اولین فیلم سینمایی خود «تیچبورد کلمان» را در سال 1998 کارگردانی و پس از کار روی چند پروژه تلویزیونی در سال 2007 برای کارگردانی «هری پاتر و دستور ققنوس» انتخاب شد.
این انتخاب باعث تعجب و شگفتی بسیاری شد. پرسش اصلی در این رابطه این بود که چرا فیلمسازی مثل او که سابقه درخشانی در ارتباط با کارگردانی فیلمهای سینمایی ندارد، باید برای ساخت یک پروژه بزرگ و عظیم مثل هری پاتر انتخاب شود؟اما توانایی یاتس در امر کارگردانی این فیلم باعث شد تا تهیهکنندگان این مجموعه فیلم کارگردانی قسمتهای بعدی آن را نیز به او بسپارند. یاتس کارگردان 4 قسمت آخر این مجموعه فیلم است.
جی کی رولینگ، نویسنده مجموعه کتاب 7 جلدی هری پاتر گفته که این قصه دنبالهای نخواهد داشت و به این ترتیب، با اکران عمومی بخش دوم «هری پاتر و هدایای مرگ» کار تولید و نمایش این مجموعه فیلم هم تمام میشود.
اولین قسمت این مجموعه فیلم در سال 2001 ساخته شد و قسمتهای قبلی آن فروشی چند میلیارد دلاری در سطح جهانی داشتهاند.
قسمتهای قبلی این مجموعه فیلم توسط فیلمسازانی چون کریس کلمبوس (2 قسمت اول و دوم)، آلفونسو کارون (قسمت سوم) و مایک نیول (قسمت چهارم) کارگردانی شده است.
دیوید یاتس در گفتوگوی اینترنتی زیر درباره برخی از زوایای آخرین قسمت هری پاتر صحبت میکند.
به پایان رساندن موفقترین مجموعه فیلم تاریخ سینما چه احساسی را در شما ایجاد میکند؟
این یک امتیاز مخصوص و بزرگ بود که با این مجموعه فیلم همکاری داشتم و توانستم با بهترین گروه بازیگران دنیا و بهترین و موفقترین قصه دنیای ادبیات کار کنم. خودم را آدم بسیار خوششانسی ارزیابی میکنم. یکی از بزرگترین چیزهایی که پس از پایان این مجموعه فیلم از دست میدهم، شانس همکاری دوباره با دانیل رادکلیف است. خیلی ناراحتم که رابطهام با عوامل همکارم در این فیلم قطع میشود. در پشت صحنه این مجموعه فیلم، همه ما تبدیل به اعضای یک خانواده شده بودیم و این مساله خیلی خوب خودش را در جلوی دوربین هم به نمایش گذاشت. ما یک خانواده بزرگ و باشکوه بودیم. آنچه که در بین تمام اعضای گروه سازنده وجود داشت و به نوعی یگانه و بیهمتا به نظر میرسد، همین حس وحدت و یکرنگی بین ماست. رابطه کاری ما در زمان تولید قسمتهای مختلف این مجموعه فیلم بسیار ویژه بود و فکر میکنم حس و حال مربوط به آن تا سالیان متمادی در روح و ذهن همه ما باقی بماند، امیدوارم که چنین شود. کار در این مجموعه فیلم یک تجربه فوقالعاده و یگانه بود.
آیا از این که فیلمهایی مثل هری پاتر در مراسم اهدای جوایز سینمایی مورد توجه قرار نمیگیرد، ناراحت هستید؟
حقیقت امر را بخواهید، تمام عوامل فیلم با این مساله کنار آمدهاند و نسبت به آن از خودشان حساسیتی نشان نمیدهند.برای لذت بردن از همکاری با این مجموعه فیلم، دلایل بسیار زیاد دیگری وجود دارد که میتوان به آنها اشاره کرد. این مجموعه فیلم هواداران بسیار زیادی دارد و جزو کارهای بسیار پرفروش تاریخ سینماست. در سطح بینالمللی گروه بزرگی از تماشاگران سینما پیگیر ماجراجوییهای شخصیتهای اصلی آن بودهاند و چندین سال است که به دقت این ماجراها را دنبال میکنند. این پیگیری با یک حس قوی و مثبت همراه است. امسال در زمان افتتاحیه آخرین قسمت فیلم در شهر لندن، هزاران نفر در آن هوای بارانی دور هم جمع شدند.
این نشاندهنده میزان موفقیت این مجموعه فیلم است. به همین دلیل، بیتوجهی مراسم اهدای جوایز سینمایی به هریپاتر چندان ما را ناراحت نمیکند. چیزهای بسیار مهمتری از این مساله وجود دارد که میتوان به آنها فکر کرد.
جیکیرولینگ، نویسنده مجموعه کتاب هریپاتر یکی از تهیهکنندگان مجموعه سینمایی آن هم بوده است. نوع همکاریتان با او سر صحنه فیلمبرداری چگونه بود؟
او یک همکار بسیار همراه و فوقالعاده است و نهایت همیاری را با این مجموعه فیلم کرد. اما او همیشه سر صحنه و پشتصحنه یک فاصله معین را با همکاران سینماییاش حفظ میکرد. جیکیرولینگ در جریان کار نگارش فیلمنامه بود و اگر چیز تازهای به ذهنش میرسید یا ایده خاصی داشت، به راحتی آن را با ما در میان میگذاشت. به نظرات همکارانش احترام میگذارد و برایش بسیار مهم است که آنها چه میگویند و چه فکر میکنند.
هر بار که به او احتیاج داشتیم، بلافاصله خودش را به سر صحنه میرساند. چنین روابطی برای گروه سازنده یک فیلم، حکم یک روابط کامل را دارد.
او نسبت به کاری که انجام میدهد ذوق و شوق خاصی دارد و همیشه از کارها و ایدههای خوب حمایت میکند. نکته بسیار مهم در رابطه با این نویسنده این است که خیلی خوب پیچیدگیها و سختیهای کار اقتباس سینمایی یک اثر ادبی را میشناخت و تعصب خاصی نسبت به کتابها و نوشتههایش نداشت.
پس همیشه سر صحنه فیلمبرداری بود؟
خیر. از آن چه که گفتم چنین برداشتی نکنید. این طور نبود که او همیشه دم دست باشد و در تمام مدت، سر صحنه فیلمبرداری بپلکد. در کل، شاید 4 یا 5 بار او را سر صحنه فیلمبرداری دیدیم، ولی حضورش معنوی بود. قصه فیلم مربوط به دنیایی بود که او خلق کرده است. پس آن را میشناخت و علاقهمند به آن بود. راهنماییهای او ـ که همیشه مستقیم و رودررو نبود ـ چراغ راه کار ما بود. ما همیشه حضور او را سر صحنه فیلمبرداری در کنار خودمان حس میکردیم و نیازی به حضور فیزیکی دائمی او نبود.
راز موفقیت پنهانی که در پشت این مجموعه فیلم وجود دارد، چیست و آیا ممکن است هری پاتر صاحب یک پیشدرآمد شود؟
دلایل زیادی برای موفقیت اینگونه فیلمها وجود دارد. اول از همه این که فیلمنامههای این فیلم براساس ماجراهای یک مجموعه کتاب زیبا و جذاب است. از سوی دیگر، طرفداران این فیلم جمعیت بزرگی از تماشاگران بینالمللی هستند. شخصیت های این مجموعه فیلم قابل قبول و پویا هستند. جی کی رولینگ توانسته یک فضای خارقالعاده در قصههایش خلق کند و دنیایی تماشایی به وجود بیاورد. تنوع شخصیتهای فیلم را هم از یاد نبرید. این مجموعه فیلم به قدری شخصیتهای متنوع و متعدد دارد که هر تماشاگری میتواند با یکی از آن حس همذاتپنداری کند. فضا و دنیایی که قصه فیلم در آن رخ میدهد هم بزرگتر و فوقالعادهتر از دنیایی است که ما در آن زندگی میکنیم. وقتی مجموع این چیزها را در کنار هم قرار میدهیم این حس در ما به وجود میآید که همه خواستهها و رویاهایمان برآورده شده است و با یک قصه کامل سر و کار داریم. مضمون این مجموعه فیلم همگانی و عمومی است و تمام تماشاگران سینما در هر سن و سال و از هر ملیتی میتوانند با آن کنار بیایند.
منظورتان کدام مضمون است؟
مضمون کلی فیلم که به شرح نبرد همیشگی 2 نیروی خیر و شر میپردازد. قصه جنگ خوبی و بدی از قدیم و دوران کهن وجود داشته و هیچ وقت کهنه و تکراری نمیشود. قدرت دوست داشتن دیگران و کنار آمدن با سرنوشت و احساس از دست دادن یک سری چیزهای خوب هم از جمله نکات دیگری هستند که در این مجموعه فیلم بیان و مطرح میشود.
در مورد پیشدرآمدی به این مجموعه فیلم چه میگویید؟
خب، جی کی رولینگ ذهنیت خلاق و فوقالعادهای دارد و من نمیدانم چگونه میشود نقطه پایانی را برای آن ترسیم کرد. او همیشه در حال خلق کردن چیزهای تازه است. مطمئن هستم او هر چه بنویسد و هر دنیایی خلق کند، خوانندگان زیادی پیدا خواهد کرد، اما در کل تصورم بر این است که برای هر قصه و تجربهای یک زمان و مکان مشخص و محدود وجود دارد و وقتی زمان آن چیز سرآمد و تمام شد، دیگر نباید دنباله آن را گرفت. این نوع کارها مخصوص یک زمان و مکان خاص هستند و در همان دوره است که میدرخشند. به همین دلیل، ادامه دادن غیرضروری آن چیز را نوعی شرمساری ارزیابی میکنم و فکر میکنم نباید به سراغ دنباله آن رفت. این همان چیزی است که در مورد مجموعه قصه و فیلم هری پاتر صدق میکند.
دلایل زیادی برای موفقیت مجموعه
فیلمهای هری پاتر وجود دارد. اول از همه این که فیلمنامه آنها براساس ماجراهای یک مجموعه کتاب زیبا و جذاب است از سوی دیگر، طرفداران این فیلم جمعیت بزرگی از تماشاگران بینالمللی هستند
این قصه در 7 جلد نوشته و 8 فیلم سینمایی براساس آن ساخته شد که آخرین قسمت آن خودش 2 بخش است. آن چه در رابطه با این قصه باید گفته شود تا اینجا گفته شده و فکر نمیکنم حرف ناگفتهای باقیمانده باشد.
به همین دلیل، نهتنها دلیل موجهی برای ادامه دادن ماجراهای هریپاتر و دوستانش وجود ندارد، بلکه چیزی هم نیست که بخواهیم درباره گذشته این شخصیتها تعریف کنیم و به سراغ قصه آن در دورانی برویم که هنوز قصه قسمت اول اتفاق نیفتاده بود.
هریپاتر، بزرگترین مجموعه فیلم کل تاریخ سینماست که محصولی انگلیسی (و نه آمریکایی) محسوب میشود. صنعت سینمای انگلستان چگونه میتواند روی موفقیت مالی و انتقادی این مجموعه فیلم تکیه کرده و فیلمهایی از این دست تهیه و تولید کند؟
فکر میکنم افتخار اصلی همه ما این است که هریپاتر یک فیلم انگلیسی بوده است. اتفاقات خیلی خوبی در این چند سال رخ داده است. با تولید این مجموعه فیلم، بخشهای مختلف صنعت سینمای انگلستان رشد کرد و شاهد ترقی در همه زمینهها بود. در زمان تولید فیلمها مجموعهای از تکنیسینها و عوامل فنی را تعلیم دادیم که حالا نگاه همه آنها به آینده است. این نیروی خلاق اکنون در فکر کارهای بهتر و بزرگتر است، اما یک اتفاق خوب همیشه 2 بار تکرار نمیشود و خیلی سخت است که بتوانیم در آینده نزدیک کار بزرگی شبیه هریپاترها را برای کار در دستهای خود داشته باشیم، اما همه ما چشم انتظار احتمالات بزرگ بعدی هستیم و امیدواریم شانس کار روی چنین پروژههای مهمی پیدا کنیم.
مدتی بحث کارگردانی فیلم 2 قسمتی «هابیت» توسط شما بود.
گییرمو دلتورو کارگردان اصلی فیلم چند بار قهر و آشتی کرد. یک روز پیتر جکسون، کارگردان تریلوژی ارباب حلقهها و تهیهکننده هابیت با من تماس گرفت و پیشنهاد همکاری را مطرح کرد، اما بهترین گزینه برای ساخت این فیلم خود جکسون و دل تورو هستند و نه هیچکس دیگر.
فیلم جدید چه دارید
یک درام جنگی به نام «خیابان نازارین». هنوز بازیگران فیلم را انتخاب نکردهام. فیلمنامه را جو فیشر نوشته که قصهای جذاب و قوی دارد. او قبل از این چند فیلمنامه تلویزیونی نوشته و این اولین کار سینماییاش به شمار میرود، ذهن قوی و خلاقی دارد و امیدوارم فیلم خوبی از قصه او درآید. خیابان نازارین به بزرگی هریپاترها نیست، ولی میتوان از آن به عنوان یک کار موجه و خوب اسم برد.
ایندیپندنت
مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم