در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
و درست است که همه تصادفهای جادهای از آمار 17هزار نفر یا 28 هزار نفر، متعلق به کسانی نیست که برای تفریح به سفر میروند، اما در هر صورت آماری وحشتناک است که حتی ابعادی فاجعهآمیزتر از جنگهای در جریان را در ذهن تداعی میکند.
مگر بنا نیست که این مسافران به تفریح بروند و تمدد اعصابی داشته باشند و گردهم آمدنی و نشاطی؟
مسافرت در ذات خود اندکی ریسک دارد، بویژه هر قدر بر ابعاد ماجراجویانه آن افزوده شود به صورت طبیعی احتمال ریسک نیز افزایش پیدا میکند، اما نباید از ذهن دور کرد که ریسک مردن در سفر بسیار اندک است یا باید بسیار اندک باشد و اگر بنا بود ریسک مسافرت از اندازه طبیعی افزون شود قدر مسلم هیچگاه مفهوم سفر به معنی کنونیاش شکل نمیگرفت. به همین دلیل است که برخی از سفرهای هیجانی و تخصصی مانند صعود به قلل مرتفع هیچگاه به شکل همگانی در نیامده و تنها افرادی خاص به صورت تخصصی آن را دنبال میکنند. بنابراین بنا نیست در سفر، شهروندان جان خود را از دست بدهند.
بنابراین با برنامهریزی دقیق و مناسب باید بتوانیم سوانح موجود را کم کنیم و فضایی مناسب برای مسافرت شهروندان فراهم بیاوریم. این وظیفهای توامانی است که هم دولت، هم شهروندان و هم سازمانهای غیردولتی باید در آن مشارکت داشته باشند.
گسترش تسهیلات و امکانات سفر
هماکنون به جرات میتوان ادعا کرد بخش مهمی از مشکلات موجود ریشه در کمبود امکانات و فقدان استانداردهای لازم دارد. اگر جادهها همچنان کشته میگیرد، 3 عامل میتواند در آن درگیر باشد. عامل نخست غیراستاندارد بودن جادههای موجود است، عامل دیگر خودروهای غیراستاندارد است و عامل سوم به خطای انسانی، عدم مهارت راننده یا سایر مشکلات انسانی بازمیگردد.
بدیهی است 2 عامل نخست که نقش بارزی در بروز مشکلات دارد کاملا قابل حل و قابل پیشگیری است. در این مسیر وزارت راه بیشترین نقش را میتواند داشته باشد. اصلاح جادهها، تعریض جادههای غیراستاندارد، ساخت جادههای جدید استاندارد، به کارگیری علائم و امکانات مناسب برای کاهش مخاطرات رانندگی و... از جمله اقداماتی است که میتواند در این حوزه انجام شود.
از آن سوی در حوزه نظارت بر خودروسازها نیز دولت به عنوان تامینکننده منافع کلان جامعه نقش ویژه دارد؛ شاید بتوان در برابر سوخت غیراستاندارد خودروها اندکی مسامحه به خرج داد، اما هرگونه عدم ایمنی در صنعت خودروسازی دقیقا میتواند این چرخه معیوب را معیوبتر سازد و شایسته است که دولت به نمایندگی از مردم و در جهت تامین امنیت و منافع شهروندان اقدام کند.
در ارتباط با عامل سوم دولت تاکنون اقدامات مناسبی انجام داده است. جدی گرفتن آموزشهای رانندگی، ایجاد محدودیت رانندگی در جاده برای افرادی که بتازگی گواهینامه رانندگی دریافت کردهاند و... همه از جمله اقداماتی است که در این حوزه انجام شده است و هنوز هم جا دارد که با جدی گرفتن موضوع آموزش و تداوم استراتژی مشارکت اعضای خانواده به ویژه کودکان در کنترل بزرگترها، بهره گرفت.
اما موضوع و مشکل کمبود امکانات تنها به جادهها برنمیگردد. برای درک این مشکل خبر کشته شدن 13 نفر در سواحل مازندران و 3 نفر در سواحل گیلان تنها در یکی از تعطیلات خردادماه را بارها و بارها باید خواند و مرور کرد، شاید که عمق فاجعه درک شود.
یکی از مهمترین دلایل این مشکل نیز کمبود امکانات است. آیا مسوولان استانی با گسترش مناطق شنای امن نمیتوانند این آمار را کاهش دهند؟ آیا با در نظر گرفتن امکانات خاص برای شنای بانوان و توسعه فضاهای مختص بانوان نمیتوان این آمارها را کاهش داد؟ آیا با جلب مشارکت هر چه بیشتر افراد بومی که میتوانند به عنوان نجات غریق یا شناگر حرفهای عمل کنند، نمیتوان از این آمار کاست؟
شاید نتوان از به صفر رساندن این آمارها سخن به میان آورد، ولی بیتردید کاهش چشمگیر آن، امر مشکلی نیست. در این جهت، اگر باور عمیق داشته باشیم، آنگاه حتی کاهش یک نفر از تعداد این کشتهشدگان نیز قابل افتخار است، چه برسد به آنکه این آمار به کمترین حد ممکن برسد. در این مسیر بیش از هر چیز توانمندیهای استانی باید به کار گرفته شود. نیروهای هلالاحمر از جمله نیروهایی هستند که میتوانند در ایام تعطیلات، نقش بسیار چشمگیری برعهده بگیرند.
به عنوان مثال در کنار خبر تاثیرانگیز کشته شدن این 16 نفر در خبرهای خردادماه آمده بود که نیروهای امداد و نجات هلال احمر یک اکیپ کوهنوردی 15 نفره را در منطقه آزادشهر و رامیان نجات دادهاند. مهم این است که نیروهای استانی بویژه استانهایی که به عنوان مقصد گردشگری مورد توجه مردم قرار دارند بدانند که باید تمام توان و امکانات خود را در اختیار مسافران قرار دهند.
در یک نگاه میانمدت و بلندمدت نیز مقامهای استانی باید تمام توان خود را برای گسترش تسهیلات و امکانات سفر به کار گیرند. دریا زیبایی دارد و در کنار زیبایی امواجش، خشم و قهر نیز در میان آن نهفته است، این قانون طبیعت است، همانگونه که گل در کنار زیباییاش خار دارد طبیعت نیز اینچنین است، اما میتوان با عقل و تدبیر آن را مهار کرد، کافی است کمی با برنامهریزی حرکت کنیم.
مریم چهاربالش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: