مردی که تلویزیون‌های خیالی می‌فروخت

کلاهبردار تمام ‌حرفه‌ای

فروش تلویزیون‌های ال‌سی‌دی خیالی و جعل عنوان پلیس، اتهامی است که منصور به خاطر آن بازداشت شده است. این مرد میانسال که چندین سابقه در این خصوص هم دارد خود را مامور آگاهی تهران معرفی و بعد از این که اعتماد مردم را به خود جلب می‌کرد پول و مدارک را از آنها می‌گرفت و بدون این که ال‌سی‌دی به آنها تحویل دهد، متواری می‌شد. اولین شکایت از سوی یک راننده آژانس به پلیس ارائه شد.
کد خبر: ۴۱۸۷۶۵

این مرد گفت مامور قلابی را به عنوان مسافر سوار کردم. او با من صحبت کرد و وقتی اعتمادم جلب شد به من گفت یک دستگاه تلویزیون ال‌سی‌دی از پلیس هدیه گرفته است و می‌خواهد آن را یک میلیون تومان زیر قیمت
بفروشد. از من مدارک گرفت و پول را هم نقد گرفت. بعد به بهانه کپی کردن مدارک از ماشین پیاده شد و فرار کرد.

پلیس بعد از انجام چهره‌نگاری متوجه شد متهم از افراد سابقه‌دار است. چندین بار پیش از این هم دست به چنین عملی زده بود. این مرد بعد از چند روز شناسایی و بازداشت شد.

پلیس با این فرضیه که احتمال دارد وی کلاهبرداری‌های بیشتری انجام داده باشد از رسانه‌ها خواسته عکس متهم را چاپ کنند تا شاکیان احتمالی برای شناسایی به اداره آگاهی مراجعه کنند.

چه عواملی باعث شده تا این مرد دست به کلاهبرداری بزند؟

چه مجازاتی در انتظار اوست و آیا ممکن است دوباره دست به ارتکاب جرم بزند؟ کارشناسان در مورد زندگی مرد کلاهبردار توضیح می‌دهند.

محمدرضارحمت ـ حقوقدان

متهمانی که برای ارتکاب جرم از عنوان مجعول استفاده می‌کنند و از این طریق به یک مالی می‌رسند براساس ماده یک قانون تشدید مجازات به حبس و رد مال و جزای نقدی محکوم می‌شوند. بنابراین فردی که از عنوان جعلی پلیس برای به‌دست آوردن مالی استفاده‌ می‌کند در واقع جرمی که این متهم کرده‌ 2 جرم است؛ یکی جعل عنوان و دیگری کلاهبرداری است، اما از آنجا که مطابق قانون افرادی که یک جرم تحت چندعنوان انجام می‌دهند باید به یک مجازات محکوم شوند متهم مورد بحث نیز به یک مجازات محکوم خواهد شد. البته در قانون آمده ‌است در چنین مواردی باید مجازاتی اعمال شود که از همه سنگین‌تر است. بنابراین مطابق قانون متهم براساس ماده یک تشدید مجازات باید محکوم شود. باید متذکر شوم اگر فردی که دست به چنین جرمی می‌زند در یک ارگان رسمی مشغول به کار شود، نوع مجازاتش فرق می‌کند یعنی اگر مرد کلاهبردار واقعا پلیس بود یا در یک ارگان رسمی دیگر کار می‌کرد مجازات سنگین‌تری را باید تحمل کند. ضمن این که مطابق قانون هیچ‌کس حق‌ ندارد لباس یک مرکز رسمی دیگر را استفاده کند. یعنی شهروندان عادی نمی‌توانند لباس پلیس را استفاده کنند و حتی اگر از آن سوء‌استفاده‌ای نشود باز هم جرم است. فقط افرادی می‌توانند از لباس‌های ارگان‌های رسمی استفاده کنند که قصد اجرای تئاتر یا فیلمبرداری با مجوز را دارند.

نکته مهم دیگری که در این پرونده وجوددارد سابقه‌دار بودن این فرد است. متهم مورد بحث چندین فقره سابقه کیفری هم دارد که منجر به صدور حکم مجازات شده و این متهم برای مدتی زندانی‌ شده‌ است و مطابق ماده 48 قانون مجازات اسلامی باید محکوم شود. در قانون آمده ‌است اگر فردی به خاطر ارتکاب جرمی محکومیت کیفری داشته ‌باشد و محکومیت را نیز سپری کند و بعد از آزادی دوباره مرتکب همان جرم شود باید تشدید مجازات در مورد او اعمال شود.

در مواردی که جرم از موارد حدود است مثل مشروب خوردن یا زنا کردن فرد تا بار سوم و چهارم فقط یک مجازات بدون تشدید در مورد او اجرا می‌شود. یعنی فقط به شلاق محکوم می‌شود. اما اگر فردی برای بار سوم مشروب‌خواری کند و حد شلاق هم در مورد او جاری شده‌ باشد و فردی که مرتکب زنا شده‌ و سه بار شلاق در مورد او جاری شده ‌باشد به اعدام محکوم می‌شود. اما در مورد مواردی که مجازات تعزیر دارد یعنی مجازات زندان دارد از بار دوم به بعد فرد شامل تشدید مجازات خواهد شد.

امان‌الله قرایی مقدم ـ‌ جامعه‌شناس

افراد خلافکار بعد از ارتکاب جرم و زندانی شدن دارای برچسب می‌شوند و اسمشان به عنوان یک انسان سابقه‌داری که دوباره خلاف خواهد کرد در میان مردم معرفی شود و آنها دیگر نمی‌توانند به زندگی عادی برگردند. به همین دلیل است که بسیاری از افراد خطاکار که برچسبدار می‌شوند برای زندگی به جایی می‌روند که شناخته نشوند، اما باز هم به لحاظ روانی احساس امنیت نمی‌کنند، چراکه آنها ترس از طرد شدن دارند و آن احساس که اگر مردم بفهمند چه خواهد شد آنها را عذاب می‌دهد و مرتب از گذشته خود فرار می‌کنند و نمی‌توانند به زندگی عادی برگردند چون حتی خانواده‌هایشان هم به آنها مظنون هستند و با کلام و رفتار آنها را آزار می‌دهند و مرتب یادآوری می‌کنند که به خاطر کار او دچار دردسر شدند. ضمن این‌که کارهایی که انسان در عمرش انجام می‌دهند در ذهنشان ثبت می‌شود و مرتب آنها را عذاب می‌دهد. برطرف کردن این مشکل نیاز به روان‌درمانی دارد که متاسفانه هرگز در مورد مجرمان این روان‌درمانی انجام نمی‌شود.

علت دیگری که باعث می‌شود این افراد به زندگی عادی بازنگردند جامعه است. جامعه ما باید بخشنده باشد، اما نیست. باید با مجرم مدارا کند اما نمی‌کند. باید بحران را در زندگی این افراد از بین ببرد اما خودش بحران‌زایی می‌کند، حتی اگر فرد از سوی قوه قضاییه محکوم شود و دوران محکومیت را به پایان برساند بازهم جامعه به عنوان یک مظنون به او نگاه می‌کند. در واقع آنچه این فرد را رنج داده و ازاین به بعد هم می‌دهد عدم اعتماد جامعه است و جامعه شرایط را طوری فراهم می‌کند که فرد دوباره به سمت خلافکاری برود. به عبارتی، هر یک از ما در جامعه دائم در حال ارزشیابی و نمره گرفتن هستیم و این مرد مرتب مردود شده ‌است.

خانواده‌اش هم قربانی می‌شوند. قربانی رفتار پدر خواهند بود. زن به عنوان همسر یک مرد سارق و خلافکار خواهد بود و فرزندانش هم فرزندان یک مرد خلافکار هستند و جامعه در واقع خانواده را قربانی می‌کند. این انتقام‌گیری جامعه از قرون وسطی وجود دارد و بدترین تنبیه را برای فرد خلافکار در نظر می‌گیرد. در واقع او را تنبیه نمی‌کند بلکه از او انتقام می‌گیرد و همین موضوع هم باعث می‌شود فرد جرات بازگشت به زندگی سالم را نداشته ‌باشد. بنابراین علاوه بر این که خودش قربانی می‌شود خانواده‌اش هم قربانی خواهند شد و چه بسا این فرد دست به خلاف‌های بزرگ‌تری بزند. متاسفانه جامعه اهمال خود را در این خصوص نمی‌پذیرد و فرد را مقصر می‌داند و به بدترین شکل ممکن او را مجازات می‌کند.

عاطفه کشاورزی ـ روان‌شناس

افرادی که دست به ارتکاب جرم می‌زنند فارغ از این که چه جرمی مرتکب شده‌اند افرادی هستند که گذشته بسیار بدی داشته‌اند و دوران کودکی آنها اصلا خوب نبوده است. فقر شدید مالی خانواده، تک‌والد بودن فرد یا نداشتن والدی لایق که بتواند به درستی از کودکش مراقبت کند ازجمله مواردی هستند که می‌توانند در مجرم شدن فرد بسیار موثر باشند. نباید فراموش کنیم دوران کودکی نقشی بسیار مهم و اساسی در آینده فرد دارد. کسانی که کودکی بدی به هر دلیلی داشتند احتمال این که در بزرگسالی دست به کارهای خلاف بزنند بسیار زیاد است.

در مورد این شخص خاص هم باید بگویم در صورتی که دوران کودکی او مورد بررسی قرار گیرد به مشکلاتی که در این دوران داشته است پی خواهیم برد. بنابراین فردی که با مشکلات روانی بزرگ می‌شود در بزرگسالی و زمانی که با مشکلات واقعی زندگی مواجه می‌شود قدرت برخورد منطقی و صحیح را ندارد. مثل وقتی که این فرد با مشکلات مالی روبه‌رو می‌شود به جای این که دنبال کار بهتری باشد یا از خانواده‌اش کمک بگیرد، دست به کلاهبرداری می‌زند و سعی می‌کند از مردم پول بگیرد، به جای این که کار کند. سارقان، کلاهبرداران و جاعلان چنین افرادی هستند. آنها از آنجا که اعتماد به نفس لازم را جهت داشتن یک زندگی سالم ندارند برای این که بتوانند به خواسته‌های خود برسند سعی می‌کنند خود را مثل افراد قدرتمند نشان دهند و لباس‌هایی را می‌پوشند که افراد قدرتمند یا دارای سمت از آن استفاده می‌کنند. درست مثل همین فرد که لباس پلیس پوشیده تا خود را موجه نشان دهد و از اعتبار پلیس استفاده کند. چون خودش می‌داند با توجه به زندگی‌ای که دارد کسی به او اعتماد نمی‌کند.

این افراد در زندگی مشترک و در رابطه با فرزندانشان هم مشکلات زیادی دارند. یعنی اقتدار یک پدر را برای مواجه با فرزند و جایگاه یک پدر را هم ندارند. در واقع به نوعی دچارسردرگمی هویتی هستند و گاه در لباس یک پلیس ظاهر می‌شوند و گاه در لباس یک پزشک تا بتوانند هویت گمشده‌ را پیدا کنند و از این طریق به خواسته‌های خودشان برسند. مشکل اصلی این افراد این است که چون مشکلات شخصیتی و هویت آنها برطرف نمی‌شود، بنابراین وقتی مرتکب جرم شده و تنبیه هم می‌شوند تنبیه هم در مورد آنها اثرگذار نیست و مشکل اصلی یعنی سرگشتگی هویتی آنها برطرف نمی‌شود. ضمن این که مشکلات دیگری چون فقر مالی و عدم اعتماد جامعه به این افراد هم در ارتکاب مجدد جرم توسط این افراد بسیار موثر است.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها