در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بله، درست شنیدید. این خانه یک بار توسط اهالی بومی محل تخریب شده بود. اهالی محل طی اقدامی شبانه به دنبال عریض کردن کوچه مجاور این خانه تاریخی بودند که با کلنگ به جان بخش ساباط این خانه افتادند. این تخریب محلی! باعث شد تا خانه تاریخی نواب صفوی که گذری 400 ساله را هم طی کرده، شاهد تجمع اوباشی شود که برای خوابی شبانه یک خانه تاریخی را برگزیده بودند. تخریبهای محلی آنقدر زیاد شد که چند روز پیش، دیوار کاهگلی خانه نیز که در بخش غربی کوچه قرار دارد به کلی تخریب و در ورودی این قسمت از جا کنده شد تا خانه تاریخی نواب صفوی بی در و پیکر بماند. پس از این اتفاق، به گفته یکی از ساکنان محل، چند شب پیش افرادی ناشناس وارد این ساختمان ویران شدند و خانه را به آتش کشیدند. آتشنشانان آمدند و به هر طریق ممکن این حریق خنثی شد اما در این اتفاق در و پنجرههای گره چینی بنا به کلی از میان رفت و تزئینات اطراف حیاط و 2 اتاق سهدری در آتش سوخت. با آتش گرفتن خانه نواب صفوی و تخریب این بنا، لکهای دیگر بر چهره قدیمی شهر تهران نشست تا حفاظت و صیانت از خانههای تاریخی باز هم به عنوان یک مشکل بزرگ و البته حلنشده رخنمایی کند. تخریبهای صورت گرفته در حالی است که براساس قانون هرگونه دخل و تصرف در بناهای ثبتشده در فهرست میراث ملی جرم محسوب میشود. اما ماجرای آنجا جالب میشود که این سازمان میراث فرهنگی و گردشگری چندی پیش طی اطلاعیهای رسمی تخریب یا عدم تخریب خانههای تاریخی را به عهده صاحبان خانههای تاریخی گذاشت تا شاید زمینه را برای تخریب بیشتر این خانهها فراهم آورد. اما سوالی که چند وقتی است در حاشیه تخریب تمامی این خانهها همچنان بیجواب مانده این است که وقتی مجوز تخریب از سوی نهادهای مسوول به این سادگی صادر میشود چرا اصولا یک بنا تاریخی در فهرست میراث ملی به ثبت میرسند؟
مهدی نورعلیشاهی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: