آرش میراسماعیلی نامی قابل احترام در ورزش ایران است و با توجه به افتخارات زیادی که در سطح جهان کسب کرده به نوعی شناسنامه جودوی ایران محسوب میشود، حال سوال این است ورزشکاری با چنین جایگاهی چطور میشود که ریسک بزرگ بازگشت به دنیای قهرمانی را میپذیرد، آن هم در دوران افول این رشته و طبیعتا دوچندان شدن انتظار علاقهمندان؟
همان طور که میدانید من 12 سال عضو تیم ملی جودو بودم و به هر آنچه افتخار بوده در این ورزش دست یافتهام، اما با وجودی که در کلیه رقابتها به میدان رفتهام متاسفانه جای یک مدال در کارنامه ورزشیام خالی است و آن هم مدال المپیک است که بشدت کمبود آن را حس میکنم. از طرفی با توجه به اینکه در 3 دوره المپیک حضور داشته و دستم از مدال کوتاه مانده تصمیم گرفتم برای چهارمین بار تلاشم را برای دستیابی به این مهم انجام دهم.
البته در المپیک آتن و در شرایطی که از شما به عنوان امید نخست کسب مدال طلا یاد میشد با قرعه جودوکار رژیم صهیونیستی مواجه شدید و حاضر به رویارویی با این حریف نشدید که آن حرکت در نوع خود بسیار ارزشمند بود و هیچ وقت از خاطرهها پاک نخواهد شد.
همین طور است، خود من هم آن اتفاق را از مهمترین افتخارات زندگی ورزشیام میدانم و به آن میبالم. حرفم این است که من به دنبال مدال فلزی المپیک هستم چون همانطور که شما گفتید به لحاظ معنوی یک بار به طلای المپیک دست یافتم و به واسطه عدمرویارویی با ورزشکار رژیم صهیونیستی به افتخار بسیار بزرگی دست یافتم. اما به هر حال من دنبال گمشدهام در جودو هستم و آن هم مدال المپیک است چرا که در رقابتهای المپیک سیدنی در یک قدمی مدال قرار داشتم اما در مصاف با همین «جیرو» از کشور ایتالیا که الان سرمربی تیم ملی ایران است و در حالی که به لحاظ امتیازی برابر بودیم با رای داوران، بازنده شدم. در المپیک پکن هم که با بدشانسی محض مواجه شدم چرا که 2 ماه قبل از المپیک حریف ژاپنی را برده بودم. به هر حال مدال المپیک را حق مسلم خودم میدانم چرا که 2 طلا و 2 برنز رقابتهای جهانی را در کارنامه خودم دارم و از این حیث تنها جودوکار تاریخ این رشته ورزشی هستم که 4 بار پیاپی از پیکارهای جهانی مدال کسب کردهام و 11 مدال آسیایی هم دارم، بنابراین حق من مدال المپیک هم هست.
اما بعد از ناکامی در المپیک پکن بسیاری بر این عقیده بودند که آرش میراسماعیلی تمام شده است و به دنبال آن خود شما هم از دنیای قهرمانی خداحافظی کردید و به نوعی این دیدگاه را تایید کردید.
روزها و ماههای بعد از المپیک پکن، سختترین دوران زندگیام بود. اصلا دوست ندارم به آن دوران بازگشته و راجع به آن صحبت کنم چرا که به حدی دوران تلخی بود که روی کل زندگیام تاثیر گذاشته بود. چون تحولات زیادی اتفاق افتاد؛ یک سال سرمربی تیم ملی شدم و یک سال هم بطور کلی از تیم ملی جودو دور بودم، اما به هر حال بعد از 2 سال این توان را در خودم دیدم که به جودوی کشورم خدمت کنم و بار دیگر به دنیای قهرمانی بازگشتم.
جواب سوال ما را ندادید، فکر نمیکنید صرف داشتن انگیزه برای رسیدن به موفقیت کافی نیست و شما ریسک بزرگی را مرتکب شدهاید؟
شما مطمئن باشید که من همه جوانب کار را بررسی کردم و به این نتیجه رسیدم. هم استخاره کردم و هم با بزرگان ورزش مشورت کردم. هر چند 99 درصد کسانی که با آنها مشورت کردم مخالف بازگشتم به دنیای قهرمانی بودند، اما استخارهای که کردم این راه را پیش رویم گذاشت. حاضرم راه سختی را جهت افتخارآفرینی برای کشورم در پیش بگیرم چرا که آرش میراسماعیلی 12 سال مشقت تمرینات سخت و طاقتفرسا را پیش از این تحمل کرده است. به هر حال حضورم در اردوی تیم ملی و کارکردن کنار جوانان، هم برای خودم مفید است و هم میتوانم تجربیاتم را به جوانان انتقال دهم و در نهایت به آرزوی بزرگ خود یعنی مدال المپیک دست یابم.
بخوبی میدانید که بدشانس بودن نمیتواند توجیه قابل قبولی برای شکست باشد. منطقی این است بگوییم چون ورزش ما درک درستی از عظمت و سطح بالای بازیهای المپیک ندارد مشاهده میکنیم که ورزشکاران معدودی از ایران در المپیک صاحب مدال میشوند، آیا این وضعیت برای خود شما در المپیک آتن و پکن صادق بود؟
یک روز علیرضا دبیر که خود مدال طلای المپیک را در اختیار دارد به من گفت المپیک روح بزرگی میخواهد که حرف کاملا درستی است. فکر میکنم کسانی که به مدال المپیک دست یافتند به واقع این رویداد بزرگ را درک کردند. چیزی که در جودو اتفاق نیفتاده است؛ جودوی ایران 5 عنوان پنجمی المپیک را در کارنامه دارد و اینکه 5 نفر از جودوکاران ما تا یک قدمی سکوی المپیک پیش رفتند اما از کسب مدال بازماندهاند و ممکن است به دلیل همین عدم درک المپیک باشد، چرا که به نظر من بین نفر اول تا پنجم المپیک فاصله زیادی وجود ندارد. واقعیت این است ما به تناسب عظمت و بار فنی المپیک زحمت نکشیدیم. خود من اگر در المپیکهای گذشته چنین تجربهای را داشتم مطمئن باشید که با نهایت توانم برای کسب مدال برنز تلاش میکردم و به هیچ عنوان اجازه نمیدادم در یک قدمی مدال از آن افتخار بزرگ محروم بمانم.
اما در این میان شرایط سنی هم بسیار موثر است آن هم در ورزش سنگینی مثل جودو، فکر نمیکنید با 32 سال سن، مدال گرفتن در المپیک برای شما دشوار باشد؟
به نظر من سن و سال تنها یک عدد است و نمیتوان بر اساس آن برای یک ورزشکار پیشداوری کرد! همان طور که گفتم من بخوبی میدانم کار خیلی سختی در پیش دارم، اما با تحمل این سختی و با تکیه بر تجربهام به هدفم خواهم رسید. این حرف را «جیرو» سرمربی ایتالیایی تیم ملی هم به من گفت. او با تکیه بر تجربهاش در المپیک سیدنی و در 35 سالگی من را شکست داد. گرچه سن و سال میتواند به نوعی تاثیرگذار باشد، اما حرف اول و آخر را نمیزند.
اما شما پس از بازگشت به دنیای قهرمانی تنها در رقابتهای بینالمللی قزاقستان موفق به کسب مدال نقره شدید و در سایر رقابتهایی که شرکت کردید به هیچ توفیقی دست نیافتید. در 2 مسابقه اخیر (گراند اسلم و جامجهانی برزیل) نیز که گزینشی المپیک به حساب میآمد تن به شکست دادید تا سرمربی ایتالیایی نام شما را خط بزند. به نظر میرسد دوری 2 ساله از دنیای قهرمانی بدن شما را از فرم ایدهآل خارج کرده است؟
این درست که غیر از قزاقستان در هر مسابقهای که شرکت کردم، شکست خوردم اما این شکستها به دلیل دشوار شدن شرایط جودو و تغییر قوانین است و گرنه در 2 سالی که از دنیای قهرمانی دور بودم به معنی واقعی کلمه از جودو دور نشده بودم و تمریناتم را دنبال میکردم. با این حال فراموش نکنید روزی که تصمیم به بازگشت گرفتم اعلام کردم همه چیز را از صفر شروع میکنم و درست مثل یک جودوکار مبتدی میخواهم تمریناتم را دنبال کنم. بنابراین گرچه در ماههای اخیر شکستهای زیادی را متحمل شدهام، اما به خودم اطمینان دارم با روندی که در پیش گرفتهام میتوانم به هدفم دست یابم.
گرچه برای کسب سهمیه المپیک جودوکاران ما ناگزیرند در همه رقابتهای معتبر دنیا شرکت کنند تا در رنکینگ فدراسیون جهانی سقوط نکنند، اما همین حضورها و به دنبال آن شکستهایی که متحمل میشوند باعث ایجاد توقف در روند آمادهسازی آنها میشود، در این رابطه چه فکر میکنید؟
به هر حال این شرایطی است که برای همه کشورها وجود دارد و ما هم باید با برنامه در این مسیر حرکت کنیم، همان طور که گفتم در وزن من از هر یک از کشورهایی مثل مغولستان، کره جنوبی، ژاپن و فرانسه که حریفان اصلی هستند بعضا 3، 4 نفر در رنکینگ حضور دارند. من میتوانم سهمیه المپیک را بگیرم، اما با وجود این با برنامه و اصولی پیش میروم چون هدف بزرگی در سر دارم و بیگدار به آب و آتش نمیزنم. جودوی ما به دلیل مسائل مدیریتی که پیشآمده بود 2 سال از رقیبان عقب افتاد، بنابراین باید خیلی تلاش کنیم تا خودمان را به آنها برسانیم. شاید در گذشته منِ نوعی سالانه در 2 مسابقه آسیایی و جهانی شرکت میکردم، اما اگر در حال حاضر 3 ماه در رقابتهای بینالمللی حضور نداشته باشم بشدت در رنکینگ سقوط خواهم کرد چون نفس حضور در رقابتها، خود امتیازاتی دارد.
اما فکر میکنید تغییر قوانین توجیه قابل قبولی برای شکستهای پیاپی جودو باشد؟
همین تغییر قوانین باعث شده کشوری مثل ژاپن که هیچوقت ترکیب کامل و نفرات اصلی خود را در رقابتهای قهرمانی آسیا شرکت نمیداد، امسال با همه نفرات زبده خود در رقابتهای قهرمانی آسیا حاضر شود. چون این رقابتها هم جایزه دلاری داشت و هم در رنکینگ جهانی تاثیر داشت. در چنین وضعیتی و برای المپیکیشدن همه تیمها با قدرت در تمام رقابتها شرکت میکنند تا از المپیک دور نمانند، بنابراین سطح فنی رقابتهای جودو ارتقا یافته و همه اینها به تبع تغییر قوانین و مقررات رخ داده است.
خود شما برای رسیدن به جمع 22 نفر برتر رنکینگ جهانی تا چه زمانی فرصت دارید؟
تا اردیبهشت سال آینده و در حدود 20 رقابت بینالمللی دیگر میتوان برای ارتقای رنکینگ تلاش نمود. البته مهمترین رقابت، پیکارهای قهرمانی جهان (شهریورماه) در فرانسه است وچون بالاترین امتیاز را دارد قصد دارم در همین مسابقات سهمیه المپیک را مسجل کرده و با خیال راحت برای کسب مدال در المپیک تمرکز کنم.
اما سرمربی ایتالیایی برای حضور در رقابتهای جهانی روی شما حساب نمیکند و گویا برای بازگشتتان به تیم ملی نیز شرایطی را قائل شده است.
به هر صورت من اگر میخواهم در میدان رقابت حضور داشته باشم باید جای اما و اگری باقی نگذارم و فعلا دارم وضعیت خود را میسنجم تا پاسخی مشخص به انتظارات جیرو داشته باشم.
شما در حالی به تغییر قوانین اشاره دارید که این وضعیت برای همه کشورها وجود دارد و سوال این است که باید چگونه پیش برویم تا به حریفانمان برسیم؟
چارهای جز تطبیق خود با شرایط جدید نداریم، اگر با روش کنونی پیش برویم به جایی نخواهیم رسید چون رسیدن به حریفان از طریق شرکت در همه اردوهای مشترک بینالمللی و همچنین رقابتهای بینالمللی میسر است. در جریان این اردوها و مسابقات است که جودوکاران شرایط جدید را به خوبی لمس خواهند کرد و در نتیجه به سمت تطبیق با شرایط جدید پیش میروند. در حال حاضر محدودیتهای جدید در اجرای فنون، قدری دست و پای ما را بسته است، اما دیگر کشورها با اجرای فنون ترکیبی بر این مشکل غلبه کردهاند و ما هم میتوانیم فنون خود را مثل فن «یک دست و یک پا» با فنون ژاپنی به نوعی ترکیب کرده و خود را با شرایط جدید تطبیق دهیم.
جدا از این تغییر قوانین به نظر میرسد مشکل ریشهای جودو اختلاف نظر و جدلهایی است که پیرامون فدراسیون وجود دارد
همین طور است، متاسفانه اهالی جودو هیچگاه با هم متحد نیستند و خیلیها از جمله خود من به نفع مصالح ملی جودو از خودگذشتگی نداریم و دلمان میخواهد در بالاترین سمت جودو یعنی ریاست فدراسیون قرار داشته باشیم. خود من زمانی با علیرضا امینی (رئیس کنونی فدراسیون) اختلاف نظر داشتم ولی وقتی دیدم او به عنوان رئیس فدراسیون انتخاب شد و تا 4 سال این سمت را عهدهدار است، گفتم باید کمک حال جودو باشم و به سهم خودم در حال کمککردن به جودو هستم. به هر حال نبود وحدت و یکدلی در جامعه جودو باعث شده که ما عملا دلمان نخواهد موفقیت جودو را ببینیم. البته در بحث آسیبشناسی وضعیت فعلی جودو، نباید از این نکته غافل باشیم که بعد از المپیک پکن، 5 نفر از اعضای تیم ملی که 12 سال در این رشته افتخارآفرین بودند از دنیای قهرمانی خداحافظی کردند و به دلیل نبود پشتوانه برای این نفرات، جودوی ما با خلأ مواجه شد. در صورتی که اگر در گذشته پشتوانهسازی مناسبی صورت میگرفت تغییر قوانین تا این حد نمیتوانست باعث رکود جودوی ایران شود. به هر حال تغییر قوانین، نبود پشتوانه و جناحبندی در فدراسیون که متعاقب المپیک پکن رخ داد، جودوی ایران را به این حال و روز انداخت.
ریشه این اختلافها کجاست؟
میراسماعیلی: به نظر من سن و سال تنها یک عدد است و نمیتوان بر اساس آن برای یک ورزشکار پیشداوری کرد! همان طور که گفتم من بخوبی میدانم کار خیلی سختی در پیش دارم اما با تحمل این سختی و با تکیه بر تجربهام به هدفم خواهم رسید
چون از خودگذشتگی وجود ندارد به چنین حال و روزی افتادهایم. همه باید بدانیم جودوی ایران از دنیا عقب افتاده است، گرچه امسال نسبت به پارسال وضعیت بهتری داریم، اما باید بپذیریم از جودوی آسیا عقبافتادهایم. در این وضعیت همه نباید به دنبال سرمربیگری تیم ملی و رئیس فدراسیونی باشیم، بلکه جملگی باید کاری کنیم که تیم ملی موفق شود. باید از تجربه همه اهالی جودو برای موفقیت این رشته بهره ببریم. هرکس باید یک گوشه کار را بگیرد، روزی به من گفتند بیا سرمربی تیم ملی شو، اما چون این توان را در خود نمیدیدم ترجیح دادم به دنیای قهرمانی برگردم و به سهم خودم تجربیاتم را در اختیار جوانان بگذارم. حضور من در اردوی تیم ملی هم برای خودم انگیزه ایجاد میکند و هم برای جوانان. طبیعی است که در این شرایط من دارم به جودو کمک میکنم. نظر شخصی من این است که ما باید دست مربیان تیم ملی و رئیس فدراسیون را بگیریم نه اینکه پای آنها را کشیده و بخواهیم آنها را زمین بزنیم که در این صورت نه فرد که جودو ایران زمین میخورد.
همانطور که اشاره داشتید زمانی با این توجیه که جودو به خون تازهای نیاز دارد، درصدد قرارگرفتن بر کرسی ریاست فدراسیون بودید. به نظر میرسد از آن ایدهها فاصله گرفته و در مدیریت فدراسیون هضم شدهاید؟
من با این نیت خدمت به جودو پا پیش گذاشتم، اما وقتی دیدم سازمان تربیت بدنی وقت مرا نمیخواهد و به نفر دیگری نظر دارد، کار دیگری از دستم برنمیآمد. به هر حال اگر هدف خدمت به جودو باشد در هر بخشی نیز میتوان این کار را انجام داد از جمله روی تاتامی مبارزه. تاکید میکنم امروز نیاز اصلی ما همدلی و یکدلی است و باید به همدیگر کمک کنیم تا به نتیجه برسیم. اینکه امروز با فدراسیون جودو کار میکنم به هیچ عنوان به معنای هضمشدن در مدیریت آن نیست چرا که الان هم اختلاف سلیقه وجود دارد، اما باید همه چیز در جهت مصالح جودو باشد. من همین الان هم به رئیس فدراسیون انتقاد دارم و این انتقادها را نیز حضورا در میان گذاشتهام چون این شهامت را دارم که حرف دلم را بزنم. البته نباید بیانصاف باشیم، واقعیت این است که فدراسیون جودو با مضیقه مالی مواجه است و بودجه لازم را برای تدارک هرچه بهتر تیم ملی جودو در اختیار ندارد. این در حالی است که رقیبان ما در همه رقابتهای بینالمللی و اردوهای مشترک حضور یافته و روند آمادهسازی خود را با شتاب دنبال میکنند. نیاز امروز فدراسیون، بودجه است و باید از خواب غفلت عدمحضور در رقابتهای بینالمللی و اردوهای تدارکاتی مشترک بیدار شویم.
گرچه شما بر لزوم یکدلی در جودو تاکید دارید، اما طی ماههای اخیر همواره شایعه برکناری رئیس فدراسیون به گوش رسیده، فکر میکنید تغییر رئیس فدراسیون گرهگشا خواهد بود؟
به نظر من در فاصله یک سال به بازیهای المپیک، تغییر و تحول نمیتواند چارهساز جودو باشد. ما شرایط بسیار سختی داریم و باید با یکدلی کار را پیش ببریم تا جودوکارانمان ضمن ارتقا در رنکینگ جهانی بتوانند سهمیه المپیک را کسب کنند. در چنین وضعیتی باید نفراتی که از رنکینگ بالایی برخوردارند حمایت شوند تا بتوانند سهمیه را کسب کنند چرا که دیگر زمانی برای ورود نفرات جدید به رنکینگ نداریم. شاید هنوز هم خیلیها دوست داشته باشند که من منتقد فدراسیون باشم اما باید گفت از این منتقدبودن من چه چیزی عاید جودو میشود؟
با وجود همه اراده و انگیزهای که برای حضور در المپیک لندن دارید بسیاری بر این عقیدهاند که میراسماعیلی راه را به اشتباه میرود و باید از دنیای قهرمانی کنارهگیری کند؟
2 ماه پیش این تصمیم را داشتم و بشدت از این بابت تحت فشار بودم. در آن مقطع محسن غفار و برخی دیگر از اهالی جودو بشدت از من انتقاد میکردند انتقاداتی که خطی بود و من میدانستم منشأ آن کجاست، اما باید به آقایان گفت در صورت کناررفتن میراسماعیلی یک سهمیه ایران از دست میرود، چون زمانی برای ورود نفرات جدید به رنکینگ وجود ندارد. با وجود همه ناملایمتها تصمیم دارم ادامه بدهم و به هدفم دست یابم.
جای محمود میران در جودو خالی نیست؟
میران از افتخارات جودوی ایران است و به واقع جای او در جودو خالی است. من به عنوان کسی که سالها با او در تیم ملی بودهام همه سعی و توانم را به کار خواهم گرفت تا او به جمع خانواده جودو بازگردد. من، میران و مسعود حاجی آخوندزاده متعلق به جودو هستیم و نباید از آن دور بمانیم. باید گوشهای از کار را بگیریم و کمک حال این رشته باشیم. همینطور پیشکسوتانی همچون کیهان و سعادتمند. شاید در مقطعی پس از آن که من مربیگری تیم ملی را رها کردم و میران سرمربی تیم ملی شد دلخوریهایی بین ما 2 نفر به وجود آمد، اما ما همیشه با هم بوده و هستیم و باید در راستای اهداف جودو گام برداریم.
حضور جیرو، مربی ایتالیایی را در راس کادرفنی تیم ملی چطور ارزیابی میکنید؟
به نظر من این مربی میتواند کمک حال تیم ملی باشد و در این چند وقت اخیر که تمرینات تیم ملی زیر نظر او انجام شده، این مهم به وضوح مشخص است. البته نباید فراموش کنیم که ما غریبهپرستیم. همین «جیرو» در بدو ورودش به تهران در همان فرودگاه سراغ مرا گرفته بود. حرفم این است که در عین استقاده از تجربه دیگران باید قدر داشتههای خودمان را نیز بدانیم. من قراردادی را با تیم «بیسبادن» آلمان امضا کردهام و بعد از رقابتهای جهانی به بوندسلیگا میروم. جالب است بدانید باشگاه آلمانی در این قرارداد از من خواسته هفتهای 2 روز به آموزش جودوکاران نوجوان این باشگاه بپردازم. این است که میگویم باید قدر داشتههایمان را بدانیم. البته حضور جیرو برای من یک فرصت ارزشمند است چون این مربی هموزن من است و به طور طبیعی شناخت خوبی نسبت به جودوکاران این وزن دارد و از این بابت خیلی میتواند به من کمک کند. هرچند من سالها با محمدرضا حاج یوسفزاده (مدیر فنی تیمهای ملی) کار میکنم و رابطه من با او بسیار فراتر از رابطه استاد و شاگرد بوده و او پشتوانه روحی خیلی خوبی برایم به حساب میآید.
برای رسیدن به هدف خود چه مشکلی را پیش روی خود میبینید؟
حریف تمرینی ندارم و باید در این رابطه فکری اساسی کرد و فدراسیون حداقل جودوکاران رنکینگی را به کمپهای بینالمللی اعزام کند. البته برای خود من پس از حضور در بوندسلیگا این مشکل حل میشود چون بعد از بوندسلیگایی شدن روادید شینگن برایم صادر میشود و در این صورت براحتی میتوانم در کمپهای اروپایی حضور یافته و به تمرین بپردازم.
چشمانداز جودوی ایران را چگونه میبینید؟
متاسفانه در ورزش ما نتیجه حرف اول را میزند و ویترین هر رشتهای تیم ملی است. در چنین وضعیتی پشتوانهسازی جرات و شهامت میخواهد و بسیار امیدوارم در صورت سرمایهگذاری لازم جودوی ایران به روزهای اوج خود برگردد و به رویای بزرگ خود یعنی کسب مدال در المپیک دست یابد. چیزی که در 3 المپیک گذشته تا یک قدمی آن پیش رفته است.
گفته میشود همه انگیزههای قهرمانی میراسماعیلی به خاطر حضور در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی است. این مساله را قبول دارید؟
بعید نیست. اعتقاد دارم ورزش باید قدر سرمایههای خود را بداند و مطمئنا کسانی که از جنس ورزش بوده و در جاهای دیگری در حال خدمت هستند بسیار علاقهمندند در ورزش خدمت کنند.
قهرمانی که هنوز فرصت دارد
علیرضا امینی، رئیس فدراسیون جودو معتقد است هنوز راه قهرمانی به روی آرش میراسماعیلی باز است و او باید تلاش کند به شرایط مورد نظر سرمربی ایتالیایی تیم ملی برسد.
وی که با «جامجم» گفتوگو میکرد، با اشاره به اینکه جیرو، میراسماعیلی را تنها برای مسابقههای جهانی فرانسه کنار گذاشته است، افزود: راه برای حضور دوباره میراسماعیلی در عرصه قهرمانی باز است و این قهرمان افتخارآفرین باید با کوشندگی و تلاش دوچندان، به همان میراسماعیلی جنگنده و بیمهار تبدیل شود.
امینی با اشاره به اینکه به خود اجازه نمیدهد در کار سرمربی ایتالیایی دخالت کند، گفت: جیرو مربی توانمندی است و به طور طبیعی با در نظر گرفتن شرایط میر اسماعیلی به این نتیجه رسیده که از وی در رقابتهای جهانی فرانسه استفاده نکند.
رئیس فدراسیون در عین حال با اشاره به اینکه از تصمیم میراسماعیلی اطلاع دقیقی ندارد، گفت: به هر حال آرش قهرمانی بزرگ به حساب میآید و حتی اگر به شخصه نخواهد در عرصه قهرمانی حاضر شود، ما از وجود او در ترکیب کادر فنی تیم ملی استفاده خواهیم کرد.
محمدرضا حاجیوسفزاده، مدیر تیمهای ملی نیز از آرش میراسماعیلی به عنوان یکی از مفاخر جودوی ایران نام برد و گفت: به هر حال نباید نادیده بگیریم که فدراسیون برای این قهرمان فرصتهای زیادی در نظر گرفته است و او باید از فرصتهایش بهرهبرداری لازم را به عمل آورد.
البته خود من از کسانی بودم که اعتقاد داشتم آرش در بازگشت دوباره به عرصه قهرمانی و در راه بازیهای آسیایی گوانگجو، در رقابتهای انتخابی شرکت کند و الان نیز بر همین نظر هستم.
وی با اعلام اینکه دوست ندارد در این مقطع آرش میراسماعیلی از تیم ملی کنار برود، گفت: آرش هماکنون نیز یکی از آمادهترین جودوکاران ایران است و اگر میبینید او در مسابقههای برزیل شکست خود علتش بر میگردد به عدم تطابق با قوانین داوری و مبارزاتی.
میراسماعیلی برای تطابق با این قوانین نیاز دارد در تورنمنتهای مختلفی شرکت کند و حتم دارم اگر چنین شود، آرش از قابلیتهای زیادی برخوردار است که میتواند از آن در جهت کسب افتخارات تازه استفاده کند.
مدیر تیمهای ملی در عین حال، حل موضوع آرش میراسماعیلی را به همکاری طرفین (میراسماعیلی و جیرو) مرتبط دانست و گفت: هر چند در زمینه اخذ ویزای مسابقات جهانی فرانسه برای میراسماعیلی از سوی فدراسیون اقدام شده است، اما حتی اگر جیرو همچنان بر نظرش باقی بماند، آرش میتواند با همراهی تیم در فرانسه مسابقهها و حریفانش را از نزدیک مورد ارزیابی و بررسی قرار دهد. به هر حال بعد از جهانی فرانسه، ما تورنمنتهای مهمی چون ازبکستان، قزاقستان، باکو و ابوظبی را در پیش داریم و میراسماعیلی در صورت تامین نظر سرمربی ایتالیایی میتواند با حضور در این رقابتها، شانس خود را برای کسب جواز حضور در المپیک بیازماید.
حجتاله اکبرآبادی - امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم