در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ماجراهای بهادر از مجموعه برنامههایی است که با نگاه به ادبیات غنی فارسی ساخته شده است. بعضی از دیالوگها از مثلهای رایج و غیررایج در بین مردم وام گرفته شده است. دکور مجموعه نیز متناسب با مضمون و حال و هوای داستان از المانهایی سنتی و قدیمی پر شده است. حجره همراه با کوزههای سفالی و سبدهای حصیری بافته شده، لباس میرزا و دیگر شخصیتها، نمونههایی از این عناصر هستند.
مشکل اصلی ماجراهای بهادر ضعف در داستانپردازی است؛ مسالهای که به راحتی نمیتوان از کنار آن گذشت. به عنوان نمونه در یکی از قسمتها میرزا ساعتها مشغول حساب و کتاب است و این کار او از سوی تمام کسانی که به دکانش میآیند مورد مذمت قرار میگیرد. بعد از رفتن میرزا 3 موش کوچک سراغ خمرهای میروند که شخصی بهعنوان امانت در دکان میرزا قرار داده است. 2 موش به صورت اتفاقی داخل خمره پر از شیره میافتند و بهادر و موشهای دیگر برای نجات جان آنها با رقیق کردن شیره داخل خمره از سرکه استفاده میکنند. صبح میشود و میرزا و صاحب خمره به خاطر ترش شدن شیره با یکدیگر بحث و جدل میکنند. میرزا هم مقصر اصلی را موشهای مغازه میداند. میبینیم که قصه به خودی خود خوب و جذاب است اما پرداخت مناسبی ندارد. مخاطب نمیداند کارگردان قصد تقبیح حساب و کتاب بیش از حد میرزا را داشته یا آموزش این نکته که رقیقکننده شیره سرکه است نه آب. در هیچکدام از نماهای تصویر، تأکید خاصی وجود ندارد. این موضوع سبب سردرگمی مخاطب شده است. همچنین مقصود و منظور اصلی کارگردان هم به درستی درک نمیشود. نماهای کلوزآپ که میتوانست به روایت صحیح داستان کمک کند تنها برای نشان دادن میمیک چهره شخصیتها به کار رفته است. علاوه بر این موارد، فقدان عنصر تصویری مناسب جهت تأکید بر اهمیت یک نما نسبت به نمای دیگر نیز بسیار قابل توجه است.
یکی از نکات مثبت ماجراهای بهادر شخصیتپردازی آن است. موشهای کوچک داستان یادآور شخصیتهای مجموعه عروسکی «مدرسه موشها» هستند. این شخصیتپردازی در قالب عروسکهای خوشساخت و زیبا تکمیل شده است. نمونه این پرداخت دقیق را میتوان در مقایسه 3 موش خرابکار مجموعه دید. یکی از این موشها که رئیس 2 موش دیگر است و شخصیتی زیرک و منفی دارد با جزئیات دقیقی ساخته شده است. مثلا صورت کشیده و لاغر، چشمانی کوچک و بادامی و لباسهای متناسب با تیپ و شخصیتش. در مقابل، 2 موش دیگر که هر کدام تا حدی سادهلوح هستند چشمانی گرد و بزرگ دارند و هیکلی چاق و کوتوله. همچنین لباسهایی که نمایانگر سادگی بیش از حد آنهاست. این موضوع در تمام شخصیتهای مجموعه مانند بهادر یا میرزا هم بخوبی رعایت شده است.
انیمیشن ماجراهای بهادر در کنار شخصیتپردازی خوب و عروسکهای دقیق از انیمه مناسبی هم برخوردار است؛ مسالهای که در آثار پویانمایی یکی از مهمترین وجوه قابل بحث است. نحوه صحبت کردن کاراکترها با آن لبهای قرمز و فانتزی، متفاوت و طنزآمیز است. علاوه بر این، راه رفتن شخصیتها بخصوص موشها که افکت صوتی و موسیقی نیز آن را همراهی میکند بسیار جذاب و کمیک از آب درآمده است.
شاید نکته قابل توجه دیگر در این مجموعه موسیقی خوب آن باشد. این موسیقی کمیک در تمام صحنههای مجموعه ماجراهای بهادر شنیده میشود، به طوری که مانع یکنواختی تصویر شده و تا حدودی بار طنز مجموعه را برعهده دارد. در این زمینه میتوان به تیتراژ آغازین مجموعه و شعر خوب آن نیز اشاره کرد که آهنگسازی آن برعهده علی میرآغاسی بوده و شاعر آن محمد سعید میرزایی است.
در انیمیشن ماجراهای بهادر ما تنها با یک شخصیت منفی مواجه هستیم و آن میرزا، صاحب مغازهای است که موشها در آن زندگی میکنند. میرزا انسانی بدجنس و خسیس است که تمام تلاشش برای کسب مال دنیاست. فضایی که میرزا در آن به مخاطب شناسانده میشود دکان و ابزار داد و ستد است. در مقابل میرزا، موشها قرار دارند که شخصیتهای محبوب و مثبت داستان هستند. از یک سوراخ کوچک در داخل مغازه میرزا وارد دنیای موشها میشویم؛ دنیایی که سرشار از رنگ و شادی است. خانههای زیبا و کوچک که پیامآور نشاط و صمیمیت موشهاست، حیواناتی که به واسطه صفات خوبشان از میرزا که انسان است محبوبتر و بهتر هستند.
بهادر، شخصیت اصلی داستان کاراکتری است با صفات پسندیده. گویا به عمد نیز تأکید بیشتری بر سنتی بودن پوشش او نسبت به دیگر شخصیتها شده است. این تأکید باعث شده بهادر تداعیکننده پهلوانان داستانهای کهن باشد. هرچند این یادآوری تنها در ظاهر و نحوه پوشش است نه شباهتهای شخصیتی. با این حال بهادر قابلیت محبوبیت را داراست اگر دستاندرکاران مجموعه، تدبیری برای بهبود داستانپردازی و جلوههای بصری آن اتخاذ کنند.
در کنار این نکات مثبت، ماجراهای بهادر یک ضعف بزرگ دارد که نمیتوان از آن چشم پوشید و آن به روز نبودن مجموعه است. به این معنی که چون نیاز مخاطب امروزی خود را به درستی نشناخته است توان برقراری ارتباط لازم با او را ندارد. کودکان امروزی را بهراحتی نمیتوان راضی نگه داشت. این کودکان علاوه بر داشتن شبکهای مجزا و مخصوص خود، دسترسی کاملی به انواع انیمیشنها و مجموعه برنامههای تولید شده در سراسر دنیا دارند، بنابراین ساخت مجموعهای که توان رقابت با این حجم وسیع از تولیدات را داشته باشد کار دشواری است. اما ما شاهد نمونههایی هستیم که توانستهاند در این رقابت موفق ظاهر شوند. مثلا انیمیشن شکرستان. این مجموعه در عین سادگی، جذاب و دوستداشتنی است و سرشار از خلاقیت. قصه خوب، شخصیتهای کمیک و فانتزی، به علاوه کارگردانی درست و هوشمندانه توانسته است باعث محبوبیت این مجموعه شود.
یکی دیگر از مواردی که در موفقیت شکرستان نقش داشته است دیالوگهای این مجموعه است. میبینیم که امروزه نسخههای اکثر انیمیشنهای روز دنیا که در دسترس ما قرار دارند با دوبلههایی طنزآمیز همراهند. این دوبلهها تا حد ایرانی کردن آثار هم پیش میروند. با اینکه نمیتوان نفس این کار را درست انگاشت اما این نوع دوبله سبب شده که اثر ارتباط بیشتری با مخاطب برقرار کند. حال آنکه در مجموعهای همچون ماجراهای بهادر با اینکه اثر کاملا ایرانی است اما فاقد دیالوگهای جذاب و تکیه کلامهای رایج در بین مردم است. شاید اعتقاد بر این باشد که این عمل سبب سخیف شدن اثر میشود، خصوصا در مواردی که پای داستانها و امثال و حکم فارسی در میان باشد؛ اما نمونهای همچون شکرستان بخوبی ثابت کرده است که میتوان از این موضوع استفاده کرد بدون اینکه به ارزش هنری و آموزشی اثر خدشهای وارد شود.
اما نکته دیگر ارتباط این مجموعه با انیمیشن موفق بهادر ساخته عبدالله علیمراد است. چنانکه در تیتراژ مجموعه هم عنوان شده این کار براساس تجربه پیشین علیمراد در این زمینه صورت گرفته است. انیمیشنی با نام بهادر که با همین تکنیک عروسکی و با محوریت موشهایی با همین شکل و شمایل ساخته شده و مورد توجه بسیاری حتی در خارج از مرزهای ایران قرار گرفته است.
به گزارش روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، شاخصترین موفقیتهای بینالمللی این فیلم، دریافت نخل طلایی جشنواره کن جونیور فرانسه در سال 2001 میلادی و نمایش این فیلم به همراه 2 فیلم ایرانی در 22 سینمای کشور فرانسه در سال 1387 بوده است. در آن زمان نشریه معتبر کایه 2 سینما با قلم «تیری مرانگر» لب به تمجید از فیلمهای ایرانی گشوده و فیلم عروسکی بهادر را فیلمی کلاسیک و هوشمندانه دانسته که با استفاده از عناصر واقعی و روزمره زندگی مانند گل و میوه به بیان داستان خود در باره پادشاهی ستمگر میپردازد. این فیلم سال 1379 در 27 دقیقه با قطع 35 میلیمتری ساخته شد که در شمار پرافتخارترین آثار سینمای پویانمایی کشور قرار دارد.
بهادر در نسخه اصلی، موش جوانی است که در خدمت یک نظام زورگو قرار دارد. او طی ماجراهایی به اختلاف طبقاتی بین موشها پی میبرد و به سوی موشهای تحت ظلم، گرایش پیدا میکند. این موضوع باعث اسارت او و ماجراهای دیگری از این دست میشود.
می توان گفت تفاوت بسیاری میان نسخه فعلی و نسخه قبلی این انیمیشن هست.
بهار عسگری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: