به گزارش ایسنا، سایت اینترنتی هفتهنامه نیوزویک در تحلیل و ارزیابی عملکرد آمریکا در افغانستان در آستانه خروج بخشی از نیروهایش از این کشورنوشته است:
«آیا جنگ افغانستان با پیروزی به اتمام رسید؟ این پرسش پس از آنکه باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا در سخنرانی خود برنامه خروج نیروهای این کشور از افغانستان را اعلام کرد، به ذهن میرسد. طبق این برنامه تعداد نیروهای آمریکایی از تعداد حال حاضر 100 هزار تن به 90 هزار تن در پایان سال جاری و حدود 70 هزار تن در تابستان سال 2012 کاهش خواهد یافت. وی این موضوع را مجددا مورد تاکید قرار داد که عملیات نظامی تا سال 2014 خاتمه خواهد یافت.
رئیس جمهوری آمریکا در کنار بسیاری از تعهدات دیگر خود، متعهد شده بود سربازان آمریکایی را به کشورشان بازگرداند و در حال حاضر سعی دارد به این تعهد خود جامه عمل بپوشاند، اما آیا جنگ با موفقیت به پایان رسیده است؟ آیا علت بازگشت سربازان آمریکا به کشورشان این است که کار خود را به اتمام رساندهاند؟ یا خیر؛ کشته شدن تعداد بسیاری از نیروها و صرف منابع هنگفت مالی بیثمر بوده است؟
رئیس جمهوری آمریکا از پیروزی صحبت نکرد، بلکه به اهداف مورد دستیابی و تعهدات به عمل آمده اشاره کرد. این طرز بیان به نظر همان زبان به کار گرفته شده در دیپلماسی معاصر است. این در حالی است که در سالهای 1980 تا 1990 پیروزی در جنگ که مهمترین مساله برای کشورها، جناحها و مردم به شمار میرفت در مفهوم خود دچار تغییر شد.
بسیاری از تاریخدانان مفهوم جدید پیروزی را به دوران جنگ سرد نسبت میدهند. در آن زمان با توجه به رعب و وحشتی که نسبت به اثرات تخریبی دوجانبه وجود داشت، پیروزی به معنای سنتی خود امری غیرممکن تلقی میشد. در نتیجه نقش ارتش و نیروهای نظامی بیشتر برای به دست آوردن قدرتی که ناشی از نفوذ در منطقه است نمود مییافت تا پیروزی به معنای سنتی. در واقع به رغم اینکه این نکته اغلب به فراموشی سپرده میشود، باید توجه داشت که دوران جنگ سرد نشان دهنده نگرش عملگرایانهای از سیاست خارجی است. اغلب روشنفکران این دوران پیشنهاد دادند، لیبرالیسم آمریکایی باید مشکلات را به محض بروز حل کند و نظریهپردازی را کنار بگذارد. اتفاقاتی که در کره و ویتنام به وقوع پیوست نیز مهر تاییدی بر این دیدگاه فلسفی به شمار میآید.
در بیانی کوتاه زبان مورد استفاده هر چه که باشد، آمریکاییها تمایل چندانی به جنگیدن صرفا با هدف دستیابی به اهداف و تحقق تعهدات ندارند و آنچه اساسا مد نظر آنها است تمایل به پیروز بیرون آمدن از میدان جنگ است. بر اساس تعریف امروزی پیروزی، این ادعا چندان عجیب و غیر منطقی نیست که آمریکا در جنگ عراق نیز پیروز شد؛ ادعایی که حتی از سوی افرادی که معتقد هستند این جنگ ارزش تلفات آن را نداشت نیز مطرح است. رژیم صدام در عراق از سوی آمریکا با فراغ بال سرکوب شد، بیآنکه از بین رفتن یک ارتش متشکل از 400 هزار تن توجه چندانی به خود جلب کند.
نتیجه این جنگ برای عراق، دموکراسی به چالش کشیده شدهای است که به نظر میرسد همچنان به حیاتش ادامه میدهد.
در افغانستان، آمریکا در نخستین جنگ که هدفش سرکوب حکومت طالبان طی چند هفته بود، پیروز شد. اوباما ظاهرا تمایل چندانی به صحبت درباره این پیروزی ندارد. با این حال این نگرانی همواره برای واشنگتن وجود داشت که طالبان طی درگیریهای بعدی درصدد بازگشت به مسند قدرت باشد.
چنانچه از دیدگاه اوباما واقعا زمان آن رسیده که درگیری و جنگ متوقف شود، وی باید بپذیرد که به جای پیروزی با توقف بینتیجه درگیریها مواجه شده است.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم