در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چندی پیش آژانس کمکرسانی و بهکارگیری پناهندگان فلسطینی (اونروا)، با کمک دانشگاه آمریکایی بیروت، طی تحقیق و گزارشی، برخی آمار و ارقام را در مورد این فلسطینیها اعلام کرد که نشانگر شرایط سخت و صعب فلسطینیها در لبنان است.
این تحقیق تحت عنوان «واقعیت اجتماعی و اقتصادی آوارگان فلسطینی در لبنان» تهیه شده که 23 اردوگاه و محل تجمع فلسطینیها در لبنان را در بر میگیرد و فاصله زمانی این تحقیق نیز در فاصله زمانی پایان جولای و اوایل آگوست 2010 است. بنا بر این گزارش، در سال 2011 و پس از حدود 63 سال از نکبه فلسطینی (اشغال فلسطین توسط رژیم صهیونیستی) از کل 425 هزار آواره فلسطینی، بین 260 تا 280 هزار نفر در لبنان زندگی میکنند که 62 درصد آنها در اردوگاهها به سر میبرند. همچنین دوسوم پناهندگان فلسطینی یعنی حدود 160 هزار نفر از فقر رنج میبرند و 9/7 درصد آنها در فقر مطلق هستند.
براساس این تحقیق، علت اساسی حرمان و وضعیت خراب اوضاع فلسطینیها در لبنان، دور نگهداشتن آنان از حیات مدنی و شهروندی در لبنان، بعلاوه بسته بودن بازار کار در مقابل آنان (حدود 56 درصد از آنها از بیکاری رنج میبرند) و همچنین محرومیت از بیمه درمانی و حق تملک است.
در مقابل براساس تخمین این پژوهش، پناهندگان فلسطینی سالانه حدود 340 میلیون دلار در لبنان هزینه میکنند که کمک بزرگی به اقتصاد لبنان محسوب میشود، بخصوص در مناطق در حال توسعه و رشد که تمرکز اجتماعات و اردوگاههای فلسطینی قرار دارد. همچنین براساس این تحقیق، مشاغلی که فلسطینیها به آنها مشغولند، به عنوان مشاغل مکمل لبنانیها محسوب میشود و این یعنی این که فلسطینیها، خطری برای نیروی کار انسانی لبنانی به حساب نمیآیند.
براساس تحقیق منتشر شده از سوی دانشگاه آمریکایی بیروت که موضوع «فقر فلسطینی» را از خلال 5 عامل اقتصادی، مسکن، بهداشت، امنیت غذایی و آموزش بررسی کرده است، دوسوم پناهندگان فلسطینی یعنی حدود
160 هزار نفر از آنها فقیر هستند و میزان فقر منتشره در اردوگاهها و اطراف آنها بیشتر از فقر موجود در دیگر اجتماعات فلسطینی است.
براساس همین گزارش، نسبت فقر مطلق در میان فلسطینیها 4 برابر بیش از لبنانیهاست. البته به استثنای شمال لبنان که بهرغم بحرانهایی همچون درگیریهای منطقه نهرالبارد، به خاطر وجود برنامههای متعدد بینالمللی، نسبت فقر لبنانیها و فلسطینیها برابر است.
از نگاهی دیگر این تحقیق، میزان فقر و حرمان را با استناد به 5 عامل دیگر یعنی: بهداشت مناسب، امنیت غذایی، تعلیم و آموزش اساسی، استقرار کار و شغل، مسکن مناسب و داشتن امکانات اولیه زندگی مورد بررسی قرار داده و براساس این شاخصها مشخص شده است که 40 درصد از پناهندگان فلسطینی با فقر و محرومیت مواجه هستند. به علاوه این که نسبت فقر در میان کودکان و نوجوانان 6 تا 19 سال بیشتر است، ضمن این که بسیاری از آنها ناچار به کارکردن نیز هستند.
همچنین روشن شده تمام خانوادههایی که دارای سرپرست معلول هستند و حدود 9 درصد پناهندگان را تشکیل میدهند، از فقر مطلق رنج میبرند. از نظر بهداشتی، محققان دریافتند که 72 درصد از خانوادهها از بیماری مزمن یکی یا چند نفر از اعضای خود رنج میبرند.
نسبت مبتلایان به بیماریهای مزمن در میان فلسطینیها به 31 درصد میرسد که تقریبا 2 برابر میزان این بیماری در میان لبنانیها یعنی 17 درصد است. همچنین بیماران فلسطینی مبتلا به فشار خون 32 درصد در مقابل
14 درصد لبنانیهاست. در کنار این بیماری، امراضی همچون بالابودن کلسترول، دردهای سینه، امراض قلبی، کمخونی، پروستات، سرطان، پوکی استخوان، امراض کلیوی، تالاسمی، انزواطلبی و دیگر امراض عصبی را میتوان برشمرد.براساس این تحقیق، 4 درصد فلسطینیهای مقیم لبنان از مشکل معلولیت رنج میبرند، 9 درصد مشکل بینایی و 8 درصد مشکل شنوایی دارند.
آموزش
در زمینه آموزش، 8 درصد از کودکان میان 7 تا 15 سال در سال 2010 وارد مدرسه نشدهاند و دوسوم فلسطینیهایی که بالای 15 سال دارند، گواهینامه تحصیلات متوسطه دریافت نکردهاند.
براساس این تحقیق 50 درصد از نوجوانان 16 تا 18 سال خارج از مدرسه هستند که نیمی از ایشان در جنوب لبنان به سر میبرند.
در 19 درصد از خانوادهها، تمام کودکان خانواده، امکان ورود به مدارس را ندارند و این در حالی است که 46 درصد از آنها هم دروس ابتدایی را کامل نکردهاند.
وضعیت شغلی
بررسی مذکور نشان میدهد که براساس تعریف «سازمان جهانی کار» از نیروی کار، نسبت بیکاری در میان فلسطینیها حدود 8 درصد به نسبت کارجویان است، در حالی که نسبت حقیقی بیکاران 56 درصد است و این رقم اشخاصی را در بر میگیرد که در سن کار هستند ولی شغل ندارند، ضمن این که در مجموعه دانشآموزان، زنان حامله یا بیماران هم نمیباشند. از مجموعه نیروی کار حدود 37 درصد مشغول به کار هستند. از این نظر تعداد نیروی کار به حدود 120 هزار نفر میرسد که فقط 53 هزار نفر از آنها مشغول به کار هستند.
در میان افراد مشغول به کار نسبت زنان 13 درصد و نسبت مردان 65 درصد است و 21 درصد از فلسطینیهای پناهنده در مشاغل موسمی مشغول به کار هستند.
از نیروی کار فلسطینی 72 درصد در بخش خصوصی خدمات (مشاغلی که مرتبط با دولت یا جمعیتهای مدنی یا بهداشت و تعلیم نباشد)،17 درصد در بخش ساختمان، 7 درصد در کشاورزی و 3 درصد در صنعت مشغول به کار هستند که در مقایسه با لبنانیها میبینیم 8 درصد لبنانیها در بخش ساختمان، 15 درصد در بخش صنعت، 9 درصد در کشاورزی و 71 درصد در بخش خدمات مشغول به کارند. یکچهارم زنان مشغول به کار، به عنوان کارمند ، مدرس و مدیر مشغولند، در حالی که کمی بیش از 10 درصد از مردان در اینگونه وظایف و مشاغل هستند.
در بخش بهداشت، کار تقریبا به طور مساوی میان مردان و زنان تقسیم شده است و در بخش کشاورزی هم این مشارکت نزدیک به هم است؛ یعنی 9 درصد مردان و 8 درصد زنان.
براساس این تحقیق، مشخص شده است که در میان کشورهای عربی، فقط لبنان است که به فلسطینیها اجازه کار نداده و اجازه استملاک اراضی هم به آنها نمیدهد و در نتیجه مانند بیگانگان با ایشان رفتار میکند.
2 عامل اساسی در عدم بکارگیری نیروی کار فلسطینی در لبنان وجود دارد: اول این که صاحب کار لبنانی ناچار است 3 بار وجود مشاغل خالی را در جراید اعلام نماید و به این ترتیب مشخص شود که هیچ لبنانی نیازمند به آن کار نیست و دوم این که صاحب کار لبنانی ناچار است حق بیمه درمانی اجتماعی را بدهد، در حالی که کارگر فلسطینی از این بیمه بهرهای نمیبرد (مگر براساس قانون جدید و در پایان خدمت).
مسکن
40 درصد از مسکن فلسطینیها در قسمت دیوار و سقف مشکلات متعددی دارد که بیشتر این خانههای خراب در جنوب و بخصوص در اردوگاههای رشیدیه و عینالحلوه قرار دارند.
9 درصد این منازل فاقد آبگرمکن، یخچال یا لباسشویی هستند و 39 درصد از پناهندگان از مشکل قطعی آب رنج میبرد.
امنیت غذایی
امنیت غذایی به 2 عامل اساسی برمیگردد: گرسنگی و سوء تغذیه، براساس این تحقیق 3/37 درصد از خانوادهها از نوع و کمیت مواد غذایی اظهار رضایت و 5/61 درصد عدمرضایت خود را اعلام داشتهاند.
از نظر پژوهشگران، 17/2 دلار برای تهیه نیازهای اساسی غذایی یک شبانهروز یک فلسطینی کافی است در حالی که 6/6 درصد از فلسطینیها یعنی حدود 16 هزار نفر کمتر از این مبلغ هزینه میکنند.
نسبت فقر شدید در اردوگاهها، براساس این تحقیق به 9/7 درصد میرسد، 7/55 درصد از خانوادهها غذای اضافی نمیخرند و در برخی موارد غذای کافی هم ندارند. در 6/33 درصد از خانوادهها، حداقل یک نفر در کاهش میزان غذایش تلاش میکند.
در 9/14 درصد خانوادهها، حداقل یک نفر از اعضای خانواده در خلال 6 ماه گذشته، یک روز کامل غذای کافی نخوردهاند.
بیش از نیمی از پناهندگان کمتر از یک بار در روز میوه مصرف میکنند. 5/46 درصد از خانوادهها از سوء تغذیه رنج میبرند و کمتر از یک بار در هفته میوه مصرف میکنند و همچنین خانوادهها قادر به خرید غذای تازه، گوشت، مرغ و لبنیات نیستند.
در ضمن 6/13 درصد از کودکانی که از سوءتغذیه رنج میبرند، در خارج از مدرسه هستند.
این تحقیقات 2600 خانواده را در بر میگیرد که با تلاش یک گروه آماری متشکل از 60 نفر و 8 پژوهشگر انجام شده است.
روزنامه السفیر / مترجم: میرمسعود حسینیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: