در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش ایسنا، این سردر تاریخی و فضای قرارگرفته در پشت آن، که به گواه کلمات نوشتهشده روی کاشیهای آبی رنگش، به باغ «صبار فرمانفرما» متعلق بوده، اکنون وقف «انستیتو پاستور ایران» است. ساختمانی وقفی که بهجز سردر ورودی، اسکلت ساختمانی پشت آن و چند درخت در انتهایش، نشان دیگری از «باغ فرمانفرما» که سال 1388 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید، ندارد.
باغ فرمانفرما که به پژوهش انیستیتو پاستور ایران وقف شده است، از حدود دو سال پیش، کمترین نشانهها را از یک باغ در خود دارد؛ اسکلت ساختمان در حال تکمیل آن اگرچه به نظر میرسد، براساس ضوابط میراث فرهنگی ارتفاع کمی دارد، ولی با از بین بردن نشانههای باغ و باقی ماندن سردرش، آن هم در شرایطی که بیلهای مکانیکی درست کنار سردر باغ کار میکنند، آسیبهای جبرانناپذیری را به تنها نشان باقیمانده از «باغ فرمانفرما» میتواند وارد کند.
یک کارشناس حوزه میراث فرهنگی در اینباره گفت: کارگاه مترو درست پشت سردر تاریخی «باغ فرمانفرما» در حال قد علم کردن است و ایستگاه مترو پشت کارگاه نیز بخشی از باغ را گرفته است و با تخریب باغ، جلو میآید.
او با بیان اینکه به مرور و با گسترش کارگاه مترو، درختان داخل باغ در حال خشک شدن هستند، افزود: کارگاه مترو در محدوده اثر تاریخی است و میراث فرهنگی باید نسبت به این موضوع عکسالعمل نشان دهد.
نخستین مالک باغ فرمانفرما «عبدالحسین میرزا» یکی از رجال قاجار بود و باغ پس از او به فرزندش «صبار فرمانفرما» رسید،. دکتر صبار فرمانفرما در زمان حیات خود، باغ را وقف پژوهش انیستیتو پاستور ایران کرد.
محدوده باغ اصلی از شرق به خیابان شریعتی، از شمال به پلاکهای همجوار، از جنوب به کوچه «سلیمانزاده» و از غرب به کوچهای دیگر و پلاک همجوار آن محدود میشود. محدوده خانه صبار فرمانفرما نیز که در بخش انتهایی شرق باغ اصلی قرار دارد، از شرق به خیابان شریعتی، از جنوب به کوچه «سلیمانزاده» و از شمال و غرب به پلاکهای همجوارش محدود میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: