به عنوان یک بازیگر تئاتر، چه شد که به تلویزیون آمدید؟
موضوع دستمزد و بیشتر دیده شدن که تلویزیون این امکان را به من میدهد. کسی که اینها را تکذیب کند خیلی صادقانه صحبت نمیکند. من از سال 80 دارم کار میکنم، ولی به خاطر این که همیشه در تئاتر بودهام و کار سینما و تلویزیون را گزیده انتخاب کردهام کمتر دیده شدهام. تا به حال بارها برایم پیش آمده که بعضی دفاتر سینمایی که به کار دعوتم میکند عواملشان مرا میشناسند، ولی کارگردان نمیشناسد! در صورتی که تلویزیون خیلی بیشتر از تئاتر این کمک را به بازیگر میکند که دیگر نیازی به معرفی شدن پیدا نکنید. از نظر مالی هم من اگر در تئاتر تامین میشدم هیچ وقت رهایش نمیکردم، چون تئاتر آرامشی به آدم میدهد و همکاریای بین بچهها وجود دارد که اصولا در کار تصویر کمتر است.
از ورودتان به ساختمان پزشکان بگویید؟
این اولین باری است که در کار تلویزیونی با این حجم کار میکنم.
کارهای قبلیام نهایتا سریالهای شبانه ماهرمضان بودند. تنها چیزی که میتوانم بگویم اعتماد صددرصد به آقایان قاسمخانی و صحت بود و همینطور کارنامه کاری آقای چگینی به عنوان تهیهکننده و خودم را به این کار سپردم.
شخصیت و نقش نازنین را چطور دیدید؟
نازنین دختری است که سابقه بیماری روانی دارد، ولی در متن تصمیم اصلی بر این بود که نشان بدهیم بیماری روانی به مفهوم دیوانه نیست و بیمار روانی کسی است که مشکل روانی دارد و بعد هم به این نتیجه رسیدم که یک بیمار روانی میتواند حتی همسر یک روانشناس باشد. این موضوع علاوه بر ایجاد موقعیتهای طنز میتواند در تحلیل شخصیتهای جامعه به مردم کمک کند.
با توجه به این که ساختمان پزشکان اولین تجربه طنز تلویزیونی شما بود از این مساله هراس نداشتید که شاید نتوانید از عهدهاش برآیید؟
چرا، اتفاقا این مساله برایم یک دغدغه شده بود. خیلی میترسیدم و احساس میکردم که چقدر ناتوان هستم ولی در حین کار آقای صحت و قاسمخانی به شکل درستی هدایتم کردند و پس از چند جلسه توانستم خودم را پیدا کنم و در نهایت به آرامش برسم.
چه چیزهایی را خودتان به این نقش اضافه کردید؟
حسن بزرگ این کار این بود که تمام دیالوگها و رفتارها از قبل در تمرینها گفته و انجام میشد و هر چیزی که به ذهنم میرسید با کارگردان و نویسنده مطرح میکردم. مثل تیک نازنین یا وسواس بیش از اندازه او. بنابراین تمام نکاتی را که میخواستم به نقشم اضافه کنم با نویسنده و کارگردان مطرح میکردم. از طرفی چون تمام چیزها از نگارش متن گرفته تا کارگردانی درست و بجا بود کمتر در مورد نقشها تغییری ایجاد میشد.
چرا نازنین نقش پررنگتری نسبت به سایر خانمهای این سریال دارد؟
واقعا این طور نیست. ساختمان پزشکان تنها سریال طنزی است که قصه، بین زنها و مردها به طور یکسان تقسیم شده است. مثلا کسی اگر نقش کمی دارد، اما دائم در مورد او صحبت میشود. البته چون این سریال 2 بخش دارد یعنی مطب و خانه، طبیعتا نازنین و خانم شیرزاد بیشتر به چشم میآیند.
چرا نازنین حس ترحم بیشتری را به سوی خود جذب میکند؟
این مساله تقصیر من نیست، بلکه زاییده ذهن نویسنده است. البته قضاوت در این مورد کمی زود است. چون در آینده میبینید که نازنین یک جاهایی از خودش دفاع میکند. او از همه میخورد به غیر از نیما و در نهایت هم میبینیم که همه به نوعی تمام ناراحتیهایشان را سر نیما خالی میکنند که البته این مساله عمدی بود و از ابتدا در داستان وجود داشت. به هر حال نازنین بعدها کمی از سادگی و صبوری فاصله میگیرد.
فکر میکنم تمام شخصیتهای این سریال به نوعی نماینده افراد جامعه هستند، شما این طور فکر نمیکنید؟
دقیقا همین طور است. هر کدام از ما به نوعی با یکی از مشکلات روحی دست و پنجه نرم میکنیم. از وسواس فکری گرفته تا خودخوری و کنارهگیری از جمع. به هر حال شخصیتپردازی در این سریال بدرستی انجام پذیرفته است و تکلیف هرکسی مشخص است، حتی فیروز. چراکه گاهی او را عصبانی و گاهی او را رنجور و غصهدار میبینیم.
فکر میکنید شخصیتهای این کار از چه زمانی به شکل واقعی خود رسیدند؟
فرناز رهنما: حسن بزرگ این کار این بود که تمام دیالوگها و رفتارها از قبل در تمرینها گفته و انجام میشد و هرچیزی که به ذهنم میرسید با کارگردان و نویسنده مطرح میکردم. مثل تیک نازنین یا وسواس بیش از اندازه او
5 قسمت اول این کار بسیار دشوار بود. حتی میدانم که چندین بار متن این قسمتها نوشته شده است. چون در این 4 قسمت، به نوعی معرفی شخصیتها بود و از آن به بعد دیگر نقشها جایگاه خودشان را پیدا کردند و دیالوگها هم روزانه به دستمان میرسید.
به نظرتان بزرگترین حسن این سریال چیست؟
این که سعی نداشته است به زور و با هر ترفندی مخاطب را بخنداند و تمام سعیمان این بود که در موقعیتهای مختلف این اتفاق بیفتد. به هر حال ساختمان پزشکان برای مخاطبانش تعیین تکلیف نکرده است.
در مورد لباسهایی که میپوشیدید کمی توضیح دهید. فکر میکنم چندین لباس را روی هم میپوشیدید؟
بله، همین طور است. اما به لحاظ رنگ تازگی خاصی داشت. به هر حال سعی کردیم پوششها را بیشتر رعایت کنیم تا از آن طرف بتوانیم تنوع رنگها را بیشتر کنیم.
با بهاره رهنما نسبتی دارید؟
خیر. ایشان اصالتا اراکی هستند و من اصفهانی. خیلی اتفاقی فامیلیهایمان با هم یکی است.
شخصیت نازنین از اولین سکانس تا آخرین سکانس چقدر فرق کرد؟
تقریبا 30 درصد، ولی به طور کلی چون همه چیز برنامهریزی شده بود، شخصیتها خیلی تغییر نکردند.
کدام وجه شخصیت نازنین با شما یکی است؟
شاید اگر من هم به جای نازنین بودم چنین واکنشهایی را نشان میدادم، اما در کل خیلی به هم شباهت نداریم. مثلا او شیر و چای دوست دارد و من نه. او خورشت فسنجان شیرین دوست دارد و من ترش.
از زمان پخش این سریال، چقدر پیشنهادهایتان در زمینه کارهای تصویری زیاد شده است؟
خودتان بهتر میدانید که در ایران وقتی نقشی جواب بدهد تا مدتها به بازیگر همان نقش تکراری پیشنهاد میشود. چون کارگردانان و تهیهکنندگان ما کمتر قدرت ریسک کردن دارند. اما من ترجیح میدهم پس از این کار، یک کار جدی انجام دهم وگرنه بازی در کار طنز خوب است البته به شرط آن که همه چیز مطلوب و درست باشد.
معمولا خودتان با چه نوع قصههایی راحتتر هستید؟
من سوژههای جدی را خیلی دوست دارم و اصولا وقتی موسیقی، قصه یا یک فیلم خوب میشنوم یا میبینم، موهای دستم سیخ میشود. وقتی این حس به من دست میدهد یعنی این که آن سوژه و کار خوب است.
فکر میکنید مخاطبانتان کدام یک از نقشهای شما را در تلویزیون بیشتر دوست داشتهاند؟
افسانه در سریال مامور بدرقه. خیلیها مرا به واسطه آن نقش به یاد میآورند بخصوص با آن النگوهای بدلی.
فکر میکنید چه فرق عمدهای بین بازیگران تئاتر و بازیگران تلویزیون وجود دارد؟
بازیگران تئاتر، تعلق خاطر زیادی به این کار دارند و پس از مدتی غیبت از تئاتر، دلتنگ آن میشوند. به شخصه احساس میکنم در تئاتر سواد کاریام بیشتر میشود. نمیگویم که کار تصویر این درس را به آدم نمیدهد ولی درسهای تئاتر خیلی ریشهایتر از تلویزیون است.
این که میگویند بازیگران تئاتر مقابل دوربین راحت بازی میکنند، چقدر صحت دارد؟
به هر حال هر بازیگر تئاتریای یک روز جلوی دوربین میرود و بازی مقابل دوربین هرگز کار آسانی نیست. اتفاقا بازیگران سینما اعتقاد دارند که بازیگران تئاتری درست بازی میکنند. اگر هم راحت هستند شاید به خاطر اندوختههایی است که در تئاتر کسب کردهاند.
تئاتر، سینما یا تلویزیون کدامیک برای شما ارجحیت دارند؟
اصولا چون آدم مضطربی هستم ترجیح میدهم فقط یک کار انجام دهم به جای آن که بخواهم با یک دست، چند هندوانه را بردارم. ضمن این که ترجیح میدهم بتوانم خودم را در فضای تئاتر حفظ کنم چون در آنجا آرامش زیادی دارم.
فضای ساختمان پزشکان چطور بود؟ درواقع این 8 ماه کار برایتان چگونه گذشت؟
بسیار خوب. آنقدر که میتوانم بگویم پشت صحنه این سریال بینظیر بود و همه افراد از آرامش خوبی برخوردار بودند. این را هم مدیون آقای صحت هستیم چون کارگردان صبور و پرانرژیای بودند. همان برخوردی که با پیشکسوتترین فرد گروه داشتند، با دیگران هم داشتند. البته شیرینی طنز برادران قاسمخانی هم که جای خودش را دارد.
محبوبه ریاستی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم