در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اهمیت این مقوله از آن جهت است که ما درصدد ایجاد جامعهای هستیم که هم الگو باشد و هم به لحاظ دینی، الگو باشد لذا بسیار مهم است که مشخص شود چه تلقیای از دین در ساختار «وضعیت موجود» حیات دارد و چه ساختاری از «دین» مطلوب جامعهای است که به لحاظ دینی، الگو تلقی میشود.
جامعه ما، دارای فرهنگی است که اکثریت قریب به اتفاق اجزای آن را دین مبین اسلام تشکیل میدهد و درعین حال عناصری از ملیت هم که در فرهنگ ایرانی وجود دارد سمت و سوی تایید ارزشهای مذهبی را دارد. لذا ورود دین به فرهنگ ایران، ورودی تصنعی و غیرمبتنی بر باورهای عمیق آزادمنشی نیست و از این بابت هم هست که جامعه امروز ایران، جامعهای مذهبی قلمداد میشود.
اما فراتر از این استنباط واقعبینانه، سوال اساسی قابل طرح که شدیدا رودرروی جامعه ماست آن است که از دین و وجوه مختلف آن چه دریافتی در جامعه ما وجود دارد؟ و وجوه دین کدامها هستند و سطوح متفاوت و برشهای گوناگون از این وجوه، تا کجا و تا چه اندازه میتواند در ساختار الگوی جامعهای مشارکت کند که صفت و ویژگی دینی بودن را به خود بگیرد؟ آیا این وجوه دینی حداکثری یا حداقلی است یا شق ثالثی را ایجاب میکند؟ تا چه میزان احکام اولیه و ثابت دین در ساختار جامعه وارد میشود و قلمرو تشریع برای مردم، به گونهای که روندهای عادی زندگی اجتماعی آنان سرو سامان یابد، از چه محدودههایی برخوردار است؟
این سوالات کنار صدها سوال مهم دیگر، به معنای آن است که در شرایط موجود به رغم حضور دین در روندهای کلی جامعه، ما همچنان از مختصات و ویژگیهای عمل به دین و ارکان آن هم به لحاظ فردی و هم (بخصوص) به لحاظ اجتماعی فاصله داریم.
این فاصله تا اندازه زیادی به نوع تلقی ما از دین و احکام فردی و اجتماعی آن مربوط است. ما باید هم در میزان حضور دین در ابعاد اجتماعی و هم در میزان دینی بودن این حضور، از حیث اینکه آنچه به نام دین عملیاتی میشود، تا چه اندازه «همان» است که نظر شارع مقدس بوده است و هم در آزمون مواجهه با آموزههای دینی از حیث کارآمدی آموزههایی که متاسفانه باید کارآمدی خود را از تلقی انسانها از اسلام بگیرند، تامل کنیم و آنها را آسیبشناسی نماییم.
بدیهی است در این موضوعات اخیر، نکات بسیاری وجود دارد که نشان میدهد تلقیهای ما از دین ممکن است همانی نباشد که واقعا هستند. به طور طبیعی مبتلا به نوعی تلقی از دین هستیم که در حقیقی بودن آن، میتوان در مواردی تامل داشت و بر این اساس است که این تلقیها میتوانند مانع طراحیهای جدید شوند و حتی دین را به ناحق مانع پیشرفت معرفی کنند. لذا شناخت ابعاد این تلقیها از دین، از ضروریات جامعهای است که به الگوی دینی ـ ایرانی در پیشرفت میاندیشد.
دکتر حسن سبحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: