گفتگو با کامران قدکچیان ، کارگردان فیلم دختر شاه پریون

هیچ‌گاه از سینمای اجتماعی دور نبوده‌ام

کامران قدکچیان از آن کارگردان‌هایی است که طی سال‌های فعالیتش، ژانر مشخصی از فیلمسازی را دنبال کرده و بعد از آثاری چون آواز تهران، بهشت پنهان، سوغات فرنگ و فاصله، اینک دختر شاه پریون را بر پرده سینماها دارد؛ فیلمی که به عقیده خودش خیلی جدا از سینمای اجتماعی که او همیشه به دنبال آن بوده، نیست.
کد خبر: ۴۱۴۹۷۲

داستان تازه‌ترین فیلم قدکچیان درباره مخترعی جوان با بازی رامبد جوان است که به ثروت رسیده و در این میان عده‌ای به دنبالش هستند و ماجراهایی رقم می‌خورد که عشقی میان بهنود، قهرمان اصلی قصه و دختر یکی از سارقان به نام افسانه ایجاد می‌شود.

آنچه در زیر می‌خوانید گفت‌و‌گو با کامران قدکچیان است.

خیلی‌ها معتقدند تهیه‌کنندگانی مثل حسین فرح‌بخش برای این به سراغتان می‌آیند که شما بخوبی با دوران سلطه فیلمفارسی آشنا هستید و عناصر آن را می‌شناسید.

من فکر نمی‌کنم تهیه‌کنندگان با این تفکر به سراغ من آمده باشند. به هر حال مانند خیلی کارهای دیگری که ساخته می‌شود، فیلمنامه‌ای وجود داشت و کارگردانی آن به من پیشنهاد شد.

در جواب سوال شما هم باید بگویم این چهارمین تجربه کاری من با پویا‌فیلم بود و من هم همیشه این‌گونه فیلم می‌ساختم. در کل خیلی با آنچه شما به عنوان فیلمفارسی از آن یاد کردید، آشنا نیستم.

منظور من این است که این فیلم در قالب سینمای پس از انقلاب اما با عناصر سابق فیلمفارسی ساخته شده است. همان حکایت همیشگی دختر پولدار و پسر فقیر که این‌بار سعی بر آن دارد که از خط قرمزها عبور کند.

چند روز پیش یک فیلم آمریکایی می‌دیدم که پسر سناتوری عاشق دختری می‌شود که بعد می‌فهمد گارسون رستوران است. داستان تا جایی ادامه پیدا می‌کند که پسر از شغل و موقعیت خود دست می‌کشد و با دختر ازدواج می‌کند. آیا به نظر شما این فیلم را هم می‌شود فیلمفارسی تلقی کرد؟ آنچه در کل دنیا مورد اقتباس قرار می‌گیرد، چندین سوژه بیشتر نیست و باقی آن تکرار است.

به نظر من باید راجع به این مورد صحبت شود که آیا آنچه مورد تکرار قرار می‌گیرد، ساختار قابل قبولی با شرایط فعلی اجتماع دارد یا نه. وگرنه همه قصه‌ها یکی است و این تکرار است که گاهی شکل عوض می‌کند. بله ممکن است گاهی از کلیشه‌ها هم استفاده شود و شما شاهد این باشید که در فیلمی از عناصر فیلم هندی هم استفاده شده است. باید دید استاندارد خاصی در آن وجود دارد یا خیر.

به هر حال این فیلم از آن دسته آثاری است که با نگاهی آزاد به مضامین فیلم‌های پرفروش چند دهه اخیر، به گیشه هم نگاه ویژه‌ای داشته است.

غیر از این هم نیست. چراکه ما از فرمول خاص عناصر فروش هم استفاده کرده‌ایم.

قرار نیست کسی در ساخت فیلم ضرر بکند. همه کسانی که در این کار دستی دارند، قرار است استفاده‌ای ببرند. چراکه نیت اول و آخر همه ما این بوده که فیلم خوبی بسازیم. در این ارتباط یا توانسته‌ایم در رسالت خود موفق باشیم یا خیر.

یعنی شما از همان ابتدایی که قصه برای ساخت به شما پیشنهاد شد معتقد بودید دختر شاه پریون فیلم پرفروشی می‌شود؟

من از همان اول می‌دانستم که فیلم خواهد فروخت، چون همه عوامل لازم را برای دیده شدن داشت. در عین حال از قصه جذابی هم برخوردار بود که سال‌هاست مادربزرگ‌ها در گوش ما خوانده بودند. همان قصه قدیمی که شاهزاده‌ای عاشق دختری می‌شود. حالا اگر باز هم سعی بر آن است که بگویید این فیلم فیلمفارسی است، به نظر من ایرادی ندارد.

پس چرا فیلم‌هایی که با مضمون‌های کمدی اینچنینی ساخته می‌شوند، نهایتا در گیشه با شکست مواجه می‌شوند؟

ببینید چند شب پیش در برنامه «هفت» یک نظرخواهی انجام شد که مخاطب چه ژانری از فیلم‌ها را دوست دارد. فیلم کمدی بیشترین رای را آورد، اگر کسی فکر می‌کند که این مساله یک ایراد است و باید اصلاح شود، باید بگویم این فرهنگ عمومی ماست که هیچ ایرادی هم ندارد.

شما تصور کنید در کشوری مثل هندوستان، سال‌هاست فیلم‌ها به یک شکل ساخته می‌شوند و مردم بومی هندوستان این مدل را می‌پسندند. مخاطب ایرانی هم تعریف مشخصی از فیلم‌های مورد علاقه خود داشته و دارد که کمدی است. آنچه مهم است و باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، تکنیک‌ها و استانداردهای ماست. حالا فیلم در هر ژانری که می‌خواهد باشد.

اما برخلاف آن نظرسنجی، در حال حاضر و در این دوران از سینمای امروز، فیلم‌های کمدی اصلا از سوی منتقدان و کارشناسان جدی گرفته نمی‌شوند.

دقیقا همین‌طور است. به محض این که فیلم کمدی باشد، همه فکر می‌کنند باید در دسته فیلم‌های مبتذل آنها را بررسی کنند. من پیشنهاد خاصی دارم که فکر می‌کنم لازم است در روزنامه شما از آن صحبت کنم. به عقیده من باید در جشنواره فیلم فجر هر سال در هر ژانر خاصی فیلم‌ها را بررسی کرد و مورد ارزیابی قرار داد. غیر از این هم نیست که وقتی تهیه‌کننده‌ای کاری را به کارگردانی پیشنهاد می‌کند، به طور قطع شرایط روز جامعه را هم در نظر داشته و فروش فیلم در گیشه هم برایش از مهم‌ترین معیارهاست.

قدکچیان: دختر شاه پریون یک کمدی رمانتیک با رگه‌هایی فانتزی است. تماشاگر در این فیلم یک قصه رویایی می‌بیند که اگرچه همه آن واقعیت نیست، ولی حرف‌هایی از جامعه امروز دارد که در قالب خیال از واقعیت می‌گوید

حالابه نظر شما من کارگردان نباید فیلم بسازم و باید منتظر بمانم تا فیلمی دیگر در ژانری متفاوت به من پیشنهاد شود؟ چرا که همه فیلم‌ها دارند با محتوایی کمدی ساخته می‌شوند. چرا باید همه کاسه و کوزه‌ها سر اهالی سینما شکسته شود؟ یادمان نرود که خیلی از اوقات شرایط به ما تحمیل می‌شود.

تا امروز کارهای شما بیشتر دارای موضوعات اجتماعی بوده، ولی دختر شاه پریون متفاوت است و در گروه آثار کمدی قرار می‌گیرد. این تغییر رویه چگونه رخ داد؟

من همیشه برای ساخت فیلم‌هایم یک سوژه اجتماعی را انتخاب و مطابق با شرایط روز جامعه آن را طراحی می‌کنم. اگر به کارنامه کاری من در این سال‌ها نگاه کنید، می‌بینید مثلا هیچ وقت فیلم سیاسی نساخته‌ام. معمولا سعی دارم در ساخت آثارم با مخاطب رک باشم و موضوعات جذاب و به روزی را هم انتخاب کنم.

دختر شاه پریون یک کمدی رمانتیک با رگه‌هایی فانتزی است. خود اسم فیلم هم گویای این مطلب است که قرار نیست بیننده با یک واقعیت صرف مواجه شود. شما در این فیلم یک قصه رویایی می‌بینید که اگرچه همه آن واقعیت نیست، ولی حرف‌هایی از جامعه امروز دارد که در قالب خیال از واقعیت می‌گوید. هدف فیلم این است که به مخاطب گفته شود بخشی از واقعیت‌ها را با لبخندی بر لب نگاه کند. من سال گذشته فیلم «فاصله» را ساختم که در گیشه با شکست مواجه شد، چون کمی جدی بود و در آن برهه از زمان مخاطب آن را نمی‌پسندید. خب کاملا مشخص است که بعد از آن دیگر تهیه‌کننده‌ای حاضر نمی‌شود برای ساخت اثر دیگری مثل فاصله به سراغ من بیاید و این همان چیزی است که ساخت آثار زیاد سینمایی با محتوای طنز را در این سال‌ها توجیه می‌کند.

شاید اگر جنبه‌های فانتزی و خیالپردازانه فیلم پررنگ‌تر می‌شد، با فیلم کاملا متفاوت‌تری روبه‌رو می‌شدیم.

آن موقع بود که حرف و حدیث‌های دیگری به میان می‌آمد. به هر حال ما نمی‌خواستیم خیلی هم از واقعیت به دور باشیم. مردم ما خلقیات و روحیه خاصی دارند و دور شدن از واقعیت تا حد زیادی مخاطب را پس می‌زند. بعد هم اگر به گفته شما این اتفاق می‌افتاد، آن موقع بود که چیزی که از آن تحت عنوان ژانر فیلم نام برده می‌شود هم دستخوش تغییر می‌شد و شاید اتفاقات دیگری برای فیلم می‌افتاد.

به نظر می‌رسد فیلم تا حد زیادی میان واقعیت و رویا سرگردان است.

دختر شاه پریون اساسا یک کمدی جدی به شمار می‌آید و این سرگردانی هم از جانب خود من در فیلم به عمد بوده است، چراکه قرار بر این بود هر کجا که فیلم خواست کمی جدی باشد، ناگهان تغییر مسیر دهد و از بار جدی آن کاسته شود.

در اکثر کارهایی که برای سینمای عامه‌پسند ساخته می‌شود، ضعف اساسی در فیلمنامه است. ولی این فیلم جدا از بحث کارگردانی که جاهایی قابل تامل است، فیلمنامه خوب و جدیدی دارد.

هدف این بوده که داستان فیلم در یک دسته‌بندی مشخص از پیش تعیین شده قرار نگیرد. درست است که فیلم با ژانر مشخصی جلو می‌رود، ولی خیلی جاها دیده می‌شود که اساس فیلمنامه تلفیقی از چندین ژانر انتخابی است.

از همان ابتدا نیوشا ضیغمی و رامبد جوان برای ایفای نقش انتخاب شده بوده‌اند؟

رامبد جوان گزینه اول انتخابی من بود. قبلا هم در سوغات فرنگ با او کار کرده بودم و با بازی او آشنایی داشتم. زمانی که کار قرار بود کلید بخورد، رامبد جوان مشغول ساخت سریال توطئه فامیلی بود و در نهایت به گروه ما ملحق شد. به بازی رامبد ایمان داشتم، چراکه فیلم یک کمدی رویایی بود و او بخوبی می‌توانست از پس ایفای این نقش برآید.

یک نقطه‌ضعف در پرداخت فیلم و بازی‌ها وجود دارد و آن هم این است در صحنه‌هایی که قرار است نشان داده شود که مثلا بهنود (رامبد جوان) عاشق افسانه (نیوشا ضیغمی) شده، هیچ هیجانی در نوع بازی جوان دیده نمی‌شود و اساس فیلم به عهده دیالوگ‌هایی است که رد و بدل می‌شود.

قرار نبود با یک داستان صرفا عاشقانه روبه‌رو باشیم. این هدف فیلم بود که هیجان دوست داشتن را صرفا در یکی دو دیالوگ میان شخصیت‌های اصلی خلاصه نکند. در غیر این صورت ممکن بود فیلم به وادی دیگری سیر برود.

شبنم مدنی
‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها