زنوزی‌جلالی، راضیه تجار، محسن پرویز و کاظم مزینانی از «گل سنگ» می‌گویند

روایت انقلاب از زبان مردم کوچه و بازار

اکثر قریب به اتفاق جشنواره‌ها و جایزه‌های ادبی فعالیت خود را با اعلام فراخوان آغاز می‌کنند و در نهایت با معرفی برگزیدگان پایان می‌پذیرند و ادامه ماجرا می‌‌رود به سال بعد و اعلام فراخوان دوباره و... . این روند به همین شکل باقی می‌ماند، در حالی که می‌توان با سیاستگذاری درست و مطلوب در طول سال نیز برنامه‌هایی را اجرا کرد که به بهبود روند جشنواره‌ها بینجامد.
کد خبر: ۴۱۹۲۹۰

یکی از اقداماتی که می‌تواند زمینه را برای بهتر شدن آثار فراهم کند، برگزاری جلسات نقد و بررسی با حضور نویسندگان صاحب سبک و منتقدان ادبی است. چراکه نقد و بررسی برترین آثار موجود موجب می‌شود تا نقاط ضعف و قوت را دریابیم و گام‌های بعدی را آگاهانه و محکم‌تر برداریم. جشنواره داستان انقلاب در همین خصوص به برگزاری نشست‌های نقد و بررسی آثار برگزیده خود اقدام کرده است.

هفته گذشته جلسه نقد رمان «گل سنگ» نوشته سیدهاشم حسینی در حوزه هنری برگزار شد و منتقدان به نقد و بررسی این اثر پرداختند. فیروز زنوزی جلالی، راضیه تجار، محمد کاظم مزینانی و محسن پرویز به عنوان منتقدان کتاب گل سنگ این کتاب را در حضور نویسنده‌اش نقد وبررسی کردند.

و اما گل سنگ

روایت گل سنگ از زمستان سال 1356 آغاز شده و به خرداد سال 1357 می‌رسد. شخصیت اول داستان کسی است که واسط و حامل پیام است، شخصیت اول باربری است که پالانی بر دوش دارد و از جایی به جایی دیگر می‌رود و اعلامیه‌ها و پیام‌های امام خمینی(ره) را جابه‌جا می‌کند. این باربر که نبی نام دارد، شخصیت اصلی داستان محسوب می‌شود که با هسته اصلی بازار در ارتباط بوده، اما هیچ ویژگی خاص انقلابی ندارد، آدم ساده‌ای است که در لباس یک باربر درآمده و اعلامیه‌ها را جابه‌جا می‌کند، بی‌آن که حتی در پی برقراری ارتباط با کسانی باشد که نامه‌ها را منتشر می‌کنند، وی تنها کار توزیع نامه‌ها را در لباس یک حمال انجام می‌دهد و آنچه در جریان پخش اعلامیه‌ها از سوی نبی انجام می‌شود، محور اصلی ماجراست و اتفاقات گل سنگ را رقم می‌زند.

قهرمانی بدون تحول

نبی روحیه‌ای آرام، ساکن و یکنواخت دارد که هرگز در کنکاش در آن چه در اطرفش رخ می‌دهد، نیست و این خود یکی از اصلی‌ترین انتقادهایی است که منتقدان به روند «گل‌سنگ» دارند. راضیه تجار می‌گوید: قاعده داستان‌نویسی این است که شخصیت اول در پایان ماجرا دچار تغییر شود، ولی در رمان «گل‌سنگ» قهرمان داستان هیچ تغییری نمی‌کند، گویا از خود اراده‌ای نداشته و آرمانگرا نیست. نبی اصلا جستجوگر نیست و مانند نام کتاب گل سنگ است که ریشه ندارد و خیلی مانا نیست.

فیروز زنوزی جلالی نیز با تایید حرف‌های تجار می‌گوید: 3 شخصیت اصلی در کتاب وجود دارد، اما شخصیت‌ اصلی نبی است که بار قصه بر دوش اوست و دوم نظرعلی که یک حمال ساده است و سوم برات که فردی ساواکی است و می‌بینیم که تا پایان قصه شخصیت نبی هیچ تغییر و تحولی ندارد، در حالی که شخصیت نظرعلی در طول قصه تغییر می‌کند.

محوریت افراد پایین‌دست جامعه

محسن پرویز، دیگر منتقد حاضر در نشست نیز می‌گوید: گرچه این رمان هم باز ماجرای یک ساواکی و انقلابی است ولی نکات جدیدی را محور قرار داده و بویژه نقش افراد پایین‌دست جامعه را در شکل‌گیری انقلاب که کمتر مورد توجه بوده، محور روایت قرار داده است.

نقش بازار و بازاریان

مساله دیگری که در گل سنگ، توجه منتقدان را به خود جلب می‌کند، وقوع داستان در بازار تهران است، چراکه بازار و بازاریان در جریان پیروزی انقلاب اسلامی ایران نقشی موثر و پررنگ داشته‌اند. جدای از این مساله نیز می‌توان گفت نگارنده در توصیف فضای بازار و عملکرد بازاریان موفق بوده و تصویری قابل باور و زیبا به مخاطب ارائه می‌کند. البته در این بخش هم انتقادهایی به نویسنده وارد است که از سوی منتقدان بیان می‌شود.

حسینی: همیشه دوست داشتم درباره یک باربر داستانی بنویسم و هیچ وقت فکر نمی‌کردم که داستانم درباره «انقلاب» باشد، بلکه می‌خواستم داستانی بنویسم که حمالی پولدار شده است و داستان زندگی خود و این که چگونه پولدار شده را تعریف می‌کند

تجار معتقد است: در ابتدای داستان، فضای بازار را کاملا خوب می‌بینیم و در داستان بازار به عنوان یک شخصیت بود، چراکه گرانیگاه حرکاتی که انجام شد، بازاریان بودند.

وی همچنین اظهار می‌کند: نمی‌دانم آیا مکان‌هایی که هاشم حسینی در داستان انتخاب کرده است، از روی نقشه بازار بوده یا او منطقه بازار را می‌شناخته است، اما دروازه‌غار که در قصه به آن اشاره شده است، خیلی دورتر از منطقه بازار است و وقتی که شخصیت‌ها پیاده تا دروازه غار می‌روند، از لحاظ زمانی با زمان حقیقی نمی‌خواند.

زنوزی جلالی نیز می‌گوید: یکی از ویژگی‌های اثر جغرافیای بازار، افراد فرودست، آمد و شد و به طور کل نقش بازار و بازاریان در پیروزی انقلاب بوده است.

مزینانی نیز بیان می‌کند: فکر نمی‌کنم در این چارچوب بشود به نویسنده اعتراض کرد و باید در جهان داستانی نویسنده به نقد پرداخت.

فکر نمی‌کردم داستانم «انقلابی» شود...

هاشم حسینی، نویسنده کتاب گل سنگ که تا پایان نشست تنها به انتقادها گوش می‌دهد، از برگزاری چنین نشست‌هایی ابراز خوشحالی کرده و می‌گوید: نفس این گونه جلسات این است که ما نویسندگان به عیب و ایرادهای داستانمان پی ببریم، اما این نکته را هم بگویم که فاصله بین بازار و دروازه غار را خودم معمولا پیاده می‌رفتم و فکر می‌کنم از لحاظ زمانی ایرادی وجود ندارد و در نیم ساعت می‌شود این مسیر را طی کرد.

این نویسنده با اشاره به این که عنوان «پالان» را به دلیل این که در بازار زندگی می‌کرده و از کودکی حمال‌ها را می‌دیده است که پالان بر دوش داشته‌اند، انتخاب کرده است، می‌افزاید: همیشه دوست داشتم درباره یک باربر داستانی بنویسم و هیچ وقت فکر نمی‌کردم که داستانم درباره «انقلاب» باشد، بلکه می‌خواستم داستانی بنویسم که حمالی پولدار شده است و فرزندان ناخلفی دارد که برای آنها داستان زندگی خود و این که چگونه پولدار شده را تعریف می‌کند.

زینب مرتضایی‌فرد / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها