روزانه‌ها

ما مدیون آنانیم

علمدار بود و به عنوان جانباز کربلا شهرتش ماندگار شد. دوران جانبازی‌اش هم لحظاتی بیش نبود. یعنی از زمانی که دستانش را قطع کردند تا لحظه شهادتش، فرصتی کوتاه بود. با این حال به قدری این «جان» فدا کردن، کم‌نظیر، بی‌بدیل، شگرف، بزرگ و خالصانه بود که برای همیشه در تاریخ شیعه ماندگار شد و برای قرن‌های بعد هم الگو قرار گرفت؛ الگوی جوانان ایرانی که به تأسی از آموزه‌های دینی و ملی، شهر و آرامش زندگی خود را رها کرده و رفتند تا جان خود را با خدا معامله کنند.
کد خبر: ۴۱۴۲۲۳

حالا در گوشه‌گوشه این شهر ابوالفضل‌های دیگری وجود دارند. آنها نرفته‌اند بلکه مانده‌اند و علم‌هایشان پاها و دست‌هایی است که سال‌هاست رفیق راهشان شده‌اند؛ ویلچری است که با دست‌های کوچک دخترکی که از وقتی به یاد دارد بابایش را جدا از آن ندیده؛ و بالاخره علم امروز این جانبازان کپسول کوچک اکسیژنی است که «باید» باشد؛ شاید مرهمی شود برای سرفه‌های مداوم‌شان.

اما غیر از اینها، گروه دیگری از جانبازان هم هستند که نه نشانی از ویلچر دارند و نه ماسکی برای ذره‌ای «نفس» کشیدن. آنان بی‌هیچ نشانه‌ای جانبازند و چه غریبانه هم مانده‌اند و مشق صبر و عشق می‌کنند.

برای دیدن آنها باید روانه آسایشگاه‌ها شوی؛آسایشگاه‌هایی که در این ایام و بخصوص به مناسبت ولادت قمر بنی هاشم (ع) پر از عیادت‌کننده‌اند و البته در باقی روزهای سال خالی از «ما» هستند و پر از غم غربت.

اما در سایه همین غربت، هر چه من و تو از ستاره‌ها دور می‌شویم، آنان ذره‌ذره به آسمان نزدیک‌تر می‌شوند.

«عباس‌گونه»های وطنمان را فراموش نکنیم. بزرگداشتشان را هم محدود به اعیاد شعبانیه و امروز که روز تولد قمر بنی هاشم و روز جانباز است، نسازیم. جانبازان آلبوم تماشایی و زنده از خاطرات سرخی هستند که در روزگاری نه‌چندان دور تفسیری مشابه علمدار کربلا از زلالی آب ارائه دادند. از یادشان نبریم؛ ما مدیون آنانیم.

مریم جمشیدی‌ /‌ گروه سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها