصلا برای حضور در رقابتهای لیگ برتر آماده نشده است، چه در غیر این صورت نباید در مقابل تیم درجه سومی چون مس سرچشمه تن به مساوی دهد، آن هم در شرایطی که طی 22 دقیقه 2 گل را از حریف پذیرا شده بود و بسیار شانس آورد که در همان نیمه اول کار را به تساوی کشاند، چرا که در نیمه دوم پرسپولیسیها حتی از خلق یک موقعیت گلزنی روی دروازه حریف کرمانی نیز عاجز ماندند تا این بار فریاد اعتراض هواداران از سکوهای ورزشگاه شهید باهنر کرمان بلند شود.
آیا در این شرایط نیز باید توپ را به زمین دیگران انداخت و چنین پنداشت که هواداران برای اعتراض به عملکرد پرسپولیس از بیرون خط گرفتهاند؟! بهطور مسلم هیچ عقل سلیمی این مساله را بر نمیتابد، بویژه اینکه به این نکته توجه داشته باشیم که اعتراض هواداران واکنشی طبیعی است به بازی بد، سردرگم و در یک کلام ضعیف بازیکنان پرسپولیس که معلوم نیست به چه بلایی دچار شدهاند که در زمین آنگونه که باید تلاش نمیکنند و بازیشان بیشتر از هر چیز فردی است تا متاثر از کارهای گروهی و تاکتیکی سرخها. این وسط تنها بازی علی کریمی جلوه کرده که تازه او نیز نیم بند در خدمت تیم است و در جایی که باید از وی استفاده شود، نمیشود و برای همین نیز کریمی با دوندگی زیاد، از کیفیت کارش تا حدود زیادی کاسته میشود که این مساله دیگر به نوع بینش و تفکر کادر فنی پرسپولیس در استفاده از این بازیکن کلیدی و تکنیکی برمیگردد.
حمید استیلی که هنوز ترکیب اصلی تیمش را نشناخته است، در بازی با مس سرچشمه از ممدوتال مدافع بورکینافاسویی در کنار محمد نصرتی استفاده کرد، اما این مدافع نیز چون برای اولینبار در فوتبال ایران به میدان میرفت، با جو مسابقه بیگانه بود تا سرمربی سرخها در دقیقه 30 بازی و به دلیل دفاع لرزان تیمش وی را از زمین بیرون کشیده و علیرضا نورمحمدی را به بازی گسیل دارد. البته دفاع تنها ضعف سرخها در این بازی به حساب نیامد، چرا که بازیکنان این تیم همچنان در خط هافبک و حمله نیز سردرگم نشان میدادند و به ندرت قادر بودند با دادن چند پاس صحیح، برای یکدیگر موقعیت سازی کنند. سانترهای بی هدف از جناحین و اصرار بر یک شیوه بازی، بیش از آنکه بتواند برای پرسپولیس گرهگشا باشد، این فرصت را برای مس سرچشمه ایجاد کرد تا به ویژه در نیمه دوم با دواندن بیشتر توپ در نقاط مختلف زمین، اندک انرژی و قدرت بازیکنان تیم استیلی را به تحلیل ببرند. شرایطی که باعث شد علی کریمی با خطای خشن از پشت، کارت قرمز داور بازی را جلوی چشمان خود دیده و با عدم حضورش در بازی بعدی سرخها در مقابل صنعت نفت، عملا مشکلات تیمش را در این وضعیت بحرانی دوچندان سازد.
به هر حال این پرسپولیس همچنان که چند روز قبل نیز گفتیم نیاز به شوکی اساسی دارد و حمید استیلی باید فکری اساسی برای خروج تیمش از بحران شکل گرفته داشته باشد. او به جای فرافکنی و انداختن تقصیر به زمین دیگران باید بپذیرد که خود نیز در این شرایط مقصر بوده و نتوانسته است با توجه به تواناییها و استعدادهای بازیکنانش، از آنان بازی لازم را در زمین بگیرد. در تیم فعلی پرسپولیس هافبک توانمند و بازیسازی چون محمد نوری، به بازیکنی خنثی و درجه 2 تبدیل شده است تا او طی این 4 هفته، بیش از آنکه تیمش را به جلو هدایت کند، در زمین راه رفته باشد. وضعیت بازیکنان مطرحی چون غلامرضا رضایی، حسین بادامکی و... نیز از نوری بهتر نیست تا در این شرایط نبض اوضاع از دستان استیلی خارج شده و او با چند نفر از بازیکنان تیم چون مازیار زارع از دنده چپ بیفتد. به هر صورت تا دیر نشده باید برای پرسپولیس فکری عاجل کرد؛ چون فرصتها غیرقابل برگشت هستند و نمیتوان با خوشبینی، انتظار داشت که ماه و خورشید و فلک دست به دست هم دهند تا آسمان سرخها آفتابی شود.
حجتالله اکبرآبادی
دبیر گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: