در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
همه میدانند که فریدون جیرانی علاوه بر تجربه فیلمسازی و فیلمنامهنویسی، سالها بهعنوان روزنامهنگار و سردبیر در نشریات مختلف سینمایی فعالیت داشته است.
او سالها سردبیر هفتهنامه «سینما» بود و مدتی هم مدیریت مجله «نقد سینما» را بر عهده داشت. سابقه روزنامهنگاری جیرانی و روحیه کنجکاو او برای رصدکردن اخبار و اطلاعات گوناگون پیرامون سینما، جای هیچ تردیدی نمیگذارد که او میتواند یکی از بهترین گزینهها برای اداره یک برنامه تلویزیونی درباره سینما باشد.
زمانی که جیرانی «هفت» را آغاز کرد و پیش برد، کمتر کسی تصور میکرد که روال این برنامه به نحوی باشد که بتواند اینقدر دوام آورده و با مخاطبانش ارتباط برقرار کند. بنابراین این جای امیدواری دارد که برنامه «هفت» مورد توجه مردم قرار گرفته است. اما با وجود گذشت مدتها از پخش این برنامه زنده، بازنگری و تجدیدنظر در سیاستهای آن ضروری به نظر میرسد.
در اینجا به برخی از این اتفاقات اشاره میکنیم و در عین حال پارهای از انتقادهای سینماگران نسبت به آن را نیز مرور میکنیم.
واقعیت این است که در حال حاضر جذابترین و پربینندهترین بخش برنامه «هفت» قسمتی است که در آن فیلم هفته با حضور مجری، کارگردان و منتقد برنامه مورد نقد و ارزیابی قرار میگیرد. جیرانی با وجود شناخت نسبیاش از سینمای ایران، هوشمندانه از اظهارنظر پیرامون فیلمها خودداری میکند و این، فرصت بیشتری برای منتقد برنامه فراهم میکند تا درباره فیلمها حرف بزند.
مسعود فراستی ـ منتقد ثابت این برنامه ـ از چهرههای نسبتا قدیمی نقد فیلم است که مدتهاست «نقدنویسی» را کنار گذاشته و به جای آن به اظهارنظرهای کوتاه درباره فیلمها میپردازد. او جزو سختگیرترین منتقدان ایرانی است که دیدگاههایش درباره محصولات سینمای ایران گاهی شگفتانگیز و حیرتآور جلوه میکند. مثلا در شرایطی که قاطبه منتقدان ایرانی «جدایی نادر از سیمین» را در نظرخواهیهای مختلف، به عنوان بهترین اثر سال انتخاب کردهاند، فراستی به راحتی آن را اثری بیارزش توصیف میکند.
این دیدگاههای تند و تیز دامن آثار دیگر سینمای ایران را هم گرفته است. مثلا در برنامه روزانه «هفت» همزمان با برگزاری جشنواره فیلم فجر، تقریبا هیچ فیلمی نبود که فراستی آن را تایید کند. به نظر او فیلمهای بهرام توکلی (اینجا بدون من)، عبدالرضا کاهانی (اسب حیوان نجیبی است)، سعادتآباد (مازیار میری)، یه حبه قند (رضا میرکریمی) و... همگی فیلمهایی «بیارزش» هستند.
با توجه به این نوع سلیقه، حضور فراستی در برنامه «هفت» به عنوان منتقد ثابت چه دردی از سینمای ایران را دوا میکند؟ استدلالهای او در رد فیلمها گاه با اصطلاحات عجیب و غیرکارشناسی از نوع «فیلمنامهاش کار نمیکند» یا «جنسش جور نیست» و... است.
بسیار پیش آمده که فیلمسازان در برابر این نوع نگاه، با دلخوری برنامه را ترک کردهاند و در رسانههای دیگر علیه این برنامه و نحوه گفتوگوی منتقد حرف زدهاند.
اتفاق دیگری که حدود یک ماه قبل افتاد این بود که جیرانی در غیاب دکتر رفیعی، در کنار فراستی (که بدیهی است فیلم «آقا یوسف» را دوست ندارد) از منتقد دیگری دعوت کرد که او نیز دیدگاه مثبتی راجع به فیلم نداشت. این اتفاق بیسابقه خلاف مشی یک برنامه استاندارد و نوعی اجحاف در حق فیلم «آقا یوسف» بود.
راهحلی که خیلی از اهالی سینما برای این معضل ارائه میدهند، حذف منتقد ثابت (بدون توجه به نام و اعتبار منتقد) و استفاده گردشی از منتقدان مختلف است.
چیزی شبیه برنامه «نود» که با تغییر کارشناسان داوریاش هم تنوعی در هر برنامه ایجاد میشود و هم شاهد یک نگاه و یک دیدگاه نیستیم. با این حال هنوز مشخص نیست که چرا جیرانی همچنان اصرار به استفاده از یک منتقد دارد.
امان جلیلیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: