در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
افشین والینژاد که 8 سال گوینده رادیو ژاپن (NHK) بوده، پس از فاجعه سونامی در ژاپن به عکاسی و کمک به مردم آسیبدیده پرداخت. او در اینباره میگوید: جمله زیبایی بر سردر آرامگاه ابوالحسن خرقانی نقش بسته با این مضمون «هرکه از این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش نپرسید، چه آن کس که به درگاه باریتعالی به جان ارزد، البته بر خوان بوالحسن به نان ارزد.» براساس این فلسفه زیبا کمکهای ایرانیان و دوستانم را جمعآوری میکنم و این کمکها را با نام ایران به ژاپن میبرم. ترجیح میدهم به جای واژههای خیرخواهانه و انساندوستانه، به این کار نام «عشق ایرانی» بدهم.
موقعیتهای سخت
والینژاد که رسانهها به او لقب «فرشته ایرانی در زلزله ژاپن» دادهاند، از روزهای نخست حوادث و از مناطق بحرانی و خطرناک عکس گرفته است. او در اینباره میگوید: «از من خواستند با رادیو و تلویزیون هلند همکاری کنم، اما پس از چند روز که خطر تشعشعات اتمی زیاد شد، هلندیها منطقه را ترک کردند. بعد از آن من هم با ماشین کرایهای خودم به مناطق آسیبدیده میرفتم و در آستانه نوروز به مردم سیب میدادم و میگفتم که این میوه در سفره هفتسین ما مظهر عشق است.» رویکرد این هنرمند، عکاس و روزنامهنگار ایرانی به مقوله عکاسی بحران، نگاهی متفاوت است که نشاندهنده توانایی عکاسان کشورمان در ثبت عکسهای بحران است.
سالهاست که شاخهای در عکاسی خبری به نام عکاسی بحران دغدغه بسیاری از عکاسان دنیا شده است. عکاسان بحران گروهی از عکاسان خبری هستند که نگاهشان به مفهوم خبررسانی از ثبت یک تصویر خبری بالاتر است. آنان از موقعیتها و لحظات خاص که حضور در آنها مشکل و شاید غیرقابل باور باشد، عکسهایی میگیرند که علاوه بر داشتن بار اطلاعاتی بالا و چاپ در رسانهها، کارکردهای انساندوستانه و جلب کمک هم دارد.
معمولا مشتری پر و پا قرص چنین عکسهایی رسانههای مکتوب خبری و دیجیتالی هستند که به دنبال سریعترین انتقال خبرها از دریچه عکس خبری هستند. براساس نظر تاریخنگاران حوزه عکاسی، ابداع این هنر تقریبا با تولد و رشد فوقالعاده مطبوعات تصویری معاصر بود. نخستین نشریهای که تصویر را بر متن اولویت بخشید، مجله دایلوستریتد لندننیوز نام داشت که در سال 1842 تاسیس شده بود. هرچند که در آغاز، روش ابداعی جهت چاپ عکس، به صورت حکاکی یک تصویر بود، اما در میانه راه و در سال 1880 میلادی، روش «هالف تن» انقلابی را در مجلات تصویری ایجاد نمود.
نکته: عکس خبری در عمر بیش از 100 سال خود توانسته است شیرینترین تلخترین و حساسترین وقایع و بحرانهای اجتماعی را بازتاب داده و در معرض دید مخاطبان قرار دهد
از آن به بعد، عکس به عنوان یک عنصر رسانهای راه جدید خود را در مسیر تغییر و تحول در ساختار مطبوعات آغاز نمود که تاکنون توانسته این مهم را ادامه داده و در چندین مقطع زمانی از متن و کلام جلوتر افتاده و مخاطبان خود را تحت تاثیر قرار دهد.
عکس خبری در عمر بیش از 100 سال خود توانسته است شیرینترین، تلخترین و حساسترین وقایع و بحرانهای اجتماعی را بازتاب داده و در معرض دید مخاطبان قرار دهد.
نگاه عکاسانه
شاید وجه تمایز عکاسان خوب مستند اجتماعی در شاخه عکاسی بحران با عکاسان کمتر موفق این حوزه، داشتن نگاه عکاسانه و البته خلاقانه باشد. چه بسیار عکاسانی هستند که در حوزه عکاسی بحران حضور مییابند و در مقابل، تنها دست بر دکمه دوربین میفشارند تا موقعیت را ثبت کنند؛ اما این تمام اتفاق نیست. عکسهای گرفته شده از بحرانها و اتفاقات، برای جاودان شدن و مانایی بیشتر به یک نگاه متفاوت نیاز دارد، نگاهی که عکاسی چون «ست بن» در آثارش به خوبی آن را نشان داده است. زلزله، توفان و سیل از زمره بحرانهای طبیعی است که شاید دخالت انسان در آن کمتر بوده، اما بحرانهای سیاسی شامل جنگ، حرکتهای تروریستی و کودتا ازجمله اتفاقاتی هستند که مستقیما با دخالت دولتها یا انسانها صورت میپذیرد. بحرانهای اجتماعی نیز که شاید همانند 2 مورد ذکر شده، بروز آنی نداشته باشند اما در بطن یک جامعه وجود دارند و به مرور خود را نشان میدهند. در واقع در بسیاری از موارد، عکاسی از فقر، فحشا، فساد اخلاقی و اعتیاد در یک جامعه را هم میتوان در زمره عکاسی بحران قلمداد کرد. بحرانهای سیاسی و طبیعی دارای یک زمان مشخص هستند؛ در هجمه آغازین خود، جمع زیادی از انسانها را از بین میبرند و نتیجه آنها در جامعه به شکل یک شوک است. اما بحرانهای اجتماعی، به دلیل زمان طولانی اثرگذاری، معمولا آتش زیر خاکستر هستند و میتوانند یک جامعه را بدون شوک دادن، از شکل درونی و حرکتی خود تغییر دهند. حال برخورد یک عکاس با این 2 بحران چگونه باید باشد و چگونه باید این 2 نوع را به تصویر بکشاند و بتواند جامعه خود را از آن مطلع سازد، موضوعی است که نگاه عکاسانه را میطلبد.
صداقت و امانتداری
مسعود زندهروح کرمانی که سالهاست در شاخه عکاسی مستند اجتماعی و به طور مشخص عکاسی بحران به فعالیت پرداخته، درباره ویژگیهای یک عکس در این حوزه معتقد است: یک عکاس میبایست از محیط پیرامون خود (مکان زیستی) اطلاعاتی از آنچه که رخ میدهد، شامل مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی داشته باشد. او اصولا دیدگاه خود را باید در یکی از موارد فوق کامل نموده و به آن احاطه داشته باشد. در واقع یک عکاس میبایست پیشگوی خوبی بوده و از قبل براساس دانستههای خود بداند که چه حادثهای در حال وقوع است و بتواند به موقع این واقعه را ثبت نماید.
سمیه نیکانلو / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: