در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این که سلامت از حالات روحی و روانی ما تاثیرپذیر است مساله جدیدی نیست، اما نکته جالب اینجاست که سیستم ایمنی بدن ما که وظیفه مقابله با میکروبها و ویروسها و به طور کلی مواد بیگانه را به عهده دارد، نیاز به مراقبت دارد که البته بخشی از این مراقبتها به موضوعات ذهنی و روحی و تغذیهای برمیگردند. با تضعیف سیستم ایمنی، بدن دچار اختلال شده و شرایط برای ابتلای بدن به عفونتهای قارچی و بیماریهایی از جمله سرماخوردگی و... افزایش مییابد.
پیشرفت علم ایمونولوژی (ایمنشناسی) در قرن اخیر کمک زیادی به توسعه درک بیشتر از چگونگی عملکرد این مکانیسم در سطح مولکولی اعضای بدن کرده است.
اصطلاح نوروایمونولوژی را اولین بار سال 1981 پروفسور روبرت آور ابداع کرد و در آن وابستگی دوجانبه سیستم ایمنی و سیستم اعصاب به یکدیگر را تاکید کرد، البته پیش از این موضوع هم اندورفین به عنوان ماده شیمیایی که موجب شادی و آرامش و از سلولهای موجود در مغز ترشح میشود شناخته شده بود، ولی بررسی و پژوهشهای مختلف در این زمینه ثابت کرد که علاوه بر سیستم اعصاب برای ترشح ماده اندروفین، سیستم ایمنی نیز این کار را انجام میدهد که این کشف به عنوان تاییدی به نظریه دوجانبه جسم و ذهن در نظر گرفته شد.
نتایج مطالعات در زمینه نوروایمونولوژی امکان درک مکانیزم چگونگی تاثیرپذیری سلامت بدن از احساسات و افکار و همچنین تاثیر متقابل آنها را بیشتر مشخص میکند. سلولهای ایمنی بدن میتوانند پپتیدهایی ترشح کنند که بر رفتار و احساسات فرد تاثیرگذار باشد.
اکنون با مسلم شدن حقایق علمی فوق میتوان نشان داد که خوی و روحیات گوناگون در کارکرد سیستم ایمنی چه تاثیراتی دارد،مثلا میتوان تاثیر میزان استرس را در عملکرد سلولهای مختلف و عوامل مختلف فیزیولوژیکی اندازهگیری کرد. زمانی که میزان استرس بسیار زیاد باشد، بین سیستم اعصاب، هورمونها و سیستم ایمنی اختلال به وجود میآید، تناسب بیوشیمیایی در مغز به هم میخورد و تعادل کارکرد اعضای دیگر بدن نیز تحت تاثیر قرار میگیرد. بنابراین کاهش مقاومت انسان در برابر بیماریها، رابطه مستقیمی با اختلالهای روحی و روانی در افراد جوامع کنونی دارد. بنابراین در اقدامات درمانی، تنها معالجه بخشی از اعضای بدن در بهبود تاثیر آنچنانی ندارد، بلکه وابستگی تنگاتنگی که اعضای بدن به یکدیگر دارند را باید مورد توجه قرار داد.
سیستم ایمنی زنان قویتر است یا مردان؟
اگرچه علم پزشکی، بیش از 100 سال است که از تاثیرات هورمونی بر سیستم ایمنی بدن آگاهی دارد، ولی مطالعه دقیق و مشخص روی سیستم دفاعی ایمنی بدن زنان به طور فعال از چند سال پیش آغاز شده و دکتر نوئل روز که در رشته ایمونولوژی مطالعات وسیعی انجام داد، معتقد است زنان از نظر ایمونولوژی از مردان مقاومت بیشتری دارند، چراکه هورمون استروژن در فعال کردن سلولی دستگاه ایمنی نقش اساسی اجرا میکند و فعالیت دفاعی لنفوسیتهای T و تولید آنتیبادیهای لنفوسیتهای B در زنان را بیشتر میکند.
سیستم ایمنی بدن ما که وظیفه مقابله با میکروبها و ویروسها و مواد بیگانه را به عهده دارد، نیاز به مراقبت دارد که البته بخشی از این مراقبتها به موضوعات ذهنی و روحی و تغذیهای برمیگردد
هورمونهای جنسی به طور حتم نقش تنظیمکننده در زمینه دفاعی ایمنی اجرا میکنند. بررسیهای گوناگون نشان میدهد رابطه دستگاه تناسلی و دستگاه ایمنی در بدن زنان به صورت ترکیبی و کاملا وابسته است و البته میزان نیروی ایمنی بدن تا حدودی به سن و سال و زمان عادت ماهانه خانمها بستگی دارد. در کنار تاثیر جنسیت بر میزان ایمنی بدن، بررسیها نشان داده است که روش زندگی، نوع تغذیه، ویتامینها و املاح و ورزش و نیایش اهمیت زیادی در بالانس کردن سیستم ایمنی بدن دارند.
راههایی برای تقویت ایمنی بدن
با رعایت برخی موارد میتوانیم سیستم ایمنی بدن خود را تقویت کنیم. به عنوان مثال استفاده از غذاهایی که میزان کالری موجود در آنها نسبت به میزان مواد مغذی آن بسیار زیاد است، سبب تحلیل نیروی بدن میشود. میزان چربی که در مواد غذایی روزانه ما وجود دارد، بسیار بالاست و از همه بدتر این که بیش از 15 درصد آن را چربیهای اشباع شده و زیانبار تشکیل میدهند. به این صورت بیش از 60 درصد کالری مصرفی روزانه، سبب افزایش وزن بدن میشود. این مشکل در بسیاری از جوامع به عنوان مسالهای جدی، سلامت مردم را تهدید میکند.در نقطه مقابل میوه، سبزیجات، حبوبات، غلات، انواع بادام و مغزهای گیاهی، حاوی میزان بیشتری ویتامین و املاح مورد نیاز بدن هستند. این در حالی است که 65 درصد کالری موجود در غذاهای مورد مصرف امروزی از فرآوردههایی صنعتی به دست میآید و به مراتب از میزان مواد مغذی کمتری برخوردار است. از طرفی دیگر مقدار فیبر موجود در غذای مورد مصرف امروزی بسیار کمتر از میزانی است که اجداد ما از طریق خوراکیهای خود به دست میآوردند و این در حالی است که با مصرف فیبرها میتوانیم سیستم ایمنی بدن را مقاوم کنیم. متاسفانه میزان مصرف چربیهای اشباعشده مضر در عرض مدت زیادی در جوامع کنونی، بالا و در عوض مصرف اسیدهای چرب ضروری بسیار پایین رفته است. کمبود اسیدهای چرب ضروری بر عملکرد اعصاب تاثیر منفی گذاشته و نتایج این مساله در ایجاد مشکلات تمرکز حواس نزد کودکان و نوجوانان بهخوبی مشخص میشود. همچنین فشارها و استرس موجود در محیط، سبب تحلیل رفتن نیرو نزد افراد میشود. بیکاری یا دو شغله بودن و بیش از حد معمول کار کردن در طرز رفتار و نوع تغذیه تاثیر فراوان میگذارد.
کمبود مواد مغذی، تاثیرات روانی زیادی به جا میگذارد و مثلا یکی از علل اشتهای عصبی بولیمیا، کمبود روی در مبتلایان است و از طرفی دیگر، افراد مبتلا به شیزوفرنی دارای کمبود ویتامین B و روی هستند. در کنار این موارد عوامل بسیار دیگری را نیز میتوان نام برد. مساله اساسی انتخاب راه و روشهای غلطی است که ما در جامعه کنونی در برخورد با موضوع سلامت در پیش گرفتهایم که تاثیر عوامل محیطی روی موجودات زنده است. با وجود این که انسان موجودی زیرک، باهوش و تکامل یافته است، ولی عمر انسان نسبت به موجودات دیگر روی کره زمین کمتر است، بنابراین نسبت به تغییرات محیطزیستی نیز حساستر است. با دستیابی به تکامل جسمی، فکری و ذهنی که نزد انسان وجود دارد باید در نگهداری چنین مجموعه پیچیدهای که همان اعضای بدن است کوشا باشیم. خوشبختانه در قرن اخیر با پیشرفت علم زیستشناسی و پزشکی، دستیابی هر چه بیشتر به معلوماتی که به حفظ و ارتقای سیستم ایمنی، سیستم اعصاب و غدد ترشحی کمک میکند بسیار آسانتر شده و با وجود این اطلاعات و به شرط دسترسی به مواد لازم مغذی میتوانیم هر آنچه در راستای حفظ سلامت و درمان آسیبهای احتمالی لازم باشد اعمال نماید و با تقویت و پیشگیری و توجه به کل موجودیت خود میتوان سلامت را حفظ کرد و سیستم دفاعی بدن را افزایش داد.
سیما سبزهخواه
کارشناس ارشد زیستشناسی (فیزیولوژی)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: