مهدی غلامحیدری / گروه رادیو و تلویزیون

«مرد سوم» به تلویزیون آمد و رفت

دیدن غیرمنتظره فیلم «مرد سوم» اثر تحسین‌شده کارول رید بزرگ آن هم در نیمه‌های شب جمعه گذشته از یکی از شبکه‌های تلویزیون می‌تواند یک اتفاق محسوب شود. فیلمی گرم و گیرا و مطبوع که هنوز پس از گذشت بیش از 60 سال ابدا بوی کهنگی نمی‌دهد و همچنان دیدنی است.
کد خبر: ۴۱۳۲۹۳

فیلم روایتگر داستان یک نویسنده عامه‌پسند به نام هالی مارتینز است که پس از جنگ جهانی دوم به دعوت دوستش هری لایم (با بازی خیره‌کننده اورسن ولز) به شهر وین می‌آید اما خیلی زود متوجه می‌شود لایم بر اثر حادثه‌ای کشته شده است.

فیلم از مثلث 3 هنرمند بزرگ آن دوران پدید آمده است؛ کارول رید در مقام کارگردان، اورسن ولز نابغه در هیات بازیگر و گراهام گرین در مقام نویسنده فیلمنامه بجز تصاویر خیره‌کننده، قاب‌بندی‌ها و نورپردازی‌های فکر شده، بازی‌‌های خوب و موسیقی تاثیرگذار که بر تلخی‌ها و تنهایی‌های آدم‌های فیلم اشاره دارد. این فیلم چند صحنه ماندگار هم دارد که شاید معروف‌ترین آنها دیدار هری لایم و هالی مارتینز (جوزف کاتن)‌ در فصل چرخ و فلک باشد که در آن «لایم» جهان‌بینی بخصوصش را با واضح‌ترین عبارات برای دوست‌ قدیمی‌اش تشریح می‌کند؛ آنجا که ولز بدون کمترین رنجشی از تلقی‌ خود درباره آدم‌های پیرامونش که آن پایین شبیه نقاط کوچکی به نظر می‌رسند، سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که «دوره قهرمان‌بازی گذشته و من و تو هم قهرمان نیستیم.» او که به خاطر داشتن پنی‌سیلین‌های تقلبی در بازار تحت تعقیب پلیس است جا به جا خود را تبرئه می‌کند و اعمالش را در نهایت کمک به بهبود شرایط بشر توصیف می‌کند. هنگامی که از چرخ و فلک پیاده می‌شود و در تشریح بهتر موقعیتش و کاری که انجام می‌‌دهد، می‌گوید: توی ایتالیا 30 سال جنگ و ترور و قتل و خونریزی وجود داشت اما آنها در این مدت توانستند میکل آنژ و داوینچی و رنسانس را تحویل بدن، ولی توی سوئیس 500 سال دموکراسی و صلح بود و نتیجه‌اش فقط شد یه ساعت خروس‌نشان!

«مرد سوم» فیلمی مربوط به سال‌های طلایی سینماست که در آن هنوز از سینما تقدس‌زدایی نشده بود. جای بازیگر، کارگردان و نویسنده فیلمنامه در آن روشن بود و همه چیز در بهترین حالت ممکن. فیلمنامه و بازیگر، اساس «روایت» را تشکیل می‌دادند و کارگردان علاوه بر این «ساختار» اثر را هم شکل می‌داد.

بازی بازیگران پیش از آن‌که دیده شود، فهمیده می‌شد و همین مهم بود. مثلا به همین فیلم «مرد سوم» نگاه کنید. اورسن ولز، بازیگر نقش هری لایم در بخش‌های زیادی از فیلم اصلا حضور ندارد؛ اما نقش او و حضور او کاملا درک می‌شود. اصلا انگار همه جا حضور دارد. وقتی هم که در فصل چرخ و فلک با خطوط شخصیتی او بیشتر آشنا می‌شویم، تازه می‌فهمیم چه هیولایی در پس این چهره آرام و خندان پنهان شده است و عجیب این که با این حال از او متنفر نمی‌شویم و حتی کمی دلسوزی هم می‌کنیم. چقدر خوب است تلویزیون باز هم ـ با مناسبت‌ یا بی‌مناسبت ـ فیلم‌های کلاسیک و مطرح جهان را ـ اگرچه بارها نمایش داده ـ دوباره به آنتن پخش بسپارد و همه ما را غافلگیر کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها