باید‌ها و نباید‌های خانوادگی در برخورد با معتادان

هر‌ شکست پلی به سوی پیروزی است

کد خبر: ۴۱۸۳۷۶

گاهی وقت‌ها که خودش می‌شود، می‌گرید، می‌گوید زجر می‌کشد و التماس می‌کند نجاتش بدهید اما وقتی خودش نباشد، حرمت‌تان را می‌شکند، گیج، آشفته، خشن و خطرناک می‌شود و دنیا را روی سرتان خراب می‌کند. این حکایت تکراری دست‌کم 2 میلیون خانواده ایرانی است که هر کدام یک عضو معتاد دارند و روش‌های مختلفی را برای یاری رساندن به او امتحان می‌کنند و وقتی روش‌هایشان شکست می‌خورند به خودشان نهیب می‌زنند «هر شکست، پلی به سمت پیروزی است.»

این صدای خطر است که می‌شنوید

شاید بهتر باشد پیش از آن که سراغ گفتن از باید‌ها و نباید‌های برخورد با عضو معتاد خانواده برویم درباره برخی نشانه‌های اعتیاد توضیح بدهیم. جالب است بدانید بسیاری از خانواده‌هایی که عضوی معتاد دارند اعتراف می‌کنند پیش از تشخیص اعتیاد او از علائم اعتیاد بی‌خبر بوده‌اند. ما نشانه‌های اعتیاد را در قالب 17 پرسش به شما معرفی می‌کنیم و هر بار که پاسخ شما به یکی از این پرسش‌ها مثبت است باید درصد شک‌تان را نسبت به معتاد بودن طرف مقابل بالاتر ببرید. البته گاهی امکان دارد پاسخ شما به بسیاری از این پرسش‌ها مثبت باشد، اما طرف مقابل اعتیاد نداشته باشد، برای مثال شاید قرمزی چشم‌های او به دلیل آلرژی است یا اگر گوشه‌گیر و بی‌حوصله است مشکلی شخصی در محل کار یا تحصیلش دارد یا دچار افسردگی شده است و باید هرچه سریع‌تر به مشاور مراجعه کند با این حال در بسیاری از مواقع اگر پاسخ به چندین پرسش از میان این پرسش‌ها مثبت باشد، باید نگران شوید و بیشتر درباره احتمال معتاد بودن طرف مقابل تحقیق کنید.

- در جیب‌های او یا زباله‌ها یا اتاقش، سنجاق قفلی با آثار حرارت دیدگی، فندک اتمی، سرنگ، کاغذ آلومینیومی، پایپ، لوله خودکارهای خالی، لامپ‌های خالی شده، قاشق خمیده شده و.... پیدا کرده‌اید؟

- مدتی است پول و اشیای قیمتی در خانه ناپدید می‌شوند؟

- اصرار دارد از شما پول قرض بگیرد یا در حالی که پول تو جیبی‌اش از نظر شما کافیست می‌خواهد آن را بیشتر کنید؟

- گاهی وقت‌ها تلو تلو می‌خورد و کنترلی بر حرکاتش ندارد؟

- چشم‌هایش سرخ می‌شوند؟

- رنگ صورت و لب‌هایش تغییر کرده است؟

- حمام‌ها و دستشویی‌هایش بیشتر از حد معمول طول می‌کشد؟

- بدون تجویز پزشک از قطره‌های چشمی که قرمزی چشم را برطرف می‌کنند استفاده می‌کند؟

- مدتی است اتاقش بوی غیر طبیعی عطر می‌دهد؟

- لباس‌ها یا بدنش بویی غیر طبیعی دارند؟

- نگاه کردن او تغییر کرده است، برای مثال گاهی وقت‌ها مدتی طولانی به شما یا جایی زل می‌زند اما در نگاهش مفهوم خاصی نیست و مات به نظر می‌رسد؟

- دچار اختلالات خواب شده است مثلا شب‌ها تا صبح بی‌خواب است و روزها دائما چرت می‌زند؟

- تغییرات رفتاری او زیاد شده است؟ منظور ما از تغییرات رفتاری در این پرسش کارهایی مانند تلاش برای متوقف کردن فعالیت‌های روزمره مثل حاضر شدن در کلاس‌های درسی یا ورزشی، بی‌علاقگی به نشست و برخاست با اعضای خانواده، گوشه‌گیری، کم‌حرفی، پرخاشگری و بی‌توجهی به نظافت شخصی و بی انضباطی است.

- روی بدنش آثاری از تزریق یا سوختگی دیده می‌شود؟

- در مدتی کوتاه بیش از حد لاغر و ضعیف شده است؟

- دایره دوستانش تغییر کرده است و ترجیح می‌دهد کسی از محتوای تماس‌های تلفنی‌اش با خبر نشود؟

- برخی مواقع مردمک چشم‌هایش بدون کم و زیاد شدن نور، تغییر اندازه می‌دهند و همزمان خلق و خویش هم دگرگون می‌شود؟

نباید‌ها را به خاطر بسپرید

شماری از رفتارهای غلط وجود دارند که اگر خانواده‌های معتادان مرتکب آنها شوند بیمارشان بیشتر درگیر اعتیاد می‌شود، سخت‌تر ترک می‌کند و حتی اگر در حال ترک کردن باشد فرآیند ترک او با مشکل مواجه می‌شود.

ما برای توضیح درباره هر یک از این رفتارهای نادرست در قبال معتادان، آنها را در قالب مثال‌هایی از واکنش‌های یک خانواده کوچک در مواجهه با اعتیاد فرزندشان برایتان توضیح می‌دهیم و مرجع ما در این بخش، کتابی به نام «سفر امید» است که راهنمایی جامع برای خانواده‌های معتادان در حال ترک به حساب می‌آید.

در پرونده مشاوره آقا و خانم الف نوشته شده که فرزند آنها از نخستین سال ورود به دانشگاه درگیر اعتیاد شده است. وضع زندگی او و فشارهایی که به خانواده می‌آورد، پدر و مادرش را ناامید کرده است. آنها مایلند پسرشان ترک کند اما راه درست را برخورد با او نمی‌دانند و به همین دلیل راه‌هایی را امتحان کرده‌اند که همگی محکوم به شکست بوده‌اند.

اشتباه اول ـ انکار اصل قضیه: اولین واکنش خانواده الف انکار اصل قضیه بود. آنها منکر معتاد بودن پسرشان شدند.

هر بار چشم‌هایش از خماری روی هم رفت گفتند «طفلکی حتی شب‌ها هم درس می‌خواند و به همین خاطر همیشه خواب‌آلود است»، هر بار از شدت نشئگی زمین خورد، گفتند «از خستگی و پرکاری است»، هر بار پولی در خانه گم شد، گفتند «از‌حواس‌پرتی خودمان است»، با هرکدام از بستگان که درباره اعتیاد پسرشان هشدار دادند قطع رابطه کردند، هر بار سرنگ یا سوزنی در اتاقش پیدا کردند بدون این که به هم چیزی بگویند آن را دور انداختند و حتی تصمیم گرفتند برای او همسری اختیار کنند و به خواستگاری رفتند؛ خواستگاری که در تمام مدت آن، پسرشان به قول خودشان از خستگی، چرت می‌زد !

آنها مثل بیشتر خانواده‌های معتادان، دچار نوعی شوک و ناباوری شده بودند، این همان حالتی است که گاهی در کسانی که عزیزی را از دست می‌دهند هم دیده می‌شود، یعنی آنها تا مدتی مرگ عزیزشان را انکار می‌کنند و بعد ناگهان به خود می‌آیند و عزاداری را آغاز می‌کنند.

اشتباه دوم- تو مقصری!: مقصریابی هم یکی از واکنش‌های معمول خانواده‌های معتادان است. آقا و خانم الف، از وقتی باور کردند فرزندشان معتاد است شروع به متهم کردن یکدیگر کردند. «اگر تو روش درست زندگی را به او یاد داده بودی...»، «اگر وقت بیشتری صرفش می‌کردی...»، «اگر برایش یک رفیق خوب می‌شدی...» و... شاید همه این اگر‌ها درست باشد، شاید اگر واقعا والدین وقت بیشتری صرف فرزندشان می‌کردند، شاید اگر مهارت‌های زندگی کردن را به او می‌آموختند و شاید اگر دوستان مناسبی برایش بودند او هیچ وقت معتاد نمی‌شد اما گفتن این حرف‌ها در این شرایط که او نیاز به کمک فوری دارد جز این که به جر و بحث‌های طولانی میان آقا و خانم الف منجر شود و فرصت اقدام به موقع را برای حل مشکل از آنها بگیرد چه حاصلی دارد؟

خانواده الف، علاوه بر مقصر دانستن یکدیگر، ناخودآگاه به روش دیگری هم رو آورده‌اند که آن هم جزو واکنش‌های معمول خانواده‌های معتادان است. آنها دائما خودشان را در خفا سرزنش می‌کنند. این سرزنش‌ها به حدی زیاد شده که توانایی فکر کردن و تصمیم‌گیری صحیح را از آنها گرفته است. چنین واکنشی حتی در همسران معتادان نیز دیده می‌شود. در برخی جلسات مشاوره آنها با تاثر می‌گویند «کوتاهی کردم، اگر همسر بهتری برایش بودم شاید...»

برخلاف این باورها اگرچه ممکن است هر یک از ما در روابط‌مان با فرزند، پدر، مادر و همسرمان اشتباهاتی کنیم، دلیل اصلی اعتیاد طرف مقابل محسوب نمی‌شویم و چه بسا، میلیون‌ها نفر دیگر در دنیا در شرایطی شبیه عضو معتاد خانواده ما قرار گرفته‌اند اما درگیر اعتیاد نشده‌اند و راه‌های دیگری را برای حل مشکلات، تسکین دادن یا سرگرم کردن خود برگزیده‌اند.

آقا و خانم الف، فقط خودشان را متهم نمی‌کنند آنها زمان‌هایی را نیز صرف متهم کردن پسرشان می‌کنند «تولیاقت امکاناتی را که در اختیارت گذاشته بودیم نداشتی»، «تو به اندازه همسن و سال‌هایت اراده و اعتماد به نفس نداشتی»، «تو باعث سرشکستگی خانواده شده‌ای و وجودت بدنام‌مان کرده است» و... این حرف‌ها هم شاید درست باشند، به هر حال او از امکاناتی که در اختیارش بوده بهره کافی نبرده و فریب خورده است در حالی که خیلی از همسن و سال‌هایش گمراه نشده‌اند. این هم حقیقت دارد که اعتیاد او، خانواده را مطرود و منزوی کرده، اما گفتن این حرف‌ها هم بیهوده است، آنها با بیان این مسائل، فقط فرزند معتادشان را بیش از پیش تحقیر می‌کنند و امید و انگیزه بازگشت و تغییر دادن شرایط نامطلوب را از او می‌گیرند.

اشتباه سوم- ‌گروکشی عاطفی: آقا و خانم الف به پسرشان می‌گویند «اگر ما را دوست داری باید همین الان مواد مخدر را برای همیشه کنار بگذاری در غیر این صورت نشان داده‌ای که علاقه‌ای به خانواده‌ات نداری »، آنها واقعا باور نمی‌کنند که ترک اعتیاد تابع راه و روش است، به زمان نیاز دارد و فرآیند ترک اعتیاد با فیلم‌هایی که نشان می‌دهند کسی در چند ساعت می‌تواند مواد مخدر را کنار بگذارد، زمین تا آسمان فرق دارد.

این حرکت آنها نه تنها پسر معتادشان را وادار به ترک نمی‌کند بلکه چنان او را مضطرب و دلنگران می‌کند که بیشتر از گذشته مواد مخدر مصرف می‌کند چراکه یک معتاد، راه حل همه مشکلات را در مصرف مواد مخدر می‌داند، حتی راه حل کاهش اضطراب را!

اشتباه چهارم ـ باج دهی: چندی پیش پسر خانواده الف پس از مدتی ناپدید شدن، به خانه برگشت و به مادرش گفت قصد دارد اعتیادش را کنار بگذارد. به این ترتیب همه اعضای خانواده، با شادی مشغول فراهم کردن مقدمات سم‌‌زدایی‌اش بودند که پسر گفت باید به او پولی بدهند تا بتواند برای آخرین بار مواد مخدر مصرف کند و پس از آن ترک کند، او تاکید کرد که اگر پولی به او ندهند، قید ترک را می‌زند.

در این شرایط خانم الف بشدت منقلب شد و بلافاصله پول لازم برای خرید مواد مخدر را در اختیارش گذاشت اما خیلی زود پشیمان شد، چون فهمید این روش تازه پسرش برای سرکیسه کردن آنهاست. این اولین و آخرین باری نبود که پسر خانواده الف، از آنها باج‌خواهی کرد، حالا او یاد گرفته است که گاهی وقت‌ها آنها را تهدید کند که اگر پولی به او ندهند، با سر و صدا کردن، آبرویشان را جلوی همسایه‌ها می‌برد یا برای تهیه‌‌اش، به فامیل مراجعه می‌کند یا خانه را ترک می‌کند و کارتن خواب می‌شود و...

اشتباه پنجم ـ سم‌زدایی و دیگر هیچ: خانواده الف تا‌کنون مبالغ کلانی را خرج سم زدایی‌های پسرشان کرده‌اند، به نظر آنها همین که مواد مخدر از جسم او پاک شود یعنی دیگر معتاد نیست، اما طول پاک ماندن فرزند آنها پس از هر بار سم‌زدایی کمتر از یک هفته است! خانم و آقای الف دقیقا نمی‌دانند دلیل بازگشت‌های مکرر پسرشان چیست.

آنها نمی‌دانند که اولین گام برای کمک به یک معتاد شناخت صحیح خانواده از مساله اعتیاد است. برخی از خانواده‌های معتادان بر این باورند که اعتیاد صرفا یک مشکل فیزیکی است یعنی جسم معتاد به مواد مخدر عادت کرده است و اگر مواد از آن پاک شود، بهبود خواهد یافت اما ماجرای اعتیاد، بسیار پیچیده‌تر از این حرف‌هاست.

مشکلات تربیتی معتادان معمولا مربوط به مهارت‌های زندگی می‌شود که آنها را نیاموخته‌اند. این مهارت‌ها به افراد کمک می‌کنند در برابر مشکلات زندگی به جای مصرف مواد مخدر، راه‌حل‌های درست را انتخاب کنند و خود را نبازند. این بخش از مشکلات نیز با شرکت در جلسات گروه‌های همسان و مشاوره‌های پس از ترک قابل حل است.

ضرر اجتماعی حاصل از اعتیاد برای معتاد، برچسب خوردن است که حتی پس از بهبود یافتن هم به قوت خود باقی می‌ماند و باید از طریق حمایت‌های اطرافیان از بین برود.

به هر یک از وجوه اعتیاد که فکر کنید نمی‌توانید نقش خانواده را منکر شوید، اگر خانواده‌ای نخواهد معتاد را به شرکت در جلسات گروه‌های بهبودیافتگان و مشاوره با روانشناس و روانپزشک ترغیب کند، اگر خانواده با حمایت از بهبود یافته او را بار دیگر با وجهه‌ای شایسته به جامعه معرفی نکند و اگر شرایط مناسب محیطی برای بهبود یافته فراهم نشود، نباید امیدی به پاک ماندن معتاد داشت.

اشتباه ششم- زن بگیریم، خوب می‌شود: گفتیم که آقا و خانم الف برای پسرشان به خواستگاری رفتند. آنها حتی وقتی به ناچار موضوع را پذیرفتند هم، به خواستگاری رفتن‌هایشان ادامه دادند و بالاخره دختری به آنها جواب مثبت داد بی‌آن‌که بداند خانواده الف و پسرشان، بزرگ‌ترین مشکل زندگی‌شان را از او پنهان کرده‌اند، شما اگر جای آن دختر بودید چه می‌کردید‌وقتی می‌فهمیدید قربانی دروغگویی والدین همسرتان شده‌اید و آنها از ترس سنگینی مسوولیتی که روی دوش‌شان بوده است آن را به گردن شما انداخته‌اند و فرار کرده‌اند؟

به هر حال برخلاف باور آقا و خانم الف، وضع پسرشان با زن گرفتن بهتر نشد و چه بسا زندگی 2 نفره پر از جدال و تنفر آن دو، حال او را بدتر از گذشته کرد.

اشتباه هفتم- خودفراموشی: ترک، بازگشت، ترک، بازگشت، ترک، بازگشت و... خانواده الف ده‌ها بار این چرخه را طی کرده‌اند و حالا عاصی شده‌اند. آنها به جام‌هایی پر از خشم و نفرت نسبت به معتادشان تبدیل شده‌اند و تصمیم گرفته‌اند او را به حال خود رها کنند اما پسرشان مثل زنجیری جدا نشدنی به آنها پیوند خورده است.

بنیان خانواده الف به واسطه پسرشان از هم گسسته شده است. این زوج خودشان را به کلی باخته‌اند. پدر، غمش را در پرخاشگری و خشمش نشان می‌دهد و افسردگی شدید مادر در گوشه‌گیری، اشک‌ریزی‌های مداوم، کم غذایی و بیماری‌های جسمی بی‌درمان ظاهر شده است.

هر دو نفر، بشدت نیاز به روانشناس و روانپزشک دارند اما به جای مراجعه به آنها، در شرایط ناخوشایندشان باقی مانده‌اند و تسلیم اوضاع شده‌اند. با این حساب چه طور می‌شود از آ‌نها انتظار داشت برای نجات معتادشان اقدامی کنند وقتی خودشان ناتوان و ضعیف هستند و نیاز به کمک دارند؟

اشتباه هشتم- ادامه زندگی انفرادی زیر سقف مشترک: شیوه زندگی آقا و خانم الف اشکالات زیادی دارد. برای نمونه، همه فعالیت‌های آنها انفرادی است. در این خانواده، هرکس به مهمانی‌های خاص خودش می‌رود، تفریحات خاص خودش را دارد و...

در واقع خانواده الف، یک خانواده واقعی نیست بلکه مجموعه‌ای با 3 فرد غیر وابسته به هم است که دست تقدیر آنها را زیر یک سقف جمع کرده است ! غافل از این که‌جدایی آنها از هم، یکی از دلایل رها شدن پسرشان و اعتیاد اوست.

سنت‌سازی اصطلاحی است که ما خودمان آن را ساخته‌ایم اما روشی که این نام را برایش برگزیده‌ایم معمولا از سوی مشاوران خانواده به خانواده‌های معتادانی که در حال درمان هستند یا تا حدودی بهبود یافته‌اند پیشنهاد می‌شود. منظور ما از سنت‌سازی ایجاد یک سنت خانوادگی برای عضو بیمار خانواده است.

در سنت‌سازی، خانواده معتاد باید فعالیت‌های مشترک جدیدی برای محیط خانوادگی‌شان تعریف کنند، فعالیت‌هایی مانند غذا خوردن دسته جمعی در پارک در یکی از شب‌های هفته، کوهپیمایی دسته جمعی، مهمانی‌های خانوادگی و... اما دقت کنید که برای این فعالیت‌ها باید روزهای مشخصی از هفته در نظر گرفته شوند و اعضا موظف باشند از آن تبعیت کنند.

شرکت کردن معتادی که مراحل ترک را طی می‌کند یا بهبود یافته است، در فعالیت‌های خانوادگی به پاک ماندن او کمک می‌کند چرا که به این ترتیب او زمان بیشتری را با خانواده می‌گذراند، فرصت کمتری برای تنها ماندن یا معاشرت با دوستان ناب پیشینش دارد و البته خاطراتی خوش از اوقات با خانواده بودن در ذهنش نقش می‌بندد.

مسائل زندگی‌تان را چطور حل می‌کنید؟

آیا می‌توانید تشریح کنید که به طور کلی مراحل فکر کردن و تصمیم‌گیریتان برای حل یک مشکل چگونه است؟

هیچ زندگی‌ای بی‌مشکل نیست و وقتی خانواده‌ای درگیر اعتیاد یکی از اعضایش می‌شود مشکلاتش مضاعف خواهند شد، در این شرایط اعضای خانواده انواع مشکلات را از خشونت‌های خانگی تا مشکلات مالی و طرد شدگی اجتماعی تجربه می‌کنند و ناچارند برای هر یک چاره‌ای بیندیشند.

اما حل مساله بخصوص برای خانواده‌های معتادان کاری دشوار و چالش برانگیز است و دقیقا به همین دلیل است که بسیاری از آنها نمی‌توانند نقشی موثر در درمان معتادشان داشته باشند و اعتیاد به آسانی از هم متلاشی‌شان می‌کند.

بی‌خیال شدن در برابر مشکلات و انکار آنها؟ کنار آمدن با مسائل و چشم‌پوشی از آنها؟ گوشه‌ای ناامید به تماشای وضعیت نشستن و پذیرش شرایط یا به دوش گرفتن بار زندگی به تنهایی؟ هیچ‌کدام از این روش‌ها، شیوه درست حل مشکلاتی که به واسطه اعتیاد یکی از اعضای خانواده با آنها درگیر می‌شوید نیستند.

ما در پایان این مقاله شیوه صحیح حل یک مشکل خانوادگی را به شما هدیه می‌دهیم. در این روش، در گام نخست باید به این عقیده ایمان بیاورید که اگر مشکلی وجود دارد پس حتما راه حلی هم برای آن وجود دارد، اما برای کشف راه حل‌ها باید بردبار بود و مسلما باید وقت صرف کرد.

در گام دوم، مشکل را تشخیص دهید و تعریفی دقیق و مشخص از آن داشته باشید چرا که گاهی ما عوارض جانبی یک مشکل را با خود آن، اشتباه می‌گیریم.

در گام سوم همه راه‌حل‌های احتمالی را شناسایی کنید، این کار وظیفه شما به تنهایی نیست بلکه اعضای خانواده را هم ترغیب به فکر کردن و تلاش کنید و حتی اگر لازم است از کسانی که در این حوزه آگاهی بیشتری دارند مانند مشاوران کمک بخواهید.

در گام چهارم، همه راه‌حل‌هایی را پیدا کرده‌اید در جمع خانواده مطرح کنید و با رأی جمعی بهترین را برگزینید.

مریم یوشی زاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها