در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حکام عرب طی چندین دهه و شاید قرن گذشته عادت کرده بودند که بدون هر گونه حساب و کتاب و بازخواستی دست به کشتار و غارت و قلدربازی بزنند، اما دیگر این دوران به پایان رسیده است.
این دادگاه که همچنان ادامه خواهد یافت، نمایشی از اراده مردمی است. نمایشی از شکستن تمامی موانع ترس و وحشت از حاکمان زورگو و نیروهای سرکوبگر آنها و حتی مرگ. آنها تصمیم به دفاع از کرامت خود گرفتهاند و بهتر است بگوییم قصد اعاده کرامت خود را دارند و میخواهند آن را از چنگال گرگصفتانی که به تحقیر ملتها و پایمالکردن کرامت و زیر پا گذاشتن عزت آنها عادت کردهاند، خارج کنند.
به این ترتیب، آخرین فرعون مصر در دادگاه عدالت حاضر شد البته روی برانکارد، اما این مساله اهمیتی ندارد و مهم حضور وی به همراه 2 فرزند مفسد خود در جایگاه اتهام است؛ جایگاهی که همیشه متهمان و جنایتکاران در آن قرار میگیرند و حال جنایتکاری که میلیاردها دلار دسترنج فقرا و ستمدیدگان را در حسابهای خود انباشته است، در این جایگاه حاضر میشود. عدالت حکم میکند که در برخورد با دیکتاتوری که با ملت خود به مانند «گلههای گوسفند» رفتار میکرد و کشور مصر را مزرعه شخصی خود و فرزندان تبهکارش میدانست و امیدوار به موروثی شدن حکومت و قدرت به صورت نسل اندر نسل در خانوادهاش بود نباید به هیچ وجه رحم و شفقت به خرج داد.
اما جنایت رئیسجمهور مخلوع مصر تنها غارت بیتالمال و کشتار 500 تن از تظاهرکنندگان مصری که خواستار برکناری وی و سقوط رژیم وابسته به او بودند نیست، بلکه وی به مصر و جایگاه و هیبت و کرامت آن نیز ضربه زد و چهره آن را در دیدگان عموم تخریب و از کشوری با عزت و کرامت به کشوری تسلیمپذیر تبدیل کرد.
مصر که سعودیها هر ساله در آستانه موسم حج چشم به مواهب و عطایای آن و پرده مخصوص این کشور برای خانه خدا میدوختند و مردم لیبی منتظر کمکهای مالی و غذایی آنها بودند و کشورهای حوزه خلیج فارس چشم به پزشکان و معلمان آنها و مردم مراکش دیده به انقلابیون مصر و سلاحهای آنها داشتند و در کل تمامی جهان عرب، نیازمند هنر و ادب و نوآوریهای مصریها بودند، به لطف مبارک و امثال وی به مضحکهای تبدیل شده بود که هر طرفی به خود جرات و جسارت اهانت به این کشور را میداد.
30 سال غارت
بیش از 30 سال غارت و سرقت اموال بیتالمال و انباشتن میلیاردها دلار در بانکهای کشورهای غربی، بخشی از اتهاماتی است که در پرونده رئیسجمهور مخلوع مصر گنجانده شده است. دوست داشتم اولین سوالی که قاضی دادگاه از مبارک میپرسد این نباشد که این میلیاردها دلار را کجا ذخیره کرده است، بلکه از فایده این سرقت و غارت دسترنج ملت و استفاده و بهره وی از این اموال در روزهای آخر عمرش که مانند سارقان و دزدان پشت میلهها جای گرفته است، بپرسد.
نکته: عدالت حکم میکند که در برخورد با دیکتاتوری که با ملت خود مانند گلههای گوسفند رفتار میکرد و کشور مصر را مزرعه شخصی خود و فرزندان تبهکارش میدانست و امیدوار به موروثی شدن حکومت و قدرت در خانوادهاش بود، به هیچوجه ترحم نشود
سوال دیگری که دوست دارم از مبارک پرسیده شود این است که چرا این همه از ملت مصر و منابع ثروت و جایگاه و نقش آن کینه به دل داشت که بدین شکل آن را در سیر قهقرایی انداخت و به این جایگاه خفتبار و دونپایه رساند تا اینکه فقط و فقط خودش در قدرت باقی بماند و بتواند آن را برای خانوادهاش حفظ کند.
80 میلیون شهروند مصری بیصبرانه پای تلویزیونهای خود منتظر نمایش لحظه تاریخی محاکمه دیکتاتور سابق این کشور نشستند تا رؤیاهای آنها و خانوادههای قربانیان جنایتهای رژیم سابق این کشور که جگرگوشههایشان به ضرب گلوله عناصر مبارک به خاک و خون کشیده شد، تحقق پیدا کند؛ همان مردمانی که به قیمت ریختهشدن خونشان صفحهای مهم و درخشان را در تاریخ مصر معاصر رقم زدند.
دیگر حکام عرب
در این میان، دیگر حکام دیکتاتور عرب نیز که مانند مبارک در پایمال شدن عزت و کرامت امت عربی و قربانیشدن آنها در پیشگاه کاهنان آمریکایی و خاخامهای صهیونیست نقش داشتهاند، با حالتی از ترس و وحشت این حادثه را دنبال میکنند و نگران تکرارشدن این سرنوشت برای خود هستند؛ چراکه آنها هم خون کمتری از فرزندان ملتهای خود نریخته و پول کمتری به نسبت مبارک به جیب نزدهاند.
اما مبارک در راس هرم بزرگترین دستگاه پلیسی در جهان عرب و شاید بتوان گفت در کل جهان سوم قرار داشت. نظامی پلیسی که بیش از یک میلیون عضو داشت و به طور حداقل، بودجه آن برابر با یکسوم بودجه کل کشور بود و با این حال نتوانست مانع از سقوط مفتضحانه رژیم مبارک شود.
شورای نظامی مصر پس از کش و قوسهای فراوان مجبور به تسلیم در مقابل خواستههای انقلابیون مصر و تسریع در محاکمه مقامات رژیم سابق این کشور شد. فشارهای همپیمانان مبارک در کشورهای عرب که سعی در ممانعت از رقم خوردن این تجربه بیسابقه داشتند تا مبادا چنین مسالهای برای آنها هم تکرار شود، نتوانست مانع از تحقق خواستههای تحصنکنندگان مصری در میدان التحریر باشد که بر لزوم محاکمه مبارک تاکید داشتند.
البته شادی بزرگ ما زمانی رقم خورد که دیکتاتور مصر برخلاف میل و خواسته خود مجبور به کنارهگیری از قدرت شد و حال، شادی بزرگتر ما مشاهده مبارک در پشت میلههای زندان و در جایگاه اتهام است و این حادثه تنها مایه خنکشدن دل میلیونها مصری نیست، بلکه یک پیروزی بزرگ برای عدالت و برابری و احقاق حق به شمار میرود و در عین حال، درس عبرتی خواهد شد برای کسانی که دستشان به خون بیگناهان آغشته شده است و فکر میکنند که برای همیشه از محاکمه و بازخواست در امان خواهند ماند.
این بهترین و ارزشمندترین هدیه به ملت مصر و تمامی ملتهای عربی در ماه مبارک رمضان و به عبارتی دیگر، جالبترین و پرطرفدارترین سریال دراماتیک خواهد بود. مطمئنا رئیسجمهور مخلوع مصر نمیتواند احساسات ملت مصر و درد و رنج میلیونها شهروند مصری را درک کند یا مفهوم ماه مبارک رمضان را بفهمد، بلکه فراتر از این، باید گفت که نسل وی و همتایان او هرگز ارتباط و برخوردی با ملت نداشته و حتی وجود این ملت را حس نمیکردند، چون در قلمرو ویژه خود در کمال شادی و خرمی زندگی مرفهی را میگذراندند اما حالا زمان آن فرارسیده است که عکس این داستان رقم بخورد و آن ضربالمثل مشهور «گهی زین به پشت و گهی پشت به زین» در مورد آنها هم مصداق پیدا کند.
مصر همواره سردمدار تحولات تاریخی بوده و خواهد بود و ما امیدواریم به یاری خداوند متعال، دهها دیکتاتور دیگر نیز به زودی به همین صورت محاکمه شوند.
القدس العربی / مترجم: یوسف رضازاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: