یوسف حسینعلی‌زاده‌‌*

زاگرس در انتظار توجه

کارنامه تعامل ما با جنگل‌های زاگرس سیاه است؛ امروز زاگرس در لایه‌های زندگی بیش از 44 هزار آبادی و شهرهای 11 استان کشور گم شده است، از زاگرس هر چه دیدیم وفا بود و عطا و زاگرس هر چه از ما دید خطا بود و جفا؛ هرچند تمام این نامهربانی‌ها با زاگرس برای تامین معاش بوده است.
کد خبر: ۴۲۰۳۵۴

تا دیروز فقر، جهل و طمع لرزه بر جان زاگرس می‌انداخت و امروز بی‌تفاوتی‌ها و بی‌توجهی‌ها مزید بر علت‌های دیگر شده و جنگل‌های زاگرس را در زاگرس زنده به گور کرده است. ماموریت زاگرس تامین مولفه‌های حیات همچون آب، خاک، هوا، پوشش گیاهی و نهایتا محافظت از مرزهای حیات است، ولی امروز بر اثر بهره‌برداری‌های نادرست جان جنگل‌های زاگرس به فنا سپرده می‌شود.

برای رهایی جنگل‌های زاگرس از عوامل تخریب، بهره‌گیری از دانش جنگلداری و دانش بومی با مشارکت جوامع محلی در اجرای طرح‌های حفاظتی و عمرانی جنگل‌ها به عنوان یک راهبرد موثر توصیه و به کار گرفته می‌شود اما متاسفانه نبود اعتبارات کافی و به موقع نبودن تخصیص اعتبارات و تعلل در اجرای پروژه‌ها یاس مدیران، کارشناسان و بی‌اعتمادی مردم محلی را سبب شده است.

به عنوان مثال در طرح یک میلیون و 900 هزار هکتاری صیانت و توسعه جنگل‌های زاگرس فقط سطح 200 هزار هکتار معادل 20 درصد آن به اجرا رسیده است به بیان دیگر طرح، سالانه 80 درصد عقب می‌نشیند که این خود گواه بر بی‌توجهی یا بی‌تفاوتی نسبت به این منابع حیاتی است. اگرچه جنگل‌های زاگرس حفاظتی بوده و تولیدات چوبی صنعتی ندارند ولی در عوض با توجه به شرایط آب و هوایی از نظر تنوع گونه‌های گیاهی غنی بوده و سرمایه‌گذاری در کشت و تولید گیاهان دارویی می‌تواند یکی از راه‌های تغییر معیشت مردم در آن باشد.

برای همین منظور طرح کشت و توسعه گیاهان دارویی با اعتبار 136 میلیارد تومان برای 10 سال تهیه و ارائه شده، ولی به‌رغم کسب 3 مصوبه در سفرهای استانی رئیس‌جمهور در استان‌های خراسان رضوی، شمالی و سمنان به تصویب نرسیده و همچنان سرگردان است، در صورتی که اگر این طرح اجرا می‌شد بخش قابل توجهی از مشکل بیکاری منطقه رفع می‌شد.

خوب است مسوولان بدانند سرمایه‌گذاری در جنگل‌های زاگرس اقدام عملی برای پایداری امنیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مردم ساکن در یک‌چهارم خاک کشور است، مردمی که در مرزها ساکن بوده و بیشترین جانفشانی‌ها را برای این مرز و بوم نشان داده‌اند و مشاهده وضعیت زندگی، بیکاری جوانان و سایر مشکلات اجتماعی آنها، تخریب و ریشه‌کنی جنگل‌ها را از یاد می‌برد.

مگر نه این است که سدهای احداث شده با هزینه‌های سنگین باید از آب تولیدی عرصه جنگلی بالادست سیراب شوند و حالا از رسوبات پر شده‌اند، پس چه بهتر که حداقل به خاطر حفظ عمر مفید سدها هم شده برای حفظ و احیای جنگل‌های بالادست سرمایه‌گذاری شود. هم‌اکنون بر اثر تامین چوب سوخت 80 درصد جمعیت عشایر کشور و روستاهای داخل جنگل، فرم ظاهری جنگل‌ها از درخت به درختچه تغییر یافته و فقط 7 در صد درختان دانه‌زاد هستند که همگی دچار کهولت سن شده و هر یک پس از دیگری بر اثر باد افتادگی از بین می‌روند.

کاهش انبوهی جنگل به حد افراط رسیده، به طوری که بتدریج نقش خود را در تنظیم آب و کاهش فرسایش خاک از دست داده، چرای مفرط و کوبیدگی خاک در اثر تردد مکرر دام تقریبا تجدید حیات طبیعی نهال‌های درختی را به صفر رسانده و زراعت دیم در بستر جنگل‌های زاگرس در کنار آتش‌سوزی‌های عمومی برای تبدیل جنگل و شاخه‌زنی‌ها وضعیت عادی به خود گرفته است. همه آنچه از کارنامه تعامل با زاگرس خواندیم یا نخواندیم بر اثر بی‌توجهی ملی به وجود جنگل‌های زاگرس است و اینک زاگرس در انتظارتوجه ما است.

* ‌کارشناس ارشد منابع طبیعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها