در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حداقل خوبیای که افشای بحث دستمزدها ـ بخصوص بازیگرها ـ داشت این بود که نگاه ما ناخودآگاه به طرف دیگر مشاغل سینما و تلویزیون جلب میشود.
اینکه وقتی میگویند فیلمنامه زیربنا و اصل یک فیلم است آیا به اندازه چنین کلمات پرطمطراق و دهنپرکنی به آن کسی که عنوان نویسنده فیلمنامه را دارد و از ابتدای کار حی و حاضر مشغول جرح و تعدیل و حک و اصلاح فیلمنامهاش است به اندازه یک بازیگر درجه 3 سینما یا تلویزیون هم دستمزد پرداخت میشود؟
جواب این سوال کمی باعث خجالت مسوولان خواهد شد. نه! هیچ وقت چنین اتفاقی نیفتاده است. فیلمنامه فقط در حرف و شعار، چیز قیمتی و فوقالعادهای است اما هیچ کس حاضر نیست قیمت واقعی آن را پرداخت کند.
عجیب است وقتی هم که فیلم یا سریالی به هزار و یک دلیل به چیزی که باید تبدیل نمیشود در قدم اول همه کاسه کوزهها بر سر فیلمنامه و فیلمنامهنویس شکسته میشود! همان اتفاقی که هر روزه در همه مطبوعات و رسانههای دیداری و شنیداری میبینیم.
فیلمنامهنویس همیشه متهم ردیف اول است. همیشه او را بازخواست میکنند و حتی چیزهایی که عملا به او مربوط نیست را به لطایفالحیلی به گردن او میاندازند. اما همین متهم ردیف اول، وقت حساب و کتاب که میشود در ردیف اول و دوم و حتی سوم هم نمینشیند. اصلا به چشم نمیآید.
با چنین نگاهی به حرفه فیلمنامهنویسی معلوم است که نباید توقع داشت ایده تازهای در قالب یک فیلمنامه خوب و منسجم شکل بگیرد و ارائه شود. در چنین شرایطی اصلا توقع اینکه فیلمنامهنویس اثر مطلوب خودش و ما را تولید کند، کمی به شوخی شبیه است.
به نظرم باید برای حل این مشکل، مسوولان باید چارهای بیاندیشند. در حال حاضر یک فیلمنامهنویس با انبوهی از ایدههای جورواجور به جای این که به فکر نگارش یک فیلمنامه با اسلوب صحیح و استاندارد باشد، ترجیح میدهد همزمان چند فیلمنامه معمولی با تیپهای شناخته شده بنویسد و همه ما میدانیم بعد از ساخت چنین فیلمنامههایی هیچکدام از ما شگفتزده نخواهیم شد، چرا که از ابتدا چیزی برای شگفتزده کردن ما وجود نداشته است.
مهدی غلامحیدری
گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: