در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تنوع آیتمهای برنامه و نوآوریای که برای تولید آنها به کار گرفته شده، ویژگی دیگر آن است. قسمتی از برنامه درباره مسائل جنگی و دفاعی است. قسمتی دیگر، گفتوگومحور است و در استودیو تهیه شده، مثل بخشی که به موضوع تکاوری اختصاص داشت و سعید ابوطالب با امیردریادار غلامرضا خادم بیغم مصاحبه میکرد. بخش دیگر وجهه ادبی دارد و جنگ و دفاع مقدس را از زاویه کتاب و ادبیات بررسی میکند. به عنوان نمونه میتوان به مصاحبه با فیروز زنوزیجلالی، نویسنده کتاب «سکان سمت، میانه اروند» اشاره کرد. آیتم یک خاطره به خاطرات دفاع مقدس اختصاص دارد که پای ثابت مباحث جنگی و نظامی است. بخشی از برنامه مخصوص شعر و بخشی هم گزارش خبری است که به صورت خارجی و در ارتباط مستقیم با لوکیشنهای مدنظر، تصویربرداری شده است. در این میان، آیتمی هم هست که نظیرش را کمتر دیدهایم. نشستن پای صحبت یک جوان پژوهشگر است که دریافتهای شخصی خود را از مسائل و موضوعات مورد نظر ارائه میکند.
هر یک از آیتمهای متنوع مجله تلویزیونی حماسه، در جای خود مجال بحث و نظر دارد. مثلا بخش کلاسی و آکادمیک برنامه با یک تدبیر تدوینی خاص اجرا شده که شایان توجه است. در این بخش به جای اتکا به تصویر و صدای واقعی کلاس، ما چند جمله از کارشناس مدنظر میشنویم و بقیه را با زبان صمیمی و خودمانی نریتور دنبال میکنیم. یعنی سازندگان به جنبه جذابیت و ایجاز برنامه توجه خاص داشتهاند و این عامل مهم را فدای واقعنمایی بیدلیل نکردهاند. با این حال در آیتم گفتوگوی استودیویی، همان اشکالی که در بیشتر آیتمهای گفتوگومحور وجود دارد، به چشم میخورد. یعنی این آیتم قدری ملالآور و خستهکننده تدوین شده و تدبیری که در بخش مربوط به آگاهیهای آکادمیک اندیشیده شده بود در اینجا مورد استفاده قرار نگرفته است. شاید دلیلش مهمانی باشد که به برنامه دعوت شده و طبعا انتظار میرود سخنان او تکه و پاره نشود و هر آنچه میگوید شنیده شود، اما به هر حال چنین آیتمی با این اجرای کنونی، همخوانی چندانی با دیگر بخشهای اثر ندارد و به یکی از نواقص آن بدل شده است.
بخش یک خاطره با صمیمیت قابل ستایشی اجرا شده، فیلمبرداری در منزل صورت گرفته و نماها درست و بیغلط به هم کات شدهاند، طوری که برشهای اندازههای مختلف نما به هم دیده نمیشود. به طور کلی، مجموعه در بخش پسزمینه موفق عملکرده است؛ مثلا در بخش شعر، دکور، یک میز چوبی با میوه و چای است. بخش کتاب، بک گراند کتابخانه دارد. قسمت استودیو بک گراند مشکی دارد و بخش پژوهشگر جوان هم در محیطی تداعیکننده اتاق کار با کتاب و رایانه و دیگر ابزار کار پژوهشی تصویربرداری شده است.
اما از نقصهای کلی مجموعه میتوان به آزادیعمل دوربین اشاره کرد که برخلاف آزادی عمل تدوین ـ که از مزایای برنامه است ـ به کار لطمه زده و باعث افت کیفی اثر شده است. به عنوان نمونه در برخی نماها، دوربین بیش از حد به شخصیتهای در حال مصاحبه نزدیک میشود و چهره آنها را دفرمه میکند. دیگر اینکه در مجموعه، برخی تدابیر بصری خاص وجود دارد که گاهی موفق عمل میکند و گاهی نه. مثلا تصویر اسلوموشن سوژهها که با معرفی کلامی نریتور همراه است، جاهایی جواب نمیدهد و تصویر را از پختگی و وزانت خارج میکند. این یک قانون نانوشته است که تصویر شخص در حال صحبت را نمیشود اسلوموشن کرد، چون حرکت دهان هنگام حرف زدن وقتی به صورت آهسته نشان داده شود، فرم عادی صورت را به هم میریزد و بار کمیک پیدا میکند، در نتیجه نمیتواند مورد استفاده دراماتیک قرار بگیرد. این قبیل خطاهای ساده باعث شدهاند تدابیر بصری مجموعه تا اندازهای فرمالیستی به نظر بیایند و بازی غیرضروری با فرم تلقی شوند.
بخش گزارش خبری، به دلیل هیجان ذاتی موضوع و ماجراجویی به کار رفته در آن خوب از کار درآمده و مخاطب را با مجموعه همراه میکند، بخصوص به تصویرهایی که گرفته شده ولی امکان پخش ندارد هم اشاره میشود و همین کنجکاوی بیننده را بیشتر تحریک میکند و در نتیجه به جذابیت اثر میافزاید. از این گذشته، برنامه در عرصههای مختلف (نظامی، هنری، مباحث نظری، اندیشهای و...) خبرنگار مجزا دارد و به دنبال قهرمانسازی و چهره کردن یک شخص بخصوص که در هر زمینهای متخصص و کاربلد جلوهداده شود، نیست. این از وجوه مثبت برنامه است که نمیتوان نسبت به آن بیتفاوت بود.
حماسه، موسیقی خوبی هم دارد. موسیقی برنامه لحن حماسی دارد و به طور کامل با نام اثر و موضوع آن همخوان است. از این گذشته به خودی خود جلب توجه میکند و به تنهایی قادر است مخاطب را پای تلویزیون نگه دارد و مانع خستگی او شود. در ضمن کمک میکند ریتم برنامه هم تندتر از آنچه هست به نظر برسد و کار، موجز و فشرده و ضربتی و فاقد اطناب بیهوده به چشم بیاید. اصل معرفی شخصیتها و موقعیتها بهوسیله نریتور هم مزید بر علت شده تا برنامه، متناسب با مدیوم تلویزیون و استاندارد برنامهسازی خبری بوده و بتواند در نوع خود اتفاقی تازه در شکل برنامهسازی تلویزیونی برای رسانه ملی باشد. حماسه از این نظر قابل مقایسه با مستندهای گزارشی خارجی است حال آنکه کمتر نمونه داخلی این ویژگی مهم را دارد.
مجموعه ترکیبی حماسه، از ردیف کردن راشهای تصویربرداری شده، پرهیز کرده و با خرد کردن نماهای مختلف از آیتمهای متنوع برنامه در طول کار و با روایت موازی آنها، ساختاری شبیه مستندهای تلویزیونی روز دنیا پیدا کرده است. امروزه در کار برنامهسازی خبری این تکنیک به یک روش ثابت تبدیل شده و کمتر پیش میآید که آیتمهای مختلف یک برنامه خبری به نوبت از اول تا آخر نشان داده شوند و پروندهشان بسته شود. برنامهسازان، دیگر برنامهشان را طوری تدوین نمیکنند که هر کس به تناسب خواست و نیازش در زمان مشخصی پای مجموعه بنشیند و پس از تمام شدن بخش مورد نظرش با برنامه خداحافظی کند. روش برنامهسازی امروز، مبتنی بر اصل تسخیر لحظههای مخاطب است. هنر برنامهساز امروزی در این است که نگذارد مخاطب از پای تلویزیون تکان بخورد. برنامه باید بتواند تا انتها او را با خود همراه نگه دارد وگرنه در میان خیل برنامههای جذاب و گیرای تلویزیون به شکست محکوم خواهد بود. خوشبختانه برنامه حماسه با همین رویکرد نو و روزآمد ساخته شده و از این نظر قابل تقدیر فراوان است.
از مهمترین ویژگیهای مثبت مجله تصویری حماسه، این است که برای پرداختن به موضوع مورد نظر خود به انتخاب یک قشر خاص و زوم کردن روی آن اکتفا نمیکند. نگاه بازتری به موضوع دارد و تیپهای شخصیتی مختلفی را مورد توجه قرار میدهد. به عبارت دیگر، تلاش برنامه در جهت اصلاح تلقی رایج ولی نادرستی است که جنگ و دفاع و حماسه را در انحصار گروهی خاص میداند و نسبت به دیگران موضع منفی و بدبینانه دارد. به بیان دیگر این برنامه، جنگ و حماسه را به مثابه وجه مشترک همه مردم و دغدغه عمومی آحاد مختلف جامعه به تصویر میکشد.
و بالاخره در مجموعه حماسه نوآوریهایی وجوددارد که برنامه را به اثری صمیمانه و غیررسمی و به دور از کلیشههای مرسوم تبدیل کرده است. خبرنگار برنامه در لحظه ضبط با فیلمبردار صحبت میکند و نگران شکسته شدن قوانین مسلم فرض شده برنامهسازی نیست. ساده حرف میزند و در بیانش تکلف ندارد. با دوربین و با مخاطب راحت است و خودش را نمیگیرد. آن هم در برنامهای که موضوعش دفاع مقدس است؛ یعنی موضوعی که شاید در نگاه اول اقتضای این شکل اجرا را نداشته باشد و خشک و جدی به نظر بیاید. حماسه بخوبی توانسته این بظاهر پارادوکس لاینحل را حل کند و از این آزمون سخت موفق بیرون بیاید.
مجله تصویری حماسه را سالار بیباک نوشته، مرتضی پایهشناس کارگردانی و محمدرضا محسنیراد تدوین کرده و تهیهکننده آن محمد شکیبانیا است این مجموعه محصولی از گروه حماسه و دفاع شبکه یک بوده که در بهار 1390 تهیه شده است.
محمد کامیار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: