گزارشی از پشت صحنه تله‌فیلم «بازی سرنوشت»

سرنوشت را باید ازسر نوشت

سعید عباسی که سال گذشته فضای درام و کمیک تله‌فیلم «خانه به خانه» را به تصویر کشیده بود، این بار اثر جدیدش را با نام «بازی سرنوشت» آماده پخش می‌کند.
کد خبر: ۴۱۵۰۱۰

به گفته عباسی، تله‌فیلم بازی سرنوشت ژانر کمدی ـ اجتماعی است و داستان زندگی پدری به نام اردشیر را روایت می‌کند که پس از گذشت 30 سال، درست در واپسین روزهای زندگی‌اش، پسر گمشده‌اش نادر را پیدا می‌کند و ...

ارجحیت طنز موقعیت در دیگر گونه‌های کمدی

خیابان ولیعصر، کمی بالاتر از میرداماد ساعات خلوت خود را سپری می‌کند. در اوج گرمای تابستان به لوکیشن بازی سرنوشت، واقع در دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی ـ که سکانس‌های پایانی آنجا برداشت می‌شود ـ می‌رسم. لوکیشن دانشگاه محوطه‌ای سرسبز است و با ساختمان‌هایی متعدد به محوطه راه می‌یابد. به محض ورود، با عوامل و چیدمان میزانسن‌‌های صحنه روبه‌رو می‌شوم. قرار است در پارکینگ دانشگاه، صحنه‌هایی از لج و لجبازی‌ها و دیالوگ‌های بین نسترن، دختر کوچک اردشیر (با بازی لیلی بابایی)‌ و خواستگارش سعید (وحید مقدسی)‌ برداشت شود. عباسی (کارگردان)‌ در این سکانس می‌کوشد با شکل‌گیری یک رابطه عاطفی به داستان رنگ و بوی درام بدهد.

سعید عباسی درخصوص طنز موقعیت این تله‌فیلم می‌گوید: «قصه بازی سرنوشت تقریبا کلیشه‌ای است؛ اما سعی کردیم با نگاهی دیگر، موقعیت‌های کمدی زیادی طراحی کنیم تا طنز موقعیت ایجاد شود. به طور کلی شخصیت‌های داستان همگی جدی‌اند و فقط موقعیت‌های طراحی شده باعث خنده‌ و طنز می‌شوند. در بازی سرنوشت نیز می‌کوشم از هرگونه طنزهای کلامی که این روزها بیشتر مشاهده می‌شود خودداری کنم، چراکه با نابازیگر هم می‌توان طنز موقعیت را حفظ کرد.»

عباسی در ادامه می‌گوید: «از طرفی در تمام قسمت‌های داستان، رگه‌هایی از طنز به چشم می‌خورد. مثلا زمانی که بعد از گذشت 30 سال پدر و پسر یکدیگر را پیدا می‌کنند در آن شرایط غمگین و اندوهگین ما طنز موقعیت را شاهد خواهیم بود.»

به گفته او، تله‌فیلم بازی سرنوشت با نمایش صحنه‌هایی از شخصیت‌ اردشیر (محمد شیری)‌ و نادر (شهرام قائدی)‌ آغاز و با یک عقبگرد فضای آشنایی اردشیر با همسرش ترسیم می‌شود.

بازی سرنوشت، پیش از تولید با تغییرات متعددی در فیلمنامه مواجه بوده و به گفته عباسی، داستان این تله‌فیلم کاملا بازنویسی شده و فقط 5 خط داستان طبق فیلمنامه قبلی است.

عباسی در ادامه می‌گوید: «از ابتدا هنگام نگارش، مد نظرم بود قائدی نقش نادر و شیری، اردشیر را بازی کنند و خوشبختانه خیلی از بازیگرانی که در ذهن داشتم با ما همکاری کردند.»

بازیگری که قرار بود کارگردان باشد

رامبد شکرآبی تاکنون در سریال و تله‌فیلم‌های متعددی بازی کرده است. او اعتقاد دارد در اثرهای طنز کمتر حضور داشته و تجربه بازی کمدی موقعیت را اواسط قصه با عباسی و گروهش پشت سر می‌گذارد. شکرابی در مورد نقشش می‌گوید: «بردیا نسبت به دیگر شخصیت‌ها کاملا جدی است و تنها شخصیت منفی قصه محسوب می‌شود. در ضمن تله‌فیلم بازی سرنوشت، رئال است و موقعیت‌ها مفرح و به نوعی در قالب طنز جای گرفته‌‌‌اند.»

به گفته عوامل تله‌فیلم، قرار بر این بود رامبد شکرابی، کارگردانی این اثر را به عهده بگیرد اما بنا به دلایلی امکان‌پذیر نشد. او در این خصوص می‌افزاید: «در حقیقت قصه بازنویسی شده با قصه اولیه فرق دارد. اگر قرار باشد 2 فیلمنامه یکسان به وسیله 2 کارگردان مختلف ساخته شوند کارها متفاوت خواهند شد و تا وقتی مونتاژ بازی سرنوشت تمام نشود، نمی‌‌توان نظر کلی راجع به آن داد، اما در کل فکر می‌کنم حق قصه ادا شده است.»

وقتی عشق جای تحصیل را می‌گیرد

در گوشه‌ای از پارکینگ دانشگاه، عوامل گریم مشغول گریم وحید مقدسی هستند. برادر دوقلویش نیز کنار او ایستاده است.

صدا، دوربین... رضا خانلری شروع برداشت را به بازیگران اعلام می‌کند. نسترن (لیلی بابایی)‌ و نگار (مهدیه اصغرنژاد)‌ از پله‌ها پایین می‌آیند و وارد پارکینگ می‌شوند و می‌خواهند سوار خودرو شوند.

نسترن: از وقتی بابام اینطوری شده دیگه یک صفحه هم نمی‌تونم درس بخونم.

نگار: درکت می‌کنم خیلی سخته.

نسترن: پس اگر درکم می‌کنی یک خرده تو تمرین و این جنگولک‌ها کمکم کن.

نگار: باشه بابا گفتم که کمکت می‌کنم. فعلا برو خدا رو شکر کن تو این هیری‌و ویری دیگه‌ زبل‌خان پیداش نشده.

نسترن: خدا رو شکر.

این سومین سکانس تمرینی است که برداشت می‌شود. پلان بعدی صحنه تصادف نسترن با خواستگارش است. در این پلان نسترن و نگار سوار ماشین می‌شوند و نسترن دنده عقب می‌رود. در حین عقب رفتن با ستون پارکینگ تصادف می‌کند، سپس راه می‌افتد و سر سه‌راهی می‌ایستد. یکدفعه ماشینی از پشت محکم به آنها می‌زند و نسترن و نگار با عصبانیت پیاده می‌شوند و می‌بینند سعید و دوستش هستند. سعید از ماشین پیاده می‌شود.

نسترن: چیه که تو، همش این ماشین منو نشون کردی؟ این همه ماشین تو دانشگاه، اصلا این همه دختر.

سعید: دفعه قبل همین‌طوری تو خیابون دیدمت و داشتم می‌یومدم دنبالت که یکدفعه حواسم پرت شد و زدم بهت ولی این دفعه از قصد زدم.

نسترن: اِ عجب آدم پررویی هستی.

سعید: ‌شما که وضعت خوبه. بابات کارخونه‌ داره. یک ماشین دیگه برات می‌خره. بذار حداقل بزنم دلم خنک شه. برای تو که فرقی نمی‌کنه. اصلا از بس وضعتون خوبه اینقدر مغروری.

نسترن و نگار با تعجب به او نگاه می‌کنند. سعید سوار ماشین می‌شود و تو عقب و جلو کردن یکبار دیگر به ماشین نسترن می‌زند و می‌رود. نسترن عصبانی به او نگاه می‌کند و...

لیلی بابایی ـ که پیش از این اولین تجربه تلویزیونی‌اش را با همین کارگردان پشت سر گذاشته است ـ رگه‌هایی از بازی آماتوری را در وجوه شخصیت‌پردازی نسترن بروز می‌دهد. او در این تله‌فیلم تقریبا در سن و سال نزدیک به خودش ایفای نقش کرده است، اما نوع گریم و پوشش ظاهری‌اش تفاوت زیادی با شخصیت رئال یک دانشجو دارد. او در محیط دانشگاه، همراه دوستش بیشترین نقش را دارد. بابایی به سمت ما می‌آید تا پاسخگوی سوالاتمان درخصوص شخصیتش باشد: «نسترن دختری شیطان و بازیگوش است و در محیط دانشگاه پس از این که ماجرایی احساسی برایش پیش می‌آید اتفاقاتی را دنبال می‌کند که بخشی از طنز داستان را در خود دارد.»

بابایی به حضور بازیگران پیشکسوت در فیلم اشاره می‌کند و درخصوص آموخته‌هایش از آنان چنین توضیح می‌دهد: «با آقای شیری که نقش پدرم را به عهده دارند همکاری خوبی دارم. ایشان بنده را راهنمایی و همیشه این نکته را گوشزد می‌کنند که برای هر فیلمنامه و نقش باید شناسنامه‌ای در نظر گرفت و با توجه به آن، خلق و خوی شخصیت را درآورد.»

وی در دانشگاه حسابداری می‌خواند و متولد 67 است و بدون تحصیلات آکادمیک و به واسطه آشنایی با عوامل سینمایی فعالیت در این 2 تله‌فیلم را پذیرفته است. بابایی می‌گوید: «درخصوص این شخصیت بسیار کنکاش کردم و با تجزیه و تحلیل، تمرین‌هایم و راهنمایی‌های کارگردان، توانستم درونمایه این نقش را به نمایش بگذارم.»

از طنز لودگی فاصله گرفتیم

در آثار هنری رسم است از افرادی استفاده شود که تجربه را در کنار دانسته‌های آکادمیک داشته باشند. چنین خصوصیاتی را برای تیم‌های حرفه‌ای حتی در مورد عوامل پشت صحنه و غیراصلی نیز مدنظر قرار می‌دهند. رضا خانلری از تحصیلکرده‌های رشته سینماست که در عرصه‌های مختلف این حوزه فعالیت داشته و جدیدترین تله‌فیلمش را کارگردانی کرده است. خانلری ـ که در این پروژه مدیر برنامه‌ریزی کار محسوب می‌شود ـ از حساسیت‌های فعالیتش می‌گوید: «براساس زمان‌بندی طرح قرار بود کار در 20 جلسه تمام شود و با توجه به تعدد لوکشین‌ها که شامل نقاط مختلفی از تهران می‌شد کار را تا 18 جلسه کاهش دادیم. برداشت‌های این فیلم در مناطقی چون قوچ‌حصار شهرری، مرکز شهر، تجریش، پونک، شهرک غرب و... و لوکشین‌های داخلی متعددی انجام شد. تمرکز بر هر یک از این مکان‌ها و تهیه امکانات و همچنین آفیش بازیگران متعدد و زمان‌بندی تولیدی، فشار زیادی را به گروه تحمیل می‌کند و وظیفه برنامه‌ریز به عنوان مدیر زمانی کار، بسیار حساس است.»

امیر پورکیان، تهیه‌کننده این تله‌فیلم، کارش را یک اثر فانتزی معرفی و بیان می‌کند: «سکانس‌ها به گونه‌ای در داستان چفت و بست شده‌اند که رفته رفته در طول قصه همه شخصیت‌ها به یکدیگر مربوط می‌شوند و از این اتصال یک زنجیره پدید می‌آید. بازی سرنوشت همان گونه که گریه مخاطب را درمی‌آورد، خنده را بر لبان او می‌نشاند و تلاش کرده‌‌ایم از طنز لودگی فاصله بگیریم.»

او ادامه می‌دهد: «بنده تجربه معلمی را برای 70 دانش‌آموز داشته‌ام و اکنون احساس می‌کنم کارم با یک وسعت چشمگیر برای 70 میلیون نفر تولید می‌شود. در این خصوص ادعا نمی‌کنم که فیلمنامه، ایده‌ای نو دارد، اما مطمئن هستم در روند پردازش نگاهی جدید داشته‌ایم تا ارتباط دوسویه بین بیننده و فیلمنامه برقرار شود.»

تهیه‌کننده: امیر پورکیان،‌ کارگردان: سعید عباسی،‌ برنامه‌ریز: رضا خانلری،‌ دستیار دوم کارگردان: محمدرضا دانا،‌ منشی صحنه: فریده جلالی،‌ تصویربردار: امید نگارشی، صدابردار: علی عدالت‌دوست، طراح صحنه: علی صدیقی، مدیر تولید: بهروز الماسی، طراح گریم: احمد جهانگیرپور.

بازیگران: شهرام قائدی، محمد شیری، خشایار راد، رامبد شکرابی، حدیث فولادوند، لیلی بابایی، مهدیه اصغرنژاد، ناهید ذاکری، حمید مقدسی، وحید مقدسی، وحید شیخ‌زاده و مهران رجبی.

پروانه صدقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها