در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کتابهای کودک ایرانی را از نظر ادبی و هنری چگونه ارزیابی میکنید؟
به نظر من، کتابهای کودک ایرانی واقعا خوب هستند. من باور دارم که کتابهای کودک چاپ شده در کشور از نظر متن و تصویرگری در سطح خوبی ارائه میشوند.
دلایل این اظهارنظرتان چیست؟
یکی این که نویسندگان ما در مقایسه با داستان نویسان معتبر جهان، جوایز بسیار زیادی را از آن خود کردهاند. تصویرگران کشورمان هم در مقایسه با همتایان بینالمللی خود توانستهاند جوایز زیادی به دست آورند. حتی ناشران ما برای مجموعه کتابهایشان هم توانستهاند جوایز زیادی بگیرند. مثلا در انتشارات شباویز، ما بیش از 400 عنوان کتاب کودک داریم که به بیش از 50 زبان دنیا ترجمه و در 30 کشور دنیا چاپ و توزیع شدهاند. بعضی از کتابهایمان به چندین زبان ترجمه شدهاند. پس اگر کتابی آنقدر مقبولیت دارد که برای چاپ آن در اروپا و آفریقا و آسیا تقاضا وجود داشته باشد، یعنی چیزی از کتابهای خارجی کم ندارد. اگر کتابهای کودک به زبان فارسی خوب نبودند، ناشران بزرگ به آنها رو نمیآوردند، بویژه که این استقبال از سوی کشورهایی است که اصولا خودشان را خیلی برتر از ما میدانند.
دلیل دیگرم این است که در بعضی کشورها، آثار ادبی کودک و نوجوان ما جزو کتابهای رسمی مدارس و از منابع امتحانی دانشآموزان است. مثلا بخشی از برگههای امتحانی مدارس کشور تایلند از کتابهای ایرانی است که من نمونههای آن را هم دارم یا چین اولین کشوری بود که کتابهای چاپ شده انتشارات شباویز را گرفت و به صورت 5 تایی برای پایه اول دبستانش چاپ کرد.
با توجه به این که کشورهای دیگر براساس بهترین کیفیت، کتابها را برای کودکانشان انتخاب میکنند، پس نمیتوانیم بگوییم کتابهای ما بد است یا کتاب کودک خوب در کشور ما چاپ نمیشود یا آثار ایرانی این عرصه از کتابهای دنیا کم دارد.
چه چیزی در کتابهای کودک ما وجود دارد که میتواند نظر مردم دیگر کشورها را به خود جلب کند؟
اصالت. نویسندگان و تصویرگران ما در آثارشان به کپیبرداری و تقلید از دیگران نپرداختهاند. ما اصالت بومی خود را در نوشتهها و تصویرگریهایمان حفظ کردهایم. برای اثبات این صحبتم میخواهم به بیانیه هیات داوران جشنواره بولونیا اشاره کنم که جایزهاش برای نخستین بار به یک ایرانی و به مجموعه کتابهای نشر شباویز اهدا شد. هیات داوران در بیانیه خود گفته بود: تصویرگران شباویز، هنر مدرن را به زبان هنر سنتی ایرانی ترجمه کردهاند. صحبتشان درست بود. یعنی ما از تمام تکنیکهای روز دنیا استفاده میکنیم، ولی ماهیت و هنر و گذشته خودمان را در آن نشان میدهیم. یعنی ما بر اساس میراث فرهنگی غنی که از گذشته داشتهایم، توانستهایم فرهنگ امروزمان را پایهریزی کنیم. همین امر موجب میشود تا برای خواننده خارجی کشش و جذابیت خاص خودش را داشته باشد.
ما در عرصههای زیادی بین سنت و مدرنیته بلاتکلیف هستیم. چطور نویسندگان و تصویرگران کودک ما توانستهاند در این میان جایگاه خودشان را پیدا کنند؟
تصویرگران ما با حضور در جلسات مختلف، همفکریها و... به این نتیجه رسیدهاند که باید خودشان باشند. من در جلساتم همواره به تصویرگران و نویسندگانمان میگویم که باید خودتان باشید نه دیگری. دیگری خودش هست با تمام امتیازهایش، ولی شمایید که تازهاید و وجودتان باید دیده شود تا بتوانید استعداد و هوش و خلاقیت و تمام تواناییهایتان را در قالب تفکر خودتان نشان دهید. مثلا در کتابفروشی ما حدود 700 کتاب هست که هیچ دوتایی از آنها مثل هم نیست. لازم است اشاره کنم که هر کتاب کودک در حقیقت 2 نویسنده دارد؛ یکی کسی که با واژگان کتاب را به نگارش در آورده و دیگری که با تصویر کتاب را نوشته است. این دو به زبان مختلف یک داستان را برای ما تعریف میکنند. ارتباط منطقی این دو با یکدیگر کتاب را جذاب میکند. این ارتباط منطقی زمانی ایجاد میشود که نوشته جای خودش را داشته باشد و تصویر هم جای خودش را. متن نباید به خواننده تحمیل و نوشته هم به زور در تصویر گنجانده شود. تصویرگران ما توانستهاند به این فضاسازی کامل برسند.
ولی در بسیاری از کتابهای کودک ایرانی به چنین مسائلی دقت نمیشود.
خلعتبری: کتابهای کودک و نوجوان ما در بعضی کشورها جزو کتابهای رسمی مدارس است. مثلا بخشی از برگههای امتحانی مدارس کشور تایلند از کتابهای ایرانی است که من نمونههای آن را هم دارم یا چین تعدادی از داستان های کودک ایرانی را به صورت 5 تایی برای پایه اول دبستانش چاپ کرد
زیرا این دقتها بسیار هزینهبر است. هم هزینه مالی دارد و هم هزینه زمانی. خیلیها دوست ندارند برای چنین کارهایی وقت بگذارند.
این بیتوجهی چه آسیبی به نشر کتاب کودک وارد کرده است؟
ناشران به سمت چاپ کتابهای ترجمه روی آوردهاند، زیرا این کار بسیار ارزان است. یک مترجم کتاب را به فارسی بر میگرداند و تصاویر را هم اسکن میکنند. ولی توجه نمیکنند که آیا این کتاب با فرهنگ ما سازگاری دارد یا خیر. آیا میتواند به لحاظ فرهنگی چیزی به کودکان ما بیفزاید یا نه. ناشران به صرف تولید ارزان به سمت ترجمه کتاب میروند. در گذشتههای دور در وزارت ارشاد قانونی بود که هر ناشر فقط در ازای 10 کتاب تالیفی، فقط یک کتاب ترجمه میتوانست داشته باشد. این قانون بسیار خوب بود. بعدها این تعداد کاهش یافت و 3 به 7 شد و کمکم گفتند هیچ محدودیتی برای ترجمه کتابها نداریم.
حتی بین آثار ترجمه شده هم خلاقیت زیادی دیده نمیشود. مثلا در نمایشگاه کتاب که تمام ناشران کودک حضور دارند،بیش از هر چیز شاهد کتابهای ترجمه شده تن تن و الفی و... هستیم.
دقیقا در جایی مثل نمایشگاه کتاب، اشکالات صنعت نشر کودک ما کاملا مشخص میشود. یکی از دلایل تولید انبوه از یک کتاب ترجمهای در این است که ما عضو قانون کپیرایت جهانی نیستیم. اگر ناشری از ترجمه و فروش یک کتاب سود خوبی به دست آورد، دیگر ناشران هم دقیقا به سراغ همان کتاب میروند. همین جاست که خلاقیت کودکان و نویسندگان و تصویرگران و ناشران ما نابود میشود. با پذیرش قانون کپی رایت، هر کتاب ترجمه شده را فقط یک ناشر چاپ میکند. از نسلی که خلاقیت را از او دریغ کردهایم، آن هم با چاپ کتابهای مشابه ترجمهای نامتناسب با فرهنگمان و حتی کتابهای کمکآموزشی فراوان برای ساختن آینده چه انتظاری میتوانیم داشته باشیم؟
با تمام اشکالاتی که امروز در کتابهای کودک ما مشاهده میشود، شما همچنان معتقدید کتاب کودک ایرانی در وضعیت خوبی به سر میبرد؟
بله. ما جوانان بااستعدادی که داریم که داستانهای خوبی با تکیه بر فرهنگ ایرانی و داراییهای شخصیشان مینویسند. تصویرگران و گرافیستهای بسیار خوبی داریم. شاید تعدادشان کم باشد، اما نیروهای بالقوه زیادی داریم.
شما جوایز بینالمللی زیادی را کسب کردهاید، اما مخاطب کتاب کودک، الزاما شخص شما و نشرتان را نمیشناسد. به نظر شما والدین هنگام خرید کتاب کودکانشان باید چه ملاکهایی را در نظر بگیرند؟
وجود کتابهای ترجمهای و بدون خلاقیت باعث شده تا کمکم ذائقه والدین و کودکانمان تغییر کند. هر کس برای خرید کتاب کودک باید ببیند آیا قبلا مشابه این کتاب را دیده است؟ آیا تصاویر و رنگ آمیزی و جملات و کلمات نوعی تکرار نیست؟ اگر در کتابها چیز تازهای دیدید، بخرید زیرا کسی که آن کار را انجام داده فرد خلاقی بوده است.
یک دسته از کتابهای کودک کپیبرداری از برنامههای تلویزیونی است. نظرتان درباره این آثار چیست؟
این کتابها معمولا خارجی هستند و هیچ چیز جدیدی هم به کودکانمان آموزش نمیدهند. فرزندان ما یک بار آن را در تلویزیون دیدهاند. چرا باید دوباره تکرارش کنیم؟ ما باید تا جایی که میتوانیم به گنجینه خواندهها و شنیدههای فرزندانمان اضافه کنیم. ما باید اجازه دهیم کودک با سبکهای مختلف آشنا شود. وقتی کودکی کار مدرن، سنتی، رئال، سوررئال با ابزار مختلف مانند مدادرنگی، گواش و کلاژ را دید، در این وقت میتواند خودش آن چیزی را که دوست دارد، انتخاب کند. این امر به شناخت علاقهمندیهای کودکان، تفکر و خلاقیت او کمک میکنند. ما نباید گستره انتخاب کودک را محدود کنیم.
حورا نژادصداقت / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: