بازرس ارشد تسلیحاتی ملل متحد در عراق:

فرقه‌گرایان؛ جاسوسان رژیم صهیونیستی

اسکات ریتر (Scott Ritter)، بازرس ارشد تسلیحاتی ملل متحد در عراق در دهه 90 میلادی، در بخشی از مقدمه کتاب خود به نام هدف ایران (Target Iran) در خصوص جاسوسی سازمان مجاهدین خلق درخصوص تأسیسات هسته‌ای ایران چنین آورده است:
کد خبر: ۴۱۱۶۸۶

علیرضا جعفرزاده با گذشته‌ای نه چندان روشن متولد مشهد است که قبل از انقلاب 1357 که رژیم پهلوی سرنگون شد برای ادامه تحصیلات دانشگاهی به آمریکا رفت. او پس از مدت کوتاهی به مجاهدین خلق پیوست و یکی از اعضای از خود گذشته سازمان محسوب می‌گردد به‌طوری که تا آنجا پیش رفت که داوطلب خودسوزی در بیرون از مقر سازمان ملل متحد جهت جلب توجه بیشتر به سازمان مجاهدین شد. در 1988 جعفرزاده به عــراق ـ جایی که آموزش‌های نظامی را در یکی از اردوگاه‌های مجاهدین گذراند ـ عزیمت کرده و سپس تحت کمک و راهنمایی به مخابرات صدام حسین (سرویس اطلاعاتی رژیم بعث) انجام وظیفه می‌کرد.

مجاهدین قبل از سال 1986 با همکاری صدام حسین پایگاه‌های نظامی خود را در عراق مستقر کرده بودند و از این پایگاه‌ها نیروهای مجاهدین با رژیم صدام حسین در مبارزه مرگ و زندگی علیه جمهوری اسلامی ایران همکاری می‌کردند.

اواخر جولای 1988، درست قبل از اعلام آتش‌بس بین ایران و عراق، واحد علیرضا جعفرزاده در مجاهدین خلق در عملیاتی موسوم به فروغ جاویدان که یک کوشش بی حاصل جهت سرنگونی دولت ایران بود، شرکت داشت. نیروهای مجاهدین، مجهز به واحدهای مکانیزه موتوری، بیش از 100 کیلومتر در خاک ایران پیشروی کرده و شهر اسلام‌آباد را اشغال کردند که بعد از آن توسط نیروهای ایرانی محاصره شده و از بین رفتند. مجاهدین خلق هزاران نفر از نیروهای خود را در این عملیات از دست دادند و جعفرزاده یکی از افراد خوش شانسی بود که توانست سالم به عراق مراجعت کند. مجاهدین خلق نیروهایی را که از نبرد فروغ جاویدان جان سالم به در برده بودند در یک اردوگاه به نام اشرف (که نام همسر اول مسعود رجوی، بنیانگذار و رهبر معنوی مجاهدین بود) مستقر کرد. در سال 1991 بعد از شکست ارتش عراق در عملیات طوفان صحرا، صدام حسین از نیروهای مجاهدین خلق در سرکوب کردها در شمال عراق کمک خواست. مجاهدین خلق یک عملیات به نام مروارید طراحی کردند که در این عملیات صدها شهروند کُرد از جمله زنان و کودکان کشته شدند. این عملیات همراه با قتل آمریکایی‌ها در ایران و اشغال سفارت آمریکا در سال 1979، وزارت خارجه آمریکا را در سال 1997 بر آن داشت تا مجاهدین خلق را یک گروه تروریستی بشناسد که از آن تاریخ تاکنون آنان این عنوان را حفظ کرده‌اند.

همان‌طور که سخنگوی مطبوعاتی وزیر خارجه آمریکا در رسانه‌ها در 14 آگوست 2002 اشاره کرد، مواضع جعفرزاده به عنوان سخنگوی شورای ملی مقاومت ایران، شاخه سیاسی مجاهدین خلق که قبلا در عملیات نظامی علیه کردهای ایرانی و عراقی با هدایت صدام حسین شرکت داشت (شریک در جنایت جنگی) کمترین جنجالی را در پی نداشت. اواخر سال 2001 بعد از حادثه تروریستی 11 سپتامبر در آمریکا گروهی از افراد همفکر در واشنگتن‌دی‌سی گردهم آمدند تا یک نهاد لابی تحت عنوان کمیته برای ایران دموکراتیک (CDI) تشکیل دهند.

کمیته CDI جعفرزاده، نماینده مجاهدین خلق در آمریکا را متقاعد کرد که اطلاعات سرویس‌های جاسوسی اسرائیل را به‌صورت عمومی افشاء کند

اشخاص عمده این گروه، نو محافظه‌کاران شناخته شده‌ای مانند میکائیل لیدن (Michae l Leeden)، موریس آمیتای(MorrisAmitay) مدیر سابق اجرایی کمیته امور عمومی آمریکایی اسرائیلی (AIPAC) و جیمز ووسلی (JamesWoosley) مدیر سابق سیا (CIA) بودند.

هدف اصلی CDI براندازی رژیم ایران بود. این کمیته بشدت طرفدار اسرائیل بوده و با لابی‌های قدرتمند طرفدار اسرائیل مانند کمیته امور عمومی آمریکایی ـ اسرائیلی (AIPAC) یا انستیتوی یهودیان برای امور امنیت ملی JINSA در ارتباط بودند. این لابی‌های قدرتمند از سازمان مجاهدین و بخش سیاسی آن شورای ملی مقاومت به عنوان یک گروه پیشرو و عمده حمایت می‌کردند چرا که مجاهدین خلق را تنها گروه منسجم و بزرگ ضد رژیم می‌دانستند. این حقیقت که سازمان مجاهدین در عراق مستقر بود و در گذشته از سیاست‌های خصمانه صدام حسین حمایت کرده بود کمتر مورد توجه این کمیته واقع شد.

دولت اسرائیل به‌‌رغم سرزنش‌های آمریکا دنبال راه‌های دیگری بود که توجه دولت آمریکا را به خطری که معتقد بودند ایران در منطقه دارد، معطوف کند و آمریکا را متقاعد سازد تا خطر ایران را جدی‌تر بگیرد. یکی از مهم‌ترین طرح‌ها این بود که آمریکا همکاری‌های بین ایران و روسیه را در مورد برنامه‌های هسته‌ای متوقف سازد. سبحانی (ایرانی مقیم آمریکا ـ از هواداران رژیم سلطنتی) و CDI (شرکت لابی) یک راه‌حل ایده‌آل پیشنهاد کردند. پیشنهاد این بود که دولت اسرائیل از رضا پهلوی جهت اعلام این‌که ایران در برنامه‌های سلاح‌های هسته‌ای پیشرفت داشته است، استفاده کند و در مقابل به رضا پهلوی اعتبار خاصی داده خواهد شد که موقعیت او را نسبت به سایر رقبا که سعی در جانشینی روحانیون در ایران دارند تقویت خواهد کرد. بر خلاف انتظار اسرائیل و CDI ، رضا پهلوی ظاهرا این ریسک را که با سازمان‌های اطلاعاتی اسرائیل رابطه نزدیکی داشته باشد، نپذیرفت.

لیدن و CDI توجه خود را به سازمان مجاهدین خلق مخصوصا شورای ملی مقاومت، شاخه سیاسی آن در واشنگتن، به عنوان انتخاب بعدی برای نزدیکی با سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیل معطوف کردند. کمیته CDI جعفرزاده، نماینده مجاهدین خلق در آمریکا را متقاعد کرد که اطلاعات سرویس‌های جاسوسی اسرائیل را بصورت عمومی افشاء کند. این نکته حائز اهمیت است که سرویس‌های جاسوسی اسرائیل در اواسط دهه 90 با مجاهدین خلق ارتباط برقرار کرده بودند و این پرده نمایش در حال حاضر برای جعفرزاده آماده شده بود تا اهداف آنان را دنبال کند. جعفرزاده سخنان خود را این‌گونه شروع کرد: آنچه امروز من با شما در میان می‌گذارم نتیجه تحقیقات و مطالعات سنگینی است که توسط کمیته دفاعی و مطالعات استراتژیک شورای ملی مقاومت ایران با استفاده از اطلاعات مقر فرماندهی مجاهدین خلق در داخل کشور انجام شده است. (که البته این موضوع صحت نداشت). براساس منابع مطلع، اطلاعات جعفرزاده از سرویس‌های جاسوسی اسرائیل کسب شده بود که البته این نکته اهمیت چندانی نداشت. آنچه جعفرزاده مطرح کرد، می‌تواند تاریخ معاصر را تغییر دهد.

جعفرزاده سعی کرد تا اطلاعاتی راجع به تأمین‌کننده، سازنده، روابط اداری و همچنین برنامه‌های زمانبندی دقیقی که در این دو مرکز در حال انجام است ارائه کند. در مصاحبه مطبوعاتی، خبرنگارانی از وال استریت ژورنال، آسوشیتدپرس، فاکس نیوز، آژانس خبری فرانسه و شبکه الجزیره حضور داشتند. خبرگزاری الجزیره سعی کرد که اظهارنظر دولت ایران در مورد این اطلاعات را جویا شود که عکس‌العملی را به‌دنبال نداشت.

در اولین نگاه به نظر رسید که نقشه اسرائیل با شکست مواجه شده است ولی ماه‌ها و سال‌ها بعد، این مصاحبه مطبوعاتی کوتاه جعفرزاده در یک روز گرم و شرجی در ماه آگوست 2002، به یک بحران جهانی در تابستان 2006 تبدیل شد که جهان را به لبه پرتگاه یک بحران کشانده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها