در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کامران از بناب- احمد از هندیجان (در اولین فرصتِ بعدی، ای به روی چشم)- زهرا، ن. (وااای... چه باحال! روزهای خودت شاد! لحظههای تو هم فارغ از هر داد و قالِ باد، اصن فراتر از اون: رعد و برق و تندر و تندباد! خلاصه که: بسی ممنون)- سید رضا تولائیزاده- امیر از شیراز (بله قربان؛ یاهو داشت میگفت اجارهت رو ببر بالا و بیا بریم سینما و چِمدونم، بیا این تخمهها رم بشکن! منم نقل مکان کردم به جیمیل که هم استخر داره، هم سونا! هم یکی میخری دو تا میبری! میگن چن روز دیگه، خدمات جکوزیش هم راه میافته! هههههه! پس با حفظ آرامش، بآهستگی وارد لاین جیمیل شده، از توقف بیجا در شناسة یاهو که مانع کسب است! جداً خودداری کرده، از تماس و ارسال هر نوع مرسوله به اون نشونی هم بپرهیزید. با تشکر: ستاد ساماندهی به نامههای بروبچ!)- ریحانه (هههههه! یکی از همکارا 20 کیلو لاغر کرده؛ بش میگم: برو یه لباس تنگتر بخر خب؛ شدی خودت و سه نفر دیگه در یک لباس! میگه: میخوام همینا رو بپوشم یادم بمونه چی بودم و چی شدم! حالا انگار، حکایت توست! دو فیلم، با یه بلیط)- یه حوا- مرضیه، 20 ساله از اهواز (ئووو...ووَه! ایییینهمه طوووولاااانیییی؟ باس نوشتههای کیا رو وردام و کِی و کجا چاپش کنم؟ بیا عوضش خودم یه کادوی تولدت سهچارک! بهت میدم، نه سیخ بسوزه نه کباب، انگشتت هم تاول نزنه! آرزو دارم لبت اونقد خندان شه که به جای پستة مرغوب صادرش کنن به کشمیر، دل حافظ شیراز هم بسوزه! هی پیغام بده، هی پسغام بفرسته: بذا به جای خال هندو، دربارة خندههات شعر بگم! تو هم کلاس بذاری و بگی: نه نمیخوام نه نمیخوام!)- روژین- سعید رضا از گرگان- داوود از مشهد- مینا از گلستان (یه خرده زیادی احساساتی شده. هر طور میخوای بنویس، اما اگه مینویسی که خواننده داشته باشه، باید از احساساتی شدن فاصله بگیری. دوره نوشتههای جانسوز و پرسوز رمانتیک دیگه گذشته، یا اگه نگذشته، خوانندهها و خواهندههاش کم شده)- سینا از تهران (احتمالش زیاده، ولی موضوع گلها رو بهش بگو)- و... پس اسم و نامههای بقیه؟ صبر کنین، لابد در شمارههای بعدیه!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: