ریشههای اختلافها
دلایل و ریشههای به نتیجه نرسیدن توافقات میان روسیه و اروپا در ابعاد گستردهای قابل تامل است اما به اختصار بخشهایی از آن عبارتند از:
الف) اختلافهای سنتی: اختلافها میان روسیه و اروپا بعضا ریشهای قدیمی داشته که از سالها پیش بر این روابط تاثیرگذار بوده است. روسیه همواره از توسعه طلبی اتحادیه اروپا به مرزهایش و حذف منافع نفوذش توسط آنها ابراز نارضایتی کرده است. ادعاهای حقوق بشری غرب علیه روسیه نیز چندان مناسب احوال این کشور نبوده است. مسکو همچنین از وابستگی شدید اروپا به آمریکا و اجرای طرحهای این کشور در قبال روسیه ابراز نگرانی کرده و بر اروپایی مستقل تاکید دارد. همسویی اروپا با طرح سپر موشکی آمریکا یکی از این مسائلی است که مسکو را در برابر اروپا قرار میدهد. البته اروپا نیز از سیاستهای مسکو بویژه در حوزه انرژی بشدت ابراز نارضایتی کرده، هر چند که به دلیل برخی ملاحظات از میزان انتقادها کاسته است. اقدامات نظامی روسیه و نیز تاکید بر عدم پذیرش ورود مناطق نفوذش به زیر چتر اتحادیه اروپا و نیز نارضایتی غرب از تقابلهای روسیه با آمریکا و هزینههایی که این تقابلها برای غرب به همراه دارد نیز از دیگر دلایل نارضایتی اروپا از روسیه است.
ب) اختلافهای جدید: در کنار آنچه از اختلافهای سنتی میان طرفین ذکر شد برخی تحولات جدید در صحنه بینالملل نیز به این امر دامنزده و عمق اختلافها را بیشتر کرده است.
1 ـ جنگ لیبی: اروپا و آمریکا در قالب ناتو با ادعای حمایت از مردم لیبی در برابر حملات قذافی و با قطعنامه 1973 شورای امنیت جنگ در لیبی را آغاز کردند. از همان روزهای آغازین جنگ، مسکو با این اقدام مخالفت کرده و تحرکات غرب را برگرفته از تمایلات توسعهطلبانه عنوان داشت. پوتین، نخستوزیر روسیه صراحتا اعلام کرد ناتو نه برای کمک به مردم لیبی بلکه برای سیطره بر نفت و منابع این کشور، جنگ را آغاز کرده است.
هرچند که پس از نشست سران جی 8 در فرانسه، مدودف، رئیسجمهور روسیه مواضع متعادلتری نسبت به غرب در قبال لیبی اتخاذ و حتی هشدارهایی نیز به قذافی مبنی بر لزوم کنارهگیری از قدرت داد، اما همچنان از عملکردهای غرب در لیبی ابراز نارضایتی میکند. بسیاری از ناظران رویکرد مسکو به اعزام نمایندگانی به بنغازی و سپس طرابلس را گامی برای مهار زیاده طلبی غرب و دور نماندن از آینده لیبی عنوان داشتهاند. مسکو به نوعی به دنبال مهار تحرکات غرب در قالب رویکرد به برخی مصالحههاست، هر چند که در درون با اقدامات آنها مخالفت کرده و آن را مغایر با منافع جهانی خود میداند.
2 ـ گسترش دامنه جنگ افغانستان: بعد دیگر اختلافهای روسیه با غرب را در قالب تحولات افغانستان و پاکستان پس از کشته شدن بن لادن، سرکرده گروه تروریستی القاعده در عملیات نیروهای آمریکایی در خاک پاکستان (12 اردیبهشت) میتوان مشاهده کرد. مسکو از یک سو از طرح غرب برای امضای توافقنامه استراتژیک با افغانستان برای حضور بلندمدت در این کشور ابراز نارضایتی میکند و از سوی دیگر اقدام آمریکا در نقض حریم پاکستان را محکوم میکند. آمریکا در حالی با نقض قوانین بینالمللی به بهانه کشتن بن لادن به پاکستان وارد شده که همچنان بر استمرار این روند و بعضا اقدام نظامی علیه اسلام آباد تاکید دارد. چین و روسیه مواضع کنونی غرب در قبال پاکستان را نوعی تهدید امنیت ملی خود میدانند چرا که دریافتهاند واشنگتن به دنبال سلطه بر پاکستان و حضور بلندمدت در افغانستان برای تحت فشار قراردادن این کشورهاست. مسکو و پکن در کنار اعتراضهای سیاسی به این رویکردها با میزبانی از آصفعلی زرداری و گیلانی ـ رئیسجمهور و نخستوزیر پاکستان ـ حمایت عملی خویش را از این کشور اعلام داشتند. به هر تقدیر مساله افغانستان و پاکستان اکنون به یکی از ریشههای اختلافهای طرفین مبدل شده است.
3 ـ تحولات خاورمیانه: قیامهای مردمی در شمال آفریقا و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نیز از دیگر دلایل جدید اختلافها میان روسیه و غرب است. مسکو تاکید دارد که غرب با بازی چندجانبه و به نوعی عدم صداقت سیاسی به دنبال مصادره این قیامها در چارچوب منافع خویش است.
ازجمله محورهای این تنشها را میتوان در مواضع آنها در قبال سوریه مشاهده کرد. مسکو با اشاره به اسناد و مدارک افشا شده تاکید دارد که غرب به دنبال بحرانسازی و در نهایت پروندهسازی علیه سوریه برای طرح سلطه بر این کشور است. مسکو ضمن رد مواضع غربیها در شورای امنیت نیز در برابر قطعنامههای تدوین شده از سوی آنها ایستادگی میکند.
قاسم غفوری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم