jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۴۱۶۹۶۰ ۲۸ تير ۱۳۹۰  |  ۱۹:۰۰

بچه که بودیم وقتی گذرمان به بندرانزلی می‌افتاد، دوست داشتیم که زمان امان دهد و یک‌بار دیگر تالاب انزلی را ببینیم. در آن روزگار هنوز زیاد نبود انبوه فاضلابی که امروز به این تالاب وارد می‌شود، آن روز هنوز زیاد نبود تیرهایی که پلیکان‌های سفید و پاخاکستری را هدف می‌گرفتند و تورهای بی‌نهایتی که گسترده می‌شود و ماهیان سوف،‌کپور و اردک ماهی را می‌بلعد.

آرام‌آرام آنقدر تیرها پرندگان را نشانه رفت، آنقدر ماهیان در دام تورها گرفتار شدند و آنقدر انواع زباله و فاضلاب در این تالاب زیبا ریخت که دیگر گزاف نیست به علاقه‌مندان طبیعت پیشنهاد کنیم که اگر تاکنون از تالاب انزلی دیدن نکرده‌اید، بازدید از این تالاب را به سال دیگر واگذار نکنید، چرا که شاید سال دیگر آنچه که امسال هست هم نباشد، به همین سادگی!

تالاب انزلی تنها قربانی نیست، چرا راه دور برویم. شاید تا 10 سال پیش کمتر کسی نام تنگه واشی به گوشش خورده بود. درست از 10 سال پیش هنگامی که آرام آرام مناطق جدید گردشگری روی گردشگران گشوده شد، تنگه واشی یکی از مهم‌ترین مقاصدی بود که مورد توجه قرار گرفت و به دلیل نزدیکی به تهران طبیعی بود که تعداد زیادی گردشگر را به خود جذب کند. متاسفانه شد، آنچه که نباید می‌شد. نخست این‌که کمترین برنامه‌ریزی برای بهره بردن بومیان منطقه از این جاذبه صورت گرفت و دوم این‌که حالا تلی از زباله مهم‌ترین یادگاری است که هر تابستان گردشگران بر دامن زیبای آب و کوهستان باقی می‌گذارند.

از جنگل‌های مازندران که دیگر نمی‌توان سخن گفت، انبوه مراکز تجمیع زباله که در جای جای جنگل ایجاد شده است و یادگارهای خشنی که متاسفانه ما گردشگران بر پیکر زیبای جنگل می‌گذاریم هر یک داستانی است که پرداختن به آن از این مجال خارج است.

موضوع گردشگری غیرمتعهدانه عارضه‌ای نیست که تنها گریبانگیر ما ایرانیان باشد، در سایر نقاط دنیا نیز کمابیش این امر مشاهده می‌شود. چند روز پیش در متنی انگلیسی ـ که به منظور تقویت توانایی خواندن زبان مطالعه می‌کردم ـ نیز به این نکته برخوردم؛ نویسنده اشاره کرده بود هر جایی که پای گردشگران باز می‌شود، یعنی تخریب طبیعت! قدر مسلم این است که میزان تخریب طبیعت توسط گردشگران در کشورهای توسعه یافته کمتر از کشورهای در حال توسعه است، اما درهر صورت سفر غیرمتعهدانه بلایی است که دامان همه را در همه جا گرفته است.

در این شرایط چه باید کرد؟ آیا زمان آن فرا نرسیده است که هر کدام از ما به عنوان یک گردشگر، مروج سفر متعهدانه به طبیعت باشیم. همه ما در سفرها شاهد بوده‌ایم که معتقدان به این اصل خودشان زباله‌های سایر مسافران را جمع‌آوری می‌کنند و از این بابت هیچ منتی نیز بر سر ‌دیگران نمی‌گذارند. در یکی از سفرها شاهد بودم که مروجان سفر متعهدانه در ورودی یکی از مراکز تفریحی، بروشوری همراه کیسه زباله توزیع می‌کردند و از بازدیدکنندگان نیز درخواست می‌کردند زباله‌های خود را در محل نگذارند و با خودشان ببرند.

سفر متعهدانه کار سختی نیست، کافیست باور داشته باشیم طبیعتی که ما امروز مهمان آن هستیم، میراثی است که باید برای عزیزانمان نیز باقی بگذاریم، طبیعت سفره بی‌انتهایی نیست، باید سهم همدیگر را پاس بداریم.

مریم چهاربالش

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

ما چرا هنوز زنده‌ایم؟

عصر پنجشنبه است. بخار سوپ شلغم، فضای خانه را پر کرده است. جعبه ابزار وسط است. سه‌چهارتا کار کوچک خرده ریزه در خانه باید انجام بدهم. رگلاژ کردن در کابینت‌ها.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر