در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما اولین ساندویچی در تهران تقریبا در زمان جنگ جهانی دوم توسط....
بوستانی: ول کن آقا، کلاس تاریخ که نیست، اصل موضوع را بگو و خلاص.
سیانکی: ای بابا شما که همیشه ذوق این میرزابنویس را کورمیکنید ، گناه دارد خوب.
...: مهم نیست آقا، اما اصل قضیه در مورد رستوران و حواشی مربوط به آن از نظر بهداشت و کیفیت مواد غذایی و نحوه پذیرایی و خلاصه از این جور چیزها است.
کاشفپور: جای شما خالی چند شب پیش رفته بودیم رستوران....
خوش کلام: به سلامتی، خوش که گذشت.
کاشفپور: بله، البته اگر از مدت زمانی که با سینی غذا دور سالن میچرخیدیم تا میز خالی پیدا کنیم و از کیفیت نسبتا پایین غذا و محیط نامناسب آنجا صرفنظر کنیم، بقیه چیزها خیلی خوب بود.
آیدین: غیر از اینهایی که صرفنظر فرمودید! رستوران چیز دیگری هم دارد که خوب یا بد باشد؟
کاشفپور: نمیدانم، اما از همه اینها بدتر برخورد پرسنل آنجا بود، آنقدر گفتند لطفا سریعتر که غذا زهرمارمان شد.
خوش کلام: خوب به مدیر رستوران اعتراض میکردید.
کاشفپور: اعتراض کردیم، اما ایشان فرمودند مراجعهکننده زیاد و سرمان خیلی شلوغ است، از اینکه پرسنل ما محترمانه غذاخورده و نخورده شما را میاندازند بیرون ببخشید.
آیدین: متاسفانه اکثر کسانی که در رستورانها سرویس میدهند، برای این کار آموزش ندیدهاند.
بوستانی: کجا نیروهای آموزشدیده کار میکنند که اینجا دومی باشد، ضمنا به اینگونه برخوردهای بد هم تقریبا عادت کردهایم، اما به نظر من چیزی که مهم است و بسادگی نمیتوان از آن گذشت کیفیت مواد غذایی و بهداشت رستورانهاست.
...: خدا بیامرزد حاج حسن کبابی را، نمیدانم چه حکمتی در غذاهای رستورانش بود که هر کس نوش جان میکرد
بیبرو برگرد هفت، هشت ساعتی گوشهنشین توالت میشد و....
خوش کلام: در محل ما هم یکی بود به اسم رضا جوجه، کیفیت غذای....
سیانکی: جناب خوش کلام، این میرزا بنویس مثلا داشت خاطره تعریف میکرد.
خوش کلام: ببخشید، بفرمایید!
....: بله عرض میکردم، بنده خدا از دست مردم دقمرگ شد از بس که میگفتند گوشتهای رستوران سفت و کهنه است، اگرچه آن خدا بیامرز هم تقصیری نداشت، چون کلا گوشت بعضی از حیوانات کمی سفت است و بتازگی و کهنگی آن هم ربطی ندارد.
دلگشا: آقا از این نظر رستورانهای بین راه که بدترند، بعضی از آنها مرغ مرده به خورد آدم میدهند.
سیانکی: مرد حسابی کسی مرغ زنده را میخورد؟
آیدین: منظور آقای دلگشا این است که مرغ مریض به مردم میدهند، یعنی قبل از اینکه ذبح شوند، میمیرند.
دلگشا: احسنت، شما چقدر باهوشید.
بوستانی: البته نظارت بر اینگونه موارد وظیفه بازرسان بهداشتی وزارت بهداشت است.
آیدین: ای بابا آنها آنقدر در سطح کلان گرفتاری دارند، که به این مقولات جزئی نمیرسند.
...: در ضمن معیارهای بهداشتی آنها کمی با ما فرق دارد، مثلا معاون بهداشت محیط کار وزارت بهداشت میفرماید اولین چیزی که باید ملاک رعایت بهداشت در هر مکانی خصوصا یک رستوران باشد، سرویس بهداشتی آن است.
دلگشا: خوب این یعنی چی؟
...: یعنی ایشان معتقدند اگر سرویس بهداشتی رستورانی تمیز باشد، حداقل 50 درصد مدیریت بهداشتی آن مکان صحیح است.
دلگشا: این هم از جایگاه سرویس بهداشتی!
سیانکی: یعنی اگر یک نفر قبل از ما دستشویی رستوران را کثیف کرده بود، دیگر این رستوران غیربهداشتی است؟
...: چه عرض کنم.
آیدین: این که چیزی نیست، ایشان معتقدند که نهتنها در ایران بلکه در هیچ کجای دنیا اصول صددرصدی بهداشت رعایت نمیشود و از آن هم بدتر معتقدند که نهایتا 40 تا 45 درصد از رستورانها، بخشی از موازین بهداشتی را رعایت میکنند.
خوش کلام: اگر این چیزهایی که گفتید واقعیت داشته باشد اوضاع که خیلی خراب است.
...: آنقدر خراب که به گفته خود ایشان حدود 2000 بازرس بهداشتی کم دارند.
آیدین: و این یعنی اگر هم بخواهند نمیتوانند نظارت درستی داشته باشند.
بگذریم، اما امیدوارم کسی به فکر باشد که تا چند روز دیگر ماه مبارک رمضان از راه میرسد و بساط آش و حلیم دوباره بدون هیچ نظارتی در کنار خیابانها برپا میشود، ضمنا شما هم فکر کنید که چه خاکی بر سرمان بریزیم و چگونه میزان بهداشت رستوران یا فست فودی را که دستشویی ندارد، محک بزنیم؟
مهیار عربی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: