حضور مربیان ایرانی در کلاسهای بینالمللی و پیشرفته فوتبال میتواند قدمی بزرگ در این راه باشد، اما تا آن زمان و بینیازی از این بابت، حضور مربیان شناخته شده و اهل فن از کشورهای شناخته شده فوتبال در تیمهای باشگاهی ایران، گام موثری است در کوتاه کردن فاصله فوتبال کشورمان با آنچه امروز در عرصه مربیگری دنیا مورد توجه است.
البته به هیچوجه نمیخواهیم توان و شایستگیهای مربیان داخلی را زیر سوال ببریم، اما واقعیت این است که با حضور مربیان خارجی در فوتبال باشگاهی ایران و البته مشروط به آن که در حوزه کاریشان اختیار عمل داشته باشند، میتوان فوتبال باشگاهی ایران را از حالت یکنواختی خارج ساخته و بر زیباییهای آن بسی افزود.
حضور میشاییل هنکه و رالف سومدیک آلمانی در تیمهای استقلال و پرسپولیس را باید در این مسیر به فال نیک گرفت. مربیانی شناسنامهدار که در صورت کار گرفتن از آنها و استفاده درست از نظراتشان، میتوانند تغییرات مثبتی را در آهنگ بازی و تاکتیکهای 2 تیم آبی و قرمز پایتخت به وجود آورند.
بویژه هنکه که سالها به عنوان دستیار مربی درجه یک و ممتازی چون اوتمار هیتسفیلد سوئیسی در بایرن مونیخ نامدار، ایفای نقش کرده و تجارب گرانبهایی را اندوخته است.
اگر امروز هنکه به عنوان دستیار اول پرویز مظلومی در استقلال مشغول به کار شده، باید حداکثر استفاده را از حضور وی روی نیمکت استقلال به عمل آورد. مسلما اگر در این زمینه رابطهای خوب و اصولی بین سرمربی استقلال و دستیار آلمانیاش برقرار شود، ثمره و بهره این همکاری نه تنها متوجه تیم استقلال بلکه مظلومی خواهد شد که در فصل دوم حضورش روی نیمکت آبیها، الزاما باید یک جام بگیرد تا شانسی برای فصل سوم داشته باشد.
از سوی دیگر پرسپولیس نیز بنابر خواست حمید استیلی سراغ رالف سومدیک آلمانی، با سابقه مربیگری در تیمهای دورتموند، بوخوم و تیم المپیک غنا رفته است تا سرمربی جوان سرخها که پس از سالها به آرزوی دیرینه خود رسیده، وزن کادر فنی خود را روی نیمکت سنگینتر کند.
کوتاه سخن آن که اگر حتی بخشی از نظمپذیری و دیسپلین حاکم بر فوتبال آلمان از سوی این دو مربی به تیمهای استقلال و پرسپولیس انتقال یابد، میتوان چشمانداز حضور آنان را در جهت تحول و تکامل فوتبال باشگاهی ایران به فال نیک گرفت که امیدواریم در مقام عمل چنین اتفاقی بیفتد و آنان صرفا مربیان صوری نباشند.
حجتالله اکبرآبادی
دبیر گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم