در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مسعود 17 ساله بود که برای اولین بار خون اهدا کرد و از همان زمان تصمیم گرفت این کار را انجام بدهد. او گاهی برای نجات جان دیگران مجبور شده بیش از حد مجاز نیز خون اهدا کند، چرا که معمولا انسانهای سالم بین 3 تا 4 مرتبه در سال میتوانند خون اهدا کنند، ولی مسعود گاه در ماه 2 بار هم خون اهدا کرده و حتی یک بار در یک روز 2 بار این کار را انجام داده است. مسعود در زمان جنگ و زمانی که زخمیان را از جبهه به بیمارستانهای خرمآباد منتقل میکردند به رزمندگان زیادی کمک کرد. خودش یکی از این خاطرات را چنین نقل میکند: «آن موقعها اگر رزمندهای به خون نیاز داشت در رادیو اعلام میکردند. یک روز از رادیو شنیدم یک رزمنده به خون O منفی نیاز دارد. من آن روز خون داده بودم و دیگر نمیتوانستم این کار را بکنم، اما وقتی آن پیام برای دومین بار پخش شد مطمئن شدم خون مورد نیاز رزمنده زخمی فراهم نشده است. برای همین خودم را به بیمارستان رساندم و بعد از اهدای خون دچار سرگیجه شدم و زمین خوردم. قبلا در زندگیام هرگز چنین اتفاقی نیفتاده بود حتی دکترها خواستند خون خودم را به خودم تزریق کنند، ولی حال آن رزمنده وخیمتر بود. برای همین مخالفت کردم. خدا را شکر بعدا هم مشکلی برایم پیش نیامد.»
مسعود حدود 120 بار اهدای خون کرده است و تصمیم دارد تا 60 سالگی به این کار ادامه بدهد. او کودکی مبتلا به تالاسمی را میشناسد که هر روز به خون نیاز دارد. اهدای خون به آن کودک برای مسعود لذتی بزرگ دارد. از طرفی میگوید: «این کار به سلامت خودم هم کمک کرده است. من 47 سال از خدا عمر گرفتهام، ولی هیچوقت مریض نشدهام. حتی یک آسپرین هم نخوردهام.» شاید بعد از مسعود پسرش جای او را بگیرد. این جوان حالا 20 ساله است و چند باری خون اهدا کرده و معنی و ارزش این کار را بخوبی میداند. چندی قبل، مسعود به خاطر فداکاریهایش در نجات مجروحان بویژه در دوران دفاع مقدس مورد تقدیر قرار گرفت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: