در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما چگونه سریالی میتواند به یک کمدی موقعیت استاندارد تبدیل شود؟ قطعا عناصر مختلفی وجود دارند که یکی از مهمترین آنها شخصیتپردازی است. شخصیتپردازی زیربنای خلق موقعیت در کمدی موقعیت است. در زمان نگارش فیلمنامه و خلق شخصیتها، فیلمنامهنویس باید بیشترین وقت را صرف همین کار کند. به نوعی خلق کاراکترها، علایق، اخلاقیات و زندگی گذشتهشان باید آنقدر دقیق و آینده نگرانه باشد که پس از گذشت چند قسمت از سریال، دیگر نیازی نباشد برای خلق موقعیتی جدید، شخصیتی تازه وارد داستان یا یک شخصیت را حذف کنیم. از همان ابتدا باید فکر همه چیز را کرد. حالا به شخصیتهای این سریال از این زاویه نگاهی میکنیم.
نیما: او انسانی دانا در حرف و نه در عمل. کسی که دیگران را خوب نصیحت و راهنمایی روانی میکند، اما خودش کاملا سردرگم و نسبت به همان موارد ضعیف است. همواره به دنبال پیشرفت است، اما به دلیل نداشتن عزت نفس، همیشه مورد سوءاستفاده دیگران قرار میگیرد. در گذشته زندگی مشترک ناموفقی داشته است. همکارانش در ساختمان پزشکان او را به عنوان یک همکار قبول ندارند و...
از همین چند مورد پیداست شخصیت نیما دقیقا برای قرار گرفتن در موقعیتهای دشوار و البته خندهدار خلق شده است. در حقیقت بار اصلی موقعیتها بردوش این کاراکتر است. هر کدام از این خصوصیاتی که فیلمنامهنویسان اثر پیش از ساخت سریال در شخصیت او گنجاندهاند، قابلیت خلق موقعیت دارند، یعنی به واسطه هرکدام از این خصوصیات، میتوان او را در موقعیتهای مختلفی قرار داد.
پدر و مادر نیما: پدر و مادری که میان فرزندانشان به طور خیلی اغراق شدهای فرق میگذارند؛ تبعیض به معنای واقعی کلمه. در صورتی که فرزند دیگرشان بیکار و سابقهدار است و نیما تحصیلکرده، اما کسی که مورد تبعیض قرار میگیرد نیماست. پدر، آدمی خسیس است و مادر همیشه نگران. نسبت به همسر نیما نیز همیشه ناراضی هستند.
این دو شخصیت نیز با توجه به تبعیضی که در رفتارشان وجود دارد واجد شرایطی هستند که موقعیت خلق میکنند. در حقیقت تبعیض که اصلیترین خصوصیت آنهاست در هر قسمت برای نیما دردسرهایی ایجاد میکند و او را در شرایط دشواری قرار میدهد.
برادر نیما: مردی زورگو و بیمنطق که به هیچ چیزی جز سود و ضرر خودش فکر نمیکند و از پشتوانه خوبی چون حمایت پدر و مادرش برخوردار است. هرگاه که اراده کند میتواند صاحب ماشین و حتی شغل نیما شود. زورگویی او به نیما همیشه باعث عقبنشینی نیما میشود و عقبنشینی نیما نیز سرزنش همسرش را در پی دارد. در حقیقت این شخصیت نیز برای قرار دادن نیما در موقعیتی که نه راه پس دارد و نه راه پیش، ایدهآل و هوشمندانه است.
خانم شیرزاد: منشی نادان و کاملا بیعقل سریال که البته دختر منشی قبلی مطب است. همیشه اتاق 2 دکتر را با هم اشتباه میگیرد و مریضهایشان را اشتباه میفرستد، فضول است و وقت و بیوقت، بدون اجازه وارد هر اتاقی میشود، پرحرف است و حرفهایش بیربط با موضوع.
بار اصلی کمدی کلامی سریال به عهده اوست. درحقیقت وزنه تعادل جنس کمدی سریال به حساب میآید. با توجه به سلیقهسازی سریالهای گذشته و اینکه مردم به کمدی کلامی عادت کردهاند، قطعا لازم بود تا شخصیتی اینچنینی در سریال وجود داشته باشد و مردم نسبت به کمدی موقعیت احساس غریبی نکنند. اگرچه او نیز با ندانمکاریهایش در مواقعی، قابلیت قرار دادن نیما را در موقعیتهای مختلف دارد، اما دیالوگهایی که بر زبان میآورد برای مخاطب خندهدار است.
کتی (همسر سابق نیما): روانپزشکی مغرور، لجباز و بشدت مادیگرا که البته همین مادیگرا بودنش باعث جدایی او از نیما شده است. همیشه به نیما بابت آن که خودش روانپزشک است و نیما روانشناس سرکوفت میزند و همسر نیما را نیز همواره مورد تمسخر قرار میدهد، اما ویژگی اصلی او این است که ضعفهای نیما را بهتر از هر کسی میداند؛ حتی بهتر از همسر فعلی نیما. این ویژگی نیز همیشه برای نیما دردسر آفرین بوده و او را در موقعیتهای بحرانی قرار داده است. مثلا کتی که میداند نیما نسبت به خرید لباس ضعف دارد، در شرایطی که نیما دچار مشکل مالی است او را به یک فروشگاه خانگی لباس که البته بسیار هم گرانقیمت است، دعوت میکند و نیما را درگیر مخمصه میکند؛ مخمصهای که یک طرفش مشکل مالی و سرزنشهای همسر و خانوادهاش است و طرف دیگرش ضعفی که در دیدن لباس دارد. نیما بهطور ناخواسته درگیر این موقعیت میشود و واکنشهای مضحکی از خود بروز میدهد.
همسر نیما: شخصیتی که نسبت به کتی و هر زن دیگری حساسیت دارد و مدام به نیما شک میکند. کمی منفعل و زودباور است و همواره نیما را مورد بازخواست قرار میدهد. نسبت به زندگیاش دلسوز است و نمیخواهد نیما انسانی ضعیف باشد. اگر پدر و مادر نیما او را تحت فشار قرار میدهند، همسر نیما در نقطه مقابل، مانع فرار و عقبنشینی نیما میشود و تقابل او با پدر و مادر شوهرش، نیما را همیشه به دردسر میاندازد. این شخصیت را میتوان وزنه تعادلی کاراکترهای پدر و مادر نیما دانست. وقتی دوطرف این خصوصیات را داشته باشند نیما به دردسر میافتد و در موقعیت بحرانی قرار میگیرد.
همانطور که خواندید همه شخصیتها خصوصیاتی دارند که به نیما ربط پیدا میکنند و شخصیتپردازی آنها با توجه به کمدی موقعیت سریال صورت پذیرفته است. سریال ساختمان پزشکان، چه یک سریال موفق باشد و چه ناموفق، اما ثابت میکند که برای ساخت یک سریال کمدی باید پیش از تولید روی آن وقت گذاشت، نه فقط در حین تولید.
حسین گودرزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: