در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
علی جنتی، دو دوره مختلف سفیر ایران در کویت بود؛ یک بار در دولت هشتم از سال 77 تا 81 و بار دوم از سال 85 تا 89 در دولت محمود احمدینژاد. البته از سال 81 تا 84 به عنوان مشاور وزیر خارجه نیز در وزارتخانه حضور داشته است. علاوه بر سفیری، وی تجربه استانداری را نیز با خود به همراه دارد. خوزستان و خراسان دو استانی هستند که جنتی در دهه 60 و 70 استاندار آنها بوده است. فرزند آیتالله جنتی دبیر شورای نگهبان در حال حاضر به علت بازنشستگی دیگر ارتباطی با وزارت خارجه ندارد و این روزها را در طبقه هفتم مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام سپری میکند. وقتی با علی جنتی درباره تحولات منطقه و قیام کشورهای عربی صحبت میکنم هنوز اشتیاق به تحلیل را به عنوان یک دیپلمات در صدا و نگاهش میبینم. اظهارات و تحلیلهای آقای سفیر دیروز را پیش رو دارید.
به عنوان فردی که با اقلیم کشورهای عربی آشناست، آیا بروز خیزشهای مردمی در کشورهای عربی منطقه، فرآیندی قابل پیشبینی بود؟
قطعا بروز جنبشهای مردمی در برخی از کشورهای عربی قابل پیشبینی بود ولی البته کسی فکر نمیکرد با این سرعت و به صورت زنجیرهای آغاز شود. وجود دیکتاتوری و اختناق، سلب آزادیهای فردی و اجتماعی، تبعیض و نابرابری، اختلافات طبقاتی و فقر و تنگدستی قشر وسیعی از جامعه، زیر پا گذاشتن ارزشهای اسلامی، وابستگی به بیگانگان و قدرتهای خارجی و بالاخره فساد حاکمیت در بسیاری از کشورهای عربی ازجمله عوامل این خیزشهاست.
مطالبات انباشته شده اکثریت این جوامع و بغض فروخورده آنان تنها نیاز به کشیدن کبریتی برای انفجار داشت، لذا میبینیم که وجه مشترک همه این جنبشهای آزادیخواهی، مقابله با دیکتاتوری و اختناق است. به مجرد این که نیروهای جوان و با نشاط این کشورها به خیابانها ریختند و تور پلیسی حکام مستبد پاره شد، جمعیتهای عظیم مردمی جرات یافتند اعتراضات خود را بیان کنند. همچنان که میبینید این تظاهرات همچنان در برخی از کشورها ازجمله یمن، سوریه و بحرین ادامه دارد.
حدود 6 ماه از آغاز تحولات کشورهای عربی میگذرد. اگر قرار باشد نگاهی به مواضع ایران به این تحولات داشته باشیم، آن را چگونه مورد ارزیابی قرار میدهید؟
مواضع جمهوری اسلامی ایران نسبت به تحولات خاورمیانه در جهت تقویت و انعکاس جنبشهای مردمی و حمایت از مردم مظلوم در برابر دیکتاتورهای حاکم بوده است. بیانات رهبر معظم انقلاب در مورد مصر، تونس، بحرین و برخی از دیگر کشورهای عربی نشاندهنده توجه عمیق جمهوری اسلامی ایران به این تحولات بوده و روزنه امیدی برای رهایی ملتهای تحت ستم منطقه میباشد. البته از نظر رسانهای گاه شاهد برخوردهای دوگانه بویژه از سوی رسانه ملی هستیم که به نظر میرسد برای جلب اعتماد عمومی نسبت به این رسانه باید ضمن رعایت منافع ملی به انعکاس همه رویدادها پرداخته شود تا گرفتار مواضع متضاد نشویم.
این تحولات چه فرصتهایی را برای ایران فراهم کرد؟ آیا به ایجاد تغییر در وضعیت جایگاه و وزن ایران در خاورمیانه کمک کرده است؟
عمده تحولاتی که تاکنون در کشورهای مصر، تونس، یمن و بحرین رخ داده، در جهت منافع ملتهای منطقه بوده و برای جمهوری اسلامی ایران نوعی فرصت طلایی محسوب میشود. مهم این است که چگونه از این فرصت ها به صورت حکیمانه در جهت منافع ملی کشورمان بهرهگیری کنیم. مسلما خاورمیانه جدیدی در حال شکلگیری است و ایران میتواند نقش موثری در این شکلگیری داشته باشد. شاید بتوان گفت پس از اسرائیل، آمریکا بیشترین نگرانی را از اینگونه جنبشهای مردمی دارد و لذا با تمام توان تلاش میکند بر امواج نارضایتیها و اعتراضات مردمی سوار شده و آن را به نفع خود مصادره نماید. برقراری ارتباط با نخبگان و شخصیتهای انقلابی در این کشورها، بهرهگیری از دیپلماسی عمومی و حمایت معنوی از جنبشهای مردمی میتواند جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در بین ملتهای منطقه ارتقاء بخشد.
درخصوص وضعیت بحرین برخی در کشورمان معتقدند برای کمک به وضع مردم بحرین، ایران میتواند با عربستان وارد مذاکره شده تا به این طریق شرایط معترضان بحرینی بهبود یابد و از میزان فشار بر آنان کاسته شود. برخی هم در شرایط کنونی این کار را بیفایده و باعث خدشه به شأن ایران میدانند. شما قائل به کدام یک از این تحلیلها هستید؟
درخصوص بحرین باید گفت اکثریت قاطع مردم بحرین از دیکتاتوری و اختناق، اختلاف طبقاتی و تبعیضهای ناروا رنج میبرند. از 40 سال قبل تاکنون مردم بحرین تحت شکنجه، زندان، تبعید و استبداد به سر میبرند. بهرغم مانورهایی که پادشاه بحرین پس از روی کار آمدن برای اعطاء آزادیهای سیاسی و دموکراسی انجام داد ولی در عمل ما شاهد بازگشت به وضعیت پیشین و سلب آزادیهای عمومی در آن کشور هستیم. به دنبال تحولات مصر و تونس شعله امیدی در دل مردم بحرین روشن شد و جوانان پر شور بحرینی و سایر اقشار مردم با برگزاری تظاهرات و تحصن در میدان لؤلؤ تلاش کردند اعتراضات و خواستهای خود را نسبت به حاکمیت بیان کنند که با سرکوب شدید نیروهای امنیتی و ارتش آن کشور روبهرو شد. در حال حاضر در بین نخبگان و انقلابیون بحرینی 2 تفکر متفاوت وجود دارد. گروهی از شیعیان آن کشور همراه با سایر نیروهای انقلابی خواستار آزادیهای سیاسی و حق تعیین سرنوشت در چارچوب حکومت مشروطه سلطنتی هستند و از ابتدا نیز همین شعار را مطرح میکردند و گروه دیگری خواستار سرنگونی رژیم آن کشور و ایجاد تحول بنیادین میباشند زیرا به اعتقاد آنان طرح گفتوگو و مذاکره از سوی رژیم بحرین با معترضان فریبی بیش نیست و صرفا برای خاموش کردن شعله اعتراضات و نارضایتیها و ادامه وضعیت گذشته طراحی شده است. آنچه مساله را پیچیده کرده است حضور نیروهای اشغالگر سعودی و برخی دیگر از کشورهای عرب حاشیه خلیجفارس در آن کشور میباشد که هم حاکمیت بحرین را در تنگنای جدی قرار داده و هم انجام هرگونه مذاکره بین رژیم و انقلابیون را با بنبست روبهرو ساخته است. جمهوری اسلامی ایران از آغاز جنبش مردمی در بحرین حمایت معنوی خود را از مردم آن کشور در برابر دیکتاتوری حاکم همچون سایر کشورهای مصر، یمن و تونس ابراز داشته و همواره خواستار برخورد مسالمتآمیز با مردم و تامین خواستههای به حق آنان بوده است، بدون آن که کمترین دخالتی در امور داخلی این کشورها داشته باشد. با توجه به هماهنگیهای انجام شده بین آمریکا و عربستان سعودی و دیگر کشورهای منطقه برای سرکوب جنبش مردمی بحرین و وحشت عربستان سعودی از سرایت تحولات بحرین به مردم آن کشور بویژه در منطقه شرق عربستان امکان هیچگونه گفتوگو و مذاکرهای با آن کشور وجود ندارد. به اعتقاد اینجانب عربستان سعودی با لشکرکشی به بحرین به فروپاشی درونی خود کمک کرده است و دیر یا زود باید شاهد تحولات بنیادین در آن کشور باشیم و معتقدم دومینوی تغییرات، عربستان را هم در برخواهد گرفت و نیروهای عربستان نمیتوانند تا دیر زمان در بحرین باقی بمانند و هماکنون در فکر راهحلی برای خروج آبرومندانه خود هستند، لذا رژیم بحرین با تمام توان تلاش میکند انقلابیون را به پای میز مذاکر بکشاند تا شاید شعلههای خشم مردمی را خاموش کرده و زمینه را برای عادیسازی اوضاع و خروج نیروهای اشغالگر از آن کشور فراهم سازد.
گفته میشود کشورهای عربی نگران بهبود رابطه ایران با مصر هستند. آیا این نگرانی درست است؟
چطور باید بر این نگرانی و تحرکات ناشی از آن غلبه کرد؟
نمیتوان گفت کشورهای عربی به طور کلی نگران بهبود رابطه ایران با مصر هستند ولی کشورهای عربی حوزه خلیجفارس و در راس آنان عربستان سعودی بشدت نگران هر گونه رابطه و همکاری ایران و مصر بوده و به طور پنهان و آشکار سعی در تخریب رابطه و جلوگیری از هرگونه گسترش روابط دو کشور دارند. براساس برخی از گزارشها عربستان سعودی اخیرا زمامداران جدید مصر را تهدید به قطع کمکهای خود در صورت برقراری رابطه با جمهوری اسلامی ایران کرده است. با توجه به همکاریهای گذشته مصر و عربستان سعودی در دوران حسنیمبارک به عنوان دو رکن اساسی در دنیای عرب و سرسپردگی رژیمهای آنان به آمریکا و همکاری با رژیم صهیونیستی در سرکوب ملتفلسطین، اکنون که جمهوری عربی مصر دچار تحول و دگرگونی شده و نیروهای مردمی به تدریج قدرت را دردست میگیرند، عربستانسعودی بشدت از برهم خوردن توازن قوا دچار وحشت گردیده و احساس میکند هر گونه نزدیکی ایران و مصر میتواند نفوذ عربستان را در بین کشورهای منطقه کاهش دهد و لذا با اعمال نفوذ و تحریک سایر کشورهای کوچک منطقه بر ضد ایران تلاش میکند از بهبود رابطه ایران و مصر جلوگیری نماید.
با توجه به این وضعیت جمهوری اسلامی ایران باید به حفظ متانت و آرامش و برخورد حکیمانه به گسترش روابط خود به حکام و زمامداران جدید مصر و تونس بپردازد و بدون شتابزدگی و ابراز اشتیاق بیمورد، روابطی متقارن و متوازن با مصر برقرار کند. بدیهی است عربستانسعودی و برخی دیگر از کشورهای منطقه ساکت نخواهند نشست و با استفاده از نفوذ مالی و سیاسی خود در مصر خواهند کوشید تا به تخریب رابطه بپردازند، ولی در نهایت بازنده خواهند بود، زیرا شرایط جهانی و بیداری اسلامی در کشورهای منطقه اجازه نخواهد داد تا رژیمهای خودکامهای همچون عربستان سعودی به ترکتازی خود ادامه دهند.
فکر میکنید روند این تحولات و خیزشها در منطقه چگونه باشد؟ آیا امکان دارد دیگر کشورهای عرب از جمله کویت دچار این تاثیرات و اعتراضات شوند؟
تمامی کشورهایی که در آن فساد هیات حاکمه، دیکتاتوری و اختناق وجود دارد، دیر یا زود باید در انتظار خیزش عمومی مردم باشند، مگر آن که قبل از آن که دیر شود، دست به اصلاحات اساسی و نه اصلاحات فرمالیستی و شکلی بزنند و آزادیهای سیاسی مردم را تامین و حق تعیین سرنوشت آنان را محترم بشمارند. البته شرایط کشورها از نظر سیاسی و اقتصادی متفاوت است، در کشورهایی که رفاه عمومی وجود دارد ملتها با تاخیر بیشتری دست به اعتراض میزنند.
درخصوص کویت به نظر میرسد در بین کشورهای عرب حوزه خلیج فارس تنها کشوری است که علیرغم حکومت فردی و حاکمیت خانواده آل صباح، مجلس منتخب مردم وجود دارد و نمایندگان مجلس آزادانه درباره نخستوزیر و وزراء اظهار نظر میکنند، مطبوعات در بیان مطالب خود آزادند، قانون اساسی کشور نسبتا مترقی است، آزادیهای سیاسی تامین شده و تقریبا زندانی سیاسی در کویت وجود ندارد. از طرف دیگر درآمد سرانه کشور بالاست و شهروندان کویتی در رفاه به سر میبرند، لذا به نظر نمیرسد حداقل در کوتاهمدت در آن کشور شاهد یک جنبش اعتراضی عمومی باشیم. اعتراضاتی نیز که گاهی به صورت تحصن در برابر مجلس آن کشور یا برخی از میدانهای عمومی دیده شده بسیار محدود بوده است.
اما خیزشهای مردمی کشورهای عربی منطقه هم با همین تحرکات کوچک آغاز شد و به سقوط دیکتاتورها انجامید. این عده معدودی که میگویید در کویت اعتراض محدودی داشتند از چه ماهیتی برخوردار بودند؟
درست میگویید اما درباره کویت این موضوع فرق دارد. چون افرادی که به اعتراض آنها اشاره میکنید گروه «بدون» هستند که جمعیتی حدود 100 هزار نفر را در کویت تشکیل میدهند. به این افراد بدون میگویند چون بدون هویت و تابعیت کشور مشخصی هستند. آنها از حدود 20 سال قبل که به کویت آمدند، شناسنامه، گذرنامه و مدارک هویت خود را از بین بردهاند و مهاجرانی از کشورهایی نظیر عراق، لبنان و اهواز ایران هستند. این افراد به خاطر این که سندی دال بر معین بودن هویتشان موجود نیست از خیلی از حقوق اجتماعی نظیر مدارس دولتی و سفر به خارج از کشور محرومند، چون پاسپورت رسمی ندارند. لذا همین تجمع کوچکی هم که رخ داد توسط همین گروه بود و شهروندان رسمی کویت، هیچگونه اعتراضی به وضعیت حاکم در کشورشان ندارند، چون همانطور که اشاره کردم هم به لحاظ اقتصادی و هم سیاسی و اجتماعی در سطح بالایی قرار دارند.
جریانهای نزدیک و دور به ایران در کشور کویت چگونه تقسیمبندی میشوند؟
در کویت سه جریان عمده دیده میشود: 1 ـ شیعیان که 30 درصد جمعیت کویت را تشکیل میدهند و عموما به دلیل علایق مذهبی احساس قرابت و نزدیکی با جمهوری اسلامی ایران دارند. 2 ـ اهل سنت که 70 درصد جمعیت هستند و خود به 2 دسته تقسیم میشوند، عناصر تندروی سلفی که عموما مخالف جمهوری اسلامی ایران هستند و اقلیتی را تشکیل میدهند و عناصر میانهرو که اکثریت اهل سنت را تشکیل میدهند و خصومتی با کشورمان ندارند و از دیرزمان ایرانیان مقیم آن کشور با کمال آرامش و مسالمت با شهروندان کویتی اعم از شیعه و سنی زندگی کردهاند. 3 ـ لیبرالها و جریانات سکولار که در دورههای مختلف، مواضع متفاوتی نسبت به جمهوری اسلامی ایران داشتهاند. در بین این گروه، شیعیان و اهل سنت هر دو وجود دارند.
میخواهم اشارهای هم به اتهام جاسوسی که توسط کویت علیه ایران مطرح شد داشته باشم. ادعای کشف شبکه جاسوسی برای ایران چه آبشخوری داشت؟
اتهام جاسوسی به ایران کاملا بیاساس است. جمهوری اسلامی ایران هیچگونه تلاش اطلاعاتی در آن کشور ندارد. گروهی که ادعا میشود برای ایران اطلاعات جمعآوری میکردهاند حدود 18 ماه قبل دستگیر شدند. در همان زمان من با وزیر مشاور که کفالت وزارت خارجه را نیز به عهده داشت ملاقات کردم و جزئیات امر را جویا شدم. در آن زمان احساس کردم نه دولت، نه نخستوزیر و نه وزیر کشور هیچیک اطلاعی از این امر ندارند و وزیر مربوطه صریحا اعلام کرد ما هیچ اتهامی را متوجه جمهوری اسلامی ایران نمیدانیم که بلافاصله پس از ملاقات، اینجانب موضوع را به همین صورت در مصاحبه با مطبوعات محلی اعلام کردم. در همان زمان کاملا مشخص بود که هیاهویی که مطبوعات به راه انداخته بودند و برخی عناصر معاند با جمهوری اسلامی ایران به آن دامن میزدند، دستپخت ماموران سیا مستقر در سفارت آمریکا در کویت با همکاری دستگاه امنیتی کویت بود به طوری که قاضی پرونده در جریان محاکمه آنان، عناصر امنیتی را به تمسخر گرفته بود که شما اتهامات بدون سندی را وارد کردهاید، لذا موضوع مدت یکسال مسکوت ماند تا آن که تحولات منطقه اتفاق افتاد و اعتراضات مردمی در بحرین بالا گرفت. عربستان سعودی که احساس وحشت کرده بود به تکاپو افتاد تا هم جریانات و جنبش مردم بحرین را به ایران منتسب کند و ایران را به دخالت در امور داخلی آن کشور متهم کند و هم کویت را توسط عناصر وابسته به خود تحت فشار قرار داده تا این پرونده را مجددا علم کنند. همچنان که شورای همکاری خلیجفارس نیز چند روز بعد در اجلاس سران آن کشور، ایران را متهم به دخالت در کشورهای منطقه نمود! با شناختی که اینجانب از مقامات عالیرتبه کویت دارم مطمئنم که آنان به هیچوجه تمایل به طرح اینگونه مسائل و ایجاد تنش در روابط خود با جمهوری اسلامی ایران ندارند، ولی فشار آمریکا، عربستانسعودی و عناصر وابسته به آنان در کویت موجب شده که به این مسائل دامن بزنند.
بنابر اخبار منتشر شده، نخستوزیر کویت از طرف برخی جریانها درباره رابطه با ایران تحت فشار قرار داد. علت این وضع چیست؟
شیخ ناصرمحمد، نخستوزیر کویت حدود 11 سال قبل و بعد از انقلاب، سفیر کویت در ایران بوده و به همین دلیل علاقه زیادی به کشورمان دارد. همچنان که امیر کویت که خود از دیپلماتهای برجسته جهان عرب بوده و بیش از 40 سال مسوولیت وزارت خارجه آن کشور را به عهده داشته است همواره تلاش کرده تا در روابط خارجی کویت نوعی توازن بین 3 کشور همسایه ایران، عربستانسعودی و عراق برقرار کند. با عنایت به تحولات عراق و برهم خوردن توازن قوا به نفع جمهوری اسلامی ایران، عربستانسعودی و عناصر سلفی (وهابی) وابسته به آن در کویت میکوشند همواره آن کشور را دور از جمهوری اسلامی ایران نگه دارند، لذا با توطئههای مختلف سعی در اختلافافکنی و ایراد اتهامات ناروا به ایران دارند. تعدادی از عناصر تندروی سلفی که در مجلس آن کشور حضور داشتند و در شیوه اداره کشور با نخستوزیر اختلاف نظر دارند، شیخ ناصرمحمد را متهم به وابستگی به ایران کرده و بتازگی نیز او را در پارلمان، استیضاح کردند در حالی که نخستوزیر براساس سیاست ترسیم شده از سوی امیر کویت میکوشد با تمامی شهروندان اعم از شیعه و سنی برخورد مناسب داشته و در روابط خارجی کویت نیز از ایجاد تنش با همسایگان جلوگیری کند. لذا به طور خلاصه میتوان گفت تندروی مذهبی، عناصر رادیکال وابسته به عربستانسعودی و اختلاف نظر آنان با نخستوزیر در شیوه اداره کشور موجب برخوردهای سخیف با نخستوزیر و کابینه آن کشور شده است.
و به عنوان آخرین سوال بفرمایید ایران چگونه باید روابط خود را با دولت و مردم کویت تنظیم کند؟
جمهوری اسلامی ایران در طول 3 دهه گذشته همواره تلاش کرده تا با جلب اعتماد تمامی همسایگان و از جمله کویت رابطه معقول و مبتنی بر احترام متقابل با آنان داشته باشد. به رغم این تمایل، دولت کویت چه در دوران جنگ ایران و عراق و چه پس از آن به دلایل مختلف از جمله نفوذ آمریکا و عربستانسعودی در آن کشور و فشار عوامل وابسته به آنان برخورد مثبت متقابلی نداشته است. نگاه امنیتی به ایرانیان مقیم آن کشور، اجازه دادن به مطبوعات افسارگسیخته برای ایراد هر گونه اتهام به جمهوری اسلامی ایران و عدم تمایل به گسترش روابط سیاسی و اقتصادی از جمله مشخصههای برخورد دولت کویت است و آخرین نمونه آن برپا کردن جاروجنجال و هیاهوی تبلیغاتی بیپایه در مورد کشف یک شبکه جاسوسی به اصطلاح وابسته به ایران بود که منجر به اخراج 3 دیپلمات ایرانی از آن کشور و فراخوانی سفیر کویت در تهران بود در حالی که مقامات آن کشور بخوبی میدانند که ایران هیچگونه دخالتی در این موضوع نداشته است. با وجود این جمهوری اسلامی ایران همچنان اعتقاد دارد که با دولت کویت رابطهای صمیمی و مبتنی بر احترام متقابل داشته باشد و از هر گونه تنش در روابط پرهیز کند. اکثریت قاطع مردم کویت نیز به دلیل رابطه تاریخی با کشورمان علاقهمند به داشتن روابط حسنه هستند و به نظر میرسد در سایه تدبیر رهبران 2 کشور میتوان به گسترش روابط و علایق دیرینه به دور از تلاش بدخواهان، اقدام کرد.
مریم جمشیدی / گروه سیاسی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: