در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما اکنون در رادیو نمایش با ترکیب و آشتی صدا و تصویر، تجربه تازهای از یک رسانه متفاوت آغاز شده است. رسانهای که به واسطه صدا و از طریق کلام تلاش میکند یک موقعیت بصری و عینی را برای مخاطبان، تجربهپذیر سازد. در واقع این رسانه بیش از رادیوهای دیگر با بهرهگیری از تخیل شنوندهها و فعال و پویا کردن آن، به سهیم شدن مخاطبان در شکلگیری و فرآیند محتوی برنامه خود دامن میزند. نمایش در رادیو اگرچه مبتنی بر صدا و صداپیشگی است، اما درک و دریافت مخاطب از آن بر اساس یک فرآیند فعال خیالپردازانه صورتبندی میشود. درواقع این شبکه، تخیل مخاطب را به عنوان یک حس و ابزار ادراکی به کار میگیرد و از این طریق به امکانات روانشناختی بیشتر از حیث مخاطبپذیری مجهز میشود.
شاید شنونده نمایش رادیویی از امکان دریافت تصویری موقعیتهای درام محروم باشد، اما با بهرهگیری از تخیل و ذهنیت خلاق خود میتواند لذت بیشتری از این تجربه کسب کند. برای تبیین بهتر این معنا میتوان به تفاوت گزارش رادیویی و تلویزیونی فوتبال ارجاع داد. به این معنی که یک گزارش رادیویی درباره مسابقه فوتبال گرچه فاقد تصویر است، اما از آنجا که شنونده مجبور است موقعیت بازیکنان و شرایط بازی را در ذهن تصویرسازی کند، هیجان و التهاب بیشتری نصیبش شود و لذت بیشتری از شنیدن یک گزارش ورزشی ببرد.
واقعیت این است که همواره 3 بخش از برنامههای رادیویی مورد توجه شنوندگان این رسانه بوده است: شنیدن اخبار، گوش دادن به موسیقی و نمایشهای رادیویی. کارکرد نوستالژیک رادیو نیز بیشتر مبتنی بر همین 3بخش است. همه ما چند برنامه رادیویی را از یاد نبردیم یا همچنان شنونده آن هستیم، برنامه صبح جمعه با شما (جمعه ایرانی)، شب بخیر کوچولو و قصه ظهر جمعه که همه آنها نوعی از نمایش رادیویی هستند. این ماندگاری صرفا به جذابیتها و کیفیت این برنامهها محدود نمیشود و ردپایی از گرایش روانشناختی و تاریخی ایرانیان به قصه و قصهگویی را باید به عنوان دلایل عمیقتر پرطرفدار بودن نمایشهای رادیویی برشمرد. از سوی دیگر این رادیو اگرچه تازه تاسیس و نوپاست، اما تجربیات و هنرمندان باسابقه و کارکشتهای عقبه آن هستند که سالهای سال در شبکههای مختلف رادیویی به اجرای نمایش پرداختهاند. اتفاقا رئیس سازمان صداوسیما نیز در مراسم افتتاحیه رادیو نمایش به همین نکته اشاره میکند که: «پشتوانههای شبکه رادیو نمایش زیاد است، 70 سال تجربه رادیو حضور نسل خانم ژاله علو و توران مهرزاد و یک نسل قبل از آن سرمایههای بینظیر و مایه افتخار است. وقتی یک ملت با چنین پشتوانهای غنی همراه است، همین ادبیات و قصههای آن پشتوانه، رادیو نمایش میشود.»
رادیو نمایش به واسطه برخی از دلایلی که به آن اشاره کردیم، میتواند بار دیگر مردم را به این رسانه، پیوند زده و در این بازار شلوغ تصویر و شبکههای تلویزیونی متوجه خود سازد. از سوی دیگر فرصتی فراهم میشود تا تئاتر از رکود و مهجور بودن خارج شود و بازیگران این عرصه، استعداد و توانایی خود را این بار در رادیو به نمایش بگذارند. ضمن اینکه نمایش تئاتری خود یک گونه متفاوت و مستقل از دنیای بازیگری است که میتواند طیف وسیعی از نویسندگان و کارگردانها و بازیگران و صداپیشگان را در جهت اعتلای این هنر به فعالیت وادارد. در عین اینکه تاسیس هر شبکه رادیویی در ایجاد فرصتهای شغلی، کشف استعدادهای هنری و رسانهای و تقویت نگارش متنها و نمایشنامههای رادیویی و هر عنصر و مولفه ای که با این مقوله در ارتباط است، منجر شود. در عین حال رادیو نمایش میتوان فرهنگ تئاتر دیدن و نمایشنامه خواندن را نیز اعتلا ببخشد و قطعا این شبکه راهی است به سوی رشد و توسعه فرهنگی در جامعه.
نمایش رادیویی به عنوان یک متن هنری، اما صرفا با وجود یک شبکه و رسانه رشد نمیکند و مستلزم متن و نمایشنامههای خوب، بازیگری و اجرای موثر و کارگردانی و عوامل دیگری است تا محتوی و مضمون این رادیو نوپا نیز غنی و پرمحتوی شود که در این صورت دیگر رادیو رقیب کوچکی برای تلویزیون نخواهد بود.
سیدرضا صائمی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: